لطف در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۴ دسامبر ۲۰۲۴
 
خط ۹: خط ۹:
ریشه "ل ط ف" در لغت به معنای "ظریف و کوچک شدن" است و در دلالت عرفی به معنای "نرم و همراه شدن با امری" است. بنابراین، [[لطف خداوند]] بر بنده‌اش یعنی فراهم کردن اسباب [[توفیق]] در اجرای امری<ref>الصحاح: تاج اللغه و صحاح العربیه (ط. دارالعلم للملایین)، ج۴، ص۱۴۲۶.</ref>. به بیان دیگر، لُطف امری است که به واسطه آن، راه [[اطاعت خداوند]] بر [[بندگان]] هموار می‌شود<ref>معجم مقاییس اللغه (ط. مکتب الاعلام الإسلامی، ۱۴۰۴ ﻫ.ق)، ج۵، ص۲۵۰.</ref>. به همین [[دلیل]] است که [[ابن‌اثیر]] ذیل معنای "لطیف" که از [[اسمای الهی]] است، می‌گوید: "[[خداوند]] در [[افعال]] خود با [[بندگان]] مرافقت دارد و به دقایق [[مصالح]] آنان [[آگاه]] است و آنان را به کمالشان می‌رساند"<ref>النهایه فی غریب الحدیث و الأثر (ط. مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، ۱۳۶۷ ه. ش)، ج۴، ص۲۵۱.</ref>.
ریشه "ل ط ف" در لغت به معنای "ظریف و کوچک شدن" است و در دلالت عرفی به معنای "نرم و همراه شدن با امری" است. بنابراین، [[لطف خداوند]] بر بنده‌اش یعنی فراهم کردن اسباب [[توفیق]] در اجرای امری<ref>الصحاح: تاج اللغه و صحاح العربیه (ط. دارالعلم للملایین)، ج۴، ص۱۴۲۶.</ref>. به بیان دیگر، لُطف امری است که به واسطه آن، راه [[اطاعت خداوند]] بر [[بندگان]] هموار می‌شود<ref>معجم مقاییس اللغه (ط. مکتب الاعلام الإسلامی، ۱۴۰۴ ﻫ.ق)، ج۵، ص۲۵۰.</ref>. به همین [[دلیل]] است که [[ابن‌اثیر]] ذیل معنای "لطیف" که از [[اسمای الهی]] است، می‌گوید: "[[خداوند]] در [[افعال]] خود با [[بندگان]] مرافقت دارد و به دقایق [[مصالح]] آنان [[آگاه]] است و آنان را به کمالشان می‌رساند"<ref>النهایه فی غریب الحدیث و الأثر (ط. مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، ۱۳۶۷ ه. ش)، ج۴، ص۲۵۱.</ref>.


[[طریحی]]، این تعبیر را به معنای مذکور اضافه می‌کند: "[[خداوند]] اموری که بندگانش را به مصالحشان می‌رساند و آنان [[آگاه]] نیستند، برای ایشان فراهم می‌کند"<ref>مجمع البحرین (ط. مرتضوی ۱۴۱۶ ﻫ.ق)، ج۵، ص۱۱۹.</ref>. [[ابی‌الصلاح حلبی]] در توضیح وجه تسمیه این قاعده به "لطف" تصریح می‌دارد: "از باب تلطُّف به غیر در ایصال [[منافع]] به او است"<ref>تقریب المعارف (ط. انتشارات الهادی، ۱۴۰۴ ﻫ.ق)، ص۱۲۳.</ref>.
[[طریحی]]، این تعبیر را به معنای مذکور اضافه می‌کند: "[[خداوند]] اموری که بندگانش را به مصالحشان می‌رساند و آنان [[آگاه]] نیستند، برای ایشان فراهم می‌کند"<ref>مجمع البحرین (ط. مرتضوی ۱۴۱۶ ﻫ.ق)، ج۵، ص۱۱۹.</ref>. ابی‌الصلاح حلبی در توضیح وجه تسمیه این قاعده به "لطف" تصریح می‌دارد: "از باب تلطُّف به غیر در ایصال منافع به او است"<ref>تقریب المعارف (ط. انتشارات الهادی، ۱۴۰۴ ﻫ.ق)، ص۱۲۳.</ref>.


علامه [[فیض کاشانی|ملا محسن فیض کاشانی]] نیز ـ با اضافاتی ـ وجه تسمیه این [[برهان]] به لطف را چنین معنا می‌کند: {{عربی|إنّما سمّي فعل ما يقرّب العباد إلى الله تعالى و يبعّدهم عن المعاصي لطفاً بهم لأن ذلك تلطيف لهم عن كثافه التجسّم، و تجريد إياهم عن المواد الجسمانيه؛ و على هذا فإطلاق "اللطيف" على الله تعالی بمعنی فاعل اللطف}}<ref>علم الیقین فی اصول الدین (ط. انتشارات بیدار، ۱۴۱۸ ﻫ.ق)، ج۱، ص۱۸۰.</ref>.
علامه [[فیض کاشانی|ملا محسن فیض کاشانی]] نیز ـ با اضافاتی ـ وجه تسمیه این [[برهان]] به لطف را چنین معنا می‌کند: {{عربی|إنّما سمّي فعل ما يقرّب العباد إلى الله تعالى و يبعّدهم عن المعاصي لطفاً بهم لأن ذلك تلطيف لهم عن كثافه التجسّم، و تجريد إياهم عن المواد الجسمانيه؛ و على هذا فإطلاق "اللطيف" على الله تعالی بمعنی فاعل اللطف}}<ref>علم الیقین فی اصول الدین (ط. انتشارات بیدار، ۱۴۱۸ ﻫ.ق)، ج۱، ص۱۸۰.</ref>.


با توجّه به دو تحلیلی که در وجه تسمیه [[قاعده لطف]] بیان شد، روشن می‌گردد که محور اصلی در [[ضرورت]] [[قاعده لطف]]، [[هدایت]] [[بندگان]] و تطهیر آنان از کدورت عالم مادّه است که اگر [[لطف الهی]]، یعنی وجود [[انبیاء]] و اوصیای آنها {{عم}} در میان [[مردم]] نباشد، همه آنان گرفتار [[ظلم]] و [[فساد]] در [[دنیا]] می‌گردند و [[خسران]] و [[هلاکت]] [[ابدی]] در انتظارشان است؛ چنان‌که در بیان [[ملائکه]] به [[خداوند]]، هنگام [[خلقت انسان]] بر [[زمین]]، ایشان همین [[استدلال]] را ابراز نمودند که چگونه ممکن است موجودی زمینی با این همه استعداد [[فساد]]، [[خلیفه خداوند]] قرار گیرد: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ...}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن می‌گماری که در آن تباهی می‌کند و خون‌ها می‌ریزد»؛ سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>. البته لطف در لغت به معنای "دقّت" و "ظرافت" نیز وارد شده که فعلاً محل بحث نیست<ref>القاموس المحیط (ط. دارالکتب العلمیه، بی‌تا)، ج۳، ص۲۶۳.</ref>.
با توجّه به دو تحلیلی که در وجه تسمیه [[قاعده لطف]] بیان شد، روشن می‌گردد که محور اصلی در [[ضرورت]] [[قاعده لطف]]، [[هدایت]] [[بندگان]] و تطهیر آنان از کدورت عالم مادّه است که اگر [[لطف الهی]]، یعنی وجود [[انبیاء]] و اوصیای آنها {{عم}} در میان [[مردم]] نباشد، همه آنان گرفتار [[ظلم]] و [[فساد]] در [[دنیا]] می‌گردند و [[خسران]] و هلاکت [[ابدی]] در انتظارشان است؛ چنان‌که در بیان [[ملائکه]] به [[خداوند]]، هنگام [[خلقت انسان]] بر [[زمین]]، ایشان همین [[استدلال]] را ابراز نمودند که چگونه ممکن است موجودی زمینی با این همه استعداد [[فساد]]، [[خلیفه خداوند]] قرار گیرد: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ...}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن می‌گماری که در آن تباهی می‌کند و خون‌ها می‌ریزد»؛ سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>. البته لطف در لغت به معنای "دقّت" و "ظرافت" نیز وارد شده که فعلاً محل بحث نیست<ref>القاموس المحیط (ط. دارالکتب العلمیه، بی‌تا)، ج۳، ص۲۶۳.</ref>.


در تفاوت لطف و [[توفیق]]، ابراز شده که "لطف" آن فعل [[الهی]] است که راه [[اطاعت]] را بر [[بندگان]] هموار می‌کند و لذا هرگاه [[خداوند]] "خیری" را بر بنده‌اش بخواهد، شرایط رسیدن به آن خیر را برای او فراهم می‌کند. اما "[[توفیق]]"، آن مرتبه از فعل [[الهی]] است که قطعاً به همراه آن، [[فعل خیر]] از [[عبد]] صادر می‌شود؛ چنان‌که در عرف [[مردم]] گفته می‌شود: [[توفیق]] انجام [[کار خیر]] را یافتم. امّا در لطف، تنها فراهم شدن زمینه [[افعال خیر]] برای [[بنده]] مطرح است؛ به گونه‌ای که با [[اختیار]] خود بتواند موفّق به انجام [[فعل خیر]] بشود<ref>الفروق فی اللغه (ط دارالآفاق الجدیده، ۱۴۰۰ ﻫ.ق)، ص۲۱۲.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱]]، ص۱۴۶-۱۴۸.</ref>
در تفاوت لطف و [[توفیق]]، ابراز شده که "لطف" آن فعل [[الهی]] است که راه [[اطاعت]] را بر [[بندگان]] هموار می‌کند و لذا هرگاه [[خداوند]] "خیری" را بر بنده‌اش بخواهد، شرایط رسیدن به آن خیر را برای او فراهم می‌کند. اما "[[توفیق]]"، آن مرتبه از فعل [[الهی]] است که قطعاً به همراه آن، فعل خیر از [[عبد]] صادر می‌شود؛ چنان‌که در عرف [[مردم]] گفته می‌شود: [[توفیق]] انجام [[کار خیر]] را یافتم. امّا در لطف، تنها فراهم شدن زمینه افعال خیر برای [[بنده]] مطرح است؛ به گونه‌ای که با [[اختیار]] خود بتواند موفّق به انجام فعل خیر بشود<ref>الفروق فی اللغه (ط دارالآفاق الجدیده، ۱۴۰۰ ﻫ.ق)، ص۲۱۲.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱]]، ص۱۴۶-۱۴۸.</ref>


== مراد از لطف در قاعده لطف ==
== مراد از لطف در قاعده لطف ==
۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش