بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
| موضوع مرتبط = شجاعت | | موضوع مرتبط = شجاعت | ||
| عنوان مدخل = شجاعت | | عنوان مدخل = شجاعت | ||
| مداخل مرتبط = [[شجاعت در لغت]] - [[شجاعت در قرآن]] - [[شجاعت در حدیث]] - [[شجاعت در نهج البلاغه | | مداخل مرتبط = [[شجاعت در لغت]] - [[شجاعت در قرآن]] - [[شجاعت در حدیث]] - [[شجاعت در نهج البلاغه]] - [[شجاعت در اخلاق اسلامی]] - [[شجاعت در معارف و سیره نبوی]] - [[شجاعت در معارف و سیره علوی]] - [[شجاعت در معارف و سیره حسینی]] - [[شجاعت در سیره معصوم]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
'''شجاعت''' در مقابل [[ترس]] به معنای [[استواری]] و [[پابرجا بودن]] [[قلب]] در زمان بروز [[سختیها]] و [[مشکلات]] است که در [[آیات]] و [[روایات]] فراوانی به آن توصیه شده است. شجاعت میتواند در میدان [[جنگ]] باشد، یا در میدان [[دفاع از عقیده]] و عمل به [[دین]]. [[ایمان به خداوند]]، [[خوف]] از او و [[عقیده]] به [[معاد]] از جمله عوامل شجاعت هستند. شجاعت آثار مختلفی همچون [[راستگویی]]، [[صبر]] در [[سختیها]] و [[پیروزی]] را به دنبال دارد. | '''شجاعت''' در مقابل [[ترس]] به معنای [[استواری]] و [[پابرجا بودن]] [[قلب]] در زمان بروز [[سختیها]] و [[مشکلات]] است که در [[آیات]] و [[روایات]] فراوانی به آن توصیه شده است. شجاعت میتواند در میدان [[جنگ]] باشد، یا در میدان [[دفاع از عقیده]] و عمل به [[دین]]. [[ایمان به خداوند]]، [[خوف]] از او و [[عقیده]] به [[معاد]] از جمله عوامل شجاعت هستند. شجاعت آثار مختلفی همچون [[راستگویی]]، [[صبر]] در [[سختیها]] و [[پیروزی]] را به دنبال دارد. | ||
== | ==معناشناسی شجاعت== | ||
شجاعت به معنای [[استواری]] و [[پابرجا بودن]] [[قلب]] در زمان بروز [[سختیها]] و [[مشکلات]] است<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ج ۸، ص ۱۷۲؛ الجوهری، الصحاح، ج ۳، ص ۱۲۳۵ و الزبیدی، تاج العروس، ج ۱۱، ص۲۳۴. </ref>.<ref>ر.ک: [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۵۰؛ [[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[شجاعت ۲ (مقاله)|مقاله «شجاعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶؛ [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ص ۴۰۱-۴۰۲.</ref> صفت بارز [[انسان]] [[شجاع]] این است که از [[جنگ]] نمیترسد و [[اقدام]] به آن میکند<ref>المصباح، ص۳۰۵، «شجع»؛ نیز نک: علم الاخلاق الی نیقوماخوس، ص۱۰، «مقدمه». </ref>. صفت شجاعت در برابر صفت "[[جبن]]" ([[ترس]]) قرار دارد که باعث میشود [[قدرت]] [[تدبیر]] و [[تصمیمگیری]] از [[انسان]] گرفته شده و موجب سردرگمی و [[شکست]] او شود<ref>لسان العرب، ج۱۳، ص۸۴؛ التحقیق، ج۲، ص۵۹ - ۶۰، «جبن»؛ المیزان، ج۱۰، ص۳۲۲. </ref> اما در شجاعت چنین نیست<ref>ر.ک: [[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[شجاعت ۲ (مقاله)|مقاله «شجاعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref>. | شجاعت به معنای [[استواری]] و [[پابرجا بودن]] [[قلب]] در زمان بروز [[سختیها]] و [[مشکلات]] است<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ج ۸، ص ۱۷۲؛ الجوهری، الصحاح، ج ۳، ص ۱۲۳۵ و الزبیدی، تاج العروس، ج ۱۱، ص۲۳۴. </ref>.<ref>ر.ک: [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۵۰؛ [[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[شجاعت ۲ (مقاله)|مقاله «شجاعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶؛ [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ص ۴۰۱-۴۰۲.</ref> صفت بارز [[انسان]] [[شجاع]] این است که از [[جنگ]] نمیترسد و [[اقدام]] به آن میکند<ref>المصباح، ص۳۰۵، «شجع»؛ نیز نک: علم الاخلاق الی نیقوماخوس، ص۱۰، «مقدمه». </ref>. صفت شجاعت در برابر صفت "[[جبن]]" ([[ترس]]) قرار دارد که باعث میشود [[قدرت]] [[تدبیر]] و [[تصمیمگیری]] از [[انسان]] گرفته شده و موجب سردرگمی و [[شکست]] او شود<ref>لسان العرب، ج۱۳، ص۸۴؛ التحقیق، ج۲، ص۵۹ - ۶۰، «جبن»؛ المیزان، ج۱۰، ص۳۲۲. </ref> اما در شجاعت چنین نیست<ref>ر.ک: [[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[شجاعت ۲ (مقاله)|مقاله «شجاعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref>. | ||
از مشخصات دیگر شجاعت این است که [[انسان]] را به [[اقدام]] و [[ایستادگی]] فرامی خواند. به وسیلۀ شجاعت میتوان هنگام عمل، بر [[ترس]] [[پیروز]] شد و [[اقدام]] کرد و در موقع [[ضرورت]] نیز [[دست]] از [[اقدام]] برداشت و [[صبر]] کرد<ref>ر.ک: [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۵۰. </ref>. شجاعت منشأ برخی صفات دیگر مانند: [[عفّت]]، [[شهامت]]، [[بلندهمتی]]، [[حلم]]، [[آرامش]] و ثَبات، [[کظم غیظ]] ([[فرو خوردن خشم]]) و [[وقار]] است<ref>اخلاق ناصری، ص۷۶، ۱۴۸؛ احیاء علوم الدین، ج۸، ص ۹۹. </ref>.<ref>ر.ک: [[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[شجاعت ۲ (مقاله)|مقاله «شجاعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | از مشخصات دیگر شجاعت این است که [[انسان]] را به [[اقدام]] و [[ایستادگی]] فرامی خواند. به وسیلۀ شجاعت میتوان هنگام عمل، بر [[ترس]] [[پیروز]] شد و [[اقدام]] کرد و در موقع [[ضرورت]] نیز [[دست]] از [[اقدام]] برداشت و [[صبر]] کرد<ref>ر.ک: [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۵۰. </ref>. شجاعت منشأ برخی صفات دیگر مانند: [[عفّت]]، [[شهامت]]، [[بلندهمتی]]، [[حلم]]، [[آرامش]] و ثَبات، [[کظم غیظ]] ([[فرو خوردن خشم]]) و [[وقار]] است<ref>اخلاق ناصری، ص۷۶، ۱۴۸؛ احیاء علوم الدین، ج۸، ص ۹۹. </ref>.<ref>ر.ک: [[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[شجاعت ۲ (مقاله)|مقاله «شجاعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | ||
==شجاعت در [[قرآن]]== | ==شجاعت در [[قرآن]]== | ||
واژه شجاعت در [[قرآن]] نیامده است؛ اما برخی [[آیات]] که در آنها از [[ترس]] از غیر [[خدا]] [[نهی]] شده در رابطه با شجاعت [[تفسیر]] شدهاند و نیز [[آیات]] دیگری که [[دستور]] به [[جنگ]] یا برخی از [[کارها]] میدهد، مانند: | واژه شجاعت در [[قرآن]] نیامده است؛ اما برخی [[آیات]] که در آنها از [[ترس]] از غیر [[خدا]] [[نهی]] شده در رابطه با شجاعت [[تفسیر]] شدهاند و نیز [[آیات]] دیگری که [[دستور]] به [[جنگ]] یا برخی از [[کارها]] میدهد، مانند: | ||
#{{متن قرآن|إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«جز این نیست که آن شیطان است که دوستانش را میترساند؛ از آنان نترسید و اگر مؤمنید از من بترسید» سوره آل عمران، آیه ۱۷۵.</ref>؛ | #{{متن قرآن|إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«جز این نیست که آن شیطان است که دوستانش را میترساند؛ از آنان نترسید و اگر مؤمنید از من بترسید» سوره آل عمران، آیه ۱۷۵.</ref>؛ | ||
#{{متن قرآن|الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ}}<ref>«کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم در برابر شما همداستان شدهاند، از آنها پروا کنید! اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳.</ref>؛ | #{{متن قرآن|الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ}}<ref>«کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم در برابر شما همداستان شدهاند، از آنها پروا کنید! اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳.</ref>؛ | ||
| خط ۲۹: | خط ۳۱: | ||
#برخورد [[قاطع]] و شجاعانه [[پیامبر]] در برابر لجاجتهای قومش. | #برخورد [[قاطع]] و شجاعانه [[پیامبر]] در برابر لجاجتهای قومش. | ||
# شجاعت در [[تبلیغ رسالت]] خویش و [[دین اسلام]]<ref>ر.ک: [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ص ۷۶۰. </ref>. | # شجاعت در [[تبلیغ رسالت]] خویش و [[دین اسلام]]<ref>ر.ک: [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ص ۷۶۰. </ref>. | ||
==شجاعت در [[روایات]]== | ==شجاعت در [[روایات]]== | ||
[[روایات]] فراوانی دربارۀ [[فضیلت]] شجاعت از ناحیۀ [[معصومین]]{{ع}} صادر شده است که برخی از آنها عبارتاند از: | [[روایات]] فراوانی دربارۀ [[فضیلت]] شجاعت از ناحیۀ [[معصومین]]{{ع}} صادر شده است که برخی از آنها عبارتاند از: | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۹: | ||
==گستره شجاعت== | ==گستره شجاعت== | ||
شجاعت بخشهای زیادی از [[زندگی]] [[انسان]] را شامل شده و آن را تحت تاثیر خود قرار داده است، مانند: | شجاعت بخشهای زیادی از [[زندگی]] [[انسان]] را شامل شده و آن را تحت تاثیر خود قرار داده است، مانند: | ||
# شجاعت در [[جنگ]]: شجاعت در [[جنگ]] از مهمترین ویژگیهای [[مجاهد]] [[مؤمن]] است و در برخی [[آیات]] از آن سخن به میان آمده است مانند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! هر کس از دینش برگردد خداوند به زودی گروهی را میآورد که دوستشان میدارد و دوستش میدارند؛ در برابر مؤمنان خاکسار و در برابر کافران دشوارند، در راه خداوند جهاد میکنند و از سرزنش سرزنشگری نمیهراسند؛ این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد ارزانى مىدارد و خداوند نعمتگسترى داناست» سوره مائده، آیه ۵۴.</ref>. در [[روایات]] نیز [[جهاد]]، زکاتِ شجاعت معرفی شده است<ref>عیون الحکم، ص۲۷۵؛ مستدرک الوسائل، ج۷، ص۴۶. </ref>. [[قرآن کریم]] تمام کسانی را که به [[جنگ با دشمنان]] میپردازند [[محبوب]] [[خدا]] دانسته و در [[وصف]] شجاعتشان آنان را به دیواری محکم و [[نفوذ]] ناپذیر [[تشبیه]] کرده است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ}}<ref>«بیگمان خداوند کسانی را دوست میدارد که در راه او صف زده کارزار میکنند چنان که گویی بنیادی به هم پیوسته (و استوار) اند» سوره صف، آیه ۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[شجاعت ۲ (مقاله)|مقاله «شجاعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶. </ref> | # شجاعت در [[جنگ]]: شجاعت در [[جنگ]] از مهمترین ویژگیهای [[مجاهد]] [[مؤمن]] است و در برخی [[آیات]] از آن سخن به میان آمده است مانند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! هر کس از دینش برگردد خداوند به زودی گروهی را میآورد که دوستشان میدارد و دوستش میدارند؛ در برابر مؤمنان خاکسار و در برابر کافران دشوارند، در راه خداوند جهاد میکنند و از سرزنش سرزنشگری نمیهراسند؛ این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد ارزانى مىدارد و خداوند نعمتگسترى داناست» سوره مائده، آیه ۵۴.</ref>. در [[روایات]] نیز [[جهاد]]، زکاتِ شجاعت معرفی شده است<ref>عیون الحکم، ص۲۷۵؛ مستدرک الوسائل، ج۷، ص۴۶. </ref>. [[قرآن کریم]] تمام کسانی را که به [[جنگ با دشمنان]] میپردازند [[محبوب]] [[خدا]] دانسته و در [[وصف]] شجاعتشان آنان را به دیواری محکم و [[نفوذ]] ناپذیر [[تشبیه]] کرده است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ}}<ref>«بیگمان خداوند کسانی را دوست میدارد که در راه او صف زده کارزار میکنند چنان که گویی بنیادی به هم پیوسته (و استوار) اند» سوره صف، آیه ۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[شجاعت ۲ (مقاله)|مقاله «شجاعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶. </ref> | ||
# شجاعت در [[دفاع از عقیده]]: در [[قرآن کریم]] از [[ایستادگی]] [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} و [[یاران]] او در برابر [[دشمنان]] که از عقیدۀ خود [[دفاع]] کردند با [[نیکی]] یاد شده است و آنان به عنوان [[الگو]] برای [[مسلمانان]] معرفی شده اند: {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا}}<ref>«بیگمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونهای نیکویند آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خداوند میپرستید بیزاریم، شما را انکار میکنیم و میان ما و شما جاودانه دشمنی و کینه پدید آمده است» سوره ممتحنه، آیه ۴.</ref>. [[رفتار]] ساحرانی که در برابر [[فرعون]] به [[موسی]] [[ایمان]] آوردند و از [[تهدید]] به [[قطع]] [[دست]] و پا و به دار آویختن نترسیدند را میتوان ناشی از شجاعت دانست<ref>سوره طه، آیه: ۷۰ – ۷۲. </ref>. | # شجاعت در [[دفاع از عقیده]]: در [[قرآن کریم]] از [[ایستادگی]] [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} و [[یاران]] او در برابر [[دشمنان]] که از عقیدۀ خود [[دفاع]] کردند با [[نیکی]] یاد شده است و آنان به عنوان [[الگو]] برای [[مسلمانان]] معرفی شده اند: {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا}}<ref>«بیگمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونهای نیکویند آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خداوند میپرستید بیزاریم، شما را انکار میکنیم و میان ما و شما جاودانه دشمنی و کینه پدید آمده است» سوره ممتحنه، آیه ۴.</ref>. [[رفتار]] ساحرانی که در برابر [[فرعون]] به [[موسی]] [[ایمان]] آوردند و از [[تهدید]] به [[قطع]] [[دست]] و پا و به دار آویختن نترسیدند را میتوان ناشی از شجاعت دانست<ref>سوره طه، آیه: ۷۰ – ۷۲. </ref>. | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۸: | ||
==عوامل و زمینههای شجاعت== | ==عوامل و زمینههای شجاعت== | ||
شجاعت زمینهها و عواملی دارد که به برخی از آنها اشاره میشود: | شجاعت زمینهها و عواملی دارد که به برخی از آنها اشاره میشود: | ||
# [[ایمان به خدا]]: [[قرآن کریم]] [[ایمان]] را نشانۀ [[انسان]] [[شجاع]] دانسته و انسانهای [[شجاع]] باایمان را [[برتر]] از عابدان [[ترسو]] میداند: {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ}}<ref>«تنها مؤمنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان آوردهاند سپس تردید نورزیدهاند و با داراییها و جانهایشان در راه خداوند جهاد کردهاند، آنانند که راستگویند» سوره حجرات، آیه ۱۵.</ref>؛ {{متن قرآن|فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«مؤمنان جهادگریز که آسیب دیده نباشند با جهادگران در راه خداوند به جان و مال، برابر نیستند، خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده و به همگان وعده نیکو داده است و خداوند جهادگران را بر جهادگریزان به پاداشى سترگ، برترى بخشيده است» سوره نساء، آیه ۹۵.</ref>. بنابراین شجاعت از مهمترین ویژگیهای [[مجاهد]] [[مؤمن]]، شرط کمال [[ایمان]] و موجب [[توانمندی]] در برابر [[دشمن]] میشود. | # [[ایمان به خدا]]: [[قرآن کریم]] [[ایمان]] را نشانۀ [[انسان]] [[شجاع]] دانسته و انسانهای [[شجاع]] باایمان را [[برتر]] از عابدان [[ترسو]] میداند: {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ}}<ref>«تنها مؤمنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان آوردهاند سپس تردید نورزیدهاند و با داراییها و جانهایشان در راه خداوند جهاد کردهاند، آنانند که راستگویند» سوره حجرات، آیه ۱۵.</ref>؛ {{متن قرآن|فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«مؤمنان جهادگریز که آسیب دیده نباشند با جهادگران در راه خداوند به جان و مال، برابر نیستند، خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده و به همگان وعده نیکو داده است و خداوند جهادگران را بر جهادگریزان به پاداشى سترگ، برترى بخشيده است» سوره نساء، آیه ۹۵.</ref>. بنابراین شجاعت از مهمترین ویژگیهای [[مجاهد]] [[مؤمن]]، شرط کمال [[ایمان]] و موجب [[توانمندی]] در برابر [[دشمن]] میشود. | ||
# [[خوف از خدا]]: [[ترس از خدا]] شجاعت آفرین و از بین برندۀ [[هراس]] از [[دشمن]] و [[مردم]] است، لذا [[خداوند]] [[ترس]] از [[مردم]] [[نهی]] کرده و به [[ترس]] از خویش [[فرمان]] داده است: {{متن قرآن|فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا}}<ref>«پس، از مردم نهراسيد و از من بهراسيد و آيات مرا ارزان مفروشيد» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>. | # [[خوف از خدا]]: [[ترس از خدا]] شجاعت آفرین و از بین برندۀ [[هراس]] از [[دشمن]] و [[مردم]] است، لذا [[خداوند]] [[ترس]] از [[مردم]] [[نهی]] کرده و به [[ترس]] از خویش [[فرمان]] داده است: {{متن قرآن|فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا}}<ref>«پس، از مردم نهراسيد و از من بهراسيد و آيات مرا ارزان مفروشيد» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>. | ||
| خط ۶۳: | خط ۶۸: | ||
# [[دفاع]] از [[توحید]] و عقبنشینی نکردن در برابر [[دشمن]]<ref>نک: مجمع البیان، ج۳، ص۳۲۰ – ۳۲۱. </ref>؛<ref>سوره مائده، آیه ۵۴. </ref> | # [[دفاع]] از [[توحید]] و عقبنشینی نکردن در برابر [[دشمن]]<ref>نک: مجمع البیان، ج۳، ص۳۲۰ – ۳۲۱. </ref>؛<ref>سوره مائده، آیه ۵۴. </ref> | ||
# [[پیروزی]] در برابر [[کافران]]<ref>سوره بقره، آیه ۲۴۹-۲۵۰. </ref>؛ | # [[پیروزی]] در برابر [[کافران]]<ref>سوره بقره، آیه ۲۴۹-۲۵۰. </ref>؛ | ||
#دریافت [[فضل]] و [[محبت]] [[خداوند]]<ref>سوره مائده، آیه ۵۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[شجاعت ۲ (مقاله)|مقاله «شجاعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶. | #دریافت [[فضل]] و [[محبت]] [[خداوند]]<ref>سوره مائده، آیه ۵۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[شجاعت ۲ (مقاله)|مقاله «شجاعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | ||
==موانع شجاعت== | ==موانع شجاعت== | ||
با بررسی عوامل شجاعت روشن میشود هر چیزی که مقابل آنها باشد به عنوان موانع شجاعت محسوب میشوند مانند عدم وجود [[ایمان راسخ]] در [[قلب]]، [[عقیده]] به [[معاد]] نداشتن و.... از عوامل دیگری که میتوان به عنوان [[مانع]] برای شجاعت نام برد عبارت است از: | با بررسی عوامل شجاعت روشن میشود هر چیزی که مقابل آنها باشد به عنوان موانع شجاعت محسوب میشوند مانند عدم وجود [[ایمان راسخ]] در [[قلب]]، [[عقیده]] به [[معاد]] نداشتن و.... از عوامل دیگری که میتوان به عنوان [[مانع]] برای شجاعت نام برد عبارت است از: | ||
# [[ترس]]: [[ترس]] که صفتی در مقابل شجاعت است به عنوان مهمترین [[مانع]] برای شجاعت محسوب میشود، [[ترس]] از [[دشمن]]، [[ترس]] از [[مقاومت]] [[مردم]] در برابر سخن [[حق]]، [[ترس]] از [[سرزنش]] دیگران، [[ترس]] بر [[مال]]، [[جان]] و [[ناموس]]<ref>نک: الکشاف، ج۳، ص۳۰۲؛ بدائع الکلام، ص۱۲۷. </ref>. اما [[خداوند]] بر اساس آیۀ {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و بیگمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی داراییها و کسان و فرآوردهها میآزماییم، و شکیبایان را نوید بخش!» سوره بقره، آیه ۱۵۵.</ref> [[بندگان]] خود را با [[ترس]]، [[گرسنگی]] ([[قحطی]])، نابودی بخشی از [[دارایی]] آنها، گرفتن جانشان و از بین رفتن بخشی از محصولاتشان و... [[امتحان]] میکند و به کسانی که در برابر [[مشکلات]] [[صبر]] کنند [[بشارت]] به [[ثواب]] و [[پاداش الهی]] داده است. | # [[ترس]]: [[ترس]] که صفتی در مقابل شجاعت است به عنوان مهمترین [[مانع]] برای شجاعت محسوب میشود، [[ترس]] از [[دشمن]]، [[ترس]] از [[مقاومت]] [[مردم]] در برابر سخن [[حق]]، [[ترس]] از [[سرزنش]] دیگران، [[ترس]] بر [[مال]]، [[جان]] و [[ناموس]]<ref>نک: الکشاف، ج۳، ص۳۰۲؛ بدائع الکلام، ص۱۲۷. </ref>. اما [[خداوند]] بر اساس آیۀ {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و بیگمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی داراییها و کسان و فرآوردهها میآزماییم، و شکیبایان را نوید بخش!» سوره بقره، آیه ۱۵۵.</ref> [[بندگان]] خود را با [[ترس]]، [[گرسنگی]] ([[قحطی]])، نابودی بخشی از [[دارایی]] آنها، گرفتن جانشان و از بین رفتن بخشی از محصولاتشان و... [[امتحان]] میکند و به کسانی که در برابر [[مشکلات]] [[صبر]] کنند [[بشارت]] به [[ثواب]] و [[پاداش الهی]] داده است. | ||
#دیگر [[مانع]] شجاعت [[شیطان]] است که با [[زینت]] دادن [[دنیا]] در چشم [[انسانها]]<ref>احکام القرآن، ج۲، ص۲۸۶؛ تفسیر بیضاوی، ج۲، ص ۸. </ref>،<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۴. </ref> تلاش خود را برای [[ترساندن]] [[مردم]] به کار میبرد تا در برابر [[دشمن]] [[مقاومت]] نکنند<ref>حقائق التاویل، ص ۲۷۰ ـ ۲۷۱. </ref>.<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۷۵. </ref> | #دیگر [[مانع]] شجاعت [[شیطان]] است که با [[زینت]] دادن [[دنیا]] در چشم [[انسانها]]<ref>احکام القرآن، ج۲، ص۲۸۶؛ تفسیر بیضاوی، ج۲، ص ۸. </ref>،<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۴. </ref> تلاش خود را برای [[ترساندن]] [[مردم]] به کار میبرد تا در برابر [[دشمن]] [[مقاومت]] نکنند<ref>حقائق التاویل، ص ۲۷۰ ـ ۲۷۱. </ref>.<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۷۵. </ref> | ||
# [[دنیاطلبی]] [[مانع]] دیگر شجاعت است<ref>سوره بقره، آیه ۲۴۹. </ref>. | # [[دنیاطلبی]] [[مانع]] دیگر شجاعت است<ref>سوره بقره، آیه ۲۴۹. </ref>. | ||
# [[راحتطلبی]] نیز [[انسان]] را از کارهای شجاعانه باز میدارد<ref>سوره مائده، آیه: ۲۱ – ۲۴. </ref>.<ref>ر.ک: یوسفزاده، حسین علی،شجاعت، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۶. | # [[راحتطلبی]] نیز [[انسان]] را از کارهای شجاعانه باز میدارد<ref>سوره مائده، آیه: ۲۱ – ۲۴. </ref>.<ref>ر.ک: یوسفزاده، حسین علی،شجاعت، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۶.</ref> | ||
==[[شجاعت در سیره نبوی]]== | ==[[شجاعت در سیره نبوی]]== | ||
از [[رسول اکرم]]{{صل}} به عنوان مردی [[شجاع]] یاد میشود، کسی که [[حق]] را بر زبان جاری میساخت و در [[راه]] [[بیان حق]] از هیچ سرزنشی [[بیم]] به [[دل]] [[راه]] نمیداد. باتوجه به اینکه شجاعت یکی از [[فضایل اخلاقی]] است لذا به صورت کامل در وجود [[رسول اکرم]]{{صل}} [[ظهور]] یافته بود، به صورتی که اگر لازم بود سخن حقّی گفته شود، آن [[حضرت]] به صراحت آن را بیان میکرد و اگر در [[جنگ]] بود، جلوتر از همه بود. [[شجاعت پیامبر]] هم در زمینههای [[تبلیغ رسالت]] خویش متبلور بود و هم در زمینههای [[جنگی]]<ref>ر.ک: [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۵۰-۴۵۱. </ref>. | از [[رسول اکرم]]{{صل}} به عنوان مردی [[شجاع]] یاد میشود، کسی که [[حق]] را بر زبان جاری میساخت و در [[راه]] [[بیان حق]] از هیچ سرزنشی [[بیم]] به [[دل]] [[راه]] نمیداد. باتوجه به اینکه شجاعت یکی از [[فضایل اخلاقی]] است لذا به صورت کامل در وجود [[رسول اکرم]]{{صل}} [[ظهور]] یافته بود، به صورتی که اگر لازم بود سخن حقّی گفته شود، آن [[حضرت]] به صراحت آن را بیان میکرد و اگر در [[جنگ]] بود، جلوتر از همه بود. [[شجاعت پیامبر]] هم در زمینههای [[تبلیغ رسالت]] خویش متبلور بود و هم در زمینههای [[جنگی]]<ref>ر.ک: [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۵۰-۴۵۱. </ref>. | ||
[[امام علی]]{{ع}} میفرماید: «وقتی [[جنگ]] شدّت میگرفت، ما خود را در [[پناه]] [[پیامبر خدا]]{{صل}} قرار میدادیم و هیچ کس به [[دشمن]]، نزدیکتر از او نبود»<ref>{{متن حدیث|الإمام علی{{ع}}: کُنَّا إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ اتَّقَیْنَا بِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَلَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنَّا أَقْرَبَ إِلَی الْعَدُوِّ مِنْهُ}}؛ نهج البلاغة، ح۹.</ref>. | [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: «وقتی [[جنگ]] شدّت میگرفت، ما خود را در [[پناه]] [[پیامبر خدا]]{{صل}} قرار میدادیم و هیچ کس به [[دشمن]]، نزدیکتر از او نبود»<ref>{{متن حدیث|الإمام علی{{ع}}: کُنَّا إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ اتَّقَیْنَا بِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَلَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنَّا أَقْرَبَ إِلَی الْعَدُوِّ مِنْهُ}}؛ نهج البلاغة، ح۹.</ref>. | ||
همچنین زمانی که از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} درباره [[جایگاه]] [[پیامبر]]{{صل}} در [[جنگ بدر]] سؤال شد؛ فرمودند: «در [[جنگ بدر]]، [[شجاعترین]] ما کسی بود که همردیف و پا به پای [[پیامبر]] میجنگید»<ref>{{متن حدیث|الإمام علی{{ع}}: حِینَ سُئِلَ عَنْ مَوْقِفِ النَّبِیِّ{{صل}} یَوْمَ بَدْرٍ-: کَانَ أَشَدَّنَا یَوْمَ بَدْرٍ مَنْ حَاذَی بِرُکْبَةِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}}}؛ المعجم الأوسط، ج۳، ص۳۷۱، ح۳۴۳۱. </ref>.<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ص ۴۹۷-۵۰۷. </ref> | همچنین زمانی که از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} درباره [[جایگاه]] [[پیامبر]]{{صل}} در [[جنگ بدر]] سؤال شد؛ فرمودند: «در [[جنگ بدر]]، [[شجاعترین]] ما کسی بود که همردیف و پا به پای [[پیامبر]] میجنگید»<ref>{{متن حدیث|الإمام علی{{ع}}: حِینَ سُئِلَ عَنْ مَوْقِفِ النَّبِیِّ{{صل}} یَوْمَ بَدْرٍ-: کَانَ أَشَدَّنَا یَوْمَ بَدْرٍ مَنْ حَاذَی بِرُکْبَةِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}}}؛ المعجم الأوسط، ج۳، ص۳۷۱، ح۳۴۳۱. </ref>.<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ص ۴۹۷-۵۰۷. </ref> | ||
| خط ۷۸: | خط ۸۷: | ||
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نمونۀ [[انسان]] [[شجاع]] است که هنگام [[اقدام]] و [[نبرد]]، کسی نمیتوانست در برابر ایشان بایستد و هیچ انگیزهای او را از [[اقدام]] و کوشش بازنمیداشت، همانگونه که [[شب هجرت]] در بستر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} خوابید و [[جان]] خویش را در معرض بزرگترین خطر [[قرارداد]]. امّا زمانی که باید از [[اقدام]] بیمورد [[پرهیز]] میکرد، به خاطر مصلحتی بزرگتر، از [[حق]] خویش [[گذشت]] و در برابر جریان [[سقیفه]] و برخی جریانات دیگر، [[سکوت]] کرد. [[امام]]{{ع}} به [[انسانها]] آموخت که در مسیر [[زندگی]] باید شجاعانه گام بردارند، آنجا که [[یقین]] به امری حاصل شد، شجاعانه [[اقدام]] کنند و آنجا که [[آدمی]] گرفتار [[شک]] و [[شبهه]] میشود، باید شجاعانه از [[اقدام]] به آن کار [[دست]] کشند<ref>{{متن حدیث|فَإِنْ أَیْقَنْتَ أَنْ قَدْ صَفَا قَلْبُکَ فَخَشَعَ وَ تَمَّ رَأْیُکَ فَاجْتَمَعَ وَ کَانَ هَمُّکَ فِی ذَلِکَ هَمّاً وَاحِداً فَانْظُرْ فِیمَا فَسَّرْتُ لَکَ وَ إِنْ [أَنْتَ] لَمْ یَجْتَمِعْ لَکَ مَا تُحِبُّ مِنْ نَفْسِکَ وَ فَرَاغِ نَظَرِکَ وَ فِکْرِکَ فَاعْلَمْ أَنَّکَ إِنَّمَا تَخْبِطُ الْعَشْوَاءَ وَ تَتَوَرَّطُ الظَّلْمَاءَ وَ لَیْسَ طَالِبُ الدِّینِ مَنْ خَبَطَ أَوْ خَلَطَ وَ الْإِمْسَاکُ عَنْ ذَلِکَ أَمْثَل}}؛ نهج البلاغه، نامه ۳۱.</ref>.<ref>ر.ک: [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ص ۴۸۴.</ref> | [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نمونۀ [[انسان]] [[شجاع]] است که هنگام [[اقدام]] و [[نبرد]]، کسی نمیتوانست در برابر ایشان بایستد و هیچ انگیزهای او را از [[اقدام]] و کوشش بازنمیداشت، همانگونه که [[شب هجرت]] در بستر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} خوابید و [[جان]] خویش را در معرض بزرگترین خطر [[قرارداد]]. امّا زمانی که باید از [[اقدام]] بیمورد [[پرهیز]] میکرد، به خاطر مصلحتی بزرگتر، از [[حق]] خویش [[گذشت]] و در برابر جریان [[سقیفه]] و برخی جریانات دیگر، [[سکوت]] کرد. [[امام]]{{ع}} به [[انسانها]] آموخت که در مسیر [[زندگی]] باید شجاعانه گام بردارند، آنجا که [[یقین]] به امری حاصل شد، شجاعانه [[اقدام]] کنند و آنجا که [[آدمی]] گرفتار [[شک]] و [[شبهه]] میشود، باید شجاعانه از [[اقدام]] به آن کار [[دست]] کشند<ref>{{متن حدیث|فَإِنْ أَیْقَنْتَ أَنْ قَدْ صَفَا قَلْبُکَ فَخَشَعَ وَ تَمَّ رَأْیُکَ فَاجْتَمَعَ وَ کَانَ هَمُّکَ فِی ذَلِکَ هَمّاً وَاحِداً فَانْظُرْ فِیمَا فَسَّرْتُ لَکَ وَ إِنْ [أَنْتَ] لَمْ یَجْتَمِعْ لَکَ مَا تُحِبُّ مِنْ نَفْسِکَ وَ فَرَاغِ نَظَرِکَ وَ فِکْرِکَ فَاعْلَمْ أَنَّکَ إِنَّمَا تَخْبِطُ الْعَشْوَاءَ وَ تَتَوَرَّطُ الظَّلْمَاءَ وَ لَیْسَ طَالِبُ الدِّینِ مَنْ خَبَطَ أَوْ خَلَطَ وَ الْإِمْسَاکُ عَنْ ذَلِکَ أَمْثَل}}؛ نهج البلاغه، نامه ۳۱.</ref>.<ref>ر.ک: [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ص ۴۸۴.</ref> | ||
[[امیرمؤمنان]]{{ع}} در [[جنگ اُحد]]، رشادتهای بسیاری از خود نشان داد. ایشان با اینکه در این [[جنگ]]، زخمهای زیادی برداشته بود، شجاعانه میجنگید؛ به گونهای که شمشیرش [[شکست]] و از [[پیامبر]]{{صل}} درخواست [[شمشیر]] کرد و [[حضرت]] [[ذوالفقار]] خود را به او داد<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۱، ص۱۱۶. </ref>. به پاس شجاعتها و جوانمردیهای [[علی]]{{ع}} در این روز، منادی از [[آسمان]] ندا در داد: {{متن حدیث|لَا سَیْفَ إِلَّا ذُو الْفَقَارِ وَ لَا فَتَی إِلَّا عَلِی}}<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۱۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۰۰؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۵۶. </ref>.<ref>ر.ک: حسینی ایمنی، سید علی اکبر، غزوه احد، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۱۲۵-۱۲۶. </ref> | [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در [[جنگ اُحد]]، رشادتهای بسیاری از خود نشان داد. ایشان با اینکه در این [[جنگ]]، زخمهای زیادی برداشته بود، شجاعانه میجنگید؛ به گونهای که شمشیرش [[شکست]] و از [[پیامبر]]{{صل}} درخواست [[شمشیر]] کرد و [[حضرت]] [[ذوالفقار]] خود را به او داد<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۱، ص۱۱۶. </ref>. به پاس شجاعتها و جوانمردیهای [[علی]]{{ع}} در این روز، منادی از [[آسمان]] ندا در داد: {{متن حدیث|لَا سَیْفَ إِلَّا ذُو الْفَقَارِ وَ لَا فَتَی إِلَّا عَلِی}}<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۱۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۰۰؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۵۶. </ref>.<ref>ر.ک: حسینی ایمنی، سید علی اکبر، غزوه احد، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۱۲۵-۱۲۶. </ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||