بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
پس از [[مرگ ابوبکر]]، [[عمر بن خطاب]] بر [[مسند]] [[خلافت]] تکیه زد. وی که از سوی [[خلیفه]] پیشین به این سمت [[منصوب]] شد<ref>تاریخ خلفا، ج۲، ص۶۳.</ref>، بیش از ده سال بر [[جامعه اسلامی]] [[حکومت]] کرد. در دوران خلافت عمر، [[قدرت سیاسی]] و نظامی [[مسلمین]] شکوفاتر شد و با [[فتح]] [[ایران]]، [[دمشق]]، [[حمص]]، بعلبک، [[انطاکیه]]، [[بیتالمقدس]] و [[مصر]]، جغرافیای [[جهان اسلام]] به سرعت توسعه یافت. | پس از [[مرگ ابوبکر]]، [[عمر بن خطاب]] بر [[مسند]] [[خلافت]] تکیه زد. وی که از سوی [[خلیفه]] پیشین به این سمت [[منصوب]] شد<ref>تاریخ خلفا، ج۲، ص۶۳.</ref>، بیش از ده سال بر [[جامعه اسلامی]] [[حکومت]] کرد. در دوران خلافت عمر، [[قدرت سیاسی]] و نظامی [[مسلمین]] شکوفاتر شد و با [[فتح]] [[ایران]]، [[دمشق]]، [[حمص]]، بعلبک، [[انطاکیه]]، [[بیتالمقدس]] و [[مصر]]، جغرافیای [[جهان اسلام]] به سرعت توسعه یافت. | ||
یکی از معیارهای اصلی خلیفه برای [[انتخاب]] [[کارگزار]]، توان و تجربه نظامی کافی بود. وی کمتر از [[یاران]] مشهور [[پیامبر]] برای [[اداره امور]] استفاده میکرد. دلایلی برای اتخاذ این [[سیاست]] ذکر شده است: | در این دوران گسترش جغرافیایی خلافت، سبب پیچیدهتر شدن [[ساختار حکومت]] گردید و برای [[انتخاب کارگزاران]] و [[نظارت]] بر عملکرد آنان، به ویژه در زمینه [[امور مالی]] ضوابط خاصی [[تعیین]] گردید. یکی از معیارهای اصلی خلیفه برای [[انتخاب]] [[کارگزار]]، توان و تجربه نظامی کافی بود. وی کمتر از [[یاران]] مشهور [[پیامبر]] برای [[اداره امور]] استفاده میکرد. دلایلی برای اتخاذ این [[سیاست]] ذکر شده است: | ||
#[[آلوده]] شدن به کارهای اجرایی؛ | |||
#[[خوف]] از پراکنده شدن در [[شهرها]] و قرار گرفتن در محور [[مخالفت]] علیه خلیفه؛ | |||
#جلوگیری از [[نشر احادیث]] [[پیامبر خدا]] در شهرها، چنانچه [[خطیب بغدادی]] [[نقل]] کرده است که [[عمر]]، در پی [[ابوالدرداء]]، [[ابو مسعود انصاری]] و [[عبدالله بن مسعود]] فرستاد و پیغام داد که: این همه [[حدیثی]] که از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل میکنید چیست؟”<ref>رجوع کنید به طبقات کبری، ج۳ ص۴۹۹؛ تاریخ خلفاء، ج۲، ص۷۱-۷۲.</ref>. | |||
یکی از ویژگیهای مهم دوران [[زمامداری]] عمر، کنترل و نظارت بر [[کارگزاران]] بود؛ بدین شکل که موقع عزیمت آنان به محلّ [[خدمت]]، ثروتشان [[ثبت]] میشد و در وقت بازگشت، [[ثروت]] آنان را به دو نیم تقسیم کرده، نیمهای را به آنان پس میدادند و نیمی دیگر را به [[بیتالمال]] میسپردند که به این کار، اصطلاحاً “مشاطر” [[اموال]] میگویند. اساس این کنترل به این جهت بود که [[عمر]] تقریباً همه [[کارگزاران]] خود را در این باره [[خطاکار]] میدانست و بیشتر از جهت [[مالی]] این کنترل صورت میگرفت؛ ولی در میان کارگزاران خود، به طور محسوس، از [[معاویه بن ابی سفیان]] که بر [[دمشق]] [[حکومت]] میکرد، هیچ گونه بازخواستی نکرد<ref>تاریخ خلفا، ص۷۵-۷۷.</ref>. | یکی از ویژگیهای مهم دوران [[زمامداری]] عمر، کنترل و نظارت بر [[کارگزاران]] بود؛ بدین شکل که موقع عزیمت آنان به محلّ [[خدمت]]، ثروتشان [[ثبت]] میشد و در وقت بازگشت، [[ثروت]] آنان را به دو نیم تقسیم کرده، نیمهای را به آنان پس میدادند و نیمی دیگر را به [[بیتالمال]] میسپردند که به این کار، اصطلاحاً “مشاطر” [[اموال]] میگویند. اساس این کنترل به این جهت بود که [[عمر]] تقریباً همه [[کارگزاران]] خود را در این باره [[خطاکار]] میدانست و بیشتر از جهت [[مالی]] این کنترل صورت میگرفت؛ ولی در میان کارگزاران خود، به طور محسوس، از [[معاویه بن ابی سفیان]] که بر [[دمشق]] [[حکومت]] میکرد، هیچ گونه بازخواستی نکرد<ref>تاریخ خلفا، ص۷۵-۷۷.</ref>. | ||
| خط ۱۸: | خط ۲۱: | ||
در این دوران همچنین فاصله گرفتن از [[سنتهای اصیل]] [[نبوی]] و رواج برخی [[بدعتها]]، بیتوجهی به اصل [[شایستهسالاری]] و [[انتخاب]] افرادی چون: فرزند [[ابوسفیان]] برای یک [[منصب]] مهم [[حکومتی]] و رواج نابرابریهای غیر عادلانه بین اقشار و نژادهای گوناگون [[مسلمین]]، از جمله [[عرب]] و [[عجم]]، کارکرد نظام خلافت را زیر سؤال برده بود<ref>تاریخ خلفا، ج۲، ص۸۱-۸۲.</ref>. | در این دوران همچنین فاصله گرفتن از [[سنتهای اصیل]] [[نبوی]] و رواج برخی [[بدعتها]]، بیتوجهی به اصل [[شایستهسالاری]] و [[انتخاب]] افرادی چون: فرزند [[ابوسفیان]] برای یک [[منصب]] مهم [[حکومتی]] و رواج نابرابریهای غیر عادلانه بین اقشار و نژادهای گوناگون [[مسلمین]]، از جمله [[عرب]] و [[عجم]]، کارکرد نظام خلافت را زیر سؤال برده بود<ref>تاریخ خلفا، ج۲، ص۸۱-۸۲.</ref>. | ||
عمر در آخرین روزهای [[زندگی]]، مانند [[ابوبکر]] در امر انتخاب خلیفه پس از خود [[عثمان]]، سعد و [[عبدالرحمن بن عوف]] و واگذاری [[حق]] انتخاب خلیفه به این [[شورا]]، زمینههای دست یافتن عثمان به [[قدرت]] را فراهم ساخت<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۵۰.</ref>.<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۱۹۵.</ref> | عمر در آخرین روزهای [[زندگی]]، مانند [[ابوبکر]] در امر انتخاب خلیفه پس از خود [[عثمان]]، سعد و [[عبدالرحمن بن عوف]] و واگذاری [[حق]] انتخاب خلیفه به این [[شورا]]، زمینههای دست یافتن عثمان به [[قدرت]] را فراهم ساخت<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۵۰.</ref>.<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۱۹۵.</ref> | ||
==[[دلیل]] [[اهل سنت]] بر [[خلافت]] [[عمر]] و نقد آن== | ==[[دلیل]] [[اهل سنت]] بر [[خلافت]] [[عمر]] و نقد آن== | ||
عمده [[دلیل]] [[اهل سنت]] در این زمینه این است که [[ابوبکر]] در روزهای آخر [[عمر]] و در بستر [[بیماری]] [[وصیت]] کرد که [[خلیفه]] بعد از من عُمَر است<ref>الاحکام السلطانیه، ج۱، ص۱۰؛ الکامل فی التاریخ، ابناثیر، ج۲، ص۴۲۶.</ref>. اما این [[وصیت]] به چند [[دلیل]] [[مشروعیت]] نداشته است: | |||
#[[مشروعیت]] [[خلافت]] وصیتکننده ([[ابوبکر]]) ثابت نشده تا او بتواند [[جانشین]] بعد از خویش را نیز [[تعیین]] کند. بر فرض که [[خلافت]] [[ابوبکر]] به نظر [[اهل حل و عقد]] ثابت شود، او بر اساس چه حقی، [[خلیفه]] پس از خود را [[تعیین]] کرده است، آیا این [[حق]] را از [[ناحیه]] [[خدا]] دارد یا از [[ناحیه]] [[بیعت مردم]]؟ روشن است که از هیچ کدام! | #[[مشروعیت]] [[خلافت]] وصیتکننده ([[ابوبکر]]) ثابت نشده تا او بتواند [[جانشین]] بعد از خویش را نیز [[تعیین]] کند. بر فرض که [[خلافت]] [[ابوبکر]] به نظر [[اهل حل و عقد]] ثابت شود، او بر اساس چه حقی، [[خلیفه]] پس از خود را [[تعیین]] کرده است، آیا این [[حق]] را از [[ناحیه]] [[خدا]] دارد یا از [[ناحیه]] [[بیعت مردم]]؟ روشن است که از هیچ کدام! | ||
#همانگونه که بنا به گفته [[عمر]]، [[وصیت پیامبر]]{{صل}} در حال [[بیماری]] اعتبار ندارد [با اینکه [[قرآن]] بر صحت [[گفتار پیامبر]]{{صل}} و دور بودن آن از هرگونه [[لغزش]] [[گواه]] است] پس [[عهد]] و [[وصیّت]] [[ابوبکر]] در حال [[بیماری]] به طریق اولی فاقد هرگونه [[ارزش]] و اعتبار است. | #همانگونه که بنا به گفته [[عمر]]، [[وصیت پیامبر]]{{صل}} در حال [[بیماری]] اعتبار ندارد [با اینکه [[قرآن]] بر صحت [[گفتار پیامبر]]{{صل}} و دور بودن آن از هرگونه [[لغزش]] [[گواه]] است] پس [[عهد]] و [[وصیّت]] [[ابوبکر]] در حال [[بیماری]] به طریق اولی فاقد هرگونه [[ارزش]] و اعتبار است. | ||
#این [[وصیت]] در جمع [[صحابه]] و به [[اختیار]] و [[انتخاب]] [[اهل حل و عقد]] نبوده، بلکه تنها [[عثمان]] [[شاهد]] صحنه بوده است<ref>ر.ک: الکامل فی التاریخ، ابناثیر، ج۲، ص۴۲۵ – ۴۲۶.</ref>. | #این [[وصیت]] در جمع [[صحابه]] و به [[اختیار]] و [[انتخاب]] [[اهل حل و عقد]] نبوده، بلکه تنها [[عثمان]] [[شاهد]] صحنه بوده است<ref>ر.ک: الکامل فی التاریخ، ابناثیر، ج۲، ص۴۲۵ – ۴۲۶.</ref>. | ||
#چرا [[ابوبکر]] در امر [[خلافت]] از [[سیره پیامبر]]{{صل}} [[تبعیت]] نکرد؟ که مدعیاند درباره [[خلافت]] نصّی صادر نکرده و آن را به تصمیمگیری [[امت]] واگذار کرده است<ref>ر.ک: شرح المقاصد، تفتازانی، ج۵، ص۲۶۳.</ref> در حالی که سزاوار بود | #چرا [[ابوبکر]] در امر [[خلافت]] از [[سیره پیامبر]]{{صل}} [[تبعیت]] نکرد؟ که مدعیاند درباره [[خلافت]] نصّی صادر نکرده و آن را به تصمیمگیری [[امت]] واگذار کرده است<ref>ر.ک: شرح المقاصد، تفتازانی، ج۵، ص۲۶۳.</ref> در حالی که سزاوار بود [[ابوبکر]] نیز چنین میکرد<ref>[[عبدالله ابراهیمزاده آملی|ابراهیمزاده آملی، عبدالله]]، [[ امامت و رهبری - ابراهیمزاده آملی (کتاب)| امامت و رهبری]]، ص:۱۲۴-۱۲۵.</ref> | ||
==منابع== | ==منابع== | ||