←شبهههای ضرورت بعثت پیامبران
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۳۰: | خط ۱۳۰: | ||
غایت وجود انسان، سیر و سلوک بهسوی خداوند متعال است که چهار مرحله دارد: اول: سیر من الخلق إلی الله به نفی "ما سوی" از خود، بلکه به نفی خود نیز از خود دوم: سیر فی الله به مشاهده ذات احدیت به اعتبار تعینی از تعینات صفات سوم: سیر مع الله، به مشاهده هویت مطلقه با تعینی از تعینات خلقیه گویند چهارم: سیر من الله إلی الخلق به حمل اوامر نواهی الهیه و قوانین [[شریعت]] برای هدایت تشنگان عالم امکان. و شک نیست که این اسفار اربعه، مترتب است بعضی بر بعضی و مراد از [[نبی]]، مسافر سفر چهارم است <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۸۹ و ۹۱.</ref>. | غایت وجود انسان، سیر و سلوک بهسوی خداوند متعال است که چهار مرحله دارد: اول: سیر من الخلق إلی الله به نفی "ما سوی" از خود، بلکه به نفی خود نیز از خود دوم: سیر فی الله به مشاهده ذات احدیت به اعتبار تعینی از تعینات صفات سوم: سیر مع الله، به مشاهده هویت مطلقه با تعینی از تعینات خلقیه گویند چهارم: سیر من الله إلی الخلق به حمل اوامر نواهی الهیه و قوانین [[شریعت]] برای هدایت تشنگان عالم امکان. و شک نیست که این اسفار اربعه، مترتب است بعضی بر بعضی و مراد از [[نبی]]، مسافر سفر چهارم است <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۸۹ و ۹۱.</ref>. | ||
===شبهههای ضرورت [[بعثت|بعثت پیامبران]]=== | ===شبهههای ضرورت [[بعثت|بعثت پیامبران]]=== | ||
۱. '''شبهه نیاز به بعثت''': گروهی گفتهاند: اگر دستاوردهای [[انبیا]] با عقل موافق است پس بیهوده است و یا مخالف با عقل است که قابلپذیرش نمیباشد. | :۱. '''شبهه نیاز به بعثت''': گروهی گفتهاند: اگر دستاوردهای [[انبیا]] با عقل موافق است پس بیهوده است و یا مخالف با عقل است که قابلپذیرش نمیباشد. | ||
پاسخ این است که عقل نسبت به برخی دستورات انبیا نفیاً و اثباتاً ساکت است <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۹۲.</ref>. | :پاسخ این است که عقل نسبت به برخی دستورات انبیا نفیاً و اثباتاً ساکت است <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۹۲.</ref>. | ||
۲. '''شبهه نفی ضرورت [[بعثت]]''': [[فخر رازی]] با توجه به استدلال [[ابن سینا]] میگوید: هیچ ملازمهای بین احتجاج مردم به شارع و ضرورت وجود شارع نیست، زیرا لازم نیست هر چیز اصلی برای این عالم تحقق و تحصل یابد. | :۲. '''شبهه نفی ضرورت [[بعثت]]''': [[فخر رازی]] با توجه به استدلال [[ابن سینا]] میگوید: هیچ ملازمهای بین احتجاج مردم به شارع و ضرورت وجود شارع نیست، زیرا لازم نیست هر چیز اصلی برای این عالم تحقق و تحصل یابد. | ||
اگر در پاسخ بگوییم که بین رفع احتجاج مهم و حیاتی انسان و فیض و خیرخواهی و کمالات نامتناهی حقتعالی ضرورت بالقیاس است، صدور کمال، وجوب فلسفی مییابد نه وجوب اخلاقی و اشکال فخر رازی به [[قاعده لطف]] و قاعده اصلی نیز رفع میشود <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۹۲ و ۹۳.</ref>. | :اگر در پاسخ بگوییم که بین رفع احتجاج مهم و حیاتی انسان و فیض و خیرخواهی و کمالات نامتناهی حقتعالی ضرورت بالقیاس است، صدور کمال، وجوب فلسفی مییابد نه وجوب اخلاقی و اشکال فخر رازی به [[قاعده لطف]] و قاعده اصلی نیز رفع میشود <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۹۲ و ۹۳.</ref>. | ||
۳. '''شبهه نظامهای غیردینی''': [[ابن خلدون]] میگوید: در عرض نظام اجتماعی اسلام، نظامهای اجتماعی دیگری است که بدون احتیاج به [[شریعت]] توانمندند. | :۳. '''شبهه نظامهای غیردینی''': [[ابن خلدون]] میگوید: در عرض نظام اجتماعی اسلام، نظامهای اجتماعی دیگری است که بدون احتیاج به [[شریعت]] توانمندند. | ||
پاسخ: قانونی سعادت دنیایی بشر را تأمین میکند که به همه ابعاد و جنبههای روحانی و جسمانی، فردی، اجتماعی بشر توجه داشته باشد. ضمانت اجرایی را برای همه مردم تأمین کند. تنظیم و تدوین قوانین دنیایی با این همه ویژگیها به دست انسانهای عادی امکانپذیر نیست لذا بشر هنوز با عقل و احساسات و دهها امر روانی و نفسانی دیگر نتوانسته است در این امور به دیدگاه یگانهای برسد <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۹۴ و ۹۵.</ref>. | :پاسخ: قانونی سعادت دنیایی بشر را تأمین میکند که به همه ابعاد و جنبههای روحانی و جسمانی، فردی، اجتماعی بشر توجه داشته باشد. ضمانت اجرایی را برای همه مردم تأمین کند. تنظیم و تدوین قوانین دنیایی با این همه ویژگیها به دست انسانهای عادی امکانپذیر نیست لذا بشر هنوز با عقل و احساسات و دهها امر روانی و نفسانی دیگر نتوانسته است در این امور به دیدگاه یگانهای برسد <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۹۴ و ۹۵.</ref>. | ||
۴. '''شبهه برهان حکمت الهی''': ازآنجاکه ابزارهای عادی معرفت بشری "عقل و حس و تجربه" برای رسیدن به کمال، کافی نیست پس محتاج به [[وحی]] میباشیم. اما سؤال این است که از کجا معلوم میشود که هدف خداوند حکیم از خلقت انسان، رساندن او به کمال است. | :۴. '''شبهه برهان حکمت الهی''': ازآنجاکه ابزارهای عادی معرفت بشری "عقل و حس و تجربه" برای رسیدن به کمال، کافی نیست پس محتاج به [[وحی]] میباشیم. اما سؤال این است که از کجا معلوم میشود که هدف خداوند حکیم از خلقت انسان، رساندن او به کمال است. | ||
پاسخ: خدا، جامع جمیع کمالات است و حکیمی است که حکمتش علاوه بر هدف فاعلی، هدف فعلی هم دارد و مقصود از هدف فعلی برطرف کردن نقص فعل است. زیرا کمال محض، فیاض کمال است نه نقص، پس خداوند حکیم، خواهان کمال مخلوق است. برفرض که هدف خداوند، کمال انسان باشد، آیا کمال و سعادت انسان منحصراً با [[وحی]] محقق میشود؟ پاسخ: خدا، ابزارهای عمومی مشخصی همچون حس و عقل و وجدان به انسان داده است، ممکن است دهها ابزار دیگر هم باشد ولی به انسان نداده است. اما ابزارهایی که ما داریم برای هدایت کافی نیست. علاوه بر این انسان، به یک سعادت دنیوی نیازمند است که تأمینکننده سعادت اخروی او باشد و این ابزارهای عادی برای شناخت چنین سعادت جامعی کفایت نمیکند. | پاسخ: خدا، جامع جمیع کمالات است و حکیمی است که حکمتش علاوه بر هدف فاعلی، هدف فعلی هم دارد و مقصود از هدف فعلی برطرف کردن نقص فعل است. زیرا کمال محض، فیاض کمال است نه نقص، پس خداوند حکیم، خواهان کمال مخلوق است. برفرض که هدف خداوند، کمال انسان باشد، آیا کمال و سعادت انسان منحصراً با [[وحی]] محقق میشود؟ پاسخ: خدا، ابزارهای عمومی مشخصی همچون حس و عقل و وجدان به انسان داده است، ممکن است دهها ابزار دیگر هم باشد ولی به انسان نداده است. اما ابزارهایی که ما داریم برای هدایت کافی نیست. علاوه بر این انسان، به یک سعادت دنیوی نیازمند است که تأمینکننده سعادت اخروی او باشد و این ابزارهای عادی برای شناخت چنین سعادت جامعی کفایت نمیکند. | ||
'''اشکال سوم''': برفرض تمامیت برهان ضرورت [[وحی]]، آیا خداوند برای همه جوامع، [[پیامبر]] فرستاده است؟ | '''اشکال سوم''': برفرض تمامیت برهان ضرورت [[وحی]]، آیا خداوند برای همه جوامع، [[پیامبر]] فرستاده است؟ | ||
پاسخ: قرآن، کتاب هدایتگری است نه کتاب تاریخ و نام همه [[انبیا]] دران برده نشده: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|َوَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْك}}﴾}} و در جای دیگر فرموده: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| | پاسخ: قرآن، کتاب هدایتگری است نه کتاب تاریخ و نام همه [[انبیا]] دران برده نشده: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|َوَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْك}}﴾}} و در جای دیگر فرموده: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاَّ خَلا فيها نَذيرٌ}}﴾}} بهعلاوه، با یک مثال تاریخی نمیتوان برهان عقلی را نقض کرد و تنها دلیل عقلی میتواند به استدلال عقلی آسیب وارد کند. | ||
'''اشکال چهارم''': در زمان [[بعثت]] [[پیامبر اکرم|حضرت محمد]] {{صل}} [[پیامبر]] دیگری نبوده است و چند نسل باید بگذرد تا پیام او به همه جهانیان برسد؛ پس بخش عظیمی از مردم در این مدت از نیل به سعادت محروم میشوند. اگر بعثت ضرورت دارد، این فترت هدایت چه توجیهی دارد؟ | '''اشکال چهارم''': در زمان [[بعثت]] [[پیامبر اکرم|حضرت محمد]] {{صل}} [[پیامبر]] دیگری نبوده است و چند نسل باید بگذرد تا پیام او به همه جهانیان برسد؛ پس بخش عظیمی از مردم در این مدت از نیل به سعادت محروم میشوند. اگر بعثت ضرورت دارد، این فترت هدایت چه توجیهی دارد؟ | ||
'''پاسخ الف''': برهان عقلی با یک مثال و استقراء تاریخی نقض نمیشود مثلاً اگر موجودی شبیه انسان پیدا شد که حیوان ناطق نبود، خدشهای بر برهان «هر انسانی حیوان ناطق است» وارد نمیشود. بدون شک، کشفِ یک نمونه نقض به این استدلال استقرایی آسیب میرساند و به استدلال عقلی. | '''پاسخ الف''': برهان عقلی با یک مثال و استقراء تاریخی نقض نمیشود مثلاً اگر موجودی شبیه انسان پیدا شد که حیوان ناطق نبود، خدشهای بر برهان «هر انسانی حیوان ناطق است» وارد نمیشود. بدون شک، کشفِ یک نمونه نقض به این استدلال استقرایی آسیب میرساند و به استدلال عقلی. | ||
'''پاسخ ب''': طبق دلایل نقلی – قطعی، خدای سبحان، [[پیامبران]] را برای همه اقوام فرستاده است اما گاهی شخص دیگری، مانع هدایت میگردد. اینگونه گمراه، آسیبی به براهین ضرورت پیامبران نمیرساند و اینکه عدهای به خاطر منع دیگران از رسیدن به درجات عالیتر بازماندند، بر اصل برهان آسیبی نمیرساند. دیگر اینکه: برهان نگفته که لحظهبهلحظه باید [[پیامبری]] فرستاده شود بلکه دلیل عقلی اثبات میکند که [[بعثت|بعثت انبیا]] ضرورت دارد؛ حال، اگر [[پیامبر]] در زمان یا مکان خاصی فرستاده نشد، باید ببینیم چه دلیلی داشته است. از طرفی عالم برزخ، عالم نهایی نیست و در آنجا هم ادامه کمال ممکن است. [نظری: شاهد بر این مطلب میتواند صدقات جاریه و باقیات الصالحات و دعای مؤمنین باشد که از دنیا به روح مؤمن در برزخ میرسد و در کمال و رفع نواقصش مؤثر است] از دعوت پیامبر پیشین و عقل و فطرت بهرهمند بودهاند به همان اندازه، مهتدی و سعادتمند هستند <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۹۶-۱۰۱.</ref>. | |||
'''پاسخ ب''': طبق دلایل نقلی – قطعی، خدای سبحان، [[پیامبران]] را برای همه اقوام فرستاده است اما گاهی شخص دیگری، مانع هدایت میگردد. اینگونه گمراه، آسیبی به براهین ضرورت پیامبران نمیرساند و اینکه عدهای به خاطر منع دیگران از رسیدن به درجات عالیتر بازماندند، بر اصل برهان آسیبی نمیرساند. دیگر اینکه: برهان نگفته که لحظهبهلحظه باید [[پیامبری]] فرستاده شود بلکه دلیل عقلی اثبات میکند که [[بعثت|بعثت انبیا]] ضرورت دارد؛ حال، اگر [[پیامبر]] در زمان یا مکان خاصی فرستاده نشد، باید ببینیم چه دلیلی داشته است. از طرفی عالم برزخ، عالم نهایی نیست و در آنجا هم ادامه کمال ممکن است. [نظری: شاهد بر این مطلب میتواند صدقات جاریه و باقیات الصالحات و دعای مؤمنین باشد که از دنیا به روح مؤمن در برزخ میرسد و در کمال و رفع نواقصش مؤثر است] از دعوت پیامبر پیشین و عقل و فطرت بهرهمند بودهاند به همان اندازه، مهتدی و سعادتمند هستند <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۹۶-۱۰۱.</ref>. | |||
==منابع== | ==منابع== | ||