بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
# مسلمانان [[مدینه]] یا [[اهل حلّ و عقد]] از آنان بر بیعت با ابوبکر اجماع کردند؛ | # مسلمانان [[مدینه]] یا [[اهل حلّ و عقد]] از آنان بر بیعت با ابوبکر اجماع کردند؛ | ||
# [[امامت]] از [[فروع دین]] است، نه [[اصول دین]]؛ | # [[امامت]] از [[فروع دین]] است، نه [[اصول دین]]؛ | ||
# اجماع، دلیلی مستقل در مقابل [[کتاب و سنت]] است. پس از آن، اجماع را توسعه داده، آن را در تمام مسایل فرعی [[دین]] معتبر دانستند و برای [[اثبات]] | # اجماع، دلیلی مستقل در مقابل [[کتاب و سنت]] است. پس از آن، اجماع را توسعه داده، آن را در تمام مسایل فرعی [[دین]] معتبر دانستند و برای [[اثبات]] حجیّت آن به سه طریق: قرآن، [[سنّت]] و [[عقل]] تمسّک جستند<ref>اصول الفقه، ج۲، ص۳۵۲ـ۳۵۳.</ref>. | ||
[[امامیه]] که براساس [[آیات]] و [[روایات]] فراوان، [[معتقد به امامت]] [[امامان]] اثناعشر {{ع}} بوده، به مقتضای ادلّه [[عقلی]] و [[نقلی]] نظیر [[آیه تطهیر]]، ایشان را از هرگونه [[اشتباه]] [[معصوم]] میدانند، [[اجماع]] را از آن جهت که کاشف از رأی معصوم {{ع}} است، [[حجّت]] میشمرند و معیار در [[کشف]] رأی معصوم را [[قاعده لطف]]<ref> معالم الاصول، ص۱۷۵.</ref> یا ملازمه عادی<ref>دروس فی علم الاصول، ج۲، ص۱۲۸ـ۱۲۹.</ref> دانستهاند که براساس حساب احتمالات، اجماع [[علما]]، بیانگر وجود یک دلیل شرعی ([[سیره]] و ارتکاز متشرعه) است که کاشف از رأی معصوم {{ع}} است. | [[امامیه]] که براساس [[آیات]] و [[روایات]] فراوان، [[معتقد به امامت]] [[امامان]] اثناعشر {{ع}} بوده، به مقتضای ادلّه [[عقلی]] و [[نقلی]] نظیر [[آیه تطهیر]]، ایشان را از هرگونه [[اشتباه]] [[معصوم]] میدانند، [[اجماع]] را از آن جهت که کاشف از رأی معصوم {{ع}} است، [[حجّت]] میشمرند و معیار در [[کشف]] رأی معصوم را [[قاعده لطف]]<ref> معالم الاصول، ص۱۷۵.</ref> یا ملازمه عادی<ref>دروس فی علم الاصول، ج۲، ص۱۲۸ـ۱۲۹.</ref> دانستهاند که براساس حساب احتمالات، اجماع [[علما]]، بیانگر وجود یک دلیل شرعی ([[سیره]] و ارتکاز متشرعه) است که کاشف از رأی معصوم {{ع}} است. | ||
در [[قرآن]]، واژه اجماع بهمعنای اصطلاحی نیامده است؛ امّا برخی از [[اهلسنّت]] از مفاهیمی مثل "[[اولیالامر]]"، "[[سبیل]] المؤمنین" و "خیر أُمّة" در مسأله اجماع بهره جستهاند<ref>[[محمد صادق یوسفی مقدم|یوسفی مقدم، محمد صادق]]، [[اجماع (مقاله)|مقاله «اجماع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]] | در [[قرآن]]، واژه اجماع بهمعنای اصطلاحی نیامده است؛ امّا برخی از [[اهلسنّت]] از مفاهیمی مثل "[[اولیالامر]]"، "[[سبیل]] المؤمنین" و "خیر أُمّة" در مسأله اجماع بهره جستهاند<ref>[[محمد صادق یوسفی مقدم|یوسفی مقدم، محمد صادق]]، [[اجماع (مقاله)|مقاله «اجماع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۱۶۶-۱۶۷.</ref>. | ||
== [[استدلال]] [[اهل سنت]] بر [[حجیت اجماع]] == | == [[استدلال]] [[اهل سنت]] بر [[حجیت اجماع]] == | ||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
## آنچه از ظاهر آیه استفاده میشود، آن است که ترک [[مخالفت]] با رسول کفایت نمیکند؛ بلکه باید شیوه مؤمنان ([[نصرت]] رسول {{صل}} و [[دفاع]] از ایشان) نیز به آن ضمیمه شود؛<ref>اصولالفقه، ج۲، ص۳۵۴؛ المستصفی، ج۱، ص۱۷۵.</ref> بنابراین، مراد از راه مؤمنان اتفاق ایشان نیست. | ## آنچه از ظاهر آیه استفاده میشود، آن است که ترک [[مخالفت]] با رسول کفایت نمیکند؛ بلکه باید شیوه مؤمنان ([[نصرت]] رسول {{صل}} و [[دفاع]] از ایشان) نیز به آن ضمیمه شود؛<ref>اصولالفقه، ج۲، ص۳۵۴؛ المستصفی، ج۱، ص۱۷۵.</ref> بنابراین، مراد از راه مؤمنان اتفاق ایشان نیست. | ||
# [[قرآن]] چنگ زدن به [[ریسمان الهی]] را [[واجب]] دانسته و [[مردم]] را از پراکنده شدن بازداشته است: {{متن قرآن|وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ}}<ref>«و همگان به ریسمان خداوند بیاویزید و مپرا کنید و نعمتهای خداوند را بر خود فرا یاد آورید که دشمنان (همدیگر) بودید و خداوند دلهای شما را الفت داد و به نعمت او با هم برادر شدید و در لبه پرتگاهی از آتش بودید که شما را از آن رهانید؛ بدینگونه خداوند آیات خود را برای شما روشن میگوید باشد که شما راهیاب گردید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۳.</ref> گفته شده است: کتاب خداوند و [[اجتماع]] مؤمنان مصداق حبلاللّه است و [[خداوند]] [[فرمان]] داده تا به این ریسمان چنگ بزنید<ref>الاحکام، ج۱، ص۲۷۶؛ تفسیر قرطبی، ج۴، ص۱۰۵.</ref> و نیز مخالفت با اتفاق [[امّت]] تفرّق و [[حرام]] است؛ پس پیروی از [[اجماع]] لازم است.<ref>التفسیرالکبیر، ج۸، ص۱۷۳.</ref> به این [[استدلال]] چنین پاسخ داده شده است: | # [[قرآن]] چنگ زدن به [[ریسمان الهی]] را [[واجب]] دانسته و [[مردم]] را از پراکنده شدن بازداشته است: {{متن قرآن|وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ}}<ref>«و همگان به ریسمان خداوند بیاویزید و مپرا کنید و نعمتهای خداوند را بر خود فرا یاد آورید که دشمنان (همدیگر) بودید و خداوند دلهای شما را الفت داد و به نعمت او با هم برادر شدید و در لبه پرتگاهی از آتش بودید که شما را از آن رهانید؛ بدینگونه خداوند آیات خود را برای شما روشن میگوید باشد که شما راهیاب گردید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۳.</ref> گفته شده است: کتاب خداوند و [[اجتماع]] مؤمنان مصداق حبلاللّه است و [[خداوند]] [[فرمان]] داده تا به این ریسمان چنگ بزنید<ref>الاحکام، ج۱، ص۲۷۶؛ تفسیر قرطبی، ج۴، ص۱۰۵.</ref> و نیز مخالفت با اتفاق [[امّت]] تفرّق و [[حرام]] است؛ پس پیروی از [[اجماع]] لازم است.<ref>التفسیرالکبیر، ج۸، ص۱۷۳.</ref> به این [[استدلال]] چنین پاسخ داده شده است: | ||
## [[مفسّران]] {{متن قرآن|حَبْلِ اللَّهِ}} را بهمعنای قرآن یا مجموع قرآن، [[اسلام]]، [[امامان معصوم]] {{ع}} دانستهاند؛ بر این اساس نمیتوان | ## [[مفسّران]] {{متن قرآن|حَبْلِ اللَّهِ}} را بهمعنای قرآن یا مجموع قرآن، [[اسلام]]، [[امامان معصوم]] {{ع}} دانستهاند؛ بر این اساس نمیتوان حجیّت اجماع را به استناد آیه مذکور اثبات کرد. | ||
## از اینکه دنباله آیه [[دستور]] میدهد به یاد [[نعمتهای خدا]] باشید که بین دلهای شما بهسبب اسلام [[الفت]] ایجاد کرده است، استفاده میشود که مقصود، [[نهی]] از [[اختلاف]] در [[اصول دین]] است نه فروع<ref>البرهان، ج۱، ص۶۷۲، مجمعالبیان، ج۲، ص۸۰۵؛ المنار، ج۴، ص۲۰.</ref>. | ## از اینکه دنباله آیه [[دستور]] میدهد به یاد [[نعمتهای خدا]] باشید که بین دلهای شما بهسبب اسلام [[الفت]] ایجاد کرده است، استفاده میشود که مقصود، [[نهی]] از [[اختلاف]] در [[اصول دین]] است نه فروع<ref>البرهان، ج۱، ص۶۷۲، مجمعالبیان، ج۲، ص۸۰۵؛ المنار، ج۴، ص۲۰.</ref>. | ||
# برخی به آیه {{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُتْرَكُواْ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُواْ مِن دُونِ اللَّهِ وَلاَ رَسُولِهِ وَلاَ الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>«آیا پنداشتهاید که به خود واگذاشته میشوید در حالی که هنوز خداوند کسانی از شما را که جهاد کردهاند و جز خداوند و پیامبرش و مؤمنان همرازی نگزیدهاند معلوم نداشته است؟! و خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره توبه، آیه ۱۶.</ref> بر حجیّت اجماع استدلال کردهاند. آنان گفتهاند: {{متن قرآن|وَلِیجَةً}} بهمعنای مدخل است و معنای آیه این است که نباید راهی غیر از راه [[مؤمنان]] را در پیش گرفت؛ بر این اساس، اتّفاق [[حجّت]] و [[پیروی]] از آن لازماست<ref>احکام القرآن، ج۳، ص۱۲۹.</ref>. [[مفسران]] گفتهاند: | # برخی به آیه {{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُتْرَكُواْ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُواْ مِن دُونِ اللَّهِ وَلاَ رَسُولِهِ وَلاَ الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>«آیا پنداشتهاید که به خود واگذاشته میشوید در حالی که هنوز خداوند کسانی از شما را که جهاد کردهاند و جز خداوند و پیامبرش و مؤمنان همرازی نگزیدهاند معلوم نداشته است؟! و خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره توبه، آیه ۱۶.</ref> بر حجیّت اجماع استدلال کردهاند. آنان گفتهاند: {{متن قرآن|وَلِیجَةً}} بهمعنای مدخل است و معنای آیه این است که نباید راهی غیر از راه [[مؤمنان]] را در پیش گرفت؛ بر این اساس، اتّفاق [[حجّت]] و [[پیروی]] از آن لازماست<ref>احکام القرآن، ج۳، ص۱۲۹.</ref>. [[مفسران]] گفتهاند: | ||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
## خود [[فخر رازی]] بر استدلالش به آیه اشکال کرده و آنرا مخالف اجماع مرکّب دانستهاست؛ زیرا اقوال در معنای اولی الامر از چهار قول خارج نیست: [[خلفای راشدین]]، [[امیران]] طوایف، دانشمندان و [[امامان معصوم]]؛ بنابراین، [[تفسیر]] [[اولیالامر]] به [[اهل حلّ و عقد]] برخلاف اتّفاق مرکّب است؛ سپس گفته است که [[اهل حل و عقد]] به قول سوم بازمیگردد؛ پس آنچه را خود بناکرده، ویران نموده است<ref>المیزان، ج۴، ص۳۹۵.</ref> و در نتیجه، اتّفاق [[اهل]] حلوعقد اعتباری نخواهد داشت. | ## خود [[فخر رازی]] بر استدلالش به آیه اشکال کرده و آنرا مخالف اجماع مرکّب دانستهاست؛ زیرا اقوال در معنای اولی الامر از چهار قول خارج نیست: [[خلفای راشدین]]، [[امیران]] طوایف، دانشمندان و [[امامان معصوم]]؛ بنابراین، [[تفسیر]] [[اولیالامر]] به [[اهل حلّ و عقد]] برخلاف اتّفاق مرکّب است؛ سپس گفته است که [[اهل حل و عقد]] به قول سوم بازمیگردد؛ پس آنچه را خود بناکرده، ویران نموده است<ref>المیزان، ج۴، ص۳۹۵.</ref> و در نتیجه، اتّفاق [[اهل]] حلوعقد اعتباری نخواهد داشت. | ||
## مطابق [[روایات]] بسیاری، مراد از اولیالامر [[امامان]] {{ع}} هستند<ref> مجمعالبیان، ج۳، ص۱۰۰؛ البرهان، ج۲، ص۱۰۵.</ref> و اشکال [[فخر رازی]] مبنی بر اینکه فرد خاص ناشناخته نمیتواند مقصود باشد و این برداشت احتیاج به معرفی صریح از سوی [[خدا]] و [[رسول]] دارد، مردود است؛ چون آنان به آیاتی مثل [[آیه تطهیر]] و [[ولایت]] و احادیث نبوی مثل [[حدیث ثقلین]] و [[سفینه]] معرفی شدهاند<ref>المیزان، ج۴، ص۳۹۹.</ref>. | ## مطابق [[روایات]] بسیاری، مراد از اولیالامر [[امامان]] {{ع}} هستند<ref> مجمعالبیان، ج۳، ص۱۰۰؛ البرهان، ج۲، ص۱۰۵.</ref> و اشکال [[فخر رازی]] مبنی بر اینکه فرد خاص ناشناخته نمیتواند مقصود باشد و این برداشت احتیاج به معرفی صریح از سوی [[خدا]] و [[رسول]] دارد، مردود است؛ چون آنان به آیاتی مثل [[آیه تطهیر]] و [[ولایت]] و احادیث نبوی مثل [[حدیث ثقلین]] و [[سفینه]] معرفی شدهاند<ref>المیزان، ج۴، ص۳۹۹.</ref>. | ||
# [[مؤمنان]] باید موارد اختلافی را به خدا و [[پیامبر]] ارجاع دهند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> در بیان [[استدلال]] به این [[آیه]] گفته شده است: مقتضای شرطیت [[تنازع]] برای [[وجوب]] رجوع به پیامبر {{صل}} آن است که درصورت اتّفاق [[امّت]]، رجوع لازم نیست و | # [[مؤمنان]] باید موارد اختلافی را به خدا و [[پیامبر]] ارجاع دهند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> در بیان [[استدلال]] به این [[آیه]] گفته شده است: مقتضای شرطیت [[تنازع]] برای [[وجوب]] رجوع به پیامبر {{صل}} آن است که درصورت اتّفاق [[امّت]]، رجوع لازم نیست و حجیّت [[اجماع]] چیزی جز این نیست<ref>الاحکام، ج۱، ص۱۹۸؛ التبیان، ج۳، ص۲۳۷.</ref> امّا این استدلال ناتمام است؛ زیرا اگر در میان اجماع کنندگان [[معصوم]] وجود داشته باشد، به جهت وجود معصوم [[حجّت]] است و گرنه معتبر نیست؛ زیرا [[لزوم]] رجوع به خدا و رسول {{صل}} هنگام [[اختلاف]]، دلالت نمیکند که درصورت عدم تنازع، رجوع لازم نیست و اتّفاق حجّت است؛ چون اگر چنین باشد، لازم میآید که اتفاق هر جماعتی حجّت باشد؛ درحالیکه استدلالکننده، اتّفاق خاصّی را [[حجت]] میداند<ref>التبیان، ج۳، ص۲۳۷.</ref>. | ||
# ما شما را امّت میانه قرار دادیم تا [[گواه]] بر [[مردم]] باشید و [[پیامبر]] {{صل}} گواه بر شما باشد: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم تا گواه بر مردم باشید و پیامبر بر شما گواه باشد؛ و قبلهای که بر سوی آن بودی بر نگرداندیم مگر بدین روی که معلوم داریم چه کسی از پیامبر پیروی میکند و چه کسی واپس میگراید، و بیگمان آن جز بر آنان که خداوند رهنمونشان شد، گران بود و خداوند بر آن نیست که ایمانتان را تباه گرداند که خداوند با مردم، به راستی مهربانی است بخشاینده» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref> در چگونگی استدلال به این آیه آمده است: وسط، بهمعنای [[عدالت]] است و وصف [[امّت]] به این صفت مقتضی این است که ایشان بر [[گمراهی]] [[اجتماع]] نمیکنند و گرنه [[عادل]] نخواهند بود<ref>احکامالقرآن، ج۱، ص۱۲۵؛ تفسیر بیضاوی، ج۱، ص۱۴۸؛ تفسیر قرطبی، ج۲، ص۱۰۵.</ref>؛ نیز گفتهاند: [[خداوند]]، امّت را [[گواهان بر مردم]] دانسته است؛ پس گفتار ایشان مقبول است؛ چون [[گواه]] نمیتواند [[کافر]] یا [[گمراه]] باشد؛ بنابراین، اتفاق [[اهل]] هر عصری بر معاصران آنها ـ اگر از اتفاق آنها خارج شوند ـ و نیز بر سایر اعصار [[حجّت]] خواهد بود<ref>احکام القرآن، ج۱، ص۱۲۵.</ref>. [[تقریب]] اوّل [[استدلال]]، مردود است؛ زیرا: | # ما شما را امّت میانه قرار دادیم تا [[گواه]] بر [[مردم]] باشید و [[پیامبر]] {{صل}} گواه بر شما باشد: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم تا گواه بر مردم باشید و پیامبر بر شما گواه باشد؛ و قبلهای که بر سوی آن بودی بر نگرداندیم مگر بدین روی که معلوم داریم چه کسی از پیامبر پیروی میکند و چه کسی واپس میگراید، و بیگمان آن جز بر آنان که خداوند رهنمونشان شد، گران بود و خداوند بر آن نیست که ایمانتان را تباه گرداند که خداوند با مردم، به راستی مهربانی است بخشاینده» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref> در چگونگی استدلال به این آیه آمده است: وسط، بهمعنای [[عدالت]] است و وصف [[امّت]] به این صفت مقتضی این است که ایشان بر [[گمراهی]] [[اجتماع]] نمیکنند و گرنه [[عادل]] نخواهند بود<ref>احکامالقرآن، ج۱، ص۱۲۵؛ تفسیر بیضاوی، ج۱، ص۱۴۸؛ تفسیر قرطبی، ج۲، ص۱۰۵.</ref>؛ نیز گفتهاند: [[خداوند]]، امّت را [[گواهان بر مردم]] دانسته است؛ پس گفتار ایشان مقبول است؛ چون [[گواه]] نمیتواند [[کافر]] یا [[گمراه]] باشد؛ بنابراین، اتفاق [[اهل]] هر عصری بر معاصران آنها ـ اگر از اتفاق آنها خارج شوند ـ و نیز بر سایر اعصار [[حجّت]] خواهد بود<ref>احکام القرآن، ج۱، ص۱۲۵.</ref>. [[تقریب]] اوّل [[استدلال]]، مردود است؛ زیرا: | ||
## [[آیه]]، وسط بودن تمام امّت را فرموده است، نه بعض امّت؛ | ## [[آیه]]، وسط بودن تمام امّت را فرموده است، نه بعض امّت؛ | ||
## [[اثبات]] [[عدالت]] امّت دلالت نمیکند که ایشان [[اشتباه]] و | ## [[اثبات]] [[عدالت]] امّت دلالت نمیکند که ایشان [[اشتباه]] و فراموشی هم نداشته باشند<ref>التحریر والتنویر، ج۲، ص۱۸؛ الاصول العامه، ص۲۵۹.</ref>؛ | ||
## طبق [[روایات]] فراوانی، مقصود از امّت وسط، [[امامان]] [[طاهر]] {{ع}} هستند<ref>البرهان، ج۱، ص۳۴۳.</ref> و از این پاسخ، بطلان تقریب دوم استدلال نیز روشن میشود. | ## طبق [[روایات]] فراوانی، مقصود از امّت وسط، [[امامان]] [[طاهر]] {{ع}} هستند<ref>البرهان، ج۱، ص۳۴۳.</ref> و از این پاسخ، بطلان تقریب دوم استدلال نیز روشن میشود. | ||
# شما [[بهترین]] اُمّتی هستید که به سود [[انسانها]] [[آفریده]] شدهاید و [[امر به معروف و نهی از منکر]] میکنید: {{متن قرآن|كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref>«شما بهترین گروهی بودهاید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شدهاید؛ به کار پسندیده فرمان میدهید و از (کار) ناپسند باز میدارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان میآوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.</ref> در بیان استدلال به آیه گفتهاند: از آنجا که خداوند، امّت را با خیر (بهترین) وصف کرده است، آشکار میشود که ایشان بر حقّند؛ پس اگر بر امری اتّفاق کردند، بر [[حق]] اجتماع کردهاند و براین اساس، اتّفاق ایشان حجّت خواهد بود و امّت را به این وصف کرده که امر به معروف و نهی از منکر میکنند؛ پس روشن میشود که آنچه را امّت منکر دانسته، منکر است و آنچه را معروف بداند، معروف است<ref>احکامالقرآن، ج۲، ص۵۲؛ تفسیر بیضاوی، ج۱، ص۲۸۰.</ref>. در ردّ این استدلال گفتهاند: | # شما [[بهترین]] اُمّتی هستید که به سود [[انسانها]] [[آفریده]] شدهاید و [[امر به معروف و نهی از منکر]] میکنید: {{متن قرآن|كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref>«شما بهترین گروهی بودهاید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شدهاید؛ به کار پسندیده فرمان میدهید و از (کار) ناپسند باز میدارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان میآوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.</ref> در بیان استدلال به آیه گفتهاند: از آنجا که خداوند، امّت را با خیر (بهترین) وصف کرده است، آشکار میشود که ایشان بر حقّند؛ پس اگر بر امری اتّفاق کردند، بر [[حق]] اجتماع کردهاند و براین اساس، اتّفاق ایشان حجّت خواهد بود و امّت را به این وصف کرده که امر به معروف و نهی از منکر میکنند؛ پس روشن میشود که آنچه را امّت منکر دانسته، منکر است و آنچه را معروف بداند، معروف است<ref>احکامالقرآن، ج۲، ص۵۲؛ تفسیر بیضاوی، ج۱، ص۲۸۰.</ref>. در ردّ این استدلال گفتهاند: | ||
## آیه، بیش از [[فضیلت]] نسبی را اثبات نمیکند؛ بنابراین [[عصمت]] ایشان [[ثابت]] نمیشود تا بر حجّیت اتفاق دلالت داشته باشد؛ زیرا وصف امّت به بهترین، معنایش [[نفی]] [[خطا]] و اشتباه نیست و بر این اساس، لازمه مطلب مذکور این نیست که هرچه را امر میکنند، معروف باشد و هرچه را [[نهی]] مینمایند، منکر باشد<ref>الاصول العامه، ص۲۶۰.</ref>. | ## آیه، بیش از [[فضیلت]] نسبی را اثبات نمیکند؛ بنابراین [[عصمت]] ایشان [[ثابت]] نمیشود تا بر حجّیت اتفاق دلالت داشته باشد؛ زیرا وصف امّت به بهترین، معنایش [[نفی]] [[خطا]] و اشتباه نیست و بر این اساس، لازمه مطلب مذکور این نیست که هرچه را امر میکنند، معروف باشد و هرچه را [[نهی]] مینمایند، منکر باشد<ref>الاصول العامه، ص۲۶۰.</ref>. | ||
## مراد از [[امّت]] در [[آیه]]، [[امامان معصوم]] هستند<ref>البرهان، ج۱، ص۶۷۶؛ تفسیر عیاشی، ج۱، ص۱۹۵.</ref>. این [[تفسیر]] را بعضی [[مفسران اهلسنت]] نیز گفتهاند<ref>المیزان، ج۳، ص۳۸۱.</ref>.<ref>[[محمد صادق یوسفی مقدم|یوسفی مقدم، محمد صادق]]، [[اجماع (مقاله)|مقاله «اجماع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، | ## مراد از [[امّت]] در [[آیه]]، [[امامان معصوم]] هستند<ref>البرهان، ج۱، ص۶۷۶؛ تفسیر عیاشی، ج۱، ص۱۹۵.</ref>. این [[تفسیر]] را بعضی [[مفسران اهلسنت]] نیز گفتهاند<ref>المیزان، ج۳، ص۳۸۱.</ref>.<ref>[[محمد صادق یوسفی مقدم|یوسفی مقدم، محمد صادق]]، [[اجماع (مقاله)|مقاله «اجماع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۱۶۷-۱۷۲.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||