برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{مدخل مرتبط
| | #تغییر_مسیر [[میراث امام صادق]] |
| | موضوع مرتبط = امام صادق
| |
| | عنوان مدخل =
| |
| | مداخل مرتبط =
| |
| | پرسش مرتبط =
| |
| }}
| |
| | |
| ==[[میراث]] [[امام صادق]]{{ع}}==
| |
| مدّت [[زمان]] طولانی که امام صادق{{ع}} برای [[استوار]] کردن ستونهای راه و روش و طریق [[اهل بیت]]{{عم}} و ترسیم خطّ مشیهای کلّی آن به فعالیت پرداخت تقریبا به سی و پنج سال میرسد.
| |
| امتیاز این دوره این بود که معاصر با پایان [[دولت امویان]] و آغاز [[دولت]] عبّاسی و زمانهای بوده که هردو دولت از نظر [[سیاسی]] در حالت [[ضعف]] بوده و در نتیجه [[فرصت]] منحصر به فرد و ممتازی برای انتشار [[بیداری]] و [[فرهنگ]] اصیل [[اسلامی]] به دست آمده بود. از اینجا است که [[پیروان اهل بیت]] را به عنوان [[پیروان]] و [[شیعه]] [[جعفر بن محمد صادق]] میشناسند و [[شیعیان]] را [[جعفری]] مینامند و این نامگذاری دلیلی [[تاریخی]] و مفهومی [[فرهنگی]] دارد.
| |
| از همینجا است که میتوان سرّ [[عظمت]] میراث بزرگی را که امام صادق{{ع}} برای ما بهجا گذاشته و [[میزان]] وسعت و غنای کمّی و کیفی آن را دریافت. از دیگر سوی میتوان به فراوانی شاگردانی که به دست امام صادق{{ع}} [[تربیت]] شده و میراث آن حضرت را حمل کرده و برای نسلهای [[آینده]] نقل کردند نیز اشاره کرد. استاد محمد حسین مظفّر در کتاب الامام الصّادق در اینجا به نقل بعضی از اعترافات و تصریحاتی که [[راویان]] بزرگ [[اهل]] [[سنّت]] و علمای آنها درباره [[فضیلت]] امام صادق{{ع}} و [[رجوع]] [[ائمّه]] [[مذاهب]] اهل سنّت و اهل [[حدیث]] به ایشان آوردهاند نقل نموده است.
| |
| روات امام صادق{{ع}} چهار هزار نفر یا بیشتر بودهاند، که این مطلب را چند بار نیز گفتهایم، [[شیخ مفید]] «طاب ثراه» در [[ارشاد]] میگوید: [[اصحاب]] حدیث نام راویان [[راستگویی]] که از امام صادق{{ع}} [[روایت]] نقل کرده و آراء و [[افکار]] و [[مقامات]] مختلفی داشتند جمع نموده و عدد آنها به چهار هزار مرد بالغ شد<ref>ارشاد مفید، ص۲۷۱.</ref>.
| |
| | |
| طبق نقل [[ابن شهر آشوب]] آن کسی که نام این راویان را جمعآوری کرده، [[ابن عقده]] بوده است. دیگری افزوده که ابن عقده برای هرکدام از این اشخاص روایتی نیز که از [[امام صادق]]{{ع}} نقل کردهاند ذکر نموده است، علّامه [[طبرسی]] در [[اعلام الوری]] نیز به عدد آنها اشاره کرده است، همچنان که محقّق حلی در معتبر و [[شیخ طوسی]] «طاب رمسه» در کتاب [[رجال]] خود نیز از آنان نام برده است.
| |
| البتّه بسیاری [[راویان]] باعث بلندی و [[جلالت قدر]] امام صادق{{ع}} نمیشود، بلکه این راویان هستند که با [[روایت]] کردن از آن حضرت [[فضیلت]] و بلندی مرتبه را کسب میکنند. آری، این امر نشاندهنده [[میزان]] بلند مرتبگی [[علمی]] آن حضرت و اتّفاقنظر همه طالبان [[دانش]] و فضیلت با وجود تمام اختلافاتی که در گفتار و [[کردار]] داشتند بر فضیلت آن حضرت است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۸ (کتاب)|پیشوایان هدایت]] ج۸، ص ۲۹۹.</ref>.
| |
| | |
| ==بزرگان [[اهل]] [[سنّت]] که از امام صادق{{ع}} [[کسب علم]] کردهاند==
| |
| عدهای از بزرگان و [[پیشوایان]] اهل سنّت از امام صادق{{ع}} کسب علم کردهاند. البتّه [[کسب دانش]] آنان از امام صادق{{ع}} مانند [[شاگرد]] و استادهای معمولی نبوده است. بلکه آنچنان که شیخ سلیمان در ینابیع و [[نووی]] در [[تهذیب]] الاسماء و لغات آورده است، اینگونه بوده که آنها بر [[امامت]] و [[جلالت]] و [[بزرگواری]] آن حضرت اتّفاق نظر داشتهاند. بلکه آنچنان که [[شافعی]] در مطالب السؤول آورده است، اینان کسب دانش خود از امام صادق{{ع}} را منقبت و شرافتی برای خود دانسته و فضیلتی میدانستهاند که به دست آورده بودند، اکنون ما تعدادی از این [[پیشوایان اهل سنت]] را ذکر میکنیم.
| |
| | |
| '''[[ابو حنیفه]]''': از میان آنان است ابو حنیفه [[نعمان بن ثابت بن زوطی]] که از [[موالی]] بوده، اصل او از کابل و در [[کوفه]] به [[دنیا]] آمده است. او در کوفه بزرگ شده، درس خوانده و در کوفه دارای حوزه درس بوده است. وی از کوفه به [[بغداد]] منتقل شد و در [[سال ۱۵۰ هجری]] در همان [[شهر]] از دنیا رفت. [[قبر]] او هماکنون در بغداد معروف است. او [[امام]] یکی از [[مذاهب چهارگانه اهل سنّت]] است و شرححال او مشهورتر از آن است که ما بخواهیم ذکر کنیم.
| |
| امّا کسب علم او از محضر [[امام صادق]]{{ع}} نیز معروف است. از جمله کسانی که این مطلب را ذکر کردهاند میتوان به [[شبلنجی]] در [[نور الابصار]]، [[ابن حجر]] در صواعق، شیخ سلیمان در ینابیع، ابن صبّاغ در الفصول و غیره اشاره کرد. [[آلوسی]] در مختصر [[تحفه اثناعشریه]] صفحه ۸ مینویسد: این [[ابو حنیفه]] است که در میان [[اهل]] [[سنّت]] با صدای بلند [[افتخار]] میکند که: «اگر آندو سال نبود نعمان هلاک شده بود». مراد ابو حنیفه آندو سالی است که در طول آن با امام صادق{{ع}} [[همنشین]] بوده و از آن حضرت کسب [[فیض]] مینمود.
| |
| | |
| '''[[مالک بن انس]]''': و از جمله آنان مالک بن انس [[مدنی]] [[امام]] یکی دیگر از [[مذاهب اربعه]] اهل سنّت است، [[ابن ندیم]] در فهرست مینویسد: او ابن ابی عامر از [[قبیله حمیر]] بوده و از [[قبیله]] [[بنی تیم بن مره]] از شاخههای [[قریش]] شمرده میشود. بنا به روایتی حمل او در شکم مادر سه سال به طول انجامیده است، ابن ندیم اضافه میکند: از مالک بن انس نزد [[جعفر بن سلیمان عباسی]] که [[والی مدینه]] بود [[سعایت]] کردند و گفتند که او [[بیعت]] شما را قبول ندارد. او مالک بن انس راطلبید، او را برهنه کرده و شلّاق زد و او را آنقدر کشیدند که کتف او در رفت. وی در [[سال ۱۷۹ هجری]] در سنّ ۸۴ سالگی درگذشته و مثل همین مطالب را نیز [[ابن خلّکان]] در شرححال او آورده است.
| |
| امّا [[کسب دانش]] مالک بن انس نزد امام صادق{{ع}} معلوم و مشهور است. از جمله کسانی که به این مطلب اشاره کردهاند میتوان به [[نووی]] در [[تهذیب]]، شبلنجی در نور الابصار، [[سبط]] در [[تذکره]]، [[شافعی]] در مطالب، ابن حجر در صواعق، شیخ سلیمان در ینابیع، [[ابو نعیم]] در [[حلیه]]، ابن صبّاغ در فصول، و سایرین اشاره کرد.
| |
| | |
| '''سفیان ثوری''': و از آن جمله [[سفیان بن سعید مسروق ثوری کوفی]] است که چندین بار به [[بغداد]] وارد شده و از [[امام صادق]]{{ع}} روایاتی نقل کرده و امام صادق{{ع}} سفارشهای گرانبهایی به او فرمودند که در قسمت [[وصایا]] گذشت<ref>ظاهرا چون این عبارت از استاد مظفر است منظور کتاب خود ایشان باشد نه کتاب حاضر.</ref>، او با امام صادق{{ع}} درباره [[زهد]] و [[پارسایی]] مناظرهای داشته است.
| |
| وی به [[بصره]] رفته و در [[سال ۱۶۱ هجری]] در بصره از [[دنیا]] رفته است. ولادتش در سال نود و اندی بوده و گفته شده که او در [[زمان قیام]] [[زید شهید]] در [[سپاه]] [[هشام بن عبدالملک]] بوده است.
| |
| [[علمآموزی]] او از امام صادق{{ع}} در کتابهای [[تهذیب]]، [[نور الابصار]]، [[تذکره]]، مطالب، صواعق، ینابیع، [[حلیه]]، الفصول المهمّه و غیره آمده و رجالیهای [[شیعه]] او را از [[اصحاب امام صادق]]{{ع}} ذکر نمودهاند.
| |
| | |
| '''[[سفیان بن عیینه]]''': و از جمله آنان سفیان بن عیینة بن ابی عمران کوفی مکی است که در [[کوفه]] در [[سال ۱۰۷ هجری]] به دنیا آمده و در [[سال ۱۹۸ هجری]] در [[مکه]] دار فانی را [[وداع]] گفته است. او در حال [[جوانی]] در [[زمان]] [[ابو حنیفه]] به کوفه داخل شد.
| |
| علمآموزی او از امام صادق{{ع}} نیز در کتابهای تهذیب، نور الابصار، مطالب، صواعق، ینابیع، حلیه، الفصول و کتابهای دیگر ذکر شده و رجالیهای شیعه او را نیز از شیعه دانستهاند.
| |
| | |
| '''[[یحیی بن سعید انصاری]]''': و از جمله آنان است یحیی بن سعید بن قیس انصاری از بنی النجّار که از [[تابعین]] بوده است. او از طرف منصور [[قاضی]] [[مدینه]] بوده و سپس به [[منصب]] [[قاضی القضاة]] گماشته شده است، او در [[سال ۱۴۳ هجری]] در [[شهر]] هاشمیه از دنیا رفته است.
| |
| درباره [[روایت]] کردن او از امام صادق{{ع}} به همان کتابهایی که قبلا ذکر کردهایم مراجعه کنید. [[رجالیون شیعه]] او را نیز از شیعه دانستهاند.
| |
| | |
| '''ابن جریح''': و از جمله آنان است عبدالملک بن عبدالعزیز بن جریح مکی که از بسیاری از [[دانشمندان]] [[استماع]] روایت کرده است. او از آن دسته علمای عامّه است که قائل به [[حلیت]] [[متعه]] هستند. در طریق [[صدوق]] در باب ما یقبل من الدّعاوی بغیر [[بینه]] و در کافی در باب ما احلّ [[الله]] من المتعه سؤال کسی از [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[متعه]] آمده است که امام صادق{{ع}} در پاسخ او فرمودند:
| |
| عبد الملک بن جریج را [[ملاقات]] کن و از او درباره این مسأله سؤال کن.؛ چراکه او در اینباره [[دانش]] فراوانی دارد، آن مرد به نزد [[عبدالملک بن جریح]] رفت و او درباره مسأله متعه و [[حلیت]] آن [[احادیث]] و مطالب [[علمی]] بسیاری بر آن شخص [[املا]] نمود.
| |
| | |
| '''[[ابن خلّکان]]''': گوید عبدالملک یکی از [[دانشمندان]] مشهور است. ولادت او در [[سال ۸۰ هجری]] بوده، او در [[بغداد]] به نزد [[ابو جعفر منصور]] رفته و در سال ۱۴۹ یا ۱۵۰ [[هجری]] دار فانی را [[وداع]] گفته است.
| |
| همان کتابهایی که قبلا ذکر کردهایم [[کسب دانش]] او از محضر امام صادق{{ع}} را ذکر کرده و [[مصادر رجالی]] [[شیعه]] نیز او را ذکر نمودهاند.
| |
| | |
| '''قطّان''': و از آنان است [[ابو سعید یحیی بن سعید قطان بصری]] که از [[ائمّه]] [[حدیث]] بوده بلکه [[محدّث]] [[زمان]] خود شناخته میشده است. [[صاحبان صحاح]] ستّه و دیگر [[عالمان اهل سنّت]] به [[کلام]] او [[استدلال]] و [[احتجاج]] میکنند، او در [[سال ۱۹۸ هجری]] [[وفات]] کرده است. [[ابن قتیبه]] او را در [[رجال شیعه]] آورده است. امّا خود شیعه او را از [[رجال]] خود نمیدانند.
| |
| [[تهذیب]]، ینابیع و غیر این دو کتاب از منابع اهل سنّت او را از [[اصحاب]] و [[یاران امام صادق]]{{ع}} دانسته و از میان شیعه نیز شیخ [[ابن داوود]]، [[نجاشی]] و دیگران نیز او را از اطرافیان امام صادق{{ع}} ذکر نمودهاند.
| |
| | |
| '''[[محمد بن اسحاق]]''': و از جمله آنان [[محمد بن اسحاق بن یسار صاحب المغازی]] و السّیر است که [[مدنی]] بوده در [[مکه]] ساکن گردیده است. ابن خلّکان از وی بسیار تعریف کرده است. میان محمد بن اسحاق و [[مالک بن انس]] [[دشمنی]] بوده و هرکدام از آندو دیگری را مذمّت مینموده است. محمد بن اسحاق در [[شهر حیره]] بر منصور وارد شد و [[کتاب مغازی]] را برای او نوشت. وی به [[بغداد]] آمد و در [[سال ۱۵۱ هجری]] بنابر نقل مشهور در همان [[شهر]] از [[دنیا]] رفت. [[علمآموزی]] او از [[امام صادق]]{{ع}} در کتابهای [[تهذیب]]، ینابیع و غیر ایندو کتاب از میان [[اهل]] [[سنّت]] ذکر شده. شیخ در کتاب [[رجال]]، علّامه در خلاصه، کشّی در کتاب رجال و دیگران از [[شیعه]] نیز او را ذکر کردهاند.
| |
| | |
| '''[[شعبة بن حجاج]]''': و از آنان است [[شعبة بن حجاج ازدی]] که از [[ائمّه]] و مشاهیر اهل سنّت میباشد. وی [[فتوا]] داد که [[قیام]] به همراه [[ابراهیم بن عبدالله بن حسن]] [[واجب]] است. عدّهای نیز معتقدند که او خود از کسانی بوده است که از [[اصحاب]] [[حدیث]] به همراه [[ابراهیم بن عبدالله]] خروج کرده است.
| |
| گروهی از اهل سنّت همچون صاحب تهذیب، صواعق، [[حلیه]]، ینابیع، فصول، [[تذکره]] و دیگران او را از [[اصحاب امام صادق]]{{ع}} شمردهاند و کتابهای [[شیعی]] نیز او را جزو اصحاب امام صادق{{ع}} ذکر کردهاند.
| |
| | |
| '''[[ایوب سجستانی]]''': و از جمله این افراد [[ایوب بن ابی تمیمه سجستانی بصری]] است که بعضی هم نام او را سختیانی گفتهاند. امّا سجستانی مشهورتر است.
| |
| وی [[غلام]] [[عمار بن یاسر]] بوده و او را در ردیف بزرگان از [[فقهاء]] [[تابعین]] برشمردهاند. وی در [[سال ۱۳۱ هجری]] در [[بصره]] در سنّ ۶۵ سالگی به [[مرض]] [[طاعون]] از دنیا رفته است.
| |
| از اهل سنّت در [[نور الابصار]]، تذکره، مطالب، صواعق، حلیه، فصول و غیره و از میان شیعه [[کتابهای رجالی شیعه]]، همه او را از اصحاب امام صادق{{ع}} دانستهاند.
| |
| اینها بعضی از بزرگان اهل سنّت و فقهای مشهور آنان بودند که نسبت شاگردی امام صادق{{ع}} به آنها داده شده است. البتّه بعضی از [[علما]] مانند [[ابو نعیم اصفهانی]] در حلیة الاولیاء، افراد دیگری را نیز جزء آنان دانستهاند.
| |
| | |
| مضافا به اینکه دیگران نیز با کلماتی نظیر «و غیرهم» یا «ما سوی ذلک» که همین معنای و غیره را میرساند، نیز عدّه دیگری را به این گروه ملحق کردهاند<ref>محمد حسین مظفّر، الامام الصّادق{{ع}}، ص۱۲۷- ۱۳۰.</ref><ref>به رغم اعترافات عالمان اهل سنّت و تحسین امام صادق{{ع}} توسّط آنان و اعتراف به این مطلب که پیشوایان مذاهب و علماى بزرگ آنان به دست امام صادق{{ع}} پرورش یافته و راویان آنقدر از احادیث او نقل کردهاند که شرق و غرب را پرکرده است، مىبینیم بخارى صاحب صحیح بخارى که از خوارج، فاسقان و افراد مجهول هم روایت نقل مىکند، حتّى یک حدیث هم از امام جعفر بن محمد صادق{{ع}} روایت نقل نکرده است.</ref>.
| |
| به دلیل [[عنایت]] بیش از حدّ [[امام صادق]]{{ع}} به رشتههایی از [[علوم طبیعی]] که نمونههایی از آن را در خلال بحثهای این کتاب پیشتر دیدهایم، میتوان گفت که تمدّن امروز [[انسانی]]- یا تمدّن اروپا- مدیون [[میراث علمی امام]] صادق{{ع}} است.
| |
| | |
| [[میراث علمی]] و [[حدیثی]] که [[دانشمندان]] [[مکتب اهل بیت]]{{عم}} از امام صادق{{ع}} نقل و جمعآوری نمودهاند به [[تنهایی]] هم از حیث کمّیت و هم از حیث پرداختن به رشتههای مختلف [[علوم انسانی]] و طبیعی، بیشتر از [[میراث]] حدیثی هرکدام از [[معصومین]]{{عم}} میباشد.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۸ (کتاب)|پیشوایان هدایت]] ج۸، ص ۳۰۰.</ref>.
| |
| | |
| ==منابع و آثار شناخت==
| |
| #از [[علی بن حکم]] از هشام از امام صادق{{ع}} [[روایت]] شده است که فرمود: {{متن حدیث|لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ الْعَقْلَ اسْتَنْطَقَهُ، ثُمَّ قَالَ لَهُ: أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ، فَقَالَ لَهُ: أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ، فَقَالَ: وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي مَا خَلَقْتُ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْكَ، بِكَ آخُذُ، وَ بِكَ أُعْطِي وَ عَلَيْكَ أُثِيبُ}}؛ هنگامی که [[خداوند]] [[عقل]] را آفرید، او را به حرف آورد، سپس به او گفت: رو به من کن. عقل رو کرد. سپس به او گفت: برگرد. [[عقل]] برگشت. [[خداوند]] فرمود: به [[عزّت]] و جلالم هیچ چیزی را نیافریدهام که در نزد من از تو محبوبتر باشد. بهوسیله تو [[مؤاخذه]] میکنم، بهوسیله تو عطا میکنم و برمبنای تو [[ثواب]] میدهم<ref>المحاسن، ج۱، ص۱۹۲؛ مصابیح الظّلم، باب ۱، باب العقل، ح۷.</ref>.
| |
| #از [[عبدالله بن سنان]] [[روایت]] شده است که گفت: از [[امام]] [[جعفر بن محمد]]{{ع}} سؤال کردم: [[ملائکه]] برترند یا [[بنی آدم]]؟ [[امام صادق]]{{ع}} پاسخ دادند: [[امیر المؤمنین علی]] بن [[ابی طالب]]{{ع}} فرموده است: خداوند در ملائکه عقل را بدون [[شهوت]] [[آفریده]] و در حیوانات شهوت را بدون عقل آفریده و در بنی آدم هردوی اینها را آفریده است. پس هرکس عقل او بر شهوتش غالب شود، او از ملائکه [[برتر]] و هر کس شهوت او بر عقلش فائق آید، او از حیوانات [[پستتر]] است<ref>علل الشّرایع، ج۱، ص۴، باب ۶.</ref>.
| |
| #از عبدالله بن سنان روایت شده است که امام صادق{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى الْعِبَادِ النَّبِيُّ وَ الْحُجَّةُ فِيمَا بَيْنَ الْعِبَادِ وَ بَيْنَ اللَّهِ الْعَقْلُ}}؛ [[حجّت خدا]] بر [[بندگان]] پیامبراناند و [[حجّت]] میان بندگان و [[خدا]] عقل است<ref>کافى، ج۱، ص۲۵، کتاب العقل و الجهل، ح۲۲.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۸ (کتاب)|پیشوایان هدایت]] ج۸، ص ۳۰۷.</ref>.
| |
| | |
| ==[[انبیا]] و امامان==
| |
| #از [[ابو حمزه ثمالی]] روایت شده است که امام صادق{{ع}} فرمودند: از [[ریاست]] بپرهیز و از اینکه [[پیروی کورکورانه]] دیگران را بنمایی نیز بپرهیز- تا آنجا که فرمودند: از این بپرهیز که بدون دلیل کسی را پیشوای خود گردانی و هرچه او میگوید [[تصدیق]] کنی<ref>معانى الاخبار، ج۱، ص۱۶۴، باب معنى و طء اعقاب الرّجال.</ref>.
| |
| #از [[فضیل]] روایت شده که گفت: از امام صادق{{ع}} درباره [[کلام]] [[خداوند متعال]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}<ref>«تو، تنها بیمدهندهای و هر گروهی رهنمونی دارد» سوره رعد، آیه ۷.</ref>، پرسیدم؟ امام صادق{{ع}} پاسخ دادند: هر امامی برای قرنی که در آن [[زندگی]] میکند هدایتکننده است<ref>کافى، ج۱، ص۱۹۱، کتاب الحجّه، باب انّ الائمّه{{عم}} هم الهداة، ح۱.</ref>.
| |
| #از [[عمّار]] ساباطی روایت شده است که گفت: از امام صادق{{ع}} پرسیدم: آیا [[امام]] [[علم غیب]] میداند؟ امام{{ع}} پاسخ دادند: نه، ولی اگر بخواند چیزی را بداند، [[خداوند]] [[علم]] آن را به او میدهد<ref>کافى، ج۱، ص۲۵۷، کتاب الحجّه، باب نادر فیه ذکر الغیب، ح۴.</ref>.
| |
| # و از [[بریدة بن معاویه]] از [[امام صادق]]{{ع}} یا [[باقر]]{{ع}} در [[تفسیر]] قول [[خداوند متعال]] {{متن قرآن|وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ}}<ref>«در حالی که تأویل آن را جز خداوند و استواران در دانش نمیداند» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref>، [[روایت]] شده که فرمودهاند: پس [[رسول خدا]] بالاترین [[راسخان در علم]] است. خداوند به او تمام آنچه را که از [[تنزیل]] و [[تأویل]] فروفرستاده، [[تعلیم]] کرده است. خداوند هیچگاه چیزی را فرو نمیفرستد مگر اینکه علم او را به [[پیامبر]] و اوصیائی که بعد از او میآید تعلیم میکند. تا آنجایی که فرمودند: [[قرآن]] خاصّ و عامّ، [[محکم و متشابه]] و [[ناسخ و منسوخ]] دارد و این راسخان در علم هستند که فرق آنها را میدانند<ref>کافى، ج۱، ص۲۱۳، کتاب الحجّه باب انّ الراسخین فى العلم هم الائمّه{{عم}}، ح۲.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۸ (کتاب)|پیشوایان هدایت]] ج۸، ص ۳۰۸.</ref>.
| |
| | |
| == منابع ==
| |
| {{منابع}}
| |
| # [[پرونده:151922.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۸ (کتاب)|'''پیشوایان هدایت ج۸''']]
| |
| {{پایان منابع}}
| |
| | |
| == پانویس ==
| |
| {{پانویس}}
| |
| | |
| [[رده:امام صادق]]
| |