←زهدر در فرهنگ مطهر
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۶۹: | خط ۶۹: | ||
*[[اسلام]]، [[دین]] [[دنیا]] و [[آخرت]] و تأمین کننده [[منافع]] مادّی و [[معنوی]]، و [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] [[جامعه]] است. بر این اساس، در [[اسلام]] [[راستین]]، بر خلاف [[مسیحیت]] [[تحریف]] شده امروز، [[دنیا]] و [[آخرت]] در تضاد نیستند، بلکه با تأمل در رهنمودهای [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و دیگر [[معصومین]]{{عم}} میتوان دریافت که در این [[آیین]]، [[مادیت]] از درون [[معنویت]] و [[معنویت]] از درون [[مادیت]] میجوشد و زهد [[اسلامی]]، تنها در جایی مفهوم پیدا میکند که لذایذ مادّی، برای فرد یا [[جامعه]] و یا هر دو، زیانبار باشند<ref>برگرفته از: محمد، محمدی ری شهری، حکمت نامه پیامبر اعظم{{صل}}، ج ۸، ص ۱۹۳–۱۹۹.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۶.</ref>. | *[[اسلام]]، [[دین]] [[دنیا]] و [[آخرت]] و تأمین کننده [[منافع]] مادّی و [[معنوی]]، و [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] [[جامعه]] است. بر این اساس، در [[اسلام]] [[راستین]]، بر خلاف [[مسیحیت]] [[تحریف]] شده امروز، [[دنیا]] و [[آخرت]] در تضاد نیستند، بلکه با تأمل در رهنمودهای [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و دیگر [[معصومین]]{{عم}} میتوان دریافت که در این [[آیین]]، [[مادیت]] از درون [[معنویت]] و [[معنویت]] از درون [[مادیت]] میجوشد و زهد [[اسلامی]]، تنها در جایی مفهوم پیدا میکند که لذایذ مادّی، برای فرد یا [[جامعه]] و یا هر دو، زیانبار باشند<ref>برگرفته از: محمد، محمدی ری شهری، حکمت نامه پیامبر اعظم{{صل}}، ج ۸، ص ۱۹۳–۱۹۹.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۶.</ref>. | ||
== | ==زهد در فرهنگ مطهر== | ||
زهد یعنی دامن چیدن از طیّبات [[دنیا]]<ref>مقالات فلسفی (۲)، ص۱۴۸ و ۱۵۰؛ مجموعه آثار، ج۷، ص۱۱۴-۱۱۶.</ref>. یعنی [[اعراض]] از متاعهای فانی دنیا برای وصول به [[نعیم]] جاویدان [[آخرت]]<ref>خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۶۳۶.</ref>. زهد به معنی [[عزت نفس]] و [[مناعت طبع]] و بلند نظری است<ref>بیست گفتار، ص۱۷۷.</ref>. مقصود از زهد دست شستن و یا [[سست]] شدن نیست، بلکه مقصود به کار بردن یک نوع اصول خاص در [[زندگی]] مبنی بر مقدّم داشتن [[فضیلت]] و [[اخلاق]] بر مطامع مادی است<ref>حکمتها و اندرزها، ص۹۱.</ref>. [[مردم]] در این بازار دنیا که میآیند و عبور میکنند دو دستهاند: یک دسته در این بازار خود را میفروشند و [[اسیر]] و محبوس میکنند و یک دسته دیگر خود را میخرند و [[آزاد]] میسازند؛ یک دسته از این دنیا میروند در حالی که هزار قید [[بندگی]] در گردن دارند و یک دسته میروند در حالی که [[بنده]] هیچ کس جز [[خداوند]] نیستند، نه بنده زرند و نه بنده سیم و نه بنده شهوتاند و نه بنده [[غضب]]، نه بنده جاهاند و نه بنده [[مال]]، آزاد و آزادهاند. [[حقیقت]] زهد همین است<ref>حکمتها و اندرزها، ص۱۰۰.</ref>. [[بشر]] بر [[پول]] و کالا [[حکومت]] کند نه پول و کالا بر بشر، این چنین [[شخصیت]] داشتن همان است که [[اسلام]] آن را «زهد» مینامد<ref>سیری در نهجالبلاغه، ص۲۵۴.</ref>. زهد مرادف است با [[ترک دنیا]]. | زهد یعنی دامن چیدن از طیّبات [[دنیا]]<ref>مقالات فلسفی (۲)، ص۱۴۸ و ۱۵۰؛ مجموعه آثار، ج۷، ص۱۱۴-۱۱۶.</ref>. یعنی [[اعراض]] از متاعهای فانی دنیا برای وصول به [[نعیم]] جاویدان [[آخرت]]<ref>خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۶۳۶.</ref>. زهد به معنی [[عزت نفس]] و [[مناعت طبع]] و بلند نظری است<ref>بیست گفتار، ص۱۷۷.</ref>. مقصود از زهد دست شستن و یا [[سست]] شدن نیست، بلکه مقصود به کار بردن یک نوع اصول خاص در [[زندگی]] مبنی بر مقدّم داشتن [[فضیلت]] و [[اخلاق]] بر مطامع مادی است<ref>حکمتها و اندرزها، ص۹۱.</ref>. [[مردم]] در این بازار دنیا که میآیند و عبور میکنند دو دستهاند: یک دسته در این بازار خود را میفروشند و [[اسیر]] و محبوس میکنند و یک دسته دیگر خود را میخرند و [[آزاد]] میسازند؛ یک دسته از این دنیا میروند در حالی که هزار قید [[بندگی]] در گردن دارند و یک دسته میروند در حالی که [[بنده]] هیچ کس جز [[خداوند]] نیستند، نه بنده زرند و نه بنده سیم و نه بنده شهوتاند و نه بنده [[غضب]]، نه بنده جاهاند و نه بنده [[مال]]، آزاد و آزادهاند. [[حقیقت]] زهد همین است<ref>حکمتها و اندرزها، ص۱۰۰.</ref>. [[بشر]] بر [[پول]] و کالا [[حکومت]] کند نه پول و کالا بر بشر، این چنین [[شخصیت]] داشتن همان است که [[اسلام]] آن را «زهد» مینامد<ref>سیری در نهجالبلاغه، ص۲۵۴.</ref>. زهد مرادف است با [[ترک دنیا]]. | ||
«زهد» و «رغبت» (اگر بدون متعلق ذکر شوند) نقطه مقابل یکدیگرند؛ زهد یعنی اعراض و بیمیلی<ref>سیری در نهجالبلاغه، ص۲۱۰.</ref>. ای مردم! زهد عبارت است از کوتاهی [[آرزو]] و [[سپاسگزاری]] هنگام [[نعمت]] و [[پارسایی]] نسبت به نبایستنیها. یعنی زهد در دو جمله [[قرآن]] خلاصه شده است: «برای این که متأسف نشوید بر آن چه (از مادیات دنیا) از شما فوت میشود و [[شاهد]] نگردید بر آن چه [[خدا]] به شما میدهد، هرکس بر گذشته [[اندوه]] نخورد و برای [[آینده]] شادمان نشود بر هر دو جانب زهد دست یافته است<ref>سیری در نهجالبلاغه، ص۲۱۰.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۴۵۷.</ref> | «زهد» و «رغبت» (اگر بدون متعلق ذکر شوند) نقطه مقابل یکدیگرند؛ زهد یعنی اعراض و بیمیلی<ref>سیری در نهجالبلاغه، ص۲۱۰.</ref>. ای مردم! زهد عبارت است از کوتاهی [[آرزو]] و [[سپاسگزاری]] هنگام [[نعمت]] و [[پارسایی]] نسبت به نبایستنیها. یعنی زهد در دو جمله [[قرآن]] خلاصه شده است: «برای این که متأسف نشوید بر آن چه (از مادیات دنیا) از شما فوت میشود و [[شاهد]] نگردید بر آن چه [[خدا]] به شما میدهد، هرکس بر گذشته [[اندوه]] نخورد و برای [[آینده]] شادمان نشود بر هر دو جانب زهد دست یافته است<ref>سیری در نهجالبلاغه، ص۲۱۰.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۴۵۷.</ref> | ||