←نزدیک شدن بیعتشکنان به بصره
| خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
== نزدیک شدن [[بیعتشکنان]] به [[بصره]] == | == نزدیک شدن [[بیعتشکنان]] به [[بصره]] == | ||
{{همچنین|عثمان بن حنیف}} | |||
وقتی که [[طلحه]] و [[زبیر]] همراه [[عایشه]] به چاه [[ابوموسی]] که نزدیک بصره بود، رسیدند، [[عمیر بن عبدالله تمیمی]] آنها را دید و گفت: ای مادر مؤمنان تو را [[سوگند]] میدهم که پیش قومی که از قبل هیچ کس را آنجا نفرستادهای نروی و پیشاپیش ابن عامر را که در بصره دست پروردگانی دارد بفرست و باید او برود. عایشه برابر این پیشنهاد عمل کرد و ابن عامر را فرستاد و نامهای نیز به بزرگان بصره مانند [[احنف بن قیس]] و امثال او نوشت و خود توقف کرد<ref>نویری، نهایة الإرب، ج۵، ص۱۱۹.</ref>. طلحه و زبیر نیز نامهای به [[عثمان بن حنیف]] استاندار علی{{ع}} بر بصره نوشتند و از او خواستند که [[دارالاماره]] را برای آنها تخلیه کند. | وقتی که [[طلحه]] و [[زبیر]] همراه [[عایشه]] به چاه [[ابوموسی]] که نزدیک بصره بود، رسیدند، [[عمیر بن عبدالله تمیمی]] آنها را دید و گفت: ای مادر مؤمنان تو را [[سوگند]] میدهم که پیش قومی که از قبل هیچ کس را آنجا نفرستادهای نروی و پیشاپیش ابن عامر را که در بصره دست پروردگانی دارد بفرست و باید او برود. عایشه برابر این پیشنهاد عمل کرد و ابن عامر را فرستاد و نامهای نیز به بزرگان بصره مانند [[احنف بن قیس]] و امثال او نوشت و خود توقف کرد<ref>نویری، نهایة الإرب، ج۵، ص۱۱۹.</ref>. طلحه و زبیر نیز نامهای به [[عثمان بن حنیف]] استاندار علی{{ع}} بر بصره نوشتند و از او خواستند که [[دارالاماره]] را برای آنها تخلیه کند. | ||