بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
==سرشناسه نوشته شده توسط آقای توحیدی نژاد== | ==سرشناسه نوشته شده توسط آقای توحیدی نژاد== | ||
{{نقل قول دوقلو طبقاتی | |||
|شکل بندی بدنه=line-height:170% | |||
|شکل بندی عنوان= | |||
|شکل بندی عنوان ستون راست=background:#EFDDC5; text-align:center; font-size:110%; font-weight:bold; | |||
|شکل بندی عنوان ستون چپ=background:#EFDDC5; text-align:center; font-size:110%; font-weight:bold | |||
|شکل بندی ستون راست=background-color: #FFF8EA; text-align:justify; font-size:100%; width: 50% | |||
|شکل بندی ستون چپ=background-color: #FEFFF3; text-align:justify; font-size:100% | |||
|شکل بندی فصل= | |||
|رنگ حاشیه= | |||
|تراز= | |||
|عرض= | |||
|عنوان= | |||
|عنوان ستون راست= | |||
|عنوان ستون چپ= | |||
|یکی شدن عنوان = | |||
| | |||
بر اساس منابع [[قرآنی]] و [[حدیثی]] و به [[حکم عقل]]، [[امامان]] علاوه بر صفت [[عصمت]] و [[الهام]] دارای [[علم ویژه]] [[الهی]] یا همان «[[علم لدنی]]» نیز هستند، به این معنی که [[علم]] و [[معرفت]] آنان مانند علم [[انسانها]] از راه عادی مانند [[آموزش]] و فراگیری نیست، بلکه مانند [[علم پیامبران]] از طرق غیرعادی مثل الهام و [[فرشتگان]] به دست میآید که در [[ادبیات]] [[روایات]] به "محدثون" و "مفهّمون" تعبیر میشود. یعنی از جمله راههای انتقال [[علوم]] به [[اهل بیت]]{{ع}} اعطای آن از طریق علم لدنی است. علم لدنی، [[افاضۀ بیواسطۀ دانش]]، از ناحیۀ [[خداوند]] به برخی از [[بندگان شایسته]]؛ مانند: [[پیامبران]] یا [[امامان الهی]] {{ع}} است و با [[علمی]] که انسانهای عادی میآموزند تفاوت دارد. این علم به موجب [[ادلۀ عقلی]] و [[نقلی]] که آن را [[اثبات]] میکند قابل هیچ گونه تخلفی نبوده و [[تغییر]] نمیپذیرد و به اصطلاح علم به آنچه در [[لوح محفوظ]] [[ثبت]] شده است و [[آگاهی]] از آنچه قضای حتمی خداوند به آن تعلق گرفته، است؛ لذا هیچ گونه تکلیفی به متعلق این گونه علم از آن جهت که حتمیالوقوع میباشد تعلق نمیگیرد. | بر اساس منابع [[قرآنی]] و [[حدیثی]] و به [[حکم عقل]]، [[امامان]] علاوه بر صفت [[عصمت]] و [[الهام]] دارای [[علم ویژه]] [[الهی]] یا همان «[[علم لدنی]]» نیز هستند، به این معنی که [[علم]] و [[معرفت]] آنان مانند علم [[انسانها]] از راه عادی مانند [[آموزش]] و فراگیری نیست، بلکه مانند [[علم پیامبران]] از طرق غیرعادی مثل الهام و [[فرشتگان]] به دست میآید که در [[ادبیات]] [[روایات]] به "محدثون" و "مفهّمون" تعبیر میشود. یعنی از جمله راههای انتقال [[علوم]] به [[اهل بیت]]{{ع}} اعطای آن از طریق علم لدنی است. علم لدنی، [[افاضۀ بیواسطۀ دانش]]، از ناحیۀ [[خداوند]] به برخی از [[بندگان شایسته]]؛ مانند: [[پیامبران]] یا [[امامان الهی]] {{ع}} است و با [[علمی]] که انسانهای عادی میآموزند تفاوت دارد. این علم به موجب [[ادلۀ عقلی]] و [[نقلی]] که آن را [[اثبات]] میکند قابل هیچ گونه تخلفی نبوده و [[تغییر]] نمیپذیرد و به اصطلاح علم به آنچه در [[لوح محفوظ]] [[ثبت]] شده است و [[آگاهی]] از آنچه قضای حتمی خداوند به آن تعلق گرفته، است؛ لذا هیچ گونه تکلیفی به متعلق این گونه علم از آن جهت که حتمیالوقوع میباشد تعلق نمیگیرد. | ||
| خط ۱۱: | خط ۲۷: | ||
لازمۀ چنین نگرشی به [[امامت]]، [[تفسیر]] منشأ [[علم امامان]] به منابع عادی مانند [[ظن]] و [[اجتهاد]] است که رهاورد آن تجویز [[خطا]] و [[سلب]] [[حجیت]] اقوال [[امامان]] و تلقی آن مانند یک [[معرفت دینی]] بشری است<ref>قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>. در جواب [[شبهه]] باید گفت: [[علم لدنی]] اختصاص به [[پیامبران]] ندارد و [[پیامبر]]{{صل}} به [[علم غیب]] و [[لدنی]] [[ائمه]] {{ع}} در موارد مختلف تصریح داشته است و اگر چنین علمی با اصل [[خاتمیت]] تهافت داشت خود [[پیامبر خاتم]] چنین عمل نمی نمود: " همچنین [[امام علی]]{{ع}} به علم غیب خویش تصریح و علم غیب رهاورد [[ولایت باطنی]] است. اصل ادعای علم لدنی و [[غیب]] هیچ ارتباطی با [[نبوت]] و خاتمیت ندارد؛ چراکه علم لدنی و غیب شامل انسانهای غیر پیامبر هم میشود. بر این اساس [[نفس]] علم غیب و [[اثبات]] آن برای [[امامان معصوم]] با اصل نبوت و خاتمیت تهافت و [[ناسازگاری]] ندارد. اگر [[مدعی علم غیب]] و لدنی علاوه بر ادعای آن، مدعی [[پیام آسمانی]] جدید در غیر قالب [[شریعت اسلام]] باشد، چنین علمی با اصل خاتمیت [[تعارض]] پیدا میکند، اما هیچ [[شیعی]] مدعی آن نیست که [[امامان]] چنین ادعایی داشتند، بلکه خود ائمه بعد از توصیف [[علم]] خود به [[الهام]] و [[الهی]] در [[مقام]] زدودن چنین شبههای برآمده و متذکر شدند که بعد از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[پیامبری]] نخواهد آمد. اگر مقصود مدعی تهافت علم لدنی با خاتمیت این باشد که امامان در پرتو علم غیب خود، مدعی [[عصمت]]، [[حجیت]] [[گفتار]] و [[تشریع]] در بعض [[احکام]] اسلاماند، در اینباره باید گفت اولاً: اصل [[ادعای علم غیب]] و لدنی با خاتمیت منافات ندارد، اما آنچه در نظر مستشکل منافات دارد، ادعای حجیت و تشریع است اما حجیت و تشریع آنان به [[اذن الهی]] ـ که [[شارع]] [[حقیقی]] [[اسلام]] است ـ و [[تفویض]] پیامبر اسلام {{صل}} است که در [[حقیقت]] نه منافی خاتمیت بلکه [[متمم]] و مکمل آن نیز هست<ref>قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>. | لازمۀ چنین نگرشی به [[امامت]]، [[تفسیر]] منشأ [[علم امامان]] به منابع عادی مانند [[ظن]] و [[اجتهاد]] است که رهاورد آن تجویز [[خطا]] و [[سلب]] [[حجیت]] اقوال [[امامان]] و تلقی آن مانند یک [[معرفت دینی]] بشری است<ref>قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>. در جواب [[شبهه]] باید گفت: [[علم لدنی]] اختصاص به [[پیامبران]] ندارد و [[پیامبر]]{{صل}} به [[علم غیب]] و [[لدنی]] [[ائمه]] {{ع}} در موارد مختلف تصریح داشته است و اگر چنین علمی با اصل [[خاتمیت]] تهافت داشت خود [[پیامبر خاتم]] چنین عمل نمی نمود: " همچنین [[امام علی]]{{ع}} به علم غیب خویش تصریح و علم غیب رهاورد [[ولایت باطنی]] است. اصل ادعای علم لدنی و [[غیب]] هیچ ارتباطی با [[نبوت]] و خاتمیت ندارد؛ چراکه علم لدنی و غیب شامل انسانهای غیر پیامبر هم میشود. بر این اساس [[نفس]] علم غیب و [[اثبات]] آن برای [[امامان معصوم]] با اصل نبوت و خاتمیت تهافت و [[ناسازگاری]] ندارد. اگر [[مدعی علم غیب]] و لدنی علاوه بر ادعای آن، مدعی [[پیام آسمانی]] جدید در غیر قالب [[شریعت اسلام]] باشد، چنین علمی با اصل خاتمیت [[تعارض]] پیدا میکند، اما هیچ [[شیعی]] مدعی آن نیست که [[امامان]] چنین ادعایی داشتند، بلکه خود ائمه بعد از توصیف [[علم]] خود به [[الهام]] و [[الهی]] در [[مقام]] زدودن چنین شبههای برآمده و متذکر شدند که بعد از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[پیامبری]] نخواهد آمد. اگر مقصود مدعی تهافت علم لدنی با خاتمیت این باشد که امامان در پرتو علم غیب خود، مدعی [[عصمت]]، [[حجیت]] [[گفتار]] و [[تشریع]] در بعض [[احکام]] اسلاماند، در اینباره باید گفت اولاً: اصل [[ادعای علم غیب]] و لدنی با خاتمیت منافات ندارد، اما آنچه در نظر مستشکل منافات دارد، ادعای حجیت و تشریع است اما حجیت و تشریع آنان به [[اذن الهی]] ـ که [[شارع]] [[حقیقی]] [[اسلام]] است ـ و [[تفویض]] پیامبر اسلام {{صل}} است که در [[حقیقت]] نه منافی خاتمیت بلکه [[متمم]] و مکمل آن نیز هست<ref>قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>. | ||
| | |||
*'''علم غیب''' | |||
<small>عِلم غَیْب، گونهای آگاهی که در حالت طبیعی برای انسان دستیافتنی نیست و خداوند، برخی انسانها را از آن بهرهمند میکند. بنابر آموزههای شیعی، آگاهی از غیب، مخصوص خداوند است؛ ولی او بنابر مصالحی، برخی انسانها را از آن بهرهمند میکند. با این حال، برخی علوم غیبی مانند علم به ذات خداوند، مخصوص خود اوست و کسی را توان رسیدن به آن نیست. بر اساس آموزههای دینی، پیامبران ( یا دستکم برخی از آنها)، از جمله پیامبر اسلام(ص)، امامان شیعه و برخی از انسانهای صالح از علم غیب برخوردارند. مقدار و گستره این علم در افراد مختلف، متفاوت است و بیشترین میزان آن مخصوص پیامبر اکرم (ص) و جانشینان اوست. | |||
درباره علم غیب امامان، دو نظر عمده حداقلی و حداکثری در بین متکلمان شیعه رواج داشته است. علمای متأخر شیعه بیشتر به علم غیب غیر محدود امامان معتقدند.</small> | |||