سلاح در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
*اسلحه: جمع سِلاح به معنای وسیله [[جنگی]]<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغة، ج۳، ص۹۴.</ref>، ساز و برگ آهنی [[جنگی]]<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۳، ص۱۴۱.</ref>، ابزار و لوازم [[دفاعی]] و [[آلات جنگی]]<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ج۲، ص۴۸۶.</ref>. | * اسلحه: جمع سِلاح به معنای وسیله [[جنگی]]<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغة، ج۳، ص۹۴.</ref>، ساز و برگ آهنی [[جنگی]]<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۳، ص۱۴۱.</ref>، ابزار و لوازم [[دفاعی]] و [[آلات جنگی]]<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ج۲، ص۴۸۶.</ref>. | ||
*{{متن قرآن|وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ}}<ref>«کافران دوست میدارند که شما از جنگافزارها و بار و بنه خویش غفلت ورزید» سوره نساء، آیه ۱۰۲.</ref>. | *{{متن قرآن|وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ}}<ref>«کافران دوست میدارند که شما از جنگافزارها و بار و بنه خویش غفلت ورزید» سوره نساء، آیه ۱۰۲.</ref>. | ||
*وسایل و لوازم نظامی در عصر [[نزول قرآن]] اعم از لوازم [[جنگ]] و ابزار [[دفاع]] بوده است. از جمله آن وسایل، [[شمشیر]]، نیزه، سپر، [[زره]]، تیر و کمان است که در [[قرآن کریم]] نام برخی از آنها آمده است؛ مانند سَرْد، سابغات: {{متن قرآن|أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا}}<ref>«(به او گفتیم) که زرههایی بباف و در زرهبافی اندازه بدار؛ و کاری شایسته انجام دهید» سوره سبأ، آیه ۱۱.</ref>. | * وسایل و لوازم نظامی در عصر [[نزول قرآن]] اعم از لوازم [[جنگ]] و ابزار [[دفاع]] بوده است. از جمله آن وسایل، [[شمشیر]]، نیزه، سپر، [[زره]]، تیر و کمان است که در [[قرآن کریم]] نام برخی از آنها آمده است؛ مانند سَرْد، سابغات: {{متن قرآن|أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا}}<ref>«(به او گفتیم) که زرههایی بباف و در زرهبافی اندازه بدار؛ و کاری شایسته انجام دهید» سوره سبأ، آیه ۱۱.</ref>. | ||
*تسلیحات نظامی از ضروریات [[اقتدار]] یک [[دولت]] و [[نظام سیاسی]] است و برای مقابله با تهدیدات نظامی و تجاوزکارانه [[دشمنان]] یا رسیدن به اهداف [[سیاسی]] و نظامی به [[رهبران]] و [[مردم]] [[یاری]] میرساند. وجود تسلیحات پیشرفته و مطابق تکنولوژی روز و همچنین [[نیروی نظامی]] آموزشدیده و آماده، میتواند در مقابل تهاجم [[دشمنان]] حالت بازدارنده داشته باشد. | * تسلیحات نظامی از ضروریات [[اقتدار]] یک [[دولت]] و [[نظام سیاسی]] است و برای مقابله با تهدیدات نظامی و تجاوزکارانه [[دشمنان]] یا رسیدن به اهداف [[سیاسی]] و نظامی به [[رهبران]] و [[مردم]] [[یاری]] میرساند. وجود تسلیحات پیشرفته و مطابق تکنولوژی روز و همچنین [[نیروی نظامی]] آموزشدیده و آماده، میتواند در مقابل تهاجم [[دشمنان]] حالت بازدارنده داشته باشد. | ||
* [[قرآن کریم]] به [[آمادگی نظامی]] [[دستور]] میدهد: {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref><ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص:۹۳.</ref>. | * [[قرآن کریم]] به [[آمادگی نظامی]] [[دستور]] میدهد: {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref><ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص:۹۳.</ref>. | ||
==اسلحه و تأسیسات نظامی مسلمانان در صدر اسلام== | == اسلحه و تأسیسات نظامی مسلمانان در صدر اسلام == | ||
[[مسلمانان]] در گذشته، در [[فنون]] [[دفاعی]] [[پیشرفت]] فوقالعادهای داشتند و در عصر خود پیشرفتهترین “نیرو” بودند و در صنایع دفاعی و نظامی، ابتکارات و اختراعات زیادی داشتند. پیشرفت دفاعی و نظامی مسلمانان، هم در [[تئوری]] بود و هم در عمل و معرکه [[جهاد]] و هم در صنایع و اکتشافات و اختراعات نظامی و اکنون با برخی از سلاحها و تأسیسات نظامی مورد استفاده مسلمانان در [[صدر اسلام]] آشنا میشویم. | [[مسلمانان]] در گذشته، در [[فنون]] [[دفاعی]] [[پیشرفت]] فوقالعادهای داشتند و در عصر خود پیشرفتهترین “نیرو” بودند و در صنایع دفاعی و نظامی، ابتکارات و اختراعات زیادی داشتند. پیشرفت دفاعی و نظامی مسلمانان، هم در [[تئوری]] بود و هم در عمل و معرکه [[جهاد]] و هم در صنایع و اکتشافات و اختراعات نظامی و اکنون با برخی از سلاحها و تأسیسات نظامی مورد استفاده مسلمانان در [[صدر اسلام]] آشنا میشویم. | ||
==[[اسلحه]] و تأسیسات دفاعی== | == [[اسلحه]] و تأسیسات دفاعی == | ||
مسلمانان با سلاحهای دفاعی گوناگون آشنایی داشتند و در [[آموزش]] و مسابقه [[آموزشی]] آنها میکوشیدند و همچنین تأسیسات دفاعی مختلفی را میشناختند که به برخی از آنها اشاره میکنیم: | مسلمانان با سلاحهای دفاعی گوناگون آشنایی داشتند و در [[آموزش]] و مسابقه [[آموزشی]] آنها میکوشیدند و همچنین تأسیسات دفاعی مختلفی را میشناختند که به برخی از آنها اشاره میکنیم: | ||
===[[زره]] تنپوش (دِرع)=== | === [[زره]] تنپوش (دِرع) === | ||
یکی از سلاحهای دفاعی “دِرع” یا زره بود که [[مسلمانها]] از آن استفاده میکردند و آن پیراهنمانندی بود که از حلقههای مخصوص فلزی میبافتند؛ مسلمانان این وسیله دفاعی را “سابغه” نیز مینامیدند. | یکی از سلاحهای دفاعی “دِرع” یا زره بود که [[مسلمانها]] از آن استفاده میکردند و آن پیراهنمانندی بود که از حلقههای مخصوص فلزی میبافتند؛ مسلمانان این وسیله دفاعی را “سابغه” نیز مینامیدند. | ||
زره تنپوش (درع) سر تاسر [[بدن]] را تا میانه ساق پا میپوشانید و قسمت خاصی به نام “مغفر” داشت که صورت [[انسان]] را میپوشانید و نیز قسمت بیضی شکل (خود) داشت که سر و پشت گردن را [[حفاظت]] میکرد. این زره تنپوش در مقابل ضربات [[شمشیر]] و اصابت تیرهای [[دشمن]] محافظ و [[پوشش]] دفاعی جالبی بود. | زره تنپوش (درع) سر تاسر [[بدن]] را تا میانه ساق پا میپوشانید و قسمت خاصی به نام “مغفر” داشت که صورت [[انسان]] را میپوشانید و نیز قسمت بیضی شکل (خود) داشت که سر و پشت گردن را [[حفاظت]] میکرد. این زره تنپوش در مقابل ضربات [[شمشیر]] و اصابت تیرهای [[دشمن]] محافظ و [[پوشش]] دفاعی جالبی بود. | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
درع انواع و اقسام دیگری داشت که به نامهای “غَلائل”، “مُوضونَه”، “مُفرده” و “مُضاعفه” شناخته میشدند. | درع انواع و اقسام دیگری داشت که به نامهای “غَلائل”، “مُوضونَه”، “مُفرده” و “مُضاعفه” شناخته میشدند. | ||
پهلوانان اصیل و [[شجاعان]] جنگجو معمولاً از [[پوشیدن]] چنین زره فولادینی [[پرهیز]] میکردند و آن را مایه [[عار]] یک جنگجو میدانستند و بدین وسیله میخواستند به دشمن خود نشان دهند که از [[مرگ]] در [[راه]] [[حق]] نمیترسند. | پهلوانان اصیل و [[شجاعان]] جنگجو معمولاً از [[پوشیدن]] چنین زره فولادینی [[پرهیز]] میکردند و آن را مایه [[عار]] یک جنگجو میدانستند و بدین وسیله میخواستند به دشمن خود نشان دهند که از [[مرگ]] در [[راه]] [[حق]] نمیترسند. | ||
[[علی بن ابیطالب]]{{ع}} چنین روشی داشت؛ آن [[حضرت]] از زرهی استفاده میکرد که قسمت پشتسر را نمیپوشانید و فقط قسمت جلو را میپوشانید و میفرمود: “آنگاه که دشمن بتواند از پشتسر به انسان [[هجوم]] کند هیچ چیزی فایده نخواهد داشت”. | [[علی بن ابیطالب]] {{ع}} چنین روشی داشت؛ آن [[حضرت]] از زرهی استفاده میکرد که قسمت پشتسر را نمیپوشانید و فقط قسمت جلو را میپوشانید و میفرمود: “آنگاه که دشمن بتواند از پشتسر به انسان [[هجوم]] کند هیچ چیزی فایده نخواهد داشت”. | ||
و منظور حضرت این بود که جنگجوی [[واقعی]] هرگز پشت به [[دشمن]] نمیکند. برخی از [[رزمندگان]] نیز از هیچ [[زره]] تنپوشی استفاده نمیکردند که “ضرار بن ازور” از جمله آنها بود. | و منظور حضرت این بود که جنگجوی [[واقعی]] هرگز پشت به [[دشمن]] نمیکند. برخی از [[رزمندگان]] نیز از هیچ [[زره]] تنپوشی استفاده نمیکردند که “ضرار بن ازور” از جمله آنها بود. | ||
[[مسلمانان]] در [[جنگها]] تیپ ویژهای داشتند که “زرهپوشان” و یا “دارعین” نامیده میشدند و در جنگها در [[جبهه]] مقدّم قرار میگرفتند. | [[مسلمانان]] در [[جنگها]] تیپ ویژهای داشتند که “زرهپوشان” و یا “دارعین” نامیده میشدند و در جنگها در [[جبهه]] مقدّم قرار میگرفتند. | ||
“زره تنپوش” در میان [[مسلمان]] اهمیت نظامی زیادی داشت و حاضر بودند آن را به بهای گزافی نیز تهیه کنند. | “زره تنپوش” در میان [[مسلمان]] اهمیت نظامی زیادی داشت و حاضر بودند آن را به بهای گزافی نیز تهیه کنند. | ||
[[پیامبر اسلام]]{{صل}} در [[جنگ حنین]] از شخصی به نام “صفوان بن امیه” تعداد صد زره تنپوش (دِرع) با سلاحهای دیگر معاوضه کرد تا بتواند “تیپ زرهپوشان” را تکمیل کند. | [[پیامبر اسلام]] {{صل}} در [[جنگ حنین]] از شخصی به نام “صفوان بن امیه” تعداد صد زره تنپوش (دِرع) با سلاحهای دیگر معاوضه کرد تا بتواند “تیپ زرهپوشان” را تکمیل کند. | ||
[[حضرت داود]]{{ع}} نیز زرهباف بوده است. | [[حضرت داود]] {{ع}} نیز زرهباف بوده است. | ||
مطالعه این حقایق [[تاریخی]] نشان میدهد که [[رهبران]] [[اسلام]] به مسأله [[اسلحه]] و [[دفاع]] تا چه اندازه اهمیت میدادهاند و ما نیز باید از آنان [[سرمشق]] بگیریم.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۷۳.</ref> | مطالعه این حقایق [[تاریخی]] نشان میدهد که [[رهبران]] [[اسلام]] به مسأله [[اسلحه]] و [[دفاع]] تا چه اندازه اهمیت میدادهاند و ما نیز باید از آنان [[سرمشق]] بگیریم.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۷۳.</ref> | ||
===سپر=== | === سپر === | ||
یکی دیگر از وسایل [[دفاعی]] مسلمانان “سپر” بود که آن را از چوبهای سفت و سخت درست میکردند و با چرمهای کلفت میپوشانیدند و در [[جنگ]] تن به تن، حمایل خود میکردند. برخی اوقات بیرون آن را با میخهای تیز میپوشانیدند؛ سپر اشکال گوناگونی داشت؛ در دنیای کنونی نیز در جنگهای تن به تن و خیابانی از سپر استفاده میشود.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۷۴.</ref> | یکی دیگر از وسایل [[دفاعی]] مسلمانان “سپر” بود که آن را از چوبهای سفت و سخت درست میکردند و با چرمهای کلفت میپوشانیدند و در [[جنگ]] تن به تن، حمایل خود میکردند. برخی اوقات بیرون آن را با میخهای تیز میپوشانیدند؛ سپر اشکال گوناگونی داشت؛ در دنیای کنونی نیز در جنگهای تن به تن و خیابانی از سپر استفاده میشود.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۷۴.</ref> | ||
===[[حصن]] و قلعه=== | === [[حصن]] و قلعه === | ||
مسلمانان تأسیسات دفاعی شهری ویژهای داشتند که حصن یا قلعه نامیده میشدند. مسلمانان، قلعهسازی را از دیگران یاد گرفتند و آن را از حالت ابتدایی [[رشد]] داده و کامل گردانیدند. | مسلمانان تأسیسات دفاعی شهری ویژهای داشتند که حصن یا قلعه نامیده میشدند. مسلمانان، قلعهسازی را از دیگران یاد گرفتند و آن را از حالت ابتدایی [[رشد]] داده و کامل گردانیدند. | ||
مسلمانان از اوایل دوران [[بنیعباس]]، برجهای دیدهبانی و [[نگهبانی]] ویژهای نیز روی حصارها و حصون خود میساختند؛ مثلاً وقتی [[شهر]] [[بغداد]] ساخته میشد [[دستور]] دادند که آن را دایرهای و مدوّر بسازند و در اطرافش دو حصار و قلعه بزرگ تو در تو کشیدند. بلندی دیوار حصار داخلی ۳۵ ذراع بود<ref>ذراع، اندازه دست انسان از آرنج تا سر انگشتان است. (فرهنگ عمید)</ref> و در بالای آن، برجهای دیدهبانی متعددی بودند که هریک از آنها پنج ذراع ارتفاع داشتند و این برجها صد در صد مسلّط به اطراف [[شهر]] بودند. | مسلمانان از اوایل دوران [[بنیعباس]]، برجهای دیدهبانی و [[نگهبانی]] ویژهای نیز روی حصارها و حصون خود میساختند؛ مثلاً وقتی [[شهر]] [[بغداد]] ساخته میشد [[دستور]] دادند که آن را دایرهای و مدوّر بسازند و در اطرافش دو حصار و قلعه بزرگ تو در تو کشیدند. بلندی دیوار حصار داخلی ۳۵ ذراع بود<ref>ذراع، اندازه دست انسان از آرنج تا سر انگشتان است. (فرهنگ عمید)</ref> و در بالای آن، برجهای دیدهبانی متعددی بودند که هریک از آنها پنج ذراع ارتفاع داشتند و این برجها صد در صد مسلّط به اطراف [[شهر]] بودند. | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
چنین حصن و قلعهای در آن [[زمان]] [[بهترین]] وسیله [[دفاع]] شهری بود و جالبتر از آن، طرحی به نظر نمیرسد.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۷۴.</ref> | چنین حصن و قلعهای در آن [[زمان]] [[بهترین]] وسیله [[دفاع]] شهری بود و جالبتر از آن، طرحی به نظر نمیرسد.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۷۴.</ref> | ||
===حفر [[خندق]]=== | === حفر [[خندق]] === | ||
حفر و کندن خندق نیز از جمله وسایل و شیوههای دفاع شهری بود که [[مسلمانان]] آن را به کار میگرفتند و به ویژه در [[جنگ احزاب]] ([[جنگ خندق]]) [[پیامبر اسلام]]{{صل}} به پیشنهاد [[سلمان فارسی]]، اطراف [[شهر مدینه]] را خندق کند؛ [[پیامبر]] هر دسته دهنفری را [[مأمور]] کندن [[چهل]] ذراع خندق کرده بود که سهم هر نفری چهار ذراع میشد و روی هم سه هزار نفر مأمور حفر خندق شده بودند؛ البته شخص پیامبر نیز یک سهم برای خود گرفته بود. | حفر و کندن خندق نیز از جمله وسایل و شیوههای دفاع شهری بود که [[مسلمانان]] آن را به کار میگرفتند و به ویژه در [[جنگ احزاب]] ([[جنگ خندق]]) [[پیامبر اسلام]] {{صل}} به پیشنهاد [[سلمان فارسی]]، اطراف [[شهر مدینه]] را خندق کند؛ [[پیامبر]] هر دسته دهنفری را [[مأمور]] کندن [[چهل]] ذراع خندق کرده بود که سهم هر نفری چهار ذراع میشد و روی هم سه هزار نفر مأمور حفر خندق شده بودند؛ البته شخص پیامبر نیز یک سهم برای خود گرفته بود. | ||
طبق [[محاسبه]] معلوم میشود که طول آن خندق حدود [[دوازده]] هزار ذراع بوده است. | طبق [[محاسبه]] معلوم میشود که طول آن خندق حدود [[دوازده]] هزار ذراع بوده است. | ||
واژه خندق از [[زبان فارسی]] وارد [[عربی]] شده و اصل [[فارسی]] آن “کنده” بوده است و به وسیله سلمان فارسی [[صحابی بزرگ پیامبر]] وارد [[فرهنگ]] نظامی مسلمانان گردید. | واژه خندق از [[زبان فارسی]] وارد [[عربی]] شده و اصل [[فارسی]] آن “کنده” بوده است و به وسیله سلمان فارسی [[صحابی بزرگ پیامبر]] وارد [[فرهنگ]] نظامی مسلمانان گردید. | ||
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
همچنین مسلمانان اطراف برخی [[شهرها]] خندق دائمی کنده بودند، از جالبترین شیوهها یکی این بود که در اطراف خندقها میخهای سه شاخه ویژهای در [[خاک]] فرو میبردند تا شترها، فیلها و پیاده [[نظام]] نتوانند پیشروی کنند.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۷۵.</ref> | همچنین مسلمانان اطراف برخی [[شهرها]] خندق دائمی کنده بودند، از جالبترین شیوهها یکی این بود که در اطراف خندقها میخهای سه شاخه ویژهای در [[خاک]] فرو میبردند تا شترها، فیلها و پیاده [[نظام]] نتوانند پیشروی کنند.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۷۵.</ref> | ||
===حسک شائک=== | === حسک شائک === | ||
چنانکه گفته شد از ابتکارات صنعتی و [[دفاعی]] [[مسلمانان]] ساختن چیزی به نام “حسک شائک” بود. | چنانکه گفته شد از ابتکارات صنعتی و [[دفاعی]] [[مسلمانان]] ساختن چیزی به نام “حسک شائک” بود. | ||
مسلمانان ابتدا آن را از خارهای بلند و تیر مغیلان درست میکردند و به تدریج آن را از آهن و فلزات تهیه نمودند. | مسلمانان ابتدا آن را از خارهای بلند و تیر مغیلان درست میکردند و به تدریج آن را از آهن و فلزات تهیه نمودند. | ||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
اینها [[سلاح]] و شیوههای دفاعی مسلمانان بود که ذکر گردید و اکنون [[اسلحه]] تهاجمی و [[جنگی]] مورد استفاده مسلمانان و ارتشهای [[اسلامی]] سابق را خواهیم [[شناخت]].<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۷۶.</ref> | اینها [[سلاح]] و شیوههای دفاعی مسلمانان بود که ذکر گردید و اکنون [[اسلحه]] تهاجمی و [[جنگی]] مورد استفاده مسلمانان و ارتشهای [[اسلامی]] سابق را خواهیم [[شناخت]].<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۷۶.</ref> | ||
==سلاحها و شیوههای تهاجمی== | == سلاحها و شیوههای تهاجمی == | ||
مسلمانان در شیوۀ تهاجمی و [[جنگ]] و [[کشف]] و اختراع و یا تکمیل سلاحهای تهاجمی نیز پیشرفتهای چشمگیری داشتند که به برخی از آنها اشاره میکنیم: | مسلمانان در شیوۀ تهاجمی و [[جنگ]] و [[کشف]] و اختراع و یا تکمیل سلاحهای تهاجمی نیز پیشرفتهای چشمگیری داشتند که به برخی از آنها اشاره میکنیم: | ||
===[[شمشیر]]=== | === [[شمشیر]] === | ||
یکی از سلاحهای تهاجمی مسلمانان (مانند سایر [[ملل]]) شمشیر بوده است به ویژه [[اعراب]] که مهارت خاصی در بهکار بردن آن داشتند و [[ادبیات]] و اشعار [[عرب]] مملو از چنین مفاهیم و توصیفهایی میباشد. | یکی از سلاحهای تهاجمی مسلمانان (مانند سایر [[ملل]]) شمشیر بوده است به ویژه [[اعراب]] که مهارت خاصی در بهکار بردن آن داشتند و [[ادبیات]] و اشعار [[عرب]] مملو از چنین مفاهیم و توصیفهایی میباشد. | ||
شمشیر، در اشکال مختلفی ساخته میشد و [[بهترین]] [[هدیه]] به یک مرد محسوب میگشت. | شمشیر، در اشکال مختلفی ساخته میشد و [[بهترین]] [[هدیه]] به یک مرد محسوب میگشت. | ||
[[پیامبر]]{{صل}} در [[حدیثی]] فرمود: {{متن حدیث|الْخَيْرُ كُلُّهُ فِي السَّيْفِ وَ تَحْتَ ظِلِ السَّيْفِ}}<ref>«همه نیکی در شمشیر و در گرو و سایه شمشیر است» وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۵، باب ۱ من ابواب جهاد العدو، ح۱.</ref>. | [[پیامبر]] {{صل}} در [[حدیثی]] فرمود: {{متن حدیث|الْخَيْرُ كُلُّهُ فِي السَّيْفِ وَ تَحْتَ ظِلِ السَّيْفِ}}<ref>«همه نیکی در شمشیر و در گرو و سایه شمشیر است» وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۵، باب ۱ من ابواب جهاد العدو، ح۱.</ref>. | ||
معروفترین [[شمشیر]] در [[تاریخ]] نظامی [[مسلمانان]] “ذوالفقار” نام داشت که متعلق به [[امام علی بن ابیطالب]]{{ع}} و [[هدیه]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} به ایشان بود. | معروفترین [[شمشیر]] در [[تاریخ]] نظامی [[مسلمانان]] “ذوالفقار” نام داشت که متعلق به [[امام علی بن ابیطالب]] {{ع}} و [[هدیه]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} به ایشان بود. | ||
[[ذوالفقار]]، در [[فرهنگ]] مسلمانان، سمبل [[شجاعت]] و [[قدرت]] میباشد.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۷۷.</ref> | [[ذوالفقار]]، در [[فرهنگ]] مسلمانان، سمبل [[شجاعت]] و [[قدرت]] میباشد.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۷۷.</ref> | ||
===نیزه=== | === نیزه === | ||
نیزه نیز از جمله [[اسلحه]] تهاجمی است که مسلمانان از آن استفاده میکردند. ابتدا نیزه را از چوبهای سفت و سخت میساختند و بعدها از آهن استفاده میشد. | نیزه نیز از جمله [[اسلحه]] تهاجمی است که مسلمانان از آن استفاده میکردند. ابتدا نیزه را از چوبهای سفت و سخت میساختند و بعدها از آهن استفاده میشد. | ||
در طول [[زمان]]، [[صنعت]] نیزهسازی [[تکامل]] پیدا کرد و مسلمانان نوعی از نیزهها را ساختند که سرش تیز و گرز مانند بود و از آن برای سوراخکردن دیوار حصاره و قلعههای [[دشمن]] استفاده میکردند. پیامبر اسلام{{صل}} مسلمانان را به [[آموزش]] و تمرین و مسابقه نیزه [[تشویق]] میکرد. این [[حدیث]] به آن [[حضرت]] منسوب است که فرمود: | در طول [[زمان]]، [[صنعت]] نیزهسازی [[تکامل]] پیدا کرد و مسلمانان نوعی از نیزهها را ساختند که سرش تیز و گرز مانند بود و از آن برای سوراخکردن دیوار حصاره و قلعههای [[دشمن]] استفاده میکردند. پیامبر اسلام {{صل}} مسلمانان را به [[آموزش]] و تمرین و مسابقه نیزه [[تشویق]] میکرد. این [[حدیث]] به آن [[حضرت]] منسوب است که فرمود: | ||
{{متن حدیث|جعل رزقی تحت ظل رمحی}} | {{متن حدیث|جعل رزقی تحت ظل رمحی}}؛ ”روزی من، در سایه نیزه من است”. | ||
و شاید منظور حضرت از آن، صید و شکار حیوانات باشد. | و شاید منظور حضرت از آن، صید و شکار حیوانات باشد. | ||
به مرور زمان صنعت نیزهسازی و حرفه بهکارگیری آن پیشرفت زیادی کرد به طوریکه مسلمانان برای استعمال آن، شیوههای مختلفی مانند: رومی، [[فارسی]] و شیوه حجازی قائل بودند.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۷۷.</ref> | به مرور زمان صنعت نیزهسازی و حرفه بهکارگیری آن پیشرفت زیادی کرد به طوریکه مسلمانان برای استعمال آن، شیوههای مختلفی مانند: رومی، [[فارسی]] و شیوه حجازی قائل بودند.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۷۷.</ref> | ||
===[[تیراندازی]]=== | === [[تیراندازی]] === | ||
یکی از سلاحها و شیوههای تهاجمی مسلمانان (مانند دیگران) تیراندازی بود. مسلمانان به این [[سلاح]] اهمیت فوق العادهای قائل بودند و تکتیراندازان مسلمانان در [[جنگها]] و [[غزوات]] نقش مهمی به عهده داشتهاند. | یکی از سلاحها و شیوههای تهاجمی مسلمانان (مانند دیگران) تیراندازی بود. مسلمانان به این [[سلاح]] اهمیت فوق العادهای قائل بودند و تکتیراندازان مسلمانان در [[جنگها]] و [[غزوات]] نقش مهمی به عهده داشتهاند. | ||
تیراندازی با اسلحه ابتدایی به نام “قوس و کمان” و “نشاب” صورت میگرفت. این اسلحه را از چوب کوهی بسیار سفتی میساختند. در [[منابع اسلامی]] [[احادیث]] بسیاری درباره آموزش تیراندازی و مسابقه و اهمیت آن وارد شده است. | تیراندازی با اسلحه ابتدایی به نام “قوس و کمان” و “نشاب” صورت میگرفت. این اسلحه را از چوب کوهی بسیار سفتی میساختند. در [[منابع اسلامی]] [[احادیث]] بسیاری درباره آموزش تیراندازی و مسابقه و اهمیت آن وارد شده است. | ||
در [[حدیثی]] از پیامبر اسلام{{صل}} وارد شده که منظور از “قوّه” در [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ}}، تیراندازی میباشد<ref>وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۳۴۸، کتاب السبق والرمایه.</ref>. | در [[حدیثی]] از پیامبر اسلام {{صل}} وارد شده که منظور از “قوّه” در [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ}}، تیراندازی میباشد<ref>وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۳۴۸، کتاب السبق والرمایه.</ref>. | ||
[[سبق و رمایه]] یکی از کتابها و عناوین مهم [[فقهی]] است و [[فقها]] بحثهای مفصّلی درباره آنها کردهاند. لفظ “رمایه” به معنای [[تیراندازی]] است و مسابقات تیراندازی در [[صدر اسلام]] بسیار رواج داشته است.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۷۸.</ref> | [[سبق و رمایه]] یکی از کتابها و عناوین مهم [[فقهی]] است و [[فقها]] بحثهای مفصّلی درباره آنها کردهاند. لفظ “رمایه” به معنای [[تیراندازی]] است و مسابقات تیراندازی در [[صدر اسلام]] بسیار رواج داشته است.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۷۸.</ref> | ||
===منجنیق=== | === منجنیق === | ||
یکی از سلاحهای مرسوم و مورد استفاده [[مسلمانان]] “منجنیق” بود. منجنیق جزء [[اسلحه]] سنگین محسوب میشد و کارآیی زیادی در [[جنگها]] و گشودن قلعهها داشت. | یکی از سلاحهای مرسوم و مورد استفاده [[مسلمانان]] “منجنیق” بود. منجنیق جزء [[اسلحه]] سنگین محسوب میشد و کارآیی زیادی در [[جنگها]] و گشودن قلعهها داشت. | ||
منجنیق را طوری ساخته بودند که جعبهها را پر از سنگ و آهن و سرب میکردند و به مواضع [[دشمن]] پرتاب مینمودند. در [[فتح]] حصار و قلعهها، مخصوصاً از آن استفاده میشد. از [[طریق عامه]] [[روایت]] شده که [[پیامبر اسلام]]{{صل}} در فتح [[شهر]] [[طائف]] از منجنیق استفاده کرد<ref>النظم الاسلامیه نشأتها وتطورها، ص۵۰۸.</ref>. | منجنیق را طوری ساخته بودند که جعبهها را پر از سنگ و آهن و سرب میکردند و به مواضع [[دشمن]] پرتاب مینمودند. در [[فتح]] حصار و قلعهها، مخصوصاً از آن استفاده میشد. از [[طریق عامه]] [[روایت]] شده که [[پیامبر اسلام]] {{صل}} در فتح [[شهر]] [[طائف]] از منجنیق استفاده کرد<ref>النظم الاسلامیه نشأتها وتطورها، ص۵۰۸.</ref>. | ||
در منابع [[شیعی]] نیز به جواز استعمال آن در جنگها تصریح شده است<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۶، ح۲.</ref>. | در منابع [[شیعی]] نیز به جواز استعمال آن در جنگها تصریح شده است<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۶، ح۲.</ref>. | ||
اول از منجنیق برای پرتاب سنگ و آهن و سرب استفاده میکردند، ولی بعدها از آن برای پرتاب [[آتش]] نیز استفاده میشد. | اول از منجنیق برای پرتاب سنگ و آهن و سرب استفاده میکردند، ولی بعدها از آن برای پرتاب [[آتش]] نیز استفاده میشد. | ||
| خط ۹۱: | خط ۹۱: | ||
قدیم در بخش شرقی “جبل سوار” در [[سرزمین]] بلقا شهر بزرگی به نام “جَرَش” بود که در آنجا منجنیق میساختند.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۷۹.</ref> | قدیم در بخش شرقی “جبل سوار” در [[سرزمین]] بلقا شهر بزرگی به نام “جَرَش” بود که در آنجا منجنیق میساختند.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۷۹.</ref> | ||
===دبابه=== | === دبابه === | ||
مسلمانان از وسیله و [[سلاح]] سنگین و جمعی ویژهای نیز استفاده میکردند که نام آن “دَبّابَه” بود. | مسلمانان از وسیله و [[سلاح]] سنگین و جمعی ویژهای نیز استفاده میکردند که نام آن “دَبّابَه” بود. | ||
دبابه نام دیگری نیز داشت و آن “ضبر” بود که جمعش “ضبور” است. | دبابه نام دیگری نیز داشت و آن “ضبر” بود که جمعش “ضبور” است. | ||
| خط ۱۰۲: | خط ۱۰۲: | ||
اندکی تعمق در [[تاریخ]] [[علوم]] و [[فنون]] نظامی [[مسلمانان]] انسان را دچار [[شگفتی]] میکند که تا چه اندازه پیشرفت داشتهاند؛ این پیشرفتها ریشه در تعلیمات نظامی [[اسلام]]؛ مانند [[سبق و رمایه]] دارد و واجباتی مانند [[جهاد]] و رباطه، محرک و عامل [[معنوی]] این پیشرفتهای شگفت محسوب میشوند چراکه یک [[مسلمان]]، در اثر [[اعتقاد]] به [[ضرورت]] [[مرابطه]] و [[حفظ]] مرزهای [[اسلامی]] و نیز ضرورت [[مبارزه با ستمگران]]، همیشه در [[فکر]] [[آموزش]] و پیشرفت در فنون [[جنگی]] و [[دفاعی]] است.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۷۹.</ref> | اندکی تعمق در [[تاریخ]] [[علوم]] و [[فنون]] نظامی [[مسلمانان]] انسان را دچار [[شگفتی]] میکند که تا چه اندازه پیشرفت داشتهاند؛ این پیشرفتها ریشه در تعلیمات نظامی [[اسلام]]؛ مانند [[سبق و رمایه]] دارد و واجباتی مانند [[جهاد]] و رباطه، محرک و عامل [[معنوی]] این پیشرفتهای شگفت محسوب میشوند چراکه یک [[مسلمان]]، در اثر [[اعتقاد]] به [[ضرورت]] [[مرابطه]] و [[حفظ]] مرزهای [[اسلامی]] و نیز ضرورت [[مبارزه با ستمگران]]، همیشه در [[فکر]] [[آموزش]] و پیشرفت در فنون [[جنگی]] و [[دفاعی]] است.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۷۹.</ref> | ||
===رَأسُ الکَبش=== | === رَأسُ الکَبش === | ||
[[سلاح]] سنگین و جمعی دیگری به نام “راس الکبش” نیز مورد استفاده مسلمانان در [[جنگها]] بوده است. | [[سلاح]] سنگین و جمعی دیگری به نام “راس الکبش” نیز مورد استفاده مسلمانان در [[جنگها]] بوده است. | ||
راس الکبش، سلاح چرخدار انهدامی مهیبی بود که از آن، در [[حمله]] به حصارها و قلعهها استفاده میشد. | راس الکبش، سلاح چرخدار انهدامی مهیبی بود که از آن، در [[حمله]] به حصارها و قلعهها استفاده میشد. | ||
| خط ۱۱۱: | خط ۱۱۱: | ||
بنابراین، مسلمانان سه سلاح مهم جمعی تهاجمی داشتند که عبارت بودند از: منجنیق؛ دبابه و ضبور؛ راسالکبش و از اینها در [[فتح]] استحکامات نظامی و حصارهای [[دشمن]] استفاده میکردند. [[ارتش]] [[مسلمانان]] با داشتن اینها، [[عظمت]] ویژهای داشت.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۸۰.</ref> | بنابراین، مسلمانان سه سلاح مهم جمعی تهاجمی داشتند که عبارت بودند از: منجنیق؛ دبابه و ضبور؛ راسالکبش و از اینها در [[فتح]] استحکامات نظامی و حصارهای [[دشمن]] استفاده میکردند. [[ارتش]] [[مسلمانان]] با داشتن اینها، [[عظمت]] ویژهای داشت.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۸۰.</ref> | ||
===اسب و شتر=== | === اسب و شتر === | ||
مسلمانان سابق، در [[جنگها]] از اسب و شتر نیز استفاده میکردند. | مسلمانان سابق، در [[جنگها]] از اسب و شتر نیز استفاده میکردند. | ||
و نیز طی [[مراسم]] ویژهای مسابقات اسبدوانی و شترسواری برقرار مینمودند. | و نیز طی [[مراسم]] ویژهای مسابقات اسبدوانی و شترسواری برقرار مینمودند. | ||
از اسب و شتر، هم در تهاجمات استفاده میشد و هم در حمل [[اسلحه]] و وسایل [[جنگی]] مخصوصاً اسب در [[فرهنگ]] نظامی مسلمانان [[احترام]] و اهمیت ویژهای داشت. این مطلب در [[فقه اسلامی]] ذکر شده است که هر [[مجاهد]]، از [[غنایم]] به نسبت تعداد اسبهایی که در معرکه آورده است نیز بهرهمند میشود<ref>تبصرة المتعلمین، ص۸۱</ref>. | از اسب و شتر، هم در تهاجمات استفاده میشد و هم در حمل [[اسلحه]] و وسایل [[جنگی]] مخصوصاً اسب در [[فرهنگ]] نظامی مسلمانان [[احترام]] و اهمیت ویژهای داشت. این مطلب در [[فقه اسلامی]] ذکر شده است که هر [[مجاهد]]، از [[غنایم]] به نسبت تعداد اسبهایی که در معرکه آورده است نیز بهرهمند میشود<ref>تبصرة المتعلمین، ص۸۱</ref>. | ||
[[پیامبر اسلام]]{{صل}} نیز درباره اسب فرمود: {{متن حدیث|الْخَيْلُ مَعْقُودٌ فِي نَوَاصِيهَا الْخَيْرُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}}<ref>النظم الاسلامیه، ص۵۱۱.</ref>؛ | [[پیامبر اسلام]] {{صل}} نیز درباره اسب فرمود: {{متن حدیث|الْخَيْلُ مَعْقُودٌ فِي نَوَاصِيهَا الْخَيْرُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}}<ref>النظم الاسلامیه، ص۵۱۱.</ref>؛ | ||
“در پیشانی اسب تا [[روز رستاخیز]] [[خیر]] و [[نیکی]] نقش بسته است”. | “در پیشانی اسب تا [[روز رستاخیز]] [[خیر]] و [[نیکی]] نقش بسته است”. | ||
در فقه اسلامی، فیل نیز جزء حیواناتی است که در [[جنگ]] از آن استفاده میشود و با آن نیز میتوان مسابقه داد<ref>الفقه علی آراء فقهاء الاسلام، ص۱۱۷.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۸۱.</ref> | در فقه اسلامی، فیل نیز جزء حیواناتی است که در [[جنگ]] از آن استفاده میشود و با آن نیز میتوان مسابقه داد<ref>الفقه علی آراء فقهاء الاسلام، ص۱۱۷.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۸۱.</ref> | ||
==نیروی دریایی== | == نیروی دریایی == | ||
نیروی دریایی در [[اسلام]] و در [[فرهنگ قرآن]] دارای جایگاه بلند و ویژهای است و در [[حقیقت]] مشمول [[آیه]]: {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ...}} میباشد در [[قرآن کریم]] کشتی و قایقرانی [[مقام]] ویژهای دارد و با دو کلمه “فُلک” و “سفینه” مورد بحث قرار گرفته است. | نیروی دریایی در [[اسلام]] و در [[فرهنگ قرآن]] دارای جایگاه بلند و ویژهای است و در [[حقیقت]] مشمول [[آیه]]: {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ...}} میباشد در [[قرآن کریم]] کشتی و قایقرانی [[مقام]] ویژهای دارد و با دو کلمه “فُلک” و “سفینه” مورد بحث قرار گرفته است. | ||
کلمه فُلک (کشتی) ۲۲ مورد در [[قرآن]] به مناسبتهای مختلف ذکر شده است<ref>این موارد در سورههای زیر مطرح شده است: {{متن قرآن| متن}} بقره(۲)/ آیه ۱۶۴؛ اعراف (۷)/ آیه ۶۴؛ یونس (۱۰)/ آیات ۳۲ و ۷۳؛ هود (۱۱)/ آیات ۳۷ و ۳۸؛ ابراهیم (۱۴)/ آیه ۳۲؛ نحل (۱۶)/ آیه ۱۴؛ اسراء (۱۷)/ آیه ۶۶؛ حج (۲۲)/ آیه ۶۵؛ مؤمنون (۲۳)/ آیات ۲۷ و ۲۸؛ شعراء (۲۶)/ آیه ۱۱۹؛ عنکبوت (۲۹)/ آیه ۶۵؛ روم (۳۰)/ آیه ۴۶؛ لقمان (۳۱)/ آیه ۳۱؛ فاطر (۳۵)/ آیه ۱۲؛ یس (۳۶)/ آیه ۴۱؛ صافات (۳۷)/ آیه ۱۴۰؛ غافر (۴۰)/ آیه ۸۰؛ زخرف (۴۳)/ آیه ۱۲؛ جاثیه (۴۵)/ آیه ۱۲.</ref>. و کلمه “سفینه” نیز چهار بار ذکر گردیده است<ref>این موارد نیز از این قرارند: {{متن قرآن| متن}} کهف (۱۸)/ آیات ۷۱ و ۷۹؛ عنکبوت (۲۹)/ آیه ۱۵.</ref>. | کلمه فُلک (کشتی) ۲۲ مورد در [[قرآن]] به مناسبتهای مختلف ذکر شده است<ref>این موارد در سورههای زیر مطرح شده است: {{متن قرآن| متن}} بقره(۲)/ آیه ۱۶۴؛ اعراف (۷)/ آیه ۶۴؛ یونس (۱۰)/ آیات ۳۲ و ۷۳؛ هود (۱۱)/ آیات ۳۷ و ۳۸؛ ابراهیم (۱۴)/ آیه ۳۲؛ نحل (۱۶)/ آیه ۱۴؛ اسراء (۱۷)/ آیه ۶۶؛ حج (۲۲)/ آیه ۶۵؛ مؤمنون (۲۳)/ آیات ۲۷ و ۲۸؛ شعراء (۲۶)/ آیه ۱۱۹؛ عنکبوت (۲۹)/ آیه ۶۵؛ روم (۳۰)/ آیه ۴۶؛ لقمان (۳۱)/ آیه ۳۱؛ فاطر (۳۵)/ آیه ۱۲؛ یس (۳۶)/ آیه ۴۱؛ صافات (۳۷)/ آیه ۱۴۰؛ غافر (۴۰)/ آیه ۸۰؛ زخرف (۴۳)/ آیه ۱۲؛ جاثیه (۴۵)/ آیه ۱۲.</ref>. و کلمه “سفینه” نیز چهار بار ذکر گردیده است<ref>این موارد نیز از این قرارند: {{متن قرآن| متن}} کهف (۱۸)/ آیات ۷۱ و ۷۹؛ عنکبوت (۲۹)/ آیه ۱۵.</ref>. | ||
| خط ۱۳۷: | خط ۱۳۷: | ||
“کشتیهای لجامدار” [[جنگی]] مسلمانان نمونه ابتدایی کشتیهای جنگی پیشرفته و تکاملیافته امروزی بودهاند. وجود چنین کشتیها و سلاحهایی بیانگر [[عظمت]] و شکوه [[تمدن اسلامی]] در گذشته میباشد.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۸۲.</ref> | “کشتیهای لجامدار” [[جنگی]] مسلمانان نمونه ابتدایی کشتیهای جنگی پیشرفته و تکاملیافته امروزی بودهاند. وجود چنین کشتیها و سلاحهایی بیانگر [[عظمت]] و شکوه [[تمدن اسلامی]] در گذشته میباشد.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۸۲.</ref> | ||
==سلاحهای ممنوعالاستعمال== | == سلاحهای ممنوعالاستعمال == | ||
از آن جاییکه [[اسلام]]، [[دین]] [[عدالت]] و انساندوستی است و [[معتقد]] به “کرامت” و “خلیفةاللهی” [[انسان]] میباشد و لذا در [[جنگ]] نیز عدالت را رعایت میکند. | از آن جاییکه [[اسلام]]، [[دین]] [[عدالت]] و انساندوستی است و [[معتقد]] به “کرامت” و “خلیفةاللهی” [[انسان]] میباشد و لذا در [[جنگ]] نیز عدالت را رعایت میکند. | ||
به عنوان مثال، اسلام در [[جنگها]] کشتن بچه، [[زن]] (غیر [[جنگجو]]) و پیرمرد و پیرزن و معلولین را جایز نمیشمارد و شیخ [[حرّ]] عاملی از [[محدثان]] بزرگ [[شیعه]]، در [[کتاب]] [[ارزشمند]] خود “وسائل الشیعه) باب مستقلی دارد تحت عنوان: “کشتن [[زنان]] و از پایافتادگان و نابینایان و [[پیران]] و [[کودکان]] جایز نیست و همچنین بر آنان [[جزیه]] تعلق نمیگیرد”<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۷.</ref> و در آن باب، احادیثی را در این زمینه نقل میکند. بنابراین اصل، [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: | به عنوان مثال، اسلام در [[جنگها]] کشتن بچه، [[زن]] (غیر [[جنگجو]]) و پیرمرد و پیرزن و معلولین را جایز نمیشمارد و شیخ [[حرّ]] عاملی از [[محدثان]] بزرگ [[شیعه]]، در [[کتاب]] [[ارزشمند]] خود “وسائل الشیعه) باب مستقلی دارد تحت عنوان: “کشتن [[زنان]] و از پایافتادگان و نابینایان و [[پیران]] و [[کودکان]] جایز نیست و همچنین بر آنان [[جزیه]] تعلق نمیگیرد”<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۷.</ref> و در آن باب، احادیثی را در این زمینه نقل میکند. بنابراین اصل، [[امام صادق]] {{ع}} میفرماید: | ||
“پیامبر{{صل}} مسلمانان را از اینکه در شهرهای [[مشرکان]] و [[دشمنان]] سَم بریزند و آنجا را [[مسموم]] کنند، [[نهی]] کرده است”<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۶.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۸۴.</ref> | “پیامبر {{صل}} مسلمانان را از اینکه در شهرهای [[مشرکان]] و [[دشمنان]] سَم بریزند و آنجا را [[مسموم]] کنند، [[نهی]] کرده است”<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۶.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۸۴.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||