مبانی اخلاق: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر به مبانی و اصول اخلاقی)
برچسب: تغییر مسیر جدید
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
#تغییر_مسیر [[مبانی و اصول اخلاقی]]
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[مبانی اخلاق در قرآن]] - [[مبانی اخلاق در حدیث]] - [[مبانی اخلاق در تاریخ اسلامی]] - [[مبانی اخلاق در کلام اسلامی]] - [[مبانی اخلاق در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]</div>
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[مبانی اخلاق (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
 
==مقدمه==
اخلاق از نظر [[اسلام]] بر پایه‌های [[توحید]]، [[معاد]]، وجود [[روح]] و بقای آن بعد از [[مرگ]] [[استوار]] است؛ بهترین ضامن اجرایی آن، [[ایمان]] است، که اگر در کالبد افراد [[جامعه]] نهادینه شود، [[نهان]] و آشکار جامعه با [[نور ایمان]] [[هدایت]] می‌گردد و میوه‌های شیرین این درخت، [[اعتماد]]، [[امنیت]]، [[حیا]]، [[عفت]]، [[راستی]]، [[حق‌طلبی]] و... خواهد شد. [[زندگی]] در چنین جامعه‌ای مثل زندگی در گوشه‌ای از [[بهشت]] خواهد بود<ref>اخلاق در نهج‌البلاغه، ص۲۴.</ref>.<ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۲۷.</ref>
 
===مبانی اخلاق اسلامی===
معیار اساسی اتصاف یک عمل به [[نیکی]] و [[بدی]] [[اخلاقی]] چیست؟ این [[پرسش]] کهن و اصلی همه مکاتب کلاسیک اخلاقی بوده و در مکاتب جدید اخلاقی نیز، اگرچه [[منزلت]] گذشته خود را ندارد، همچنان جایگاه خود را به عنوان یکی از مسائل بنیادین اخلاقی [[حفظ]] کرده است. تأثیر فلسفه‌های جدید، به‌ویژه [[فلسفه]] تحلیل منطقی و زبانی، بر مباحث [[فلسفی]] [[اخلاق]]، پرسش‌های تازه‌ای را در افکنده است؛ پرسش‌هایی همچون: مناسبات اخلاق و [[دین]]، منشأ و ملاک [[صدق]] و [[کذب]] قضایای اخلاقی و در نتیجه معناداری یا مهمل بودن آنها، انشایی با اخباری بودن [[آموزه‌های اخلاقی]]، رابطه «باید»‌های اخلاقی با «هست»ها، مطلق و جهانی و [[جاودانه]] بودن [[تعالیم]] اخلاقی، یا نسبی و منطقه‌ای و موقتی بودن آنها، چگونگی شکل‌گیری جوهره [[الزام]] در دستور اخلاقی، شرایط [[مسئولیت]] اخلاقی و راه‌کارهای [[شناسایی]] [[هنجارها]] و [[ناهنجاری‌های اخلاقی]] در حوزه‌های مختلف.
 
[[اخلاق اسلامی]] در معرفی مصادیق خوبی و بدی و نیز تشخیص هنجارها و ناهنجاری‌های اخلاقی، بسیار [[توانمند]] است، و اخلاق‌پژوهان [[مسلمان]] برای تئوریزه کردن آنها تلاش‌های بسیار کرده‌اند؛ اما بسیاری از پرسش‌های بنیادین و جدید اخلاقی در منظومه اخلاق‌پژوهی [[اسلامی]] جایگاهی ندارد. پرداختن به هر یک از این [[پرسش‌ها]]، محتاج مجال و مقالی ویژه است. بنابراین در این نوشتار تنها به برخی مسائل بنیادین اخلاق پرداخته می‌شود: [[جاودانگی]] اخلاق، عمل اخلاقی از حیث شرایط [[ارزشمندی]] و راه‌های شناسایی [[خوبی‌ها]] و [[بدی‌ها]] و همچنین پیش‌نیازهای مسئولیت اخلاقی از منظر [[امام علی]]{{ع}}..<ref>[[احمد دیلمی|دیلمی، احمد]]، [[مبانی و نظام اخلاق (مقاله)| مقاله «مبانی و نظام اخلاق»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۴، ص ۱۰۳.</ref>
 
==مبانی [[انسان‌شناختی]]==
#[[انسان]] مرکب از [[جسم]] و [[روح]] است؛ اما این دو [[بیگانه]] از هم نبوده و بین این دو [[ارتباط]] وثیقی برقرار است و از یکدیگر متأثر می‌باشند؛ با این حال اصالت با روح اوست و [[کمال حقیقی]] انسان با [[تکامل]] این [[ساحت]] وجودی است<ref>مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی جمهوری اسلامی ایران، شورای آموزش و پرورش، شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت آموزش و پرورش، ۱۳۹۰ش، ص۵۷–۵۸.</ref>.
#انسان دارای فطرتی [[الهی]] است که موجب [[نورانیت]] و [[سلامت]] و [[سعادت]] وی می‌باشد؛ در [[قرآن کریم]] نیز [[دین]] [[خالص]] الهی امری [[فطری]] برای انسان قلمداد شده است {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> و در [[روایات]]<ref>صدوق، محمد بن علی، التوحید، تحقیق سیدهاشم حسینی تهرانی، ص۳۲۸-۳۳۱؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳، ص۲۷۶.</ref> نیز بر [[فطرت]] الهی انسان تصریح شده است. او به صورت فطری [[استعداد]] حصول هر مقامی را دارد و می‌تواند یکی از دو [[راه]] [[سعادت]] یا [[شقاوت]] را برگزیند<ref>[[سید محمد حسینی بهشتی|حسینی بهشتی، سید محمد]]، درس‌گفتارهای فلسفه دین، ص۳۰۴-۳۰۵، ۳۱۶؛ [[سید محمد حسینی بهشتی|حسینی بهشتی، سید محمد]]، شناخت اسلام، ص۱۸۲-۱۸۳؛ [[امام خمینی]]، آداب الصلاة، ص۵۹-۶۱؛ [[امام خمینی]]، شرح چهل حدیث، ص۱۶۸-۱۶۹، ۵۱۰، ۲۷۲، ۵۲۸.</ref>. به میزانی که [[فطرت]] از [[فضائل اخلاقی]] فاصله بگیرد و به [[گناهان]] [[آلوده]] شود، سیطرۀ [[شیطان]] بر [[انسان]] بیشتر می‌شود، تا جایی که در برخی از افراد [[نور]] فطرت خاموش شده و شیطان بر آنان مسلط می‌گردد و در نتیجه از سعادت [[محروم]] و به شقاوت [[ابدی]] می‌رسند<ref>[[امام خمینی]]، آداب الصلاة، ص۵۹-۶۱؛ [[امام خمینی]]، شرح چهل حدیث، ص۱۶۸-۱۶۹، ۲۷۲.</ref>. با این حال در عالم [[طبیعت]]، حتی با آلوده شدن فطرت نیز [[طهارت]] آن ممکن است؛ چنانکه با روآوری به فضائل اخلاقی و [[توبه]] و [[رجوع]] به [[روحانیت]] نفس می‌توان به نور فطرت و روحانیت ذاتی بازگشت<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری، ج۲، ص۴۳۵؛ [[امام خمینی]]، آداب الصلاة، ص۵۹-۶۱؛ [[امام خمینی]]، شرح چهل حدیث، ص۱۱۰، ۱۶۸-۱۶۹، ۲۷۲.</ref>. در این راستا [[رسالت]] [[انبیا]] و [[علما]] آن است که [[فطرت انسان]] را بیدار ساخته و تشخیص کمال را برای وی تفهیم نمایند<ref>[[امام خمینی]]، آداب الصلاة، ص۱۱۷.</ref>.
#انسان دارای دو فطرت اصلی «[[عشق به کمال]] مطلق» و «[[انزجار]] از [[نقص]]» است که به وسیله آن راه رسیدن به مقصد را در می‌یابد<ref>ر.ک: مطهری، مجموعه آثار، ج۱۳، ص۷۹۲؛ [[امام خمینی]]، شرح چهل حدیث، ص۱۲۷؛ [[امام خمینی]]، آداب الصلاة، ص۱۱۷، ۲۸۸؛ [[امام خمینی]]، تقریرات فلسفه، تقریر سید عبدالغنی اردبیلی، ج۲، ص۵۳-۵۴؛ ج۳، ص۴۸۰.</ref>؛ اما گاهی در تشخیص کمال مرتکب [[خطا]] می‌شود<ref>[[امام خمینی]]، شرح چهل حدیث، ص۱۲۷؛ [[امام خمینی]]، آداب الصلاة، ص۱۱۷؛ [[امام خمینی]]، تقریرات فلسفه، تقریر سید عبدالغنی اردبیلی، ج۲، ص۵۳-۵۴؛ ج۳، ص۴۸۰.</ref>. [[اهل]] [[آخرت]] کمال را در [[مقامات]] و درجات آخرت و [[اهل الله]] کمال را در [[جمال الهی]] می‌دانند؛ به همین سبب رو به کسی می‌آورند که [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] را [[آفریده]] است: {{متن قرآن|وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ}}<ref>«من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آورده‌ام که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم» سوره انعام، آیه ۷۹.</ref> اما [[اهل]] [[دنیا]] به جهت [[زینت]] داشتن لذت‌های [[دنیوی]] در نظر آنان، کمال را در همان [[لذت‌ها]] دانسته‌اند<ref>[[امام خمینی]]، شرح چهل حدیث، ص۱۲۷.</ref>.
#تحول‌خواهی و تحول‌پذیری بی‌نهایت و مستمر [[انسان]] و پایان‌ناپذیری [[سیر کمال]] [[اخلاقی]] و [[معنوی]] از دیگر مبانی [[انسان‌شناختی]] است؛ از آنجا که [[فلاح]] و [[رستگاری]] انسان در گرو [[سعادت]] مطلقه اوست، و [[فطرت]] همه [[بشر]] [[عاشق]] سعادت مطلقه است<ref>[[امام خمینی]]، آداب الصلاة، ص۱۴۲.</ref> و برای این [[حب]] معشوقی است غیر محدود<ref>[[امام خمینی]]، تقریرات فلسفه، تقریر سید عبدالغنی اردبیلی، ج۲، ص۵۳.</ref> از این روی انسان برای رسیدن به این کمال بی‌نهایت خود را آماده تحول‌پذیری نامحدود کرده و مسیری بی‌پایان را در [[کمالات]] اخلاقی و معنوی می‌پذیرد.
#حصول قوای [[انسانی]] دارای ترتیبی است؛ برخی از قوا از جمله [[قوه شهویه]] از بدو [[خلقت]] همراه انسان است، [[قوه غضبیه]] نیز به صورت ضعیف‌تر همراه وی می‌باشد که به تدریج به کمال می‌رسد. پس از این دو، [[قوه]] واهمه که از آن به قوه [[شیطنت]] نیز تعبیر می‌شود در وی حاصل می‌گردد. هر کدام از قوای فوق نقش سازنده‌ای در [[حیات]] و بقای انسان دارند با این حال چنانچه تحت کنترل نباشند انسان را به [[فساد]] و [[تباهی]] سوق می‌دهند، در نتیجه قوه دیگری لازم است که ناظر بر آنها بوده و آنها را تحت کنترل خود در بیاورد که از آن به قوه ناصحه، عاقله و ممیزه تعبیر شده است و از آنجا که این قوه پس از قوای فوق حاصل می‌گردد به [[سختی]] می‌تواند بر آنها [[غلبه]] نماید ازاین رو [[خداوند]] [[پیامبران]] را فرستاده تا در جهت کنترل نفس و [[هدایت]] قوای انسانی در راستای [[عقل]] و [[شرع]]، [[پشتیبان]] [[قوه عاقله]] باشند و [[نفس انسان]] را متوجه [[خداوند]] سازند<ref>[[امام خمینی]]، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۴۹؛ [[امام خمینی]]، تقریرات فلسفه، تقریر سید عبدالغنی اردبیلی، ج۳، ص۳۶۵–۳۶۶.</ref>.
#[[سرنوشت انسان]] در گرو عمل اوست<ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۲۵، ص۴۳۵؛ [[سید محمد حسینی بهشتی|حسینی بهشتی، سید محمد]]، درس‌گفتارهای فلسفه دین، ص۳۱۱.</ref>. [[جهنم]] و عذاب‌های گوناگون [[عالم ملکوت]] و [[قیامت]]، صورت‌های عمل و [[اخلاق]] خود [[انسان]] است<ref>[[سید محمد حسینی بهشتی|حسینی بهشتی، سید محمد]]، درس‌گفتارهای فلسفه دین، ص۳۱۲؛ [[امام خمینی]]، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۴۱-۱۴۲.</ref>. [[تاریکی]] و [[وحشت]] [[برزخ]] و [[قبر]] و قیامت تنها سایه تاریکی اخلاق [[فاسد]] و [[عقاید]] [[باطل]] انسان است؛ چنانکه ظاهر برخی از [[آیات قرآن]] مانند: {{متن قرآن|فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ * وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ}}<ref>«پس هر کس همسنگ ذره‌ای نیکی ورزد، آن را خواهد دید، * و هر کس همسنگ ذره‌ای بدی کند، آن را خواهد دید» سوره زلزال، آیه ۷-۸.</ref> و {{متن قرآن|يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ}}<ref>«روزی که هر کس هر کار نیکی انجام داده است پیش رو می‌یابد و هر کار زشتی کرده است آرزو دارد کاش میان او و آن (کار زشت) فاصله‌ای دور می‌بود و خداوند شما را از خویش پروا می‌دهد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره آل عمران، آیه ۳۰.</ref> بیانگر آن است که خود [[اعمال]] خوب و بد قابل [[مشاهده]] است. بنابراین جهنم، صورت [[غیبی]] [[اعمال زشت]] انسان است<ref>[[امام خمینی]]، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۴۱-۱۴۲.</ref>. انسان در [[دنیا]] از [[ملکوت]] خود [[غافل]] است، از این جهت رفتارهای آزاردهنده‌ای را که در [[باطن]] وی وجود دارد [[احساس]] نمی‌کند؛ اما با برچیده شدن عالم [[ملک]] و دنیا، [[ملکات]] [[باطنی]] محسوس می‌گردند و به تناسب اعمال به صورت‌های مختلفی جلوه می‌کنند<ref>[[امام خمینی]]، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۵۹-۱۶۰.</ref>.
#[[تزکیه]] و [[تهذیب اخلاق]] در صورتی امکان‌پذیر است که انسان [[باور]] داشته باشد که در به دست آوردن [[کمالات]] و [[ارزش‌های اخلاقی]] [[توانمند]] و دارای [[اختیار]] بوده و تلاش او در سرنوشتش مؤثر است. تلقین این [[باور]] که [[انسان]] در [[رفتار]] خویش مجبور و محکوم عوامل جبری، از قبیل محیط، [[وراثت]] و مانند آن بوده و از خود اختیاری ندارد [[انگیزه]] تلاش را در وی از بین برده و او را در کسب [[فضائل اخلاقی]] [[سست]] می‌گرداند<ref>ر.ک: [[سید محمد حسینی بهشتی|حسینی بهشتی، سید محمد]]، درس‌گفتارهای فلسفه دین، ص۳۱۶-۳۱۷؛ مصباح یزدی، محمدتقی، اخلاق در قرآن، ج۱، ص۲۵-۲۸.</ref>. انسان از آن جهت که [[مکلف]] است دارای اختیار نیز می‌باشد. وی مکلف است در خلال مجموعه‌ای از [[انگیزه‌ها]] و [[غرایز]] متضاد [[راه کمال]] را طی کند و این جز با اختیار امکان‌پذیر نیست<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|خامنه‌ای حسینی، سید علی]]، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>.
#[[نفوس]] [[انسان‌ها]] هرچند در حرکت جوهری خود نوع واحدی هستند؛ اما به جهت [[رسوخ]] [[ملکات]] و [[اخلاق الهی]] یا [[شیطانی]]، دارای شخصیتی مستقل بوده و در نتیجه هر فرد می‌تواند تأثیرگذار در فرد دیگریا متأثر از وی باشد<ref>[[امام خمینی]]، تقریرات فلسفه، تقریر سید عبدالغنی اردبیلی، ج۳، ص۱۵۹.</ref>.
#انسان در جهت راهیابی به محضر [[خداوند]] با موانع متعددی روبه‌رو است؛ وسوسه‌های شیطانی و [[آلودگی]] به [[مفاسد اخلاقی]] از قبیل [[تمایلات نفسانی]]، خودخواهی‌ها، میل به [[انحراف]]، از مهم‌ترین آنها و منشأ [[فساد]] [[جامعه مطلوب]] و آرمانی انسان به شمار می‌آید و با وجود آنها امکان راه‌یابی به مقصد وجود ندارد<ref>[[امام خمینی]]، آداب الصلاة، ص۷۷.</ref>. [[راه]] [[مبارزه]] با آن نیز [[تربیت]]، [[تزکیه نفس]]، [[تعلیم]] و هشدار دادن است. خطاب [[بیمار]] دلان در [[آیه]] ۵۲ [[سوره مائده]]: {{متن قرآن|الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ}}<ref>«آنگاه بیماردلان را خواهی دید» سوره مائده، آیه ۵۲.</ref>، افزون بر [[منافقان]]، مؤمنانی را شامل می‌شود که دارای [[ضعف]] [[اخلاقی]] هستند، و اگر [[مؤمن]] نتواند با آن مبارزه کند ایمانش از دست خواهد رفت<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|خامنه‌ای حسینی، سید علی]]، ۲۸/۲/۱۳۸۰.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[اخلاق - گرامی (مقاله)| مقاله «اخلاق»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی]]، ص ۵۱.</ref>
 
==مبانی ارزش‌شناختی==
#[[ارزش‌های اخلاقی]] در [[اسلام]] دارای حقیقتی [[ثابت]] و مسلم است و حرکت در مسیر این [[حقیقت]] است که ارزش‌آفرین بوده و [[کمال انسان]] به شمار می‌آید؛ هرچند ممکن است برخی در [[فهم]] آن [[راه]] [[نادرستی]] را طی کنند<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|خامنه‌ای حسینی، سید علی]]، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>.
#اعتبار [[ارزش‌ها]] در [[درجه]] نخست از طریق [[عقل]] و [[فطرت]]، و در درجه بعد از [[طریق وحی]] و معیارهای [[دینی]] قابل فهمیدن است. [[عقل انسان]] [[قادر]] به [[درک]] ملاک بسیاری از [[خوبی‌ها]] و بدی‌های [[افعال]] اختیاری است؛ با این حال در مواردی که عقل قادر بر درک ملاک خوبی و [[بدی]] نیست از [[وحی]] و [[تعالیم دینی]] استفاده می‌شود<ref>مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی جمهوری اسلامی ایران، شورای آموزش و پرورش، شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت آموزش و پرورش، ۱۳۹۰ش، ص۸۹.</ref>.
#در [[اسلام]] همه [[مقامات معنوی]] و درجات [[انسانی]] بین [[زن]] و مرد مساوی است، و هرکس به [[میزان]] عملش [[پاداش]] دریافت می‌کند: {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایسته‌ای کنند؛ و مؤمن باشند، بی‌گمان آنان را با زندگانی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام می‌دادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref><ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|خامنه‌ای حسینی، سید علی]]، ۲۰/۷/۱۳۷۳.</ref>.
#[[حیات طیبه]] که در [[قرآن]]<ref>{{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} «کسانی از مرد و زن که کار شایسته‌ای کنند؛ و مؤمن باشند، بی‌گمان آنان را با زندگانی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام می‌دادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref> به آن اشاره شده زنده شدن [[انسان]] با [[روح انسانی]] و [[عروج]] انسان از عالم بھیمیت و حیوانیت است<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|خامنه‌ای حسینی، سید علی]]، ۲۸/۱۰/۱۳۷۷.</ref>. حیات طیبه وضع مطلوب [[زندگی]] [[بشر]] بر اساس [[نظام]] معیار [[ربوبی]] است که با [[انتخاب]] اختیاری و آگاهانه این نظام معیار، از سوی [[خداوند]] در [[دنیا]] به انسان اعطا می‌گردد و تحقق آن باعث رسیدن به [[قرب الهی]] می‌شود. [[ایمان]] و [[تقوا]] وجه تمایز اساسی [[حیات طیبه]] از [[زندگی]] غیر [[دینی]] محسوب می‌گردد<ref>مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی جمهوری اسلامی ایران، شورای آموزش و پرورش، شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت آموزش و پرورش، ۱۳۹۰ش، ص۹۲-۹۴.</ref>.
#حیات طیبه مفهومی کلی است که همه ابعاد فردی و [[اجتماعی]] زندگی [[انسان]] را در بر میگیرد و [[شئون]] گوناگونی دارد که در [[ارتباط]] و تعامل با همدیگر و با محوریت [[شأن]] [[اعتقادی]]، [[عبادی]] و [[اخلاقی]]، آن را محقق می‌سازند<ref>مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی جمهوری اسلامی ایران، شورای آموزش و پرورش، شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت آموزش و پرورش، ۱۳۹۰ش، ص۹۴.</ref>. حیات طیبه زندگی‌ای است که در آن، [[روح]] و [[جسم]] و [[دنیا]] و [[آخرت]] انسان تأمین است؛ [[زندگی فردی]]، [[آرامش روحی]]، [[آسایش]] [[جسمانی]]، فوائد اجتماعی، [[سعادت]] اجتماعی، [[عزت]] اجتماعی، [[استقلال]] و [[آزادی]] عمومی نیز در آن وجود دارد؛ و [[قرآن]] اینها را [[وعده]] داده است: {{متن قرآن|فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً}}<ref>«بی‌گمان آنان را با زندگانی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref><ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|خامنه‌ای حسینی، سید علی]]، ۲۴/۴/۱۳۸۹.</ref> و کسی که عامل به [[عمل صالح]] باشد به زندگی [[طیب]] و [[طاهر]] زنده می‌شود و زندگی طیب و طاهر می‌یابد<ref>[[امام خمینی]]، تقریرات فلسفه، تقریر سید عبدالغنی اردبیلی، ج۳، ص۴۶۵-۴۶۶.</ref>، چنین شخصی چون برای [[رضای خدا]] قیمت قائل است [[زر و زیور]] دنیا در نزد او از [[ارزش]] می‌افتد<ref>[[امام خمینی]]، تقریرات فلسفه، تقریر سید عبدالغنی اردبیلی، ج۳، ص۴۶۵-۴۶۶.</ref>. وجود انسان در حیات طیبه به مصادیق خیر، [[حکمت]]، [[قدرت]]، [[زیبایی]] و [[فضیلت]] آراسته شده و از هرگونه [[پلیدی]] و [[کاستی]] پیراسته می‌گردد. در بعد اجتماعی نیز حیات طیبه ناظر به مفاهیم ارزشی بسیاری مانند [[عدالت اجتماعی]]، [[رعایت حقوق دیگران]]، [[امر به معروف]]، [[ظلم‌ستیزی]] و مانند آن می‌باشد. از سوی دیگر دربردارنده شئون متعددی مانند شأن دینی، شأن زیستی، شأن اجتماعی و [[سیاسی]]، [[شأن اقتصادی]] و حرفه‌ای و مانند آن می‌باشد<ref>مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی جمهوری اسلامی ایران، شورای آموزش و پرورش، شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت آموزش و پرورش، ۱۳۹۰ش، ص۹۴-۹۷.</ref>. در کشوری که [[فقر]] و عقب‌افتادگی و [[بدبختی]] و [[احساس پوچی]] نباشد و [[امنیت]] و [[عزت]] و [[افتخار]] و [[صفا]] و [[محبت]] و [[روشن‌بینی]] بر فضای [[زندگی]] [[حاکم]] باشد و میدان [[کار و تلاش]] و [[پیشرفت]] فراهم باشد [[حیات طیبه]] حاکم است<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|خامنه‌ای حسینی، سید علی]]، ۱۹/۲/۱۳۸۴.</ref>.
#[[آزادی]] [[واقعی]] [[انسان]] در گرو [[رهایی]] از همه موانع درونی و بیرونی است که در مسیر [[رشد]] و تعالی او قرار دارد<ref>مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی جمهوری اسلامی ایران، شورای آموزش و پرورش، شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت آموزش و پرورش، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۰.</ref>.
#از نگاه [[فلاسفه]] قدیم و بنیانگذاران [[علم اخلاق]]، اصول [[اخلاق]] و [[فضائل اخلاقی]] در چهار اصل [[حکمت]]، [[عفت]]، [[شجاعت]] و [[عدالت]] خلاصه می‌شود<ref>ابن مسکویه رازی، احمد بن محمد، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، ص۳۸؛ [[امام خمینی]]، شرح چهل حدیث، ص۵۱۰-۵۱۱.</ref>. برخی بنیانگذار این [[مکتب]] را سقراط دانسته‌اند. وی اخلاق را وابسته به [[علم]] و تشخیص [[نیک]] و بد می‌دانست و [[معتقد]] بود [[فضیلت]]، جز بر «[[دانش]] و حکمت» اطلاق نمی‌گردد، اما کاربرد دانش در مورد [[ترس]] و [[بی‌باکی]]، «شجاعت» و در مورد تمناهای [[نفسانی]]، «عفت» و در مورد [[قواعد]] حاکم بر [[روابط]] [[انسان‌ها]] با یکدیگر، «عدالت» خوانده می‌شود. همچنین ملاحظه [[وظایف]] انسان نسبت به [[خالق]] «[[دین‌داری]] و [[خداپرستی]]» است. مجموع این [[فضائل]] پنج‌گانه اصول نخستین اخلاق به شمار می‌آمد<ref>فروغی، محمدعلی، سیر حکمت در اروپا، ص۲۴؛ رک: فقیر اصطهباناتی، علی، خرابات: در بیان حکمت، شجاعت، عفت و عدالت به پیروی از گلستان سعدی، تحقیق منوچهر دانش‌پژوه، ص۳۷-۳۸ «مقدمه».</ref>.
 
این اصول به تدریج مبنای نگرش‌های [[اخلاقی]] قرار گرفت و با [[ظهور اسلام]] بسیاری از [[عالمان]] اخلاق، پایه مباحث اخلاقی خود را بر این اصول بنا نهادند؛ آنان قوای [[نفس انسان]] را چهار [[قوه]]؛ [[علمیه]](عقلیه)، غضبیه، شهویه و واهمه دانسته‌اند<ref>نراقی، محمد مهدی، جامع السعادات، تحقیق سیدمحمد کلانتر، ج۱، ص۵۱؛ [[امام خمینی]]، شرح چهل حدیث، ص۵۱۱.</ref>. برخی [[قوه]] چهارم را قوه [[عدالت]] دانسته که میان سه قوه قبل [[اعتدال]] برقرار می‌سازد<ref>ابن مسکویه رازی، احمد بن محمد، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، ص۳۸-۴۰؛ فیض کاشانی، محسن بن مرتضی، المحجة البیضاء فی تهذیب الأحیاء، تحقیق علی‌اکبر غفاری، ج۵، ص۹۶؛ [[امام خمینی]]، شرح چهل حدیث، ص۵۱۱.</ref>. اصول [[اخلاق]] و ثمرات [[فضایل]] حد اعتدال این چهار قوه است و ریشه فضایل [[انسانی]] و [[اخلاقی]] بر آنها مترتب می‌گردد. بر این اساس اصول اخلاق را چهار اصل [[حکمت]]، [[شجاعت]]، [[عفت]] و عدالت دانسته‌اند<ref>ابن مسکویه رازی، احمد بن محمد، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، ص۳۸؛ آملی، سید حیدر، المقدمات من کتاب نص النصوص فی شرح فصوص الحکم، تحقیق هانری کربن و دیگران، ص۳۷۱.</ref>. هر قوه و صفتی دارای یک حد اعتدال است که [[فضیلت]]، [[قائم]] به آن می‌باشد و قرار گرفتن در دو طرف [[افراط و تفریط]] آن موجب [[محروم]] شدن از آن فضیلت می‌گردد<ref>[[امام خمینی]]، تقریرات فلسفه، تقریر سید عبدالغنی اردبیلی، ج۳، ص۳۵۶.</ref>. بر این اساس، منشأ و اصول [[رذائل]] و مهلکات نیز هشت امر است<ref>نراقی، محمد مهدی، جامع السعادات، تحقیق سیدمحمد کلانتر، ج۱، ص۸۰؛ [[امام خمینی]]، تقریرات فلسفه، تقریر سید عبدالغنی اردبیلی، ج۳، ص۳۵۶–۳۵۷.</ref>.
 
طبق این اصول، نقطه اعتدال در قوه علمیه آن است که [[انسان]] با توجه به اینکه همه [[علوم]] را به [[صلاح]] خود نمی‌داند، علومی را برگزیند که [[جاودانه]] بوده و سبب [[اصلاح]] [[دنیا]] و [[آخرت]] وی گردد، که از آن به حکمت تعبیر می‌شود و [[قرآن کریم]] آن را منشأ خیر کثیر دانسته است. {{متن قرآن|وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا}}<ref>«به هر که خواهد فرزانگی می‌بخشد و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان داده‌اند؛ و جز خردمندان در یاد نمی‌گیرند» سوره بقره، آیه ۲۶۹.</ref><ref>[[امام خمینی]]، تقریرات فلسفه، تقریر سید عبدالغنی اردبیلی، ج۳، ص۳۵۷-۳۵۸.</ref> نقطه اعتدال [[قوه غضبیه]] آن است که حرکت و [[سکون]] [[انسان]] تحت [[فرمان]] [[عقل]] و دارای [[میزان]] [[شرعی]] باشد و از آن به [[شجاعت]] نام می‌برند. [[اعتدال]] در [[قوه شهویه]] نیز به معنای نداشتن میل [[نامشروع]] به [[حقوق]] و نوامیس دیگران است که از آن به [[عفت]] تعبیر می‌شود<ref>ر.ک: ابن مسکویه رازی، احمد بن محمد، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، ص۳۸-۴۰؛ نراقی، محمد مهدی، جامع السعادات، تحقیق سیدمحمد کلانتر، ج۱، ص۷۰؛ [[امام خمینی]]، تقریرات فلسفه، تقریر سید عبدالغنی اردبیلی، ج۳، ص۳۵۸-۳۵۹.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[اخلاق - گرامی (مقاله)| مقاله «اخلاق»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی]]، ص ۵۴.</ref>
 
== جستارهای وابسته ==
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:1100697.jpg|22px]] [[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[اخلاق - گرامی (مقاله)| مقاله «اخلاق»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|'''مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌''']]
{{پایان منابع}}
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
 
[[رده:مبانی اخلاق]]
[[رده:مدخل]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ ژوئن ۲۰۲۲، ساعت ۱۲:۲۷

تغییرمسیر به: