جز
جایگزینی متن - '،-' به ' -'
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بنیخزاعه | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==نسب این قوم== این طایفه قحطانی<ref>عمر رضا کحّاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۹۳. برخی علما، آنان را در شمار طوایف مضری (از قبایل عدنانی) و از فرزندان کلیب ب...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
جز (جایگزینی متن - '،-' به ' -') |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
==[[تاریخ]] [[جاهلی]] و [[اسلامی]] بنی [[کلیب]]== | ==[[تاریخ]] [[جاهلی]] و [[اسلامی]] بنی [[کلیب]]== | ||
از تاریخ جاهلی این [[قوم]] جز معدود اخباری از برخی [[احلاف]] و نیز بعضی پیوندهای سببی -که در واقع کارکردی مشابه پیمانهای میان قبیلگی داشتند و پشتوانهای برای [[استحکام]] روابط فیما بین [[قبائل]]، محسوب | از تاریخ جاهلی این [[قوم]] جز معدود اخباری از برخی [[احلاف]] و نیز بعضی پیوندهای سببی -که در واقع کارکردی مشابه پیمانهای میان قبیلگی داشتند و پشتوانهای برای [[استحکام]] روابط فیما بین [[قبائل]]، محسوب میشدند - اطلاعی در دست نیست. از میان احلاف و پیمانهای مستقل شناخته شده بنی کلیب با [[قبایل]] همجوار، میتوان به [[پیمان]] [[آل الفضیل بن عفیف]] با [[بنی مخزوم]] –از [[طوایف]] [[قریش]]- اشاره کرد<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۲۵۷.</ref>. [[حلف]] آل خراش بن [[امیه]] -تیره دیگر بنی کلیب بن حبشیه- با بنی مخزوم هم از دیگر پیمانهای این قوم در سالهای نخست [[بعثت نبی اکرم]]{{صل}} است که بواسطه [[ازدواج]] [[خراش بن امیه]] با قذه بنت [[عرفجة بن عثمان بن عبدالله مخزومی]] رسمیت یافت<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۲۵۷.</ref>. علاوه بر این ازدواج، از دیگر وصلتهای [[زناشویی]] متعدد بنی کلیبیها و [[منسوبان]] [[قبیله قریش]] -که خود دلیلی دیگر برگستردگی تعاملات و بده بستانهای [[سیاسی]] آنان با این قبایل به شمار میرود- میتوان به ازدواج کلیب بن حبشیه با دختر حارثة بن تیم بن مرّة بن کعب بن لؤی بن غالب بن فهر بن مالک بن نصر اشاره کرد<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۴۴.</ref>. پیمانهای سببی هجیره بنت أذاة بن ریاح بن عبداللّه از قریش با فضل بن عفیف بن کلیب بن حبشیه<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۴۴؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۳۶۶؛ زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۸۳۴.</ref> و عجماء بنت [[عامر بن فضل بن عفیف بن کلیب]] با [[اسود بن حارثة بن نضلة بن عوف عدوی قرشی]]<ref>زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۸۳۴؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۸۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۵۸، ص۶.</ref>، ریطه بنت [[عبدالله بن عبدالله]] با [[عبدالله بن مطیع بن أسود بن حارثة بن نضله عدوی قریشی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۰۹.</ref>، دختر خراش بن أمیه با [[مطیع بن أسود بن حارثه عدوی قرشی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۱۰.</ref> و [[فاطمه]] بنت ابوسفیان بن حارث بن أمیة بن فضل بن منقذ بن عفیف بن کلیب بن حبشیه با [[قدامة بن مظعون بن حبیب جمحی قریشی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۰۶.</ref> هم، از دیگر ازدواجهای [[زنان]] این [[قوم]] با مردانی از [[قریش]] بود. | ||
بر پایه دادههای [[تاریخی]]، چنین به نظر میرسد که اسلامپذیری بنیکلیب نیز بمانند دیگر [[قبایل]] [[خزاعه]]، طی مراحل و گونههای مختلفی اتفاق افتاده باشد. با توجه به اینکه موطن خزاعه و [[طوایف]] آن -از جمله بنی کلیب- در ایام مقارن [[بعثت]]، [[حجاز]] بوده و آنان چونان دیگر طوایف خزاعه، ارتباط وثیقی با اهالی [[مکه]] و [[مدینه]] داشتند، بیتردید [[مردمان]] این [[قبیله]] بسیار زودتر از بسیاری دیگر از قبایل [[جاهلی]] [[عرب]] با [[پیامبر]]{{صل}} و [[دین]] نوظهورش آشنا شده بودند؛ از اینرو، گرویدن برخی از افراد این قبیله به [[اسلام]] در نخستین سالهای [[بعثت نبی اکرم]]{{صل}}، موضوع غریبی نخواهد بود. وجود چهرههای پیشتاز این قوم در اسلام، از جمله [[معتب بن عوف بن عامر]] و ذکر او در شمار [[مهاجران به حبشه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۰.</ref>، [[گواهی]] بر این امر است. | بر پایه دادههای [[تاریخی]]، چنین به نظر میرسد که اسلامپذیری بنیکلیب نیز بمانند دیگر [[قبایل]] [[خزاعه]]، طی مراحل و گونههای مختلفی اتفاق افتاده باشد. با توجه به اینکه موطن خزاعه و [[طوایف]] آن -از جمله بنی کلیب- در ایام مقارن [[بعثت]]، [[حجاز]] بوده و آنان چونان دیگر طوایف خزاعه، ارتباط وثیقی با اهالی [[مکه]] و [[مدینه]] داشتند، بیتردید [[مردمان]] این [[قبیله]] بسیار زودتر از بسیاری دیگر از قبایل [[جاهلی]] [[عرب]] با [[پیامبر]]{{صل}} و [[دین]] نوظهورش آشنا شده بودند؛ از اینرو، گرویدن برخی از افراد این قبیله به [[اسلام]] در نخستین سالهای [[بعثت نبی اکرم]]{{صل}}، موضوع غریبی نخواهد بود. وجود چهرههای پیشتاز این قوم در اسلام، از جمله [[معتب بن عوف بن عامر]] و ذکر او در شمار [[مهاجران به حبشه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۰.</ref>، [[گواهی]] بر این امر است. | ||
از [[تاریخ]] [[اسلامی]] این قوم هم، چیزی افزون بر آنچه که در ذیل [[تراجم]] برخی از افراد شهیر این [[طایفه]] آمده، اطلاعی به دست نیامده است. بیگمان معتب بن عوف بن عامر و [[خراش بن امیه خزاعی]] مشهورترین چهره این قوم در طول تاریخ اسلامی هستند که شرح حال زندگیشان، مهمترین منبع در تأمین اطلاعات ما در باره طایفه بنی کلیب بن حبشیه است. ابو عوف<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۴۳۰.</ref> [[معتب بن عوف بن عامر بن فضل بن عفیف]] معروف به «[[ابن حمراء]]»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۴۳۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۴۴۸.</ref>، [[حلیف]] [[بنی مخزوم]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۸۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۴۳۰.</ref> و در شمار [[مسلمانان نخستین]] است<ref>ر.ک: ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۸۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۰.</ref>. [[واقدی]] (م. ۲۰۷) و [[ابن اسحاق]] (م. ۱۵۱) از او در شمار [[مهاجران به حبشه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۰.</ref>، و برخی نیز با رد این گفته، از وی، تنها در شمار [[مهاجران به مدینه]] یاد کردهاند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۱۲.</ref>. پس از [[هجرت به مدینه]]، [[رسول خدا]]{{صل}} بین او و [[ثعلبة بن حاطب انصاری]] [[پیمان برادری]] و [[مؤاخات]] برقرار نمود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۱۲؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۴۳۰.</ref>. معتب در جنگهای [[بدر]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۸۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۴۳۰ نیز ر.ک: بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۱۲.</ref>، [[احد]] و [[خندق]] و دیگر جنگهای [[دوران رسول خدا]]{{صل}} شرکت داشت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۱۲.</ref>. [[خراش بن أمیة بن ربیعه]] ([[مفضل]]) هم از دیگر چهرههای شاخص این [[قوم]] است. منابع از این [[صحابی]]<ref>ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۳، ص۳۹۲؛ ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۱۰۷؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۲۶.</ref>، به عنوان حلیف بنی مخزوم<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۴۵؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۳۷؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۱۰۸.</ref> و از شرکتکنندگان در جنگهای [[مریسیع]] و [[حدیبیه]] و جنگهای بعد از آن یاد کردهاند<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۴۴۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۶۰۲.</ref>. گفته شده که پس از استقرار [[رسول خدا]]{{صل}} در [[حدیبیه]] ([[سال ششم هجری]])، [[بدیل بن ورقاه خزاعی]] و شماری از بزرگان [[قبیله خزاعه]] از جمله [[خراش بن امیه]] به [[نمایندگی]] از [[قریش]] به حضور [[پیامبر]]{{صل}} شتافتند<ref>صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۵، ص۴۳. نیز ر.ک: ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۰۱.</ref> و از علت آمدن آن حضرت به [[مکه]] پرسیدند. ایشان در این دیدار، [[پیغمبر]]{{صل}} را از [[آمادگی]] کامل قریش برای [[نبرد]] با ایشان مطلع ساختند<ref>ر.ک: واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۹۳-۵۹۴؛ ابنهشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۲۷۸-۲۷۹.</ref>. رسول خدا{{صل}} در حدیبیه، «خراش بن امیه خزاعی» را به عنوان نخستین فرستاده<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۰۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۷۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۳۹، ص۷۸.</ref>، نزد قریش فرستاد تا [[پیام]] ایشان را به قریش [[ابلاغ]] نماید. اما [[قریشیان]] بر او [[یورش]] آوردند و ضمن [[آزار]] و [[اذیت]] وی، شترش را کشتند و خواستند خود او را نیز به [[قتل]] برسانند، اما احابیش -که مصطلقیها (پسر عموهای وی از دیگر شاخه [[خزاعه]]) بخشی از آنها | از [[تاریخ]] [[اسلامی]] این قوم هم، چیزی افزون بر آنچه که در ذیل [[تراجم]] برخی از افراد شهیر این [[طایفه]] آمده، اطلاعی به دست نیامده است. بیگمان معتب بن عوف بن عامر و [[خراش بن امیه خزاعی]] مشهورترین چهره این قوم در طول تاریخ اسلامی هستند که شرح حال زندگیشان، مهمترین منبع در تأمین اطلاعات ما در باره طایفه بنی کلیب بن حبشیه است. ابو عوف<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۴۳۰.</ref> [[معتب بن عوف بن عامر بن فضل بن عفیف]] معروف به «[[ابن حمراء]]»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۴۳۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۴۴۸.</ref>، [[حلیف]] [[بنی مخزوم]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۸۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۴۳۰.</ref> و در شمار [[مسلمانان نخستین]] است<ref>ر.ک: ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۸۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۰.</ref>. [[واقدی]] (م. ۲۰۷) و [[ابن اسحاق]] (م. ۱۵۱) از او در شمار [[مهاجران به حبشه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۰.</ref>، و برخی نیز با رد این گفته، از وی، تنها در شمار [[مهاجران به مدینه]] یاد کردهاند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۱۲.</ref>. پس از [[هجرت به مدینه]]، [[رسول خدا]]{{صل}} بین او و [[ثعلبة بن حاطب انصاری]] [[پیمان برادری]] و [[مؤاخات]] برقرار نمود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۱۲؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۴۳۰.</ref>. معتب در جنگهای [[بدر]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۸۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۴۳۰ نیز ر.ک: بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۱۲.</ref>، [[احد]] و [[خندق]] و دیگر جنگهای [[دوران رسول خدا]]{{صل}} شرکت داشت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۰۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۱۲.</ref>. [[خراش بن أمیة بن ربیعه]] ([[مفضل]]) هم از دیگر چهرههای شاخص این [[قوم]] است. منابع از این [[صحابی]]<ref>ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۳، ص۳۹۲؛ ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۱۰۷؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۲۶.</ref>، به عنوان حلیف بنی مخزوم<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۴۵؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۳۷؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۱۰۸.</ref> و از شرکتکنندگان در جنگهای [[مریسیع]] و [[حدیبیه]] و جنگهای بعد از آن یاد کردهاند<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۴۴۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۶۰۲.</ref>. گفته شده که پس از استقرار [[رسول خدا]]{{صل}} در [[حدیبیه]] ([[سال ششم هجری]])، [[بدیل بن ورقاه خزاعی]] و شماری از بزرگان [[قبیله خزاعه]] از جمله [[خراش بن امیه]] به [[نمایندگی]] از [[قریش]] به حضور [[پیامبر]]{{صل}} شتافتند<ref>صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۵، ص۴۳. نیز ر.ک: ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۰۱.</ref> و از علت آمدن آن حضرت به [[مکه]] پرسیدند. ایشان در این دیدار، [[پیغمبر]]{{صل}} را از [[آمادگی]] کامل قریش برای [[نبرد]] با ایشان مطلع ساختند<ref>ر.ک: واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۹۳-۵۹۴؛ ابنهشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۲۷۸-۲۷۹.</ref>. رسول خدا{{صل}} در حدیبیه، «خراش بن امیه خزاعی» را به عنوان نخستین فرستاده<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۰۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۷۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۳۹، ص۷۸.</ref>، نزد قریش فرستاد تا [[پیام]] ایشان را به قریش [[ابلاغ]] نماید. اما [[قریشیان]] بر او [[یورش]] آوردند و ضمن [[آزار]] و [[اذیت]] وی، شترش را کشتند و خواستند خود او را نیز به [[قتل]] برسانند، اما احابیش -که مصطلقیها (پسر عموهای وی از دیگر شاخه [[خزاعه]]) بخشی از آنها بودند - به [[دفاع]] از وی پرداختند. خراش در [[سایه]] حمایتهای آنان، [[جان]] سالم به در برد و سالم نزد حضرت مراجعت نمود<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۰۰؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۱۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۳۹، ص۷۸.</ref>. در جریان [[فتح مکه]] هم خراش خبرساز شد. او در این واقعه فردی به نام ابن اثوع هذلی و به [[نقلی]] [[جنیدب بن الادلع هذلی]] را به [[انتقام]] کشته شدن مردی «احمر» نام در [[زمان جاهلیت]]، به قتل رساند که [[توبیخ]] شدید حضرت را در پی داشت<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۴۳-۸۴۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۱۴-۴۱۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۶۳.</ref>. خراش در گذشته، در [[غزوه مریسیع]] (سال پنجم یا [[ششم هجری]]) نیز، از [[بیم]] [[قتل]] [[عامر بن ابی ضرار خزاعی]] -[[برادر]] [[حارث بن ابی ضرار]] [[رییس]] [[بنی مصطلق]]- توسط [[انصار]]، خود را بر روی او انداخته بود<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۶۰۳؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۲۳۱.</ref>. پیشه خراش را حجامتگری گفتهاند<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۶۰۳؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۲۳۱.</ref>. برخی منابع هم، از حجامت [[پیامبر]]{{صل}} توسط او خبر دادهاند<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۲.</ref>. وی همچنین، در واقعه در [[حدیبیه]] و بعد از آن [[عمره]] [[جعرانه]]، تراشیدن موهای حضرت را جهت [[مناسک حج]] (حلق) بر عهده داشت<ref>ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۳۰؛ حلبی، السیرة الحلبیه، ج۳، ص۹۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==اعلام و [[رجال]] بنی [[کلیب]]== | ==اعلام و [[رجال]] بنی [[کلیب]]== | ||