تأیید قیام‌های حق: تفاوت میان نسخه‌ها

 
خط ۴۱: خط ۴۱:
بر اساس [[منابع تاریخی]]، مختار پس از آنکه موفق شد در [[کوفه]] شیعیانی را به‌سوی خود جذب نماید، به امام سجاد {{ع}} [[نامه]] نوشت و از آن [[حضرت]] استمداد‌طلبید. ولی آن حضرت بنا به مصالحی پاسخ مثبت خود را ابراز نکرد، بلکه [[اختیار]] این‌کار را به عمویش [[محمد بن حنفیه]] واگذارد و از این‌روی وی به سراغ محمد بن حنفیه رفت<ref>ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، اختیار معرفة‌الرجال (رجال کشی)، ج۱، ص۳۴۱.</ref>. اتخاذ این موضع از جانب امام سجاد {{ع}} با توجه به شرایط و اوضاع [[سیاسی]] آن عصر به‌طور کامل منطقی و درست بود، زیرا امام [[زین العابدین]] {{ع}} در آن شرایط خاص نمی‌توانست [[اقدام]] خاصی انجام دهد، چراکه هر اقدامی می‌توانست نابودی تشیع را در پی داشته باشد. ایشان رابطه مستقیم با این حرکت را به [[مصلحت]] ندید، ضمن آنکه این [[نهضت]] را نیز [[تأیید]] می‌کرد و به همین [[دلیل]] [[رهبری]] او را به [[محمد بن حنفیه]] واگذار کرد و فرمود: ای عمو! اگر برده‌ای زنگی هم به [[حمایت]] از ما [[اهل‌بیت]] {{عم}} [[قیام]] کند، حمایت او بر [[مردم]] لازم است. در این مورد به شما [[ولایت]] می‌دهم، هرطور [[صلاح]] می‌دانی عمل کن<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵، ص۳۶۵.</ref>. ایشان با وجود تأیید [[قیام مختار]]، برای آنکه بهانه به دست [[امویان]] ندهد، در مواردی هم از او [[بیزاری]] می‌جست<ref>ابوعبدالله محمد ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۶۴.</ref>. علت [[برخورد امام]] این بود تا [[خیال]] [[حکومت]] را از جانب خود راحت کند تا ایشان را به [[همکاری]] با [[مخالفان]] متهم نسازد.
بر اساس [[منابع تاریخی]]، مختار پس از آنکه موفق شد در [[کوفه]] شیعیانی را به‌سوی خود جذب نماید، به امام سجاد {{ع}} [[نامه]] نوشت و از آن [[حضرت]] استمداد‌طلبید. ولی آن حضرت بنا به مصالحی پاسخ مثبت خود را ابراز نکرد، بلکه [[اختیار]] این‌کار را به عمویش [[محمد بن حنفیه]] واگذارد و از این‌روی وی به سراغ محمد بن حنفیه رفت<ref>ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، اختیار معرفة‌الرجال (رجال کشی)، ج۱، ص۳۴۱.</ref>. اتخاذ این موضع از جانب امام سجاد {{ع}} با توجه به شرایط و اوضاع [[سیاسی]] آن عصر به‌طور کامل منطقی و درست بود، زیرا امام [[زین العابدین]] {{ع}} در آن شرایط خاص نمی‌توانست [[اقدام]] خاصی انجام دهد، چراکه هر اقدامی می‌توانست نابودی تشیع را در پی داشته باشد. ایشان رابطه مستقیم با این حرکت را به [[مصلحت]] ندید، ضمن آنکه این [[نهضت]] را نیز [[تأیید]] می‌کرد و به همین [[دلیل]] [[رهبری]] او را به [[محمد بن حنفیه]] واگذار کرد و فرمود: ای عمو! اگر برده‌ای زنگی هم به [[حمایت]] از ما [[اهل‌بیت]] {{عم}} [[قیام]] کند، حمایت او بر [[مردم]] لازم است. در این مورد به شما [[ولایت]] می‌دهم، هرطور [[صلاح]] می‌دانی عمل کن<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵، ص۳۶۵.</ref>. ایشان با وجود تأیید [[قیام مختار]]، برای آنکه بهانه به دست [[امویان]] ندهد، در مواردی هم از او [[بیزاری]] می‌جست<ref>ابوعبدالله محمد ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۶۴.</ref>. علت [[برخورد امام]] این بود تا [[خیال]] [[حکومت]] را از جانب خود راحت کند تا ایشان را به [[همکاری]] با [[مخالفان]] متهم نسازد.


=== عدم [[همراهی]] مستقیم [[ائمه]] {{عم}} با [[شورش علویان]] ===
=== عدم [[همراهی]] مستقیم [[ائمه]] {{عم}} با شورش علویان ===
در عصر [[ائمه اطهار]] {{عم}} [[شورش‌ها]] و مقاومت‌های فراوانی از سوی [[علویان]] بر ضد [[حاکمیت جور]] به وقوع پیوست. این [[نهضت‌ها]] اگرچه گاهی پیروزی‌های نسبی به دست می‌آوردند، اما همه آنها در نهایت ناکام مانده [[شکست]] می‌خوردند. یکی از [[دلایل]] ناکامی این [[قیام‌ها]]، سرکوب‌گری شدید از سوی [[حاکمیت]] بود. [[حاکمان جور]] برای [[سرکوب]] علویان از تاکتیک‌های پیشرفته نظامی - اطلاعاتی همراه با [[خشونت]] و بی‌رحمی بهره می‌بردند و علویان را که نیروی کافی و تجربه چندانی در [[اختیار]] نداشتند به شکست وادار می‌کردند. فشار سنگین و [[اختناق]] [[حاکم]]، سبب [[ترس]] بیش از اندازه مردم برای شرکت در حرکت‌های [[مخالف]] حاکمیت شده بود. این فشار، به ویژه در مورد [[شیعیان]] بیش از دیگران بود. عامل دوم فقدان [[تیزبینی]] و [[بصیرت]] کافی و تحلیل دقیق از [[شرایط حاکم]] بود. فشار و اختناق شدید گاه موجب حرکات شتاب‌زده و به دور از سنجش دقیق و همه جانبه اوضاع می‌شد. برخی حتی بدون [[رایزنی]] کافی و بدون [[مشورت]] با [[امام]]، خود را آماده حرکات نظامی بر ضد حکومت می‌کردند. عامل سوم، کمبود نیروهای انقلابی، [[متعهد]] و [[آگاه]] بود. این عامل یکی از مهم‌ترین عوامل ناکامی و [[شکست]] نهضت‌های [[اسلامی]] بر ضد [[حاکمان جور]] به شمار می‌آمد و در بیان [[ائمه اطهار]] {{عم}} نیز در موارد متعدد به آن اشاره شده است. چنان‌که [[امام صادق]] {{ع}} به [[سدیر]] صیرفی با اشاره به یک [[گله]] گوسفند که به قول [[راوی]] بیش از ۱۷ رأس نبود، فرمود: اگر شیعیانم به اندازه این تعداد می‌رسیدند، [[خانه‌نشینی]] برایم جایز نبود<ref>ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۴۲.</ref>. و یا آن [[حضرت]] در حکایتی که پیش از این در مورد [[سهل]] [[خراسانی]] آوردیم، به وی فرمود: من چگونه [[قیام]] کنم درحالی‌که تعداد شیعیانِ به‌طور کامل [[مطیع]] و پیرو من، اندک هستند<ref>شیخ عباس قمی، سفینة‌البحار، ج۲، ص۷۱۴.</ref>؟!
در عصر [[ائمه اطهار]] {{عم}} [[شورش‌ها]] و مقاومت‌های فراوانی از سوی [[علویان]] بر ضد [[حاکمیت جور]] به وقوع پیوست. این [[نهضت‌ها]] اگرچه گاهی پیروزی‌های نسبی به دست می‌آوردند، اما همه آنها در نهایت ناکام مانده [[شکست]] می‌خوردند. یکی از [[دلایل]] ناکامی این [[قیام‌ها]]، سرکوب‌گری شدید از سوی [[حاکمیت]] بود. [[حاکمان جور]] برای [[سرکوب]] علویان از تاکتیک‌های پیشرفته نظامی - اطلاعاتی همراه با [[خشونت]] و بی‌رحمی بهره می‌بردند و علویان را که نیروی کافی و تجربه چندانی در [[اختیار]] نداشتند به شکست وادار می‌کردند. فشار سنگین و [[اختناق]] [[حاکم]]، سبب [[ترس]] بیش از اندازه مردم برای شرکت در حرکت‌های [[مخالف]] حاکمیت شده بود. این فشار، به ویژه در مورد [[شیعیان]] بیش از دیگران بود. عامل دوم فقدان [[تیزبینی]] و [[بصیرت]] کافی و تحلیل دقیق از [[شرایط حاکم]] بود. فشار و اختناق شدید گاه موجب حرکات شتاب‌زده و به دور از سنجش دقیق و همه جانبه اوضاع می‌شد. برخی حتی بدون [[رایزنی]] کافی و بدون [[مشورت]] با [[امام]]، خود را آماده حرکات نظامی بر ضد حکومت می‌کردند. عامل سوم، کمبود نیروهای انقلابی، [[متعهد]] و [[آگاه]] بود. این عامل یکی از مهم‌ترین عوامل ناکامی و [[شکست]] نهضت‌های [[اسلامی]] بر ضد [[حاکمان جور]] به شمار می‌آمد و در بیان [[ائمه اطهار]] {{عم}} نیز در موارد متعدد به آن اشاره شده است. چنان‌که [[امام صادق]] {{ع}} به [[سدیر]] صیرفی با اشاره به یک [[گله]] گوسفند که به قول [[راوی]] بیش از ۱۷ رأس نبود، فرمود: اگر شیعیانم به اندازه این تعداد می‌رسیدند، [[خانه‌نشینی]] برایم جایز نبود<ref>ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۴۲.</ref>. و یا آن [[حضرت]] در حکایتی که پیش از این در مورد [[سهل]] [[خراسانی]] آوردیم، به وی فرمود: من چگونه [[قیام]] کنم درحالی‌که تعداد شیعیانِ به‌طور کامل [[مطیع]] و پیرو من، اندک هستند<ref>شیخ عباس قمی، سفینة‌البحار، ج۲، ص۷۱۴.</ref>؟!


۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش