←امام مهدی {{ع}} در بیان رسول خدا{{صل}}
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
==[[امام مهدی]] {{ع}} در بیان [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}}== | ==[[امام مهدی]] {{ع}} در بیان [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}}== | ||
[[پیامبر اعظم]]{{صل}} در محافل و مجالس گوناگون همه [[ویژگیهای امام مهدی]]{{ع}} را معرفی کرد. [[رسول خدا]]{{صل}} بر آن بود چهره روشنی از [[امام مهدی]]{{ع}} ترسیم کند تا همگان در طول [[تاریخ]]، [[مهدی]]{{ع}} [[موعود]] را به [[درستی]] بشناسند و از [[گرایش]] به فرقههای دروغین و [[مدعیان مهدویت]] [[نجات]] یابند. [[پیامبر]]، [[مهدی]]{{ع}} را از دودمان [[پاکان]] و [[عترت]] خویش، پسر [[فاطمه زهرا]]{{س}} و [[علی]] [[مرتضی]]{{ع}}، از [[تبار امام حسین]]{{ع}}، [[نهمین فرزند امام حسین]]{{ع}} و [[آخرین وصی]] خود معرفی کرده است. پدرش را [[امام حسن عسکری]] اعلام کرد؛ او را همنام خود نامید و در [[خلق]] و خو شبیه خود دانست. در این باره به چند [[روایت]] اشاره میکنیم | [[پیامبر اعظم]]{{صل}} در محافل و مجالس گوناگون همه [[ویژگیهای امام مهدی]]{{ع}} را معرفی کرد. [[رسول خدا]]{{صل}} بر آن بود چهره روشنی از [[امام مهدی]]{{ع}} ترسیم کند تا همگان در طول [[تاریخ]]، [[مهدی]]{{ع}} [[موعود]] را به [[درستی]] بشناسند و از [[گرایش]] به فرقههای دروغین و [[مدعیان مهدویت]] [[نجات]] یابند. [[پیامبر]]، [[مهدی]]{{ع}} را از دودمان [[پاکان]] و [[عترت]] خویش، پسر [[فاطمه زهرا]]{{س}} و [[علی]] [[مرتضی]]{{ع}}، از [[تبار امام حسین]]{{ع}}، [[نهمین فرزند امام حسین]]{{ع}} و [[آخرین وصی]] خود معرفی کرده است. پدرش را [[امام حسن عسکری]] اعلام کرد؛ او را همنام خود نامید و در [[خلق]] و خو شبیه خود دانست. در این باره به چند [[روایت]] اشاره میکنیم: | ||
#[[ام سلمه]]، [[همسر گرامی رسول خدا]]{{صل}} [[نقل]] میکند: "از [[پیامبر]] شنیدم که فرمود: [[مهدی]]{{ع}} از [[عترت]] من و از [[فرزندان فاطمه]] هست"<ref>محمد بن طلحه شافعی، مطالب السئول، بیروت، مؤسسه البلاغ، ۱۴۱۹ ه.ق، چ ۱، ص۳۱۳.</ref>. | |||
#[[رسول خدا]]{{صل}} در روایتی دیگر فرمود: [[جبرئیل]] از نزد [[خدای تعالی]] به من خبر داد: ای [[محمد]]! همانا [[خدا]] از [[بنیهاشم]]، هفت نفر را برگزید که در گذشته و [[آینده]]، نظیرشان را [[خلق]] نکرده است. تو یا [[رسولالله]]، [[سرور]] [[پیامبران]]؛ [[علی بن ابی طالب]]، [[وصی]] تو [[سرور]] [[اوصیا]]؛ [[حسن]] و [[حسین]]، دو [[سبط]] تو، [[سید]] الاسباط؛ عمویت، [[حمزه]]، [[سیدالشهدا]] و [[جعفر]]، پسر عمویت که در [[بهشت]] با [[فرشتگان]] پرواز کند، به هرجا که بخواهد. نیز از شماست [[حضرت قائم]] که [[عیسی بن مریم]] پشت سرش [[نماز]] میخواند وقتی که به [[زمین]] فرود آید. او از [[ذریه]] [[علی]] و [[فاطمه]] و از [[نسل]] [[حسین]] است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ ه.ق، چ ۳، ج۸، ص۴۲، ح۱۰.</ref>. | |||
#[[پیامبر اکرم]]{{صل}} خطاب به [[حضرت علی]]{{ع}} فرمود: [[یا علی]]! اگر نماند از [[دنیا]] مگر یک روز، [[خدا]] آن روز را طولانی کند تا مردی از [[عترت]] تو که به او [[مهدی]]{{ع}} میگویند، مالک [[زمین]] شود<ref>محمد بن جریر طبری، دلایل الامامة، مطبعة الحیدریه، ص۲۵۰.</ref>. | |||
#[[رسول خدا]]{{صل}}، [[حضرت مهدی]]{{ع}} را [[نهمین امام]] از [[نسل]] [[امام حسین]]{{ع}} معرفی کرد و خطاب به [[عمار]] فرمود: ای [[عمار]]؟ همانا از صلب و [[نسل]] فرزندم [[حسین]]، نه [[امام]] بیاید که [[نهمین امام]] از [[فرزندان حسین]] از نظر شیعیانش [[غیبت]] کند<ref>علی بن یونس نباطی بیاضی، الصراط المستقیم، نجف، مطبعة الحیدریة، ۱۳۸۴ ه.ق، ج۲، دی ۱۱۸.</ref>. | |||
#[[پیامبر اعظم]]{{صل}}، [[امامان]] پس از خود را [[دوازده نفر]] و [[علی]]{{ع}} را نخستین [[امام]] و [[مهدی]]{{ع}} را [[آخرین امام]] و [[وصی]] خود معرفی کرد و فرمود: [[امامان]] پس از من [[دوازده نفر]] هستند. [[یا علی]]! تو اولین امامی و آخرین آنها [[حضرت قائم]] است که [[خدا]] [[شرق]] و [[غرب]] [[دنیا]] را به دست ایشان [[فتح]] کند<ref>شیخ صدوق، کمال الدین، قم، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۹۵ ه.ق، ج۱، ص۲۹۸؛ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۴ ه.ق، ج۳۹، ص۲۲۹.</ref>. | |||
#[[پیامبر]] در حدیثهای گوناگونی، اجداد [[حضرت مهدی]]{{ع}} را نام میبرد و در نهایت، [[حضرت مهدی]]{{ع}} را [[آخرین امام]] و [[فرزند]] [[امام حسن عسکری]]{{ع}} معرفی میکند<ref>قندوزی، ینابیع المودة، قم، منشورات رضی، چ ۱، ج۲، باب ۷۶، ص۵۲۹.</ref>. | |||
#[[علامه مجلسی]] [[حدیث]] مفصلی از [[پیامبر]] آورده که چنین است: همانا [[خدای تبارک و تعالی]] در صلب [[حسن]] ([[امام حسن عسکری]]{{ع}}) نطفهای [[پاک]] و [[پاکیزه]]، [[طاهر]] و [[مطهر]] قرار دهد (و از [[نسل]] او به وجود آورد.) فردی که [[راضی]] شود به [[ولایت]] او هر مؤمنی که [[خدا]] از او بر [[ولایت]] ([[مهدی]]{{ع}})، [[عهد]] گرفته است و [[انکار]] کند او را هر معاندی. او ([[مهدی]]{{ع}})، [[امام]] [[پاک]] و [[متقی]] و آراسته به [[کمالات]] و [[هادی]] و [[مهدی]]{{ع}} است. او [[حکم]] کند بر [[عدل]] و امر کند بر [[عدل]] و [[تصدیق]] کند [[خدای تعالی]] را و [[خدا]] او را [[تصدیق]] کند... برای او گنجهایی است که نه طلا و نه نقره است، بلکه مرکبهای [[نیکو]] و [[زیبا]] و مردانی است که [[خدا]] آنان را از بلاد دور بر گردش جمع کند که به تعداد [[اهل]] [[بدر]] و ۳۱۳ نفرند. با او صحیفهای مختوم است که در آن تعداد و نام و [[نسب]] و بلاد یارانش و تمام مشخصات آنها نوشته شده است...<ref>بحارالانوار، ح۳۶، ص۲۰۷ و ۲۰۸.</ref>.<ref>[[مهدی لطفی|لطفی، مهدی]]، [[پیامبر و امام مهدی (کتاب)| پیامبر و امام مهدی]]، ص۱۱- ۱۳.</ref> | |||
#[[صدوق]] در امالی از [[ابن عباس]] [[نقل]] کرده است که [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: چون در شب [[معراج]] مرا به [[آسمان]] هفتم و از آنجا به [[سدرة المنتهی]] و از آنجا به حجابهای [[نور]] بردند، پروردگارم ندا کرد که: ای [[محمد]] تو [[بنده]] من و من [[پروردگار]] توام، پس خود را در برابر من کوچک شمار و مرا [[پرستش]] کن و بر من [[توکل]] نما و به من اعتماد داشته باش، زیرا من [[دوست]] دارم که تو [[بنده]]، حبیب، [[رسول]] و [[پیغمبر]] من باشی و برادرت [[علی]] [[جانشین]] و باب [[مدینه علم]] تو باشد. او [[حجت]] من و پیشوای [[بندگان]] من است که به وسیله او [[دوستان]] من از دشمنانم شناخته شوند. به وسیله او حزب [[شیطان]] از حزب الله تمیز داده میشود و [[دین]] من به وجود او پایدار و [[حدود]] آن محفوظ و احکامش جاری میشود. به خاطر تو و او و [[امامان]] از اولاد تو، به مرد و [[زن]] بندگانم ترحم میکنم و به وسیله [[قائم]] شما [[زمین]] خود را با [[تسبیح]] و [[تهلیل]] و [[تکبیر]] و [[تمجید]] ذات مقدسم، آباد کنم و از وجود [[دشمنان]] [[پاک]] گردانم و به دوستانم واگذار نمایم. با [[ظهور]] او سخنان بیدینان را پست و تعالیم خود را بلند گردانم و [[شهرها]] و بندگانم را از [[علم]] خود با خبر کنم و گنجها و اندوختهها را آشکار سازم و او را به [[اسرار]] و ما فی الضمیر هر کس مطلع گردانم و با نیروی فرشتگانم مدد کنم تا [[فرمان]] مرا [[اجرا]] کند و دینم را رواج دهد. او ولی به [[حق]] و [[مهدی]] حقیقی [[بندگان]] من است<ref> صدوق، امالی، ص ۵۰۴؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۶۵-۶۶.</ref>. | #[[صدوق]] در امالی از [[ابن عباس]] [[نقل]] کرده است که [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: چون در شب [[معراج]] مرا به [[آسمان]] هفتم و از آنجا به [[سدرة المنتهی]] و از آنجا به حجابهای [[نور]] بردند، پروردگارم ندا کرد که: ای [[محمد]] تو [[بنده]] من و من [[پروردگار]] توام، پس خود را در برابر من کوچک شمار و مرا [[پرستش]] کن و بر من [[توکل]] نما و به من اعتماد داشته باش، زیرا من [[دوست]] دارم که تو [[بنده]]، حبیب، [[رسول]] و [[پیغمبر]] من باشی و برادرت [[علی]] [[جانشین]] و باب [[مدینه علم]] تو باشد. او [[حجت]] من و پیشوای [[بندگان]] من است که به وسیله او [[دوستان]] من از دشمنانم شناخته شوند. به وسیله او حزب [[شیطان]] از حزب الله تمیز داده میشود و [[دین]] من به وجود او پایدار و [[حدود]] آن محفوظ و احکامش جاری میشود. به خاطر تو و او و [[امامان]] از اولاد تو، به مرد و [[زن]] بندگانم ترحم میکنم و به وسیله [[قائم]] شما [[زمین]] خود را با [[تسبیح]] و [[تهلیل]] و [[تکبیر]] و [[تمجید]] ذات مقدسم، آباد کنم و از وجود [[دشمنان]] [[پاک]] گردانم و به دوستانم واگذار نمایم. با [[ظهور]] او سخنان بیدینان را پست و تعالیم خود را بلند گردانم و [[شهرها]] و بندگانم را از [[علم]] خود با خبر کنم و گنجها و اندوختهها را آشکار سازم و او را به [[اسرار]] و ما فی الضمیر هر کس مطلع گردانم و با نیروی فرشتگانم مدد کنم تا [[فرمان]] مرا [[اجرا]] کند و دینم را رواج دهد. او ولی به [[حق]] و [[مهدی]] حقیقی [[بندگان]] من است<ref> صدوق، امالی، ص ۵۰۴؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۶۵-۶۶.</ref>. | ||
#مجلسی در بحار از [[شیخ صدوق]] در کتاب [[کمال الدین]] از [[سعید بن جبیر]] و او از [[ابن عباس]] و او از [[پیامبر]] {{صل}} [[نقل]] کرده که فرمود: [[جانشینان]] من که بعد از من [[حجتهای پروردگار]] بر [[مردم]] روی [[زمین]] هستند، [[دوازده تن]] میباشند. اول آنها برادرم و آخر آنها فرزندم خواهد بود. عرض کردند: یا [[رسول الله]] برادر شما کیست؟ فرمود: [[علی]] ابن ابی طالب {{ع}}. گفتند: [[فرزند]] شما کیست؟ فرمود: [[مهدی]] است که [[زمین]] را از [[عدل و داد]] پر کند، چنانکه پر از [[ظلم و ستم]] شده باشد. به خدایی که مرا به [[راستی]] به [[مقام]] [[پیغمبری]] برانگیخته، اگر یک روز از [[عمر]] [[دنیا]] باقی مانده باشد، [[خداوند]] آن روز را چندان طولانی گرداند تا فرزندم [[مهدی]] در آن روز [[ظهور]] کند. پس [[عیسی]] [[روح]] الله از [[آسمان]] فرود آید و پشت سر او [[نماز]] گزارد. [[زمین]] به [[نور]] پروردگارش روشن شود و سلطنتش در شرق و غرب عالم گسترش یابد<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۷۱.</ref>. | #مجلسی در بحار از [[شیخ صدوق]] در کتاب [[کمال الدین]] از [[سعید بن جبیر]] و او از [[ابن عباس]] و او از [[پیامبر]] {{صل}} [[نقل]] کرده که فرمود: [[جانشینان]] من که بعد از من [[حجتهای پروردگار]] بر [[مردم]] روی [[زمین]] هستند، [[دوازده تن]] میباشند. اول آنها برادرم و آخر آنها فرزندم خواهد بود. عرض کردند: یا [[رسول الله]] برادر شما کیست؟ فرمود: [[علی]] ابن ابی طالب {{ع}}. گفتند: [[فرزند]] شما کیست؟ فرمود: [[مهدی]] است که [[زمین]] را از [[عدل و داد]] پر کند، چنانکه پر از [[ظلم و ستم]] شده باشد. به خدایی که مرا به [[راستی]] به [[مقام]] [[پیغمبری]] برانگیخته، اگر یک روز از [[عمر]] [[دنیا]] باقی مانده باشد، [[خداوند]] آن روز را چندان طولانی گرداند تا فرزندم [[مهدی]] در آن روز [[ظهور]] کند. پس [[عیسی]] [[روح]] الله از [[آسمان]] فرود آید و پشت سر او [[نماز]] گزارد. [[زمین]] به [[نور]] پروردگارش روشن شود و سلطنتش در شرق و غرب عالم گسترش یابد<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۷۱.</ref>. | ||