جنایت‌های یزید بن معاویه: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
به گفته [[تاریخ‌نگاران]]: یزید طی دوران حکومتش که بیش از سه سال و نیم به طول نینجامید، سه [[جنایت]] هولناک و تکان‌دهنده که [[تاریخ]]، نظیر آنها را سراغ نداشت مرتکب شد به گونه‌ای که نه تنها برای همیشه چهره تاریخ [[امویان]] بلکه تاریخ [[جهان اسلام]] را نیز، سیاه نمود، از جمله:
به گفته تاریخ‌نگاران: یزید طی دوران حکومتش که بیش از سه سال و نیم به طول نینجامید، سه جنایت هولناک و تکان‌دهنده که [[تاریخ]]، نظیر آنها را سراغ نداشت مرتکب شد به گونه‌ای که نه تنها برای همیشه چهره تاریخ [[امویان]] بلکه تاریخ [[جهان اسلام]] را نیز، سیاه نمود، از جمله:
# یزید با به [[شهادت]] رساندن فرزند دلبند [[نبی اکرم]] [[حضرت ابا عبدالله الحسین]]{{ع}} و اعضای [[خاندان]] و [[یاران]] باوفای آن حضرت در [[سال ۶۱ هجری]] و به [[اسارت]] درآوردن [[زنان]] و [[کودکان]] آن [[بزرگوار]] و گردش دادن آنان در برابر دیدگان انبوه [[جمعیت]] از شهری به [[شهر]] دیگر، کمال [[بی‌حرمتی]] را نسبت به [[اهل بیت]] وی روا داشت، در صورتی که آنان [[دودمان رسول اکرم]]{{صل}} به شمار آمده و میلیون‌ها [[مسلمان]] به آنان [[ارج]] و [[احترام]] می‌نهادند و وجود آنها یادآور [[شخصیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} و [[حق]] و خیر و [[برکات]] [[اسلام]]، تلقی می‌شد.
# یزید با به [[شهادت]] رساندن فرزند دلبند [[نبی اکرم]] [[حضرت ابا عبدالله الحسین]]{{ع}} و اعضای [[خاندان]] و [[یاران]] باوفای آن حضرت در سال ۶۱ هجری و به [[اسارت]] درآوردن [[زنان]] و کودکان آن بزرگوار و گردش دادن آنان در برابر دیدگان انبوه جمعیت از شهری به [[شهر]] دیگر، کمال بی‌حرمتی را نسبت به [[اهل بیت]] وی روا داشت، در صورتی که آنان دودمان رسول اکرم{{صل}} به شمار آمده و میلیون‌ها [[مسلمان]] به آنان ارج و [[احترام]] می‌نهادند و وجود آنها یادآور [[شخصیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} و [[حق]] و خیر و [[برکات]] [[اسلام]]، تلقی می‌شد.
# یزید پس از [[حادثه عاشورا]] اقدام به [[هتک حرمت]] [[مدینه]] رسول خدا نمود و ساکنان آن [[دیار]] را از دم تیغ گذراند و [[آبرو]] و نوامیس [[مردم]] را برای دژخیمان [[شام]] [[مباح]] اعلام کرد؛ زیرا [[مردم مدینه]] به شهادت رساندن [[امام حسین]]{{ع}} را جنایتی بزرگ شمرده و یزید را بر این کار شدیدا مورد [[اعتراض]] قرار دادند.
# یزید پس از [[حادثه عاشورا]] اقدام به هتک حرمت [[مدینه]] رسول خدا نمود و ساکنان آن [[دیار]] را از دم تیغ گذراند و [[آبرو]] و نوامیس [[مردم]] را برای دژخیمان [[شام]] [[مباح]] اعلام کرد؛ زیرا [[مردم مدینه]] به شهادت رساندن [[امام حسین]]{{ع}} را جنایتی بزرگ شمرده و یزید را بر این کار شدیدا مورد [[اعتراض]] قرار دادند.
# او [[مکه]] را به محاصره درآورد و [[کعبه]] را ویران ساخت و هزاران [[انسان]] بی‌گناه را در حرمی که [[خداوند]] آنها را [[محترم]] شمرده و [[امنیّت]] و مصونیّت بخشیده بود، به [[قتل]] رساند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۱۴۴.</ref>
# او [[مکه]] را به محاصره درآورد و [[کعبه]] را ویران ساخت و هزاران [[انسان]] بی‌گناه را در حرمی که [[خداوند]] آنها را [[محترم]] شمرده و [[امنیّت]] و مصونیّت بخشیده بود، به [[قتل]] رساند<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]]، ص۱۴۴.</ref>.


==جنایت‌های او در [[مدینة النبی]]==
== جنایت‌های او در [[مدینة النبی]] ==
در خبری گزارشی از [[عمل زشت]] یزید در [[قتل عام]] مردم مدینه نقل شده است. در این خبر [[زمان]] واقعه هنگام رفتن یزید به [[حج]] بیان شده که وی به مدینه آمده است که دقیق به نظر نمی‌رسد. یزید فردی را به سوی مردی از [[قریش]] فرستاد؛ او را آوردند. یزید به او گفت: آیا [[اقرار]] می‌کنی که بندۀ من باشی، اگر خواستم تو را بفروشم و اگر خواستم تو را به [[بردگی]] بگیرم؟ مرد گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] ای یزید، تو از جهت حسب از من گرامی‌تر نیستی و نه پدرت در [[جاهلیت]] و [[اسلام]] از پدرم [[برتر]] بود و نه تو از من در [[دین]] برتر و بهتری؛ پس چگونه به آنچه تو خواستی اقرار کنم؟ یزید گفت: اگر اقرار نکنی، به خدا سوگند تو را می‌کشم. مرد گفت: کشتن من بالاتر از کشتن [[حسین بن علی]]{{ع}} توسط تو نیست. او فرزند [[رسول خدا]]{{صل}} بود. یزید دستور داد او را کشتند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۸، ص‌۲۳۴.</ref>.
در خبری گزارشی از عمل زشت یزید در قتل عام مردم مدینه نقل شده است. در این خبر [[زمان]] واقعه هنگام رفتن یزید به [[حج]] بیان شده که وی به مدینه آمده است که دقیق به نظر نمی‌رسد. یزید فردی را به سوی مردی از [[قریش]] فرستاد؛ او را آوردند. یزید به او گفت: آیا [[اقرار]] می‌کنی که بندۀ من باشی، اگر خواستم تو را بفروشم و اگر خواستم تو را به [[بردگی]] بگیرم؟ مرد گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] ای یزید، تو از جهت حسب از من گرامی‌تر نیستی و نه پدرت در [[جاهلیت]] و [[اسلام]] از پدرم [[برتر]] بود و نه تو از من در [[دین]] برتر و بهتری؛ پس چگونه به آنچه تو خواستی اقرار کنم؟ یزید گفت: اگر اقرار نکنی، به خدا سوگند تو را می‌کشم. مرد گفت: کشتن من بالاتر از کشتن [[حسین بن علی]]{{ع}} توسط تو نیست. او فرزند [[رسول خدا]]{{صل}} بود. یزید دستور داد او را کشتند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۸، ص‌۲۳۴.</ref>.
نقل شده است که سپس فرستاد [[علی بن الحسین]]{{ع}} را آوردند. به او نیز مانند سخنانی گفت که به مرد قرشی گفته بود. علی بن الحسین{{ع}} پاسخ داد:
 
آیا این‌گونه تصور می‌کنی که اگر اقرار نکنم، مرا نیز مانند مرد دیروزی می‌کشی؟ یزید [[لعنة الله]] گفت: آری. علی بن الحسین{{ع}} گفت: من به آنچه خواستی اقرار می‌کنم؛ من [[بنده]] مجبور هستم؛ اگر خواستی نگه دارم و اگر خواستی بفروش. یزید گفت: خونت را [[حفظ]] کردی و این از شرافتت چیزی نکاست<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۸، ص‌۲۳۴.</ref>.
نقل شده است که سپس فرستاد [[علی بن الحسین]]{{ع}} را آوردند. به او نیز مانند سخنانی گفت که به مرد قرشی گفته بود. علی بن الحسین{{ع}} پاسخ داد: آیا این‌گونه تصور می‌کنی که اگر اقرار نکنم، مرا نیز مانند مرد دیروزی می‌کشی؟ یزید لعنة الله گفت: آری. علی بن الحسین{{ع}} گفت: من به آنچه خواستی اقرار می‌کنم؛ من [[بنده]] مجبور هستم؛ اگر خواستی نگه دارم و اگر خواستی بفروش. یزید گفت: خونت را [[حفظ]] کردی و این از شرافتت چیزی نکاست<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۸، ص‌۲۳۴.</ref>.


'''نقد و بررسی''': بیان چند نکته در اینجا لازم است:
'''نقد و بررسی''': بیان چند نکته در اینجا لازم است:
# [[علامه مجلسی]] ذکر می‌کند یزید به [[مدینه]] [[سفر]] نکرده است و گفته شده در ایام خلافتش از [[شام]] بیرون نرفت تا اینکه مُرد و به [[آتش]] رفت. ممکن است منظور از یزید در اینجا عامل و [[کارگزار]] یزید، [[مسلم بن عقبه]] [[ملعون]] باشد که در [[واقعه حرّه]] به مدینه [[حمله]] کرد و جمع زیادی از [[مردم مدینه]] را کشت. او از مردم مدینه[[بیعت]] گرفت که برده یزید باشند و چنین گزارشی بین وی و [[امام سجاد]]{{ع}} نقل شده است؛ در نتیجه موضوع بر [[راویان]] مشتبه شده و به جای مسلم بن عقبه یزید ذکر شده است<ref>محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج‌۲۶، ص‌۱۷۸.</ref> یا ممکن است عبارت متن «عامل یزید» بوده و کلمۀ عامل افتاده باشد.
# [[علامه مجلسی]] ذکر می‌کند یزید به [[مدینه]] [[سفر]] نکرده است و گفته شده در ایام خلافتش از [[شام]] بیرون نرفت تا اینکه مُرد و به [[آتش]] رفت. ممکن است منظور از یزید در اینجا عامل و [[کارگزار]] یزید، [[مسلم بن عقبه]] [[ملعون]] باشد که در [[واقعه حرّه]] به مدینه حمله کرد و جمع زیادی از [[مردم مدینه]] را کشت. او از مردم مدینه[[بیعت]] گرفت که برده یزید باشند و چنین گزارشی بین وی و [[امام سجاد]]{{ع}} نقل شده است؛ در نتیجه موضوع بر راویان مشتبه شده و به جای مسلم بن عقبه یزید ذکر شده است<ref>محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج‌۲۶، ص‌۱۷۸.</ref> یا ممکن است عبارت متن «عامل یزید» بوده و کلمۀ عامل افتاده باشد.
#اگر ادعای [[مجلسی]] را صحیح بدانیم، به این معناست که گزارشی که از [[حج]] یزید نقل شده، مربوط به قبل از [[خلافت]] وی بوده است. از برخی نقل‌ها استفاده می‌شود که یزید به [[مسلم بن عقبه]] دستور داده بود متعرض [[امام سجاد]]{{ع}} و [[خاندان]] آنان نشود<ref>ابوجعفرمحمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج۵، ص۴۸۴.</ref>؛ به همین جهت او به حضرت [[احترام]] می‌گذاشت و تنها سه تن از بنی‌‌‌‌هاشم کشته شدند<ref>ابن‌قتیبه، الإمامة و السیاسه، ج۱، ص۲۴۱.</ref>. در هر صورت آنچه ذکر شده، بخشی از جنایات عمال یزید بوده است.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره نظامی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره نظامی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص۱۹۱</ref>.
# اگر ادعای [[مجلسی]] را صحیح بدانیم، به این معناست که گزارشی که از [[حج]] یزید نقل شده، مربوط به قبل از [[خلافت]] وی بوده است. از برخی نقل‌ها استفاده می‌شود که یزید به [[مسلم بن عقبه]] دستور داده بود متعرض [[امام سجاد]]{{ع}} و [[خاندان]] آنان نشود<ref>ابوجعفرمحمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج۵، ص۴۸۴.</ref>؛ به همین جهت او به حضرت [[احترام]] می‌گذاشت و تنها سه تن از بنی‌‌‌‌هاشم کشته شدند<ref>ابن‌قتیبه، الإمامة و السیاسه، ج۱، ص۲۴۱.</ref>. در هر صورت آنچه ذکر شده، بخشی از جنایات عمال یزید بوده است<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره نظامی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره نظامی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص۱۹۱.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۳٬۶۷۸

ویرایش