بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
# امر به معروف و نهی از منکر و بیان احکام الهی: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}} <ref>سوره اعراف، آیه: ۱۵۷.</ref> پیروی از [[رسول|رسول الهی]] و احکام آسمانی، باعث آزادی معنوی و اجتماعی انسان میشود <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۵۵.</ref>. | # امر به معروف و نهی از منکر و بیان احکام الهی: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}} <ref>سوره اعراف، آیه: ۱۵۷.</ref> پیروی از [[رسول|رسول الهی]] و احکام آسمانی، باعث آزادی معنوی و اجتماعی انسان میشود <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۵۵.</ref>. | ||
# رفع اختلافها: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}﴾}} <ref>سوره اعراف، آیه: ۲۱۳.</ref> [[علامه طباطبائی]] در تفسیر این آیه: انسان بهحسب فطرتش، اجتماعی است، جذب منافع و خودخواهی در اجتماع، باعث اختلاف میگردد لذا نیاز به وضع قوانین است؛ پس اختلاف در دنیا، باعث تشریع دین شد. همچنین، اختلاف در احساسات و ادراکات باعث میشود که هدفها و آرزوها هم مختلف گردند و در نتیجه، اختلاف در افعال و اختلال در نظام اجتماعی پدیدار شود که در اینجا ضرورت تشریع قوانین کلیه، آشکار میگردد <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۵۶-۵۷.</ref>. | # رفع اختلافها: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}﴾}} <ref>سوره اعراف، آیه: ۲۱۳.</ref> [[علامه طباطبائی]] در تفسیر این آیه: انسان بهحسب فطرتش، اجتماعی است، جذب منافع و خودخواهی در اجتماع، باعث اختلاف میگردد لذا نیاز به وضع قوانین است؛ پس اختلاف در دنیا، باعث تشریع دین شد. همچنین، اختلاف در احساسات و ادراکات باعث میشود که هدفها و آرزوها هم مختلف گردند و در نتیجه، اختلاف در افعال و اختلال در نظام اجتماعی پدیدار شود که در اینجا ضرورت تشریع قوانین کلیه، آشکار میگردد <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۵۶-۵۷.</ref>. | ||
# تذکر و یادآوری: آدمی پارهای دریافتهای فطری و عقلی دارد که هدایتگر او بهسوی حقیقت و نیکیاند اما چهبسا آنها را به فراموشی میسپارند ازاینرو، یکی از اهداف اصلی [[پیامبران]]، یادآوری است {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هَذَا بَلاغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ وَلِيَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}}﴾}} <ref>سوره ابراهیم، آیه: ۵۲.</ref> <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۱۹.</ref>. در نتیجه: خداوند سبحان بر اساس حکمت خود و قابلیتهای انسان در پذیرش دعوت، پیامبران را مبعوث ساخت، تا توحید و یکتاپرستی و امیدواری به آخرت را به انسانها بیاموزند و اختلافها و | # تذکر و یادآوری: آدمی پارهای دریافتهای فطری و عقلی دارد که هدایتگر او بهسوی حقیقت و نیکیاند اما چهبسا آنها را به فراموشی میسپارند ازاینرو، یکی از اهداف اصلی [[پیامبران]]، یادآوری است {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هَذَا بَلاغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ وَلِيَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}}﴾}} <ref>سوره ابراهیم، آیه: ۵۲.</ref> <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۱۹.</ref>. در نتیجه: خداوند سبحان بر اساس حکمت خود و قابلیتهای انسان در پذیرش دعوت، پیامبران را مبعوث ساخت، تا توحید و یکتاپرستی و امیدواری به آخرت را به انسانها بیاموزند و اختلافها و خصومتهای مردم را رفع سازند و با تبشیر و انذار مردم و تشکیل حکومت دینی و آموزش کتاب و حکمت، بر بندگان اتمامحجت نمایند <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۵۸.</ref>. | ||
# مبارزه با ظلم و فساد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ * وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ * وَلا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلا تَعْثَوْا فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ}}﴾}} <ref>سوره شعراء، آیه: ۱۸۱-۱۸۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِينَ * إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ}}﴾}} <ref>سوره اعراف، آیه: ۸۰ و ۸۱.</ref>. | # مبارزه با ظلم و فساد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ * وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ * وَلا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلا تَعْثَوْا فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ}}﴾}} <ref>سوره شعراء، آیه: ۱۸۱-۱۸۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِينَ * إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ}}﴾}} <ref>سوره اعراف، آیه: ۸۰ و ۸۱.</ref>. | ||
===اهداف [[پیامبران]] در نگاه حدیث=== | ===اهداف [[پیامبران]] در نگاه حدیث=== | ||
| خط ۶۵: | خط ۶۵: | ||
# تحقق الگوهای عینی کمال انسانی | # تحقق الگوهای عینی کمال انسانی | ||
# بسط عدالت اجتماعی <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۱۷ و ۱۸.</ref>. | # بسط عدالت اجتماعی <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۱۷ و ۱۸.</ref>. | ||
===ضرورت کلامی [[بعثت]]=== | |||
[[معتزله]] نظر کردن در [[معجزه]] را واجب عقلی میدانند زیرا قول مدعی معجزه محتمل الصدق است و بر تقدیر صدق و عدم اتباع، ضرر عاید میگردد. | |||
[[قاعده لطف]]: دو معنا بر لطف: | |||
#لطف محصل، فعلی است که در صورت وقوع آن، انسان مکلف، با اختیار خویش، تکلیفش را انجام میدهد. | |||
#لطف مقرب، فعلی است که در صورت وقوع برای شخص مکلف، زمینه مساعدی برای اطاعت از خداوند فراهم میآید. | |||
[[اشاعره]]، بر اساس انکار حسن و قبح عقلی، به وجوب لطف اعتقاد ندارند، اما متکلمان [[امامیه]] و [[معتزله]] اینچنین استدلال میکنند <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۲۳ و ۲۴.</ref>: [[بعثت|بعثت انبیا]]، به جهت بیان زشتی و زیبایی افعال و احوال قیامت، احسانی است که بندگان را، با حفظ اختیار، به طاعت خدا نزدیک و از معصیت او دور میسازد، پس عقلاً بر خداوند واجب است. لطف، صفت فعلیه خداوند متعال است که انگیزهای در مکلفان ایجاد میکند که یا به تحقق "لطف محصل" و یا به تقرب "لطف مقرب" تکلیف میانجامد. شرایط وجوب لطف این است که اولاً: قدرت بر انجام دادن تکلیف، وابسته به آن لطف نباشد و ثانیاً: لطف، مکلف را به مرز اجبار و سلب اختیار نکشاند. پس [[بعثت|بعثت پیامبران]] برای بیان احکامی که تأکید بر احکام عقلی است، لطف محسوب میشود ولی برای بیان احکامی که عقل بهصورت مستقل توان درک آنها را ندارد، مصداق لطف به شمار نمیآید و بعثت پیامبران از باب حکمت الهی، ضرورت پیدا میکند <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۶۰-۶۲.</ref>. | |||
====[[برهان حکمت]]==== | |||
متکلمان [[امامیه]] و [[معتزله]] و [[ماتریدیه]] برای اثبات بعثت پیامبران از برهان حکمت بهره بردهاند: یعنی [[نبوت]]، هم حَسَن است و هم واجب در حکمت است؛ زیرا مقصود و غایت حقتعالی از آفرینش انسانها، دریافت مصلحت بوده است هم در احوال معاش و هم در احوال معاد که بیان این حقایق و اعمال نیز از طریق [[پیامبر|پیامبر الهی]] میسر است. حاصل اینکه: | |||
# هدف آفرینش انسان، تکامل اختیاری است. | |||
# تکامل اختیاری، درگرو افعال اختیاری است. | |||
#شناختهای عقلی و حسی برای تشخیص راه کمال کافی نیست. | |||
#پس خداوند میبایست راه دیگری برای رساندن انسان به کمال نشان دهد. این "باید"، دستور عقل به خدا نیست بلکه کشف ضرورت بین علت و معلول است <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۶۳-۶۵.</ref>.. | |||
===دلیل کارکرد [[نبوت]]=== | |||
===فواید [[بعثت]]=== | |||
# در مواردی، شرع به یاری عقل میشتابد مانند اثبات وجود و صفات الهی. | |||
# عقل در مواردی به [[شریعت]] نیازمند است مانند معرفی طبقات بهشت و جهنم. | |||
# در صورتی که اعمال انسانها با بایدها و نبایدهای شرعی انطباق یابد، [[بعثت]]، منشأ زوال خوف است در بندگان. | |||
# درک هر چیز منافع و مضر که تجربه ناپذیرند و یا به زمان طولانی نیاز دارند. | |||
# درک افعال پسندیده و ناپسندیده. | |||
# حفظ نوع انسانی در اثر برقراری نظم اجتماعی و سنتهای الهی. | |||
# تکمیل امور اخلاقی و عنوان انسانها. | |||
# آموزش صنعت و فنونی که بر مردم پوشیده است. | |||
# تعلیم اخلاق و سیاستهای اجتماعی. | |||
#اطلاع یافتن از ثواب و عقاب اخروی . | |||
# عقول آدمی گرفتار اضدادی چون شهوت، نفرت، وهم و... است که گاهی انسان را به امور منافی با عقل دعوت میکنند و فقط [[پیامبر]] خارجی میتواند مانع و زاجر این قوا باشد. | |||
#برخی از صفات الهی، از ناحیه عقل راهی به کشف آنها نیست، مانند کلام و سمع و بصر الهی. | |||
پس ترک ایجاد [[نبی]] و ارسال [[رسول]]، موجب اهمال نوع انسان باشد و اهمال، مؤدی به هلاک نوع شود و نقض غرض لازم آید <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۶۹ و ۷۰.</ref>. | |||
====دلیل نیازمندی==== | |||
اگر قبول کنیم که زندگی بشر با مردنش در این دنیا پایان نمیپذیرد و نشئه دیگری وجود دارد، بدون شک علم و عقل بشر برای تحقیق در مسائل آخرت و تشخیص منافع و مضراتش کافی نیست. حتی اصل وجود چنین جهانی نه صددرصد قابلاثبات است و نه صددرصد قابل نفی. لذا نیاز به [[انبیا]] در مسائل اخروی جای بحثی ندارد. اما علاوه بر این، قرآن، مسئله زندگی دنیا را هم ازنظر هدف انبیا مطرح میکند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|...لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط}}﴾}} و در جاهای دیگر آن هدف دیگر "شناخت خداوند" را هم ذکر میکند. پس قرآن، وجود [[پیامبران]] را برای برقراری عدالت لازم و ضروری میداند. ازنظر علمی و مطالعات اجتماعی همچنین ضرورتی هست. | |||
بشر بهحکم غریزه اجبار ندارد که زندگیاش اجتماعی باشد برخلاف حیوانهای اجتماعی که از طرف خود خلقت و طبیعت، مسخر و مجبورند که اجتماعی زندگی کنند، یعنی لزومی نیست وظیفهاش را با تعلیم و تربیت یاد بگیرد بلکه راه خودش را اجباراً میداند <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۷۰-۷۲.</ref>. اما این نقص در بشر هست و به او این غریزه داده نشده است. آن وقت بشر به موجب همین اختیار، امکان تخلف از وظیفه، همیشه برایش هست و دنبال هدفهای خودش میرود و نه دنبال مصلحت اجتماع، برخلاف حیوان اجتماعی. بشر نیاز دارد به یک هدایت و رهبری که او را بهسوی مصالح اجتماعیاش هدایت و رهبری کند و نیازمند است به یک قوه حاکم بر وجودش که او را به دنبال مصالح اجتماعی بفرستد که همان ایمان باشد. اگر حکومت دین و [[انبیا]] نبود، بشر خودش را خورده بود یعنی همین الآنهم بشر تربیتهای انسانیای که دارد، از بقایای همان تعلیمات دینی و طنابهای آسمانی است چون خیلی تفاوت است میان افراد بشر، عدهای گوسفند و عدهای گرگاند <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۷۳ و ۷۴.</ref>. | |||
==منابع== | ==منابع== | ||