بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{نبوت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%;...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
امام حسین{{ع}} شخصی را سراغ [[زهیر]] فرستادند و او را احضار نمودند، او در حالی که با [[رفقا]] و همراهانش سر سفره [[غذا خوردن]] بود از جواب دادن اجتناب نمود، ولی از [[تعجب]] همگی لقمههایی که در دست داشتند به [[زمین]] گذاردند! | امام حسین{{ع}} شخصی را سراغ [[زهیر]] فرستادند و او را احضار نمودند، او در حالی که با [[رفقا]] و همراهانش سر سفره [[غذا خوردن]] بود از جواب دادن اجتناب نمود، ولی از [[تعجب]] همگی لقمههایی که در دست داشتند به [[زمین]] گذاردند! | ||
دلهم با روشی ارشادی به شوهرش گفت: سبحان [[الله]]! آیا [[شرم]] نمیداری، فرزند [[پیغمبر]] تو را میخواند اجابتش نمیکنی؟! میرفتی و به سخنانش گوش میکردی<ref>{{متن حدیث|يَا زُهَيْرُ أَ يَبْعَثُ إِلَيْكَ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ ثُمَّ لَا تَأْتِيهِ سُبْحَانَ اللَّهِ لَوْ أَتَيْتَهُ فَسَمِعْتَ كَلَامَهُ ثُمَّ انْصَرَفْتَ}} (اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۲۷).</ref>. | |||
زهیر بیآن که از این امر خوشش بیاید به نزد آن [[حضرت]] رفت، دیری نپایید که با [[شادی]] و چهرهای درخشان بازگشت. او به کلی عوض شده بود، گویی امام حسین{{ع}} با نفس مسیحایی خود در او [[تصرف]] کرده بودند، زهیر دستور داد [[خیمه]] او را بِکَنَند و در کنار امام حسین{{ع}} بر پا کنند<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۳۰۲، سنه ۶۰ هجری؛ بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۷۱.</ref>. | زهیر بیآن که از این امر خوشش بیاید به نزد آن [[حضرت]] رفت، دیری نپایید که با [[شادی]] و چهرهای درخشان بازگشت. او به کلی عوض شده بود، گویی امام حسین{{ع}} با نفس مسیحایی خود در او [[تصرف]] کرده بودند، زهیر دستور داد [[خیمه]] او را بِکَنَند و در کنار امام حسین{{ع}} بر پا کنند<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۳۰۲، سنه ۶۰ هجری؛ بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۷۱.</ref>. | ||