بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
[[مهدی]] مردی نسبتاً [[نرمخوی]] و خوش [[قلب]] بود و از آرامشی که در نتیجه مهابت [[پدر]] برقرار شده بود بهخوبی استفاده کرد و بیشتر [[دارایی]] و [[اموال]] به جای مانده را که با [[مصادره]]، [[لئامت]] و [[سختگیری]] فراهم آمده بود، در [[آبادانی]] راهها و [[شهرها]] و بذل و بخششهای شاهانه به کار گرفت. به گفته [[یعقوبی]] مهدی اموالی را که پدرش مصادره کرده بود به صاحبانش بازگرداند و آنان را [[خشنود]] ساخت؛ همچنین از [[قتل]] و [[آزار]] [[فرزندان ابوطالب]] جلوگیری و آنان را از [[زندان]] [[آزاد]] کرد و برای هر کدام [[هدایا]] و مقرریهایی تعیین نمود<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۹۴.</ref>؛ نیز [[زندانیان]] دیگر، جز افراد خطرناک را از بند رها ساخت<ref>الکامل، ج۶، ص۴۱.</ref>؛ افزون بر اینها، راه [[مکه]] را آباد و بناها و رباطهای فراوان با چاههای آب در آن ایجاد کرد؛ به وسعت [[مسجدالحرام]] بیفزود؛ میان مکه و [[یمن]] دستگاه [[برید]] برقرار کرد و در دیگر راهها نیز ایستگاههای [[نگهبانی]] دایر کرد. در نتیجه این اقدامات، [[امنیت]] گسترش یافت و شهرها آباد شد و [[بغداد]] به مرکزی [[تجاری]]، [[فرهنگی]] و [[هنری]] بدل گردید؛ اما این اقدامات نارضایتیها را از میان برنداشت.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۴۴.</ref>. | [[مهدی]] مردی نسبتاً [[نرمخوی]] و خوش [[قلب]] بود و از آرامشی که در نتیجه مهابت [[پدر]] برقرار شده بود بهخوبی استفاده کرد و بیشتر [[دارایی]] و [[اموال]] به جای مانده را که با [[مصادره]]، [[لئامت]] و [[سختگیری]] فراهم آمده بود، در [[آبادانی]] راهها و [[شهرها]] و بذل و بخششهای شاهانه به کار گرفت. به گفته [[یعقوبی]] مهدی اموالی را که پدرش مصادره کرده بود به صاحبانش بازگرداند و آنان را [[خشنود]] ساخت؛ همچنین از [[قتل]] و [[آزار]] [[فرزندان ابوطالب]] جلوگیری و آنان را از [[زندان]] [[آزاد]] کرد و برای هر کدام [[هدایا]] و مقرریهایی تعیین نمود<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۹۴.</ref>؛ نیز [[زندانیان]] دیگر، جز افراد خطرناک را از بند رها ساخت<ref>الکامل، ج۶، ص۴۱.</ref>؛ افزون بر اینها، راه [[مکه]] را آباد و بناها و رباطهای فراوان با چاههای آب در آن ایجاد کرد؛ به وسعت [[مسجدالحرام]] بیفزود؛ میان مکه و [[یمن]] دستگاه [[برید]] برقرار کرد و در دیگر راهها نیز ایستگاههای [[نگهبانی]] دایر کرد. در نتیجه این اقدامات، [[امنیت]] گسترش یافت و شهرها آباد شد و [[بغداد]] به مرکزی [[تجاری]]، [[فرهنگی]] و [[هنری]] بدل گردید؛ اما این اقدامات نارضایتیها را از میان برنداشت.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۴۴.</ref>. | ||
==[[خروج یوسف البرم]]== | ==سرکوب حرکتهای خصمانه== | ||
===[[خروج یوسف البرم]]=== | |||
== | ===[[عیسی بن موسی]]=== | ||
===[[شورش مقنع]]=== | |||
==[[شورش مقنع]]== | ===[[خروج عبدالسلام یشکری]]=== | ||
==[[زندقه در تاریخ اسلامی|تعقیب و کشتار زنادقه]]== | |||
==[[خروج عبدالسلام یشکری]]== | ==جنگهای خارجی== | ||
== | |||
[[سپاه]] خلیفه، پس از [[سرکوب]] [[شورشیان]] و مدعیان [[قدرت]]، بیکار و آماده جنگ و [[خزانه]] عباسی برای تأمین مخارج [[لشکرکشی]] توانا بود؛ از اینرو، علاوه بر [[لشکریان]] مزد بگیر (مرتزقه)، گروه بسیاری از داوطلبان (مطوعه) از ولایات مختلف در [[بغداد]] [[اجتماع]] میکردند که خلیفه آنان را به جنگ میفرستاد. از آن جمله، در تابستان<ref>به این نبردها و لشکرکشیهای تابستانی «صائفه» میگفتند (نک: الکامل، ج۶، ص۱۱۶).</ref> ۱۵۹ ق. [[عباس بن محمد]] با عدهای از [[سرداران]] [[خراسانی]] به [[روم]] لشکر کشید و تا آنقره در [[آسیای صغیر]] پیش رفت و پس از [[پیروزی]] با [[غنیمت]] بسیار بازگشت<ref>الکامل، ج۶، ص۴۰-۴۱.</ref>. همچنین به سال ۱۶۰ ق. سپاهی از مطوعه به [[فرماندهی]] [[عبدالملک بن شهاب المسمعی]] از طریق دریا به [[سرزمین]] [[هند]] تاخت و [[شهر]] باربَد را پس از محاصره به [[تصرف]] در آورد. در راه بازگشت، گروهی از [[مسلمانان]] بر اثر [[بیماری]] و گروهی نیز بر اثر [[طوفان]] دریا کشته شدند<ref>الکامل، ج۶، ص۴۶.</ref>. در [[سال ۱۶۵ ق]]. نیز مهدی، فرزندش [[هارون]] را با سپاهی در حدود ۶۵ هزار تن به بلاد روم گسیل کرد؛ [[هارون]] تا خلیج [[قسطنطنیه]] پیش رفت. [[ملکه]] بیزانس تقاضای [[صلح]] کرد و هارون درخواست او را به شرط پرداخت سالانه هفتاد هزار دینار پذیرفت.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۴۸.</ref>. | [[سپاه]] خلیفه، پس از [[سرکوب]] [[شورشیان]] و مدعیان [[قدرت]]، بیکار و آماده جنگ و [[خزانه]] عباسی برای تأمین مخارج [[لشکرکشی]] توانا بود؛ از اینرو، علاوه بر [[لشکریان]] مزد بگیر (مرتزقه)، گروه بسیاری از داوطلبان (مطوعه) از ولایات مختلف در [[بغداد]] [[اجتماع]] میکردند که خلیفه آنان را به جنگ میفرستاد. از آن جمله، در تابستان<ref>به این نبردها و لشکرکشیهای تابستانی «صائفه» میگفتند (نک: الکامل، ج۶، ص۱۱۶).</ref> ۱۵۹ ق. [[عباس بن محمد]] با عدهای از [[سرداران]] [[خراسانی]] به [[روم]] لشکر کشید و تا آنقره در [[آسیای صغیر]] پیش رفت و پس از [[پیروزی]] با [[غنیمت]] بسیار بازگشت<ref>الکامل، ج۶، ص۴۰-۴۱.</ref>. همچنین به سال ۱۶۰ ق. سپاهی از مطوعه به [[فرماندهی]] [[عبدالملک بن شهاب المسمعی]] از طریق دریا به [[سرزمین]] [[هند]] تاخت و [[شهر]] باربَد را پس از محاصره به [[تصرف]] در آورد. در راه بازگشت، گروهی از [[مسلمانان]] بر اثر [[بیماری]] و گروهی نیز بر اثر [[طوفان]] دریا کشته شدند<ref>الکامل، ج۶، ص۴۶.</ref>. در [[سال ۱۶۵ ق]]. نیز مهدی، فرزندش [[هارون]] را با سپاهی در حدود ۶۵ هزار تن به بلاد روم گسیل کرد؛ [[هارون]] تا خلیج [[قسطنطنیه]] پیش رفت. [[ملکه]] بیزانس تقاضای [[صلح]] کرد و هارون درخواست او را به شرط پرداخت سالانه هفتاد هزار دینار پذیرفت.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۴۸.</ref>. | ||
==مسأله [[ولایتعهدی]]== | ==مسأله [[ولایتعهدی]]== | ||
چنانکه گفته شد، مهدی، [[هادی]] را به ولیعهدی اول و [[هارون]] را به ولیعهدی دوم خویش [[برگزیده]] بود، اما [[خیزران]] که [[مادر]] هر دو پسر بود، علاقه بیشتری به هارون داشت و مصرانه از مهدی میخواست که هارون را بر هادی مقدم گرداند. [[خاندان]] [[برمکی]] نیز که [[تربیت]] هارون را بر عهده داشتند، از خیزران [[حمایت]] میکردند. در پی این فشارها، به [[سال ۱۶۹ ق]]. [[خلیفه]] از هادی خواست تا از ولیعهدی استعفا کند، اما هادی که در آن هنگام برای [[نبرد]] به [[گرگان]] رفته بود نپذیرفت؛ پس در [[محرم]] آن سال، خلیفه برای اقناع او روانه گرگان شد<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۰۱.</ref>، ولی در راه در ناحیهای به نام ماسَبَذان، هنگام شکار بر اثر حادثهای، در گذشت<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۰۱.</ref>.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۵۰.</ref>. | چنانکه گفته شد، ابوعبدالله مهدی، [[هادی عباسی|هادی]] را به ولیعهدی اول و [[هارون]] را به ولیعهدی دوم خویش [[برگزیده]] بود، اما [[خیزران]] که [[مادر]] هر دو پسر بود، علاقه بیشتری به هارون داشت و مصرانه از مهدی میخواست که هارون را بر هادی مقدم گرداند. [[خاندان]] [[برمکی]] نیز که [[تربیت]] هارون را بر عهده داشتند، از خیزران [[حمایت]] میکردند. در پی این فشارها، به [[سال ۱۶۹ ق]]. [[خلیفه]] از هادی خواست تا از ولیعهدی استعفا کند، اما هادی که در آن هنگام برای [[نبرد]] به [[گرگان]] رفته بود نپذیرفت؛ پس در [[محرم]] آن سال، خلیفه برای اقناع او روانه گرگان شد<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۰۱.</ref>، ولی در راه در ناحیهای به نام ماسَبَذان، هنگام شکار بر اثر حادثهای، در گذشت<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۰۱.</ref>.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۵۰.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||