←واگذاری کار دین و امّت به پیامبر {{صل}} پس از ادب آموختن از خدا
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
== واگذاری کار [[دین]] و [[امّت]] به [[پیامبر]] {{صل}} پس از [[ادب]] [[آموختن]] از [[خدا]] == | == واگذاری کار [[دین]] و [[امّت]] به [[پیامبر]] {{صل}} پس از [[ادب]] [[آموختن]] از [[خدا]] == | ||
[[ادب]]، در کاربرد نخستین خود به معنای [[دعوت]] از [[مردم]] برای اجتماع بر "مأدُبه (خوراک مهمانی)" بوده است<ref>معجم تهذیب اللغه، ج۱، ص۱۳۳ف ماده «ادب»؛ معجم مقاییس اللغه، ج۱، ص۷۴، مادّه «ادب».</ref> و سپس به آنچه [[مردمان]] فرا میگیرند، نیز [[ادب]] گفتهاند؛ چون آنان را به | [[ادب]]، در کاربرد نخستین خود به معنای [[دعوت]] از [[مردم]] برای اجتماع بر "مأدُبه (خوراک مهمانی)" بوده است<ref>معجم تهذیب اللغه، ج۱، ص۱۳۳ف ماده «ادب»؛ معجم مقاییس اللغه، ج۱، ص۷۴، مادّه «ادب».</ref> و سپس به آنچه [[مردمان]] فرا میگیرند، نیز [[ادب]] گفتهاند؛ چون آنان را به خوبیها فرا میخوانَد و از [[زشتیها]] باز میدارد. بر پایه ریشه لغوی یاد شده، انجام دادن کار به گونهای که در [[جامعه]] [[نیکو]] و شایسته شمرده شود، [[ادب]] نامیده شده است و ادیب، کسی است که کاری را زیبا و دلپذیر انجام میدهد. از این رو، بعدها و در آغاز درخشش تمدّن [[اسلامی]]، دانشی که موجب دور ماندن از [[خطا]] در گفتار و نوشتار بود و سخن را میآراست، [[علم]] [[ادب]] نامیده شد و گاه به مطلق [[علوم]] و معارف نیز [[ادب]] اطلاق میگردید<ref>ر. ک: المنجد، ص۵.</ref>؛ زیرا [[علم]]، مایه شایستگی و [[زیبایی]] عمل است و هنر ارائه کار خوب و [[نیکو]]، تنها از دانشمند بر میآید. | ||
این واژه در [[قرآن]] به کار نرفته؛ امّا مفهوم آن، مورد عنایت این [[کتاب آسمانی]] است. همچنین در [[احادیث اسلامی]]، به عنوان یک اصل مهمّ [[فرهنگی]]، [[اخلاقی]] و [[اجتماعی]]، فراوان به کار رفته است. این کاربردها را میتوان در سه معنا دستهبندی کرد<ref>این دستهبندی به همراه و تحلیل کاربردهای آن در مدخل «أدب» از دانشنامه قرآن و حدیث آمده است.</ref>: | این واژه در [[قرآن]] به کار نرفته؛ امّا مفهوم آن، مورد عنایت این [[کتاب آسمانی]] است. همچنین در [[احادیث اسلامی]]، به عنوان یک اصل مهمّ [[فرهنگی]]، [[اخلاقی]] و [[اجتماعی]]، فراوان به کار رفته است. این کاربردها را میتوان در سه معنا دستهبندی کرد<ref>این دستهبندی به همراه و تحلیل کاربردهای آن در مدخل «أدب» از دانشنامه قرآن و حدیث آمده است.</ref>: | ||