دیان (اسم الهی): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن')
 
خط ۱۲: خط ۱۲:


==[[دیان]] بودن [[خدا]] در آخر==
==[[دیان]] بودن [[خدا]] در آخر==
[[آیات]] ۵۰ ـ ۵۷ صافّات درباره پرس‌وجوی [[بهشتیان]] از یکدیگرند که گوینده‌ای از آنان می‌گوید: [[راستی]] من در [[دنیا]] [[همنشینی]] از مردم<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۱۳۸.</ref> داشتم که به من می‌گفت: آیا تو [[باور]] داری وقتی مُردیم و خاک و مشتی استخوان شدیم، برانگیخته گشته<ref>جامع البیان، ج ۱۳، ص۲۷۴؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۶۹۳؛ المیزان، ج ۱۷، ص۱۳۸.</ref> و مورد جزاء و حساب<ref>جامع البیان، ج ۱۲، ص۷۱؛ ج ۱۳، ص۲۷۳؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۶۹؛ المیزان، ج ۱۷، ص۱۳۸.</ref> واقع می‌شویم؟ آیا شما به [[دوزخ]] سر می‌کشید تا [[همنشین]] مرا ببینید؟ پس او به دوزخ سر می‌کشد و وی را در وسط<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۱۳۸.</ref> [[آتش]] می‌بیند و می‌گوید به خدا [[سوگند]] چیزی نمانده بود که تو مرا هلاک کنی و اگر [[توفیق]] پروردگارم نبود، من نیز از احضار شدگان بودم: {{متن قرآن|فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ * قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ إِنِّي كَانَ لِي قَرِينٌ * يَقُولُ أَإِنَّكَ لَمِنْ الْمُصَدِّقِينَ * أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَدِينُونَ * قَالَ هَلْ أَنتُم مُّطَّلِعُونَ * فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَوَاء الْجَحِيمِ * قَالَ تَاللَّهِ إِنْ كِدتَّ لَتُرْدِينِ * وَلَوْلا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ}}<ref>«آنگاه پرسش‌کنان به یکدیگر روی می‌آورند * گوینده‌ای از ایشان می‌گوید: همانا مرا همدمی بود * (که) می‌گفت: آیا تو نیز (رستخیز را) راستین می‌دانی؟ * آیا هنگامی که بمیریم و خاک و استخوان‌هایی شویم، کیفر خواهیم یافت؟ * می‌گوید: آیا شما (بر آن دوزخی) دیده‌ور هستید؟ * آنگاه، (خود) دیده‌ور می‌شود و او را در میانه دوزخ می‌بیند * می‌گوید: سوگند به خداوند به راستی نزدیک بود مرا به نابودی افکنی! * و اگر نعمت پروردگارم نبود من نیز از حاضرشدگان (در دوزخ) بودم» سوره صافات، آیه ۵۰-۵۷.</ref>. برخی [[روایات]] با [[قرائت]]«مصّدّقین» در [[آیه]] ۵۲ صافّات مراد از آن را متصدّقین ([[صدقه]] دهندگان) دانسته و [[آیات]] یاد شده را چنین بیان کرده‌اند: دو تن با هم در مبلغ ۸۰۰۰ دینار [[شریک]] بوده و از یکدیگر جدا شدند؛ یکی از آنها خانه‌ای به ۱۰۰۰ دینار خرید و دیگری را برای مهمانی به آن [[دعوت]] کرد و از او پرسید [[خانه]] چگونه است؟ وی در پاسخ گفت بسیار زیباست و هنگامی که از آنجا بیرون رفت گفت: خدایا! دوستم این خانه را خرید و من خانه‌ای در [[بهشت]] می‌خواهم و ۱۰۰۰ دینار برای آن صدقه داد و به همین ترتیب، ۱۰۰۰ دینار در برابر ۱۰۰۰ دیناری که دوستش با آن با زنی [[ازدواج]] کرده بود، در [[راه خدا]] صدقه داد و از وی ازدواج با [[حورالعین]] را خواست و ۲۰۰۰ دینار نیز در برابر ۲۰۰۰ دیناری که دوستش برای خرید دو باغ پرداخت کرده بود، در راه خدا صدقه داد و دو باغ در بهشت درخواست کرد. [[ملک الموت]] هر دو را میراند و صدقه دهنده را درون خانه‌ای شگفت برد که زنی [[زیبا]] در آن بود و سپس او را همراه چیزی که [[خدا]] به آن [[آگاه]] بود، داخل دو باغ کرد؛ گفت این چقدر شبیه [[دوست]] من است؛ پاسخ شنید آری، در حالی که برای تو این [[منزل]] و [[همسر]] و دو باغ است. گفت او در [[دنیا]] با من [[همنشین]] بود و جزای [[صدقه دادن]] مرا [[باور]] نداشت؛ به وی گفته شد وی اکنون در [[دوزخ]] است<ref>الدرالمنثور، ج ۷، ص۹۱.</ref>. برپایه [[حدیثی]] از [[پیامبر]]{{صل}} ـ که جابر برای شنیدن آن از کسی که از آن حضرت شنیده بود به [[مصر]] رفت ـ [[خدا]] در [[قیامت]] خود را با ندای بلند که همه آن را می‌شنوند به نام [[دیّان]] می‌خواند و به هیچ کس [[اجازه]] نمی‌دهد به [[بهشت و جهنم]] رود، مگر او را به جهت مظلمه‌ای که بر عهده اوست [[قصاص]] کند؛ آن‌گاه [[رسول خدا]]{{صل}} [[آیه]] ۱۷ [[غافر]] را [[تلاوت]] فرمود: {{متن قرآن|ٱلْيَوْمَ تُجْزَىٰ كُلُّ نَفْسٍۭ بِمَا كَسَبَتْ لَا ظُلْمَ ٱلْيَوْمَ إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلْحِسَابِ}}<ref>«امروز، هر کس را به آنچه کرده است پاداش می‌دهند، امروز هیچ ستمی (در کار) نیست، بی‌گمان خداوند حسابرسی سریع است» سوره غافر، آیه ۱۷.</ref><ref>مسند الشامیین، ج ۱، ص۱۰۴ ـ ۱۰۵؛ نورالثقلین، ج ۴، ص۵۱۶؛ بحارالانوار، ج ۷، ص۸۷؛ اسماء و صفات الهی، ص۴۷۵.</ref>؛ یعنی امروز (قیامت) هر نفسی به آنچه از [[نیک]] و بد انجام داده است، [[جزاء]] خواهد یافت و امروز بر هیچ‌کس ستمی نخواهد شد<ref>اسماء و صفات الهی، ج ۱، ص۴۷۵.</ref>؛ همان روزی که [[فرمانروایی]] از آنِ خدای یکتای قهّار است: {{متن قرآن|يَوْمَ هُم بَـٰرِزُونَ لَا يَخْفَىٰ عَلَى ٱللَّهِ مِنْهُمْ شَىْءٌۭ لِّمَنِ ٱلْمُلْكُ ٱلْيَوْمَ لِلَّهِ ٱلْوَٰحِدِ ٱلْقَهَّارِ}}<ref>«روزی که آنان آشکارند و هیچ چیز از ایشان بر خداوند پوشیده نیست؛ فرمانفرمایی در این روز از آن کیست؟ از آن خداوند یگانه دادفرما» سوره غافر، آیه ۱۶.</ref>؛ همچنین در حدیثی مرسل از پیامبر{{صل}} آمده است: [[نیکوکاری]]، کهنه و [[گناه]] فراموش نمی‌شود و دیّان ([[پاداش]] دهنده به [[نیکی]] و [[بدی]]) نمی‌میرد؛ هرگونه که می‌خواهی باش؛ آن گونه که عمل کنی، جزاء می‌بینی<ref>فتح الباری، ج ۱۳، ص۳۸۴.</ref>. خدا در [[آیات]] ۸۳ ـ ۸۷ واقعه نیز پیرو [[تکذیب]] [[قرآن]] و [[انکار]] [[بعث]]، [[حساب]] و جزاء برای [[آشکار کردن]] [[درماندگی]] مکذّبان و [[منکران]] و مجاب کردنشان از آنان می‌پرسد: پس چرا آن‌گاه که [[جان]] محتضر به گلو می‌رسد و در آستانه [[مرگ]] قرار می‌گیرد و در آن هنگام، شما نظاره‌گر شخص محتضر هستید و [[حال]] آنکه ما و [[فرشتگان]] [[مرگ]] براثر احاطه وجودی به وی از شما نزدیک‌تریم؛ لیکن شما، ما و فرشتگان را نمی‌بینید. اگر [[رستاخیز]] [[حقیقت]] ندارد و برای شما در برابر اعمالتان [[جزا]] و پاداشی نیست! اگر راست می‌گویید که چنین روزی نیست، چرا جانِ آن محتضر را به او باز نمی‌گردانید؟ و چون بر آن [[قدرت]] ندارید، [[آگاه]] باشید که دست تقدیر مقدّری [[حکیم]] و [[تدبیر]] مدبّری [[علیم]] در کار است: {{متن قرآن|فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ * وَأَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ * وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ وَلَكِنْ لَا تُبْصِرُونَ * فَلَوْلَا إِنْ كُنْتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ * تَرْجِعُونَهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«پس هنگامی که جان به گلو (ی یکی از شما) رسد، * و شما در آن هنگام می‌نگرید * و ما به او از شما نزدیک‌تریم اما شما نمی‌بینید * اگر شما کیفر شدنی نیستید، * چرا آن جان را- اگر راست می‌گویید- (به بدن او) باز نمی‌گردانید؟» سوره واقعه، آیه ۸۷.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۳۴۲؛ المیزان، ج ۱۹، ص۱۳۹.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[دیان / اسماء و صفات (مقاله)|مقاله «دیان»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص ۲۰۱.</ref>.
[[آیات]] ۵۰ ـ ۵۷ صافّات درباره پرس‌وجوی [[بهشتیان]] از یکدیگرند که گوینده‌ای از آنان می‌گوید: [[راستی]] من در [[دنیا]] [[همنشینی]] از مردم<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۱۳۸.</ref> داشتم که به من می‌گفت: آیا تو [[باور]] داری وقتی مُردیم و خاک و مشتی استخوان شدیم، برانگیخته گشته<ref>جامع البیان، ج ۱۳، ص۲۷۴؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۶۹۳؛ المیزان، ج ۱۷، ص۱۳۸.</ref> و مورد جزاء و حساب<ref>جامع البیان، ج ۱۲، ص۷۱؛ ج ۱۳، ص۲۷۳؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۶۹؛ المیزان، ج ۱۷، ص۱۳۸.</ref> واقع می‌شویم؟ آیا شما به [[دوزخ]] سر می‌کشید تا [[همنشین]] مرا ببینید؟ پس او به دوزخ سر می‌کشد و وی را در وسط<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۱۳۸.</ref> [[آتش]] می‌بیند و می‌گوید به خدا [[سوگند]] چیزی نمانده بود که تو مرا هلاک کنی و اگر [[توفیق]] پروردگارم نبود، من نیز از احضار شدگان بودم: {{متن قرآن|فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ * قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ إِنِّي كَانَ لِي قَرِينٌ * يَقُولُ أَإِنَّكَ لَمِنْ الْمُصَدِّقِينَ * أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَدِينُونَ * قَالَ هَلْ أَنتُم مُّطَّلِعُونَ * فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَوَاء الْجَحِيمِ * قَالَ تَاللَّهِ إِنْ كِدتَّ لَتُرْدِينِ * وَلَوْلا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ}}<ref>«آنگاه پرسش‌کنان به یکدیگر روی می‌آورند * گوینده‌ای از ایشان می‌گوید: همانا مرا همدمی بود * (که) می‌گفت: آیا تو نیز (رستخیز را) راستین می‌دانی؟ * آیا هنگامی که بمیریم و خاک و استخوان‌هایی شویم، کیفر خواهیم یافت؟ * می‌گوید: آیا شما (بر آن دوزخی) دیده‌ور هستید؟ * آنگاه، (خود) دیده‌ور می‌شود و او را در میانه دوزخ می‌بیند * می‌گوید: سوگند به خداوند به راستی نزدیک بود مرا به نابودی افکنی! * و اگر نعمت پروردگارم نبود من نیز از حاضرشدگان (در دوزخ) بودم» سوره صافات، آیه ۵۰-۵۷.</ref>. برخی [[روایات]] با [[قرائت]]«مصّدّقین» در [[آیه]] ۵۲ صافّات مراد از آن را متصدّقین ([[صدقه]] دهندگان) دانسته و [[آیات]] یاد شده را چنین بیان کرده‌اند: دو تن با هم در مبلغ ۸۰۰۰ دینار [[شریک]] بوده و از یکدیگر جدا شدند؛ یکی از آنها خانه‌ای به ۱۰۰۰ دینار خرید و دیگری را برای مهمانی به آن [[دعوت]] کرد و از او پرسید [[خانه]] چگونه است؟ وی در پاسخ گفت بسیار زیباست و هنگامی که از آنجا بیرون رفت گفت: خدایا! دوستم این خانه را خرید و من خانه‌ای در [[بهشت]] می‌خواهم و ۱۰۰۰ دینار برای آن صدقه داد و به همین ترتیب، ۱۰۰۰ دینار در برابر ۱۰۰۰ دیناری که دوستش با آن با زنی [[ازدواج]] کرده بود، در [[راه خدا]] صدقه داد و از وی ازدواج با [[حورالعین]] را خواست و ۲۰۰۰ دینار نیز در برابر ۲۰۰۰ دیناری که دوستش برای خرید دو باغ پرداخت کرده بود، در راه خدا صدقه داد و دو باغ در بهشت درخواست کرد. [[ملک الموت]] هر دو را میراند و صدقه دهنده را درون خانه‌ای شگفت برد که زنی [[زیبا]] در آن بود و سپس او را همراه چیزی که [[خدا]] به آن [[آگاه]] بود، داخل دو باغ کرد؛ گفت این چقدر شبیه [[دوست]] من است؛ پاسخ شنید آری، در حالی که برای تو این [[منزل]] و [[همسر]] و دو باغ است. گفت او در [[دنیا]] با من [[همنشین]] بود و جزای [[صدقه دادن]] مرا [[باور]] نداشت؛ به وی گفته شد وی اکنون در [[دوزخ]] است<ref>الدرالمنثور، ج ۷، ص۹۱.</ref>. برپایه [[حدیثی]] از [[پیامبر]]{{صل}} ـ که جابر برای شنیدن آن از کسی که از آن حضرت شنیده بود به [[مصر]] رفت ـ [[خدا]] در [[قیامت]] خود را با ندای بلند که همه آن را می‌شنوند به نام [[دیّان]] می‌خواند و به هیچ کس [[اجازه]] نمی‌دهد به [[بهشت و جهنم]] رود، مگر او را به جهت مظلمه‌ای که بر عهده اوست [[قصاص]] کند؛ آن‌گاه [[رسول خدا]]{{صل}} [[آیه]] ۱۷ [[غافر]] را [[تلاوت]] فرمود: {{متن قرآن|ٱلْيَوْمَ تُجْزَىٰ كُلُّ نَفْسٍۭ بِمَا كَسَبَتْ لَا ظُلْمَ ٱلْيَوْمَ إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلْحِسَابِ}}<ref>«امروز، هر کس را به آنچه کرده است پاداش می‌دهند، امروز هیچ ستمی (در کار) نیست، بی‌گمان خداوند حسابرسی سریع است» سوره غافر، آیه ۱۷.</ref><ref>مسند الشامیین، ج ۱، ص۱۰۴ ـ ۱۰۵؛ نورالثقلین، ج ۴، ص۵۱۶؛ بحارالانوار، ج ۷، ص۸۷؛ اسماء و صفات الهی، ص۴۷۵.</ref>؛ یعنی امروز (قیامت) هر نفسی به آنچه از [[نیک]] و بد انجام داده است، [[جزاء]] خواهد یافت و امروز بر هیچ‌کس ستمی نخواهد شد<ref>اسماء و صفات الهی، ج ۱، ص۴۷۵.</ref>؛ همان روزی که [[فرمانروایی]] از آنِ خدای یکتای قهّار است: {{متن قرآن|يَوْمَ هُم بَـٰرِزُونَ لَا يَخْفَىٰ عَلَى ٱللَّهِ مِنْهُمْ شَىْءٌۭ لِّمَنِ ٱلْمُلْكُ ٱلْيَوْمَ لِلَّهِ ٱلْوَٰحِدِ ٱلْقَهَّارِ}}<ref>«روزی که آنان آشکارند و هیچ چیز از ایشان بر خداوند پوشیده نیست؛ فرمانفرمایی در این روز از آن کیست؟ از آن خداوند یگانه دادفرما» سوره غافر، آیه ۱۶.</ref>؛ همچنین در حدیثی مرسل از پیامبر{{صل}} آمده است: [[نیکوکاری]]، کهنه و [[گناه]] فراموش نمی‌شود و دیّان ([[پاداش]] دهنده به [[نیکی]] و [[بدی]]) نمی‌میرد؛ هرگونه که می‌خواهی باش؛ آن گونه که عمل کنی، جزاء می‌بینی<ref>فتح الباری، ج ۱۳، ص۳۸۴.</ref>. خدا در [[آیات]] ۸۳ ـ ۸۷ واقعه نیز پیرو [[تکذیب]] [[قرآن]] و [[انکار]] [[بعث]]، [[حساب]] و جزاء برای [[آشکار کردن]] [[درماندگی]] مکذّبان و [[منکران]] و مجاب کردنشان از آنان می‌پرسد: پس چرا آن‌گاه که [[جان]] محتضر به گلو می‌رسد و در آستانه [[مرگ]] قرار می‌گیرد و در آن هنگام، شما نظاره‌گر شخص محتضر هستید و [[حال]] آنکه ما و [[فرشتگان]] [[مرگ]] براثر احاطه وجودی به وی از شما نزدیک‌تریم؛ لکن شما، ما و فرشتگان را نمی‌بینید. اگر [[رستاخیز]] [[حقیقت]] ندارد و برای شما در برابر اعمالتان [[جزا]] و پاداشی نیست! اگر راست می‌گویید که چنین روزی نیست، چرا جانِ آن محتضر را به او باز نمی‌گردانید؟ و چون بر آن [[قدرت]] ندارید، [[آگاه]] باشید که دست تقدیر مقدّری [[حکیم]] و [[تدبیر]] مدبّری [[علیم]] در کار است: {{متن قرآن|فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ * وَأَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ * وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ وَلَكِنْ لَا تُبْصِرُونَ * فَلَوْلَا إِنْ كُنْتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ * تَرْجِعُونَهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«پس هنگامی که جان به گلو (ی یکی از شما) رسد، * و شما در آن هنگام می‌نگرید * و ما به او از شما نزدیک‌تریم اما شما نمی‌بینید * اگر شما کیفر شدنی نیستید، * چرا آن جان را- اگر راست می‌گویید- (به بدن او) باز نمی‌گردانید؟» سوره واقعه، آیه ۸۷.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۳۴۲؛ المیزان، ج ۱۹، ص۱۳۹.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[دیان / اسماء و صفات (مقاله)|مقاله «دیان»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص ۲۰۱.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش