جز
جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف'
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ') |
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
«[[حلیم]]» بر وزن فعیل، صفت مشبهه از ریشه «ح ـ ل ـ م» به معنای چشمپوشی از تقصیر <ref> المصباح، ص۱۴۸، «حلم».</ref> و پوشاندن چیزی است.<ref> المصباح، ص۱۴۸، «حلم».</ref> برخی حلیم و [[صبور]] را به یک معنی دانستهاند؛ با این فرق که در صبور برخلاف حلیم، [[گناهکار]] ایمن از [[عقوبت]] نیست.<ref> القول الاسنی، ص۳۲۸.</ref> بعضی نیز در این زمینه گفتهاند صبور کسی است که در مقابل مضار و [[مکروه]]، از اظهار [[جزع]] خودداری میکند؛ ولی حلیم چنین ویژگیای ندارد، از این رو به [[خدا]] حلیم اطلاق میشود؛ اما صبور گفته نمیشود،<ref> الفروق اللغویه، ص۱۹۹ ـ ۲۰۰.</ref> زیرا او توانای مطلق است و ناچار از [[تحمّل]] نیست. گذشته از این، هیچ چیز برای ذات اَقدس او ناسازگار و مکروه شمرده نمیشود، از این رو در [[آیات قرآن کریم]] خدا به اسم صبور | «[[حلیم]]» بر وزن فعیل، صفت مشبهه از ریشه «ح ـ ل ـ م» به معنای چشمپوشی از تقصیر <ref> المصباح، ص۱۴۸، «حلم».</ref> و پوشاندن چیزی است.<ref> المصباح، ص۱۴۸، «حلم».</ref> برخی حلیم و [[صبور]] را به یک معنی دانستهاند؛ با این فرق که در صبور برخلاف حلیم، [[گناهکار]] ایمن از [[عقوبت]] نیست.<ref> القول الاسنی، ص۳۲۸.</ref> بعضی نیز در این زمینه گفتهاند صبور کسی است که در مقابل مضار و [[مکروه]]، از اظهار [[جزع]] خودداری میکند؛ ولی حلیم چنین ویژگیای ندارد، از این رو به [[خدا]] حلیم اطلاق میشود؛ اما صبور گفته نمیشود،<ref> الفروق اللغویه، ص۱۹۹ ـ ۲۰۰.</ref> زیرا او توانای مطلق است و ناچار از [[تحمّل]] نیست. گذشته از این، هیچ چیز برای ذات اَقدس او ناسازگار و مکروه شمرده نمیشود، از این رو در [[آیات قرآن کریم]] خدا به اسم صبور وصف نشده است؛ البته در [[ادعیه]] در مواردی چند صفات صبّار، صبور و [[صابر]] برای خدا به کار رفتهاند؛<ref> المقام الاسنی، ص۹۲.</ref> لکن با توجه به معنای صبور و کاربرد هر کدام از [[صبر]] و [[حلم]] به جای یکدیگر در عرف، باید گفت صبر در این موارد به معنای حلم است. | ||
حلیم از اسمای حسنای [[الهی]] و بدین معناست که خدا با آنکه [[نافرمانی]] [[گناهکاران]] و [[مخالفت]] آنان را میبیند، [[خشم]] بر او چیره نگشته و وی را به [[انتقام]] وانمیدارد و با داشتن کمال [[قدرت]] <ref> الفتوحات المکیه، ج ۱۰، ص۵۰۳.</ref> بر مجازاتشان به آنان مهلت داده و در عقوبتشان [[شتاب]] نمیکند <ref> المقصد الاسنی، ص۱۰۱؛ علم الیقین، ج ۱، ص۱۸۱.</ref> و [[مطیع]] و [[عاصی]] و [[کافر]] و [[مسلمان]] را یکسان از نعمتهای خود بهرهمند میسازد.<ref>اسماء الله الحسنی، ابن قیم، ص۱۸۱.</ref> تعاریف گوناگونی برای اسم حلیم گزارش شدهاند؛ مانند «حلیم کسی است که پس از پوشاندن [[عیوب]]، [[گناهان]] را میبخشد؛ [[دوستیها]] را [[حفظ]] و [[عهد]] خود را تمام و به [[وعده]] خود عمل میکند؛ پرده [[عفو]] را بر فرو رفتگان در [[گناه]] میافکند و دامنه گذشت خویش را روی پردهداران میکشد؛ گناه [[گناهکاران]]، او را به سبکی نمیکشاند و [[سرکشی]] طغیانگران، وی را مضطرب و بیتاب نمیکند».<ref>شرح اسماء اللّه الحسنی، ص۲۴۴.</ref> [[حلیم]] بودن [[خدا]] با [[انتقام]] و [[غضب]] او منافات ندارد؛ زیرا [[نظام آفرینش]] برای [[تربیت نفوس]] به هر کدام از آن دو در جایگاه مناسب نیازمند است،<ref> اسماء الله الحسنی آثارها و اسرارها، ص۱۲۹.</ref> چنانکه اقتضای [[حلم]] خدا تأخیر [[عقوبت]] در دنیاست؛ اما در [[آخرت]] برداشتن عقوبت تنها شامل [[موحّدان]] میشود،<ref> الجامع لاسماء اللّه الحسنی، ص۹۶ - ۹۷.</ref> از این رو برخی حلیم را به دیر [[خشم]] گیرنده و تأخیر کننده در عقوبت معنا کردهاند.<ref>نثر طوبی، ج ۱، ص۱۹۵.</ref> | حلیم از اسمای حسنای [[الهی]] و بدین معناست که خدا با آنکه [[نافرمانی]] [[گناهکاران]] و [[مخالفت]] آنان را میبیند، [[خشم]] بر او چیره نگشته و وی را به [[انتقام]] وانمیدارد و با داشتن کمال [[قدرت]] <ref> الفتوحات المکیه، ج ۱۰، ص۵۰۳.</ref> بر مجازاتشان به آنان مهلت داده و در عقوبتشان [[شتاب]] نمیکند <ref> المقصد الاسنی، ص۱۰۱؛ علم الیقین، ج ۱، ص۱۸۱.</ref> و [[مطیع]] و [[عاصی]] و [[کافر]] و [[مسلمان]] را یکسان از نعمتهای خود بهرهمند میسازد.<ref>اسماء الله الحسنی، ابن قیم، ص۱۸۱.</ref> تعاریف گوناگونی برای اسم حلیم گزارش شدهاند؛ مانند «حلیم کسی است که پس از پوشاندن [[عیوب]]، [[گناهان]] را میبخشد؛ [[دوستیها]] را [[حفظ]] و [[عهد]] خود را تمام و به [[وعده]] خود عمل میکند؛ پرده [[عفو]] را بر فرو رفتگان در [[گناه]] میافکند و دامنه گذشت خویش را روی پردهداران میکشد؛ گناه [[گناهکاران]]، او را به سبکی نمیکشاند و [[سرکشی]] طغیانگران، وی را مضطرب و بیتاب نمیکند».<ref>شرح اسماء اللّه الحسنی، ص۲۴۴.</ref> [[حلیم]] بودن [[خدا]] با [[انتقام]] و [[غضب]] او منافات ندارد؛ زیرا [[نظام آفرینش]] برای [[تربیت نفوس]] به هر کدام از آن دو در جایگاه مناسب نیازمند است،<ref> اسماء الله الحسنی آثارها و اسرارها، ص۱۲۹.</ref> چنانکه اقتضای [[حلم]] خدا تأخیر [[عقوبت]] در دنیاست؛ اما در [[آخرت]] برداشتن عقوبت تنها شامل [[موحّدان]] میشود،<ref> الجامع لاسماء اللّه الحسنی، ص۹۶ - ۹۷.</ref> از این رو برخی حلیم را به دیر [[خشم]] گیرنده و تأخیر کننده در عقوبت معنا کردهاند.<ref>نثر طوبی، ج ۱، ص۱۹۵.</ref> | ||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
حلیم ۱۵ بار در [[قرآن]] به کار رفته است که ۱۱ مرتبه درباره خداست و در همه موارد با [[اسماء]] دیگر همراه است: ۶ مورد با [[غفور]]، سه بار همراه [[علیم]]، یک بار در کنار [[شکور]] و یک کاربرد با [[غنی]]. | حلیم ۱۵ بار در [[قرآن]] به کار رفته است که ۱۱ مرتبه درباره خداست و در همه موارد با [[اسماء]] دیگر همراه است: ۶ مورد با [[غفور]]، سه بار همراه [[علیم]]، یک بار در کنار [[شکور]] و یک کاربرد با [[غنی]]. | ||
در [[همنشینی]] اسم حلیم با اسمای دیگر، عنایتی هست که یا به [[سیاق آیه]] یا به رابطه میان خود اسماء برمیگردد؛ مثلاً در [[آیه]] {{متن قرآن|قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ}}<ref>«گفتاری شایسته و گذشت بهتر است از صدقهای که از پی آن آزاری باشد و خداوند بینیازی بردبار است» سوره بقره، آیه ۲۶۳.</ref> که درباره برتریِ گفتار [[پسندیده]] در برابر [[نیازمندان]] و گذشت از [[تندی]] و [[اصرار]] آنان، بر صدقهای که آزاری را به دنبال داشته باشد سخن میگوید، اسم غنی کنار اسم حلیم نشسته و آیه به این دو اسم پایان یافته است؛ رازش آن است که [[انفاق]] کنندهای که پس از انفاق، نیازمندان را با سخنهای ناروای خود میآزارد و از تندی و اصرار آنان درنمیگذرد، دو | در [[همنشینی]] اسم حلیم با اسمای دیگر، عنایتی هست که یا به [[سیاق آیه]] یا به رابطه میان خود اسماء برمیگردد؛ مثلاً در [[آیه]] {{متن قرآن|قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ}}<ref>«گفتاری شایسته و گذشت بهتر است از صدقهای که از پی آن آزاری باشد و خداوند بینیازی بردبار است» سوره بقره، آیه ۲۶۳.</ref> که درباره برتریِ گفتار [[پسندیده]] در برابر [[نیازمندان]] و گذشت از [[تندی]] و [[اصرار]] آنان، بر صدقهای که آزاری را به دنبال داشته باشد سخن میگوید، اسم غنی کنار اسم حلیم نشسته و آیه به این دو اسم پایان یافته است؛ رازش آن است که [[انفاق]] کنندهای که پس از انفاق، نیازمندان را با سخنهای ناروای خود میآزارد و از تندی و اصرار آنان درنمیگذرد، دو وصف [[ناپسند]] دارد: نخست آنکه انفاق او در چشمش بزرگ جلوه میکند و دیگر آنکه از پافشاری و تندی نیازمندان اثر میپذیرد و [[انسان]] [[مؤمن]] باید خود را از این دو ویژگی دور گرداند و در این گونه موارد، [[خوی]] او [[اخلاق الهی]] باشد، چون [[خدا]] [[غنی]] است و هیچگاه [[جود]] و اِنعام خود را بزرگ نمیبیند؛ نیز [[حلیم]] است و در [[مؤاخذه]] جاهلانِ [[بدکردار]] [[شتاب]] نمیکند.<ref> المیزان، ج ۲، ص۳۸۹.</ref> به گفته برخی، [[همراهی]] اسم حلیم با غنی در [[آیه]] یاد شده، بدان جهت است که خدا از [[صدقات]] و [[طاعات]] [[بندگان]] [[بینیاز]] و در مقابل [[انفاق]] کنندگانِ آزاررسان حلیم است و اگر به جای صفت حلیمْ حمید یا [[علیم]] یاد میشد، [[نیکو]] نبود.<ref>مجمعالبیان، ج ۲، ص۶۴۸.</ref> به سخن برخی دیگر، همراهی یاد شده دلالت دارد که [[حلم]] [[الهی]] بر بندگان خویش از روی نیاز نیست.<ref> اسماء الله الحسنی، اشقر، ص۱۴۳ ـ ۱۴۴.</ref> [[همسایگی]] اسم حلیم با [[غفور]] در آیه {{متن قرآن|لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِنْ يُؤَاخِذُكُمْ بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«خداوند شما را در سوگندهای بیهوده بازخواست نمیکند امّا از آنچه با دل آگاهی است، بازخواست میکند و خداوند آمرزندهای بردبار است» سوره بقره، آیه ۲۲۵.</ref> از آن روست که عدم مؤاخذه بر سوگندهای [[بیهوده]] که بیقصد و [[اراده]] جدّی به زبان رانده میشوند،<ref>جوامع الجامع، ج ۱، ص۱۳۲؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۵۶۸ ـ ۵۶۹.</ref> جلوهای از [[مغفرت]] و حلم [[پروردگار]] است؛ زیرا از آیه یاد شده برداشت میشود یاد کننده سوگندهای بیهوده سزاوار مؤاخذه است؛ [[ولی خدا]] از روی [[تفضّل]] و به مقتضای [[رحمت واسع]] <ref>روحالمعانی، ج ۲، ص۱۹۴.</ref> و حلم خود <ref> الاسماء والصفات، ج ۱، ص۲۳۰.</ref> از [[مجازات]] او چشم میپوشد؛ البته به گفته برخی، خدا در این آیه میفرماید: شما را به جهت قسمهای لغوی که به جا میآورید مؤاخذه نمیکنم؛ امّا از پی سوگندهای جدّیتان در صورتی که [[دروغ]] یا بر امر باطلی باشد، مجازات خواهم کرد؛ با این همه خدا در [[عقوبت]] [[گناهکار]] شتاب نمیکند، چون حلیم است و به او [[فرصت]] میدهد [[توبه]] کند <ref>الصافی، ج ۱، ص۲۵۵.</ref> و اگر توبه کرد، به اقتضای غفور بودنش او را میبخشد. | ||
همجواری اسم حلیم با غفور در آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِنْ تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْهَا وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از چیزهایی مپرسید که چون برای شما آشکار گردانند به اندوهتان میافکند و اگر هنگامی که قرآن فرو فرستاده میشود از آنها بپرسید برای شما روشن میشود؛ خداوند از آن (پرسش) ها در گذشت؛ و خداوند آمرزندهای بردبار است» سوره مائده، آیه ۱۰۱.</ref> بدین جهت است که [[خدا]] از [[گناه]] کسانی که با پرسشهای بیجا خود و [[پیامبر]] {{صل}} را میآزردند درمیگذرد و نسبت به [[گناهان]] آنها [[بخشنده]] است و در مقابلِ [[افراط]] [[گناهکاران]]، در [[عقوبت]] [[تعجیل]] نمیکند <ref>روح البیان، ج ۲، ص۵۳۹؛ المیزان، ج ۶، ص۱۵۳.</ref> و با [[توانمندی]] بر [[عقاب]] و [[انتقام]]، ایشان را از [[لطف]] و [[رحمت]] خود بهرهمند کرده و به آنان برای [[توبه]] مهلت میدهد، تا گناهانشان را بیامرزد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُوا وَلَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«بیگمان شیطان آنان را که در روز برخورد آن دو گروه (به دشمن) پشت کردند با برخی کارها که کرده بودند از راه به در برد و البته خداوند از آنان در گذشت؛ به راستی خداوند آمرزندهای بردبار است» سوره آل عمران، آیه ۱۵۵.</ref>.<ref> زاد المسیر، ج ۱، ص۲۵۵؛ رحمة من الرحمن، ج ۱، ص۳۳۹.</ref>، چنان که [[مجازات]] [[مشرکان]] را بر اثر [[عقاید]] و سخنان شرکآمیزشان <ref>جامعالبیان، ج ۴، ص۱۹۳.</ref> یا مجازات [[انسانها]] را به جهت [[غفلت]] و کوتاهیشان از [[فهم]] این [[حقیقت]] که همه موجودات [[جهان]] و ارکان وجودیشان همواره تسبیحگوی خدایند <ref> المیزان، ج ۱۳، ص۱۱۲.</ref> به تأخیر میاندازد، تا خطای خود را دریافته و به سوی او توبه کنند و وی آنها را ببخشد: {{متن قرآن|تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا}}<ref>«آسمانهای هفتگانه و زمین و آنچه در آنهاست او را به پاکی میستایند و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی میستاید اما شما ستایش آنان را در نمییابید؛ بیگمان او بردباری آمرزنده است» سوره اسراء، آیه ۴۴.</ref> به گفته برخی [[غفور]] باید [[حلیم]] باشد.<ref>اسماء اللّه الحسنی، اشقر، ص۱۴۳.</ref> [[همنشینی]] اسم حلیم با [[شکور]] در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«اگر به خداوند وامی نیکو دهید (خداوند) برای شما آن را دو چندان میکند و شما را میآمرزد و خداوند سپاسپذیری بردبار است» سوره تغابن، آیه ۱۷.</ref> مینمایاند که خدا در مقابل [[اعمال]] [[خیر]] بندگانش شکور و دربرابر گناهان آنها حلیم و این، کمال [[اکرام]] و [[احترام]] به [[بندگان]] است،<ref> مجمع البیان، ج ۱۰، ص۴۵۳؛ البصائر، ج ۴۷، ص۹۲.</ref> از اینرو برخی ذیل آیه یادشده گفتهاند: خدا قدرشناس انفاقکنندگان است و در مقابل بخیلان، حلیم.<ref>حجهالتفاسیر، ج ۷، ص۳۴.</ref> [[همراهی]] حلیم با اسم [[علیم]] نشان میدهد که خدا با آنکه بر نافرمانیهای [[عاصیان]] <ref>روح الارواح، ص۲۸۰.</ref> ـ همچون [[کفر]] و [[تکذیب آیات الهی]]،<ref> رک: مجمعالبیان، ج ۷، ص۱۶۶.</ref> دشمنیهای [[کافران]] [[قریش]] با [[مسلمانان]] و بیرون راندنشان از [[مکه]]،<ref>المیزان، ج ۱، ص۳۹۹.</ref> [[تفریط]] <ref>جوامع الجامع، ج ۲، ص۹۰.</ref> و [[گناهان]] [[مهاجران]]: {{متن قرآن|لَيُدْخِلَنَّهُمْ مُدْخَلًا يَرْضَوْنَهُ وَإِنَّ اللَّهَ لَعَلِيمٌ حَلِيمٌ}}<ref>«به یقین آنان را به جایگاهی که آن را میپسندند در میآورد و بیگمان خداوند بردباری داناست» سوره حج، آیه ۵۹.</ref><ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۲۴۲.</ref> و رعایت نکردن سهم [[ضعیفان]] و عاجزان مانند [[کودکان]] و [[زنان]] در تقسیم [[ارث]] ـ [[آگاهی]] و احاطه دارد، [[حلیم]] است: {{متن قرآن|ِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و خداوند دانایی بردبار است» سوره نساء، آیه ۱۲.</ref>.<ref>مجمعالبیان، ج ۳، ص۲۹؛ جامعالبیان، ج ۴، ص۳۸۴.</ref> و [[امهال]] و تأخیر در [[عقوبت]]، مطابق [[مصلحت]] است؛ نه از روی [[جهل]] و [[غفلت]].<ref>رحمة من الرحمن، ج ۱، ص۳۳۹، ۳۵۳.</ref> [[خدا]] به آنچه در درون [[انسانها]] نیز میگذرد ـ از قبیل میل و [[نیت]] و [[رضایت]] و عدم آن ـ [[آگاه]] است. | همجواری اسم حلیم با غفور در آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِنْ تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْهَا وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از چیزهایی مپرسید که چون برای شما آشکار گردانند به اندوهتان میافکند و اگر هنگامی که قرآن فرو فرستاده میشود از آنها بپرسید برای شما روشن میشود؛ خداوند از آن (پرسش) ها در گذشت؛ و خداوند آمرزندهای بردبار است» سوره مائده، آیه ۱۰۱.</ref> بدین جهت است که [[خدا]] از [[گناه]] کسانی که با پرسشهای بیجا خود و [[پیامبر]] {{صل}} را میآزردند درمیگذرد و نسبت به [[گناهان]] آنها [[بخشنده]] است و در مقابلِ [[افراط]] [[گناهکاران]]، در [[عقوبت]] [[تعجیل]] نمیکند <ref>روح البیان، ج ۲، ص۵۳۹؛ المیزان، ج ۶، ص۱۵۳.</ref> و با [[توانمندی]] بر [[عقاب]] و [[انتقام]]، ایشان را از [[لطف]] و [[رحمت]] خود بهرهمند کرده و به آنان برای [[توبه]] مهلت میدهد، تا گناهانشان را بیامرزد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُوا وَلَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«بیگمان شیطان آنان را که در روز برخورد آن دو گروه (به دشمن) پشت کردند با برخی کارها که کرده بودند از راه به در برد و البته خداوند از آنان در گذشت؛ به راستی خداوند آمرزندهای بردبار است» سوره آل عمران، آیه ۱۵۵.</ref>.<ref> زاد المسیر، ج ۱، ص۲۵۵؛ رحمة من الرحمن، ج ۱، ص۳۳۹.</ref>، چنان که [[مجازات]] [[مشرکان]] را بر اثر [[عقاید]] و سخنان شرکآمیزشان <ref>جامعالبیان، ج ۴، ص۱۹۳.</ref> یا مجازات [[انسانها]] را به جهت [[غفلت]] و کوتاهیشان از [[فهم]] این [[حقیقت]] که همه موجودات [[جهان]] و ارکان وجودیشان همواره تسبیحگوی خدایند <ref> المیزان، ج ۱۳، ص۱۱۲.</ref> به تأخیر میاندازد، تا خطای خود را دریافته و به سوی او توبه کنند و وی آنها را ببخشد: {{متن قرآن|تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا}}<ref>«آسمانهای هفتگانه و زمین و آنچه در آنهاست او را به پاکی میستایند و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی میستاید اما شما ستایش آنان را در نمییابید؛ بیگمان او بردباری آمرزنده است» سوره اسراء، آیه ۴۴.</ref> به گفته برخی [[غفور]] باید [[حلیم]] باشد.<ref>اسماء اللّه الحسنی، اشقر، ص۱۴۳.</ref> [[همنشینی]] اسم حلیم با [[شکور]] در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«اگر به خداوند وامی نیکو دهید (خداوند) برای شما آن را دو چندان میکند و شما را میآمرزد و خداوند سپاسپذیری بردبار است» سوره تغابن، آیه ۱۷.</ref> مینمایاند که خدا در مقابل [[اعمال]] [[خیر]] بندگانش شکور و دربرابر گناهان آنها حلیم و این، کمال [[اکرام]] و [[احترام]] به [[بندگان]] است،<ref> مجمع البیان، ج ۱۰، ص۴۵۳؛ البصائر، ج ۴۷، ص۹۲.</ref> از اینرو برخی ذیل آیه یادشده گفتهاند: خدا قدرشناس انفاقکنندگان است و در مقابل بخیلان، حلیم.<ref>حجهالتفاسیر، ج ۷، ص۳۴.</ref> [[همراهی]] حلیم با اسم [[علیم]] نشان میدهد که خدا با آنکه بر نافرمانیهای [[عاصیان]] <ref>روح الارواح، ص۲۸۰.</ref> ـ همچون [[کفر]] و [[تکذیب آیات الهی]]،<ref> رک: مجمعالبیان، ج ۷، ص۱۶۶.</ref> دشمنیهای [[کافران]] [[قریش]] با [[مسلمانان]] و بیرون راندنشان از [[مکه]]،<ref>المیزان، ج ۱، ص۳۹۹.</ref> [[تفریط]] <ref>جوامع الجامع، ج ۲، ص۹۰.</ref> و [[گناهان]] [[مهاجران]]: {{متن قرآن|لَيُدْخِلَنَّهُمْ مُدْخَلًا يَرْضَوْنَهُ وَإِنَّ اللَّهَ لَعَلِيمٌ حَلِيمٌ}}<ref>«به یقین آنان را به جایگاهی که آن را میپسندند در میآورد و بیگمان خداوند بردباری داناست» سوره حج، آیه ۵۹.</ref><ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۲۴۲.</ref> و رعایت نکردن سهم [[ضعیفان]] و عاجزان مانند [[کودکان]] و [[زنان]] در تقسیم [[ارث]] ـ [[آگاهی]] و احاطه دارد، [[حلیم]] است: {{متن قرآن|ِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و خداوند دانایی بردبار است» سوره نساء، آیه ۱۲.</ref>.<ref>مجمعالبیان، ج ۳، ص۲۹؛ جامعالبیان، ج ۴، ص۳۸۴.</ref> و [[امهال]] و تأخیر در [[عقوبت]]، مطابق [[مصلحت]] است؛ نه از روی [[جهل]] و [[غفلت]].<ref>رحمة من الرحمن، ج ۱، ص۳۳۹، ۳۵۳.</ref> [[خدا]] به آنچه در درون [[انسانها]] نیز میگذرد ـ از قبیل میل و [[نیت]] و [[رضایت]] و عدم آن ـ [[آگاه]] است. | ||