←ادله توحید ذاتی
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۸۲: | خط ۸۲: | ||
۲. '''[[لزوم]] عدم [[آفرینش]] (توارد دو علت بر معلول واحد)''': اگر فرض شود که [[خداوند]] و آفریننده عالم امکان دو خدا یا بیشتر است، لازمه آن تجویز یک استحاله [[عقلی]] است، توضیح اینکه: در [[فلسفه]] ثابت شده که یک معلول تنها میتواند معلول و فعل یک علت مستقل باشد و به بیانی، دو علت مستقل نمیتوانند به صورت مستقل و جدا از یکدیگر هر دو یک معلول را ایجاد کنند، بلکه یا باید دو معلول باشد یا اینکه دو علت به صورت مشترک در ایجاد یک معلول نقش داشته باشند؛ البته در این فرض دو علت مستقل دیگر نمیشوند. | ۲. '''[[لزوم]] عدم [[آفرینش]] (توارد دو علت بر معلول واحد)''': اگر فرض شود که [[خداوند]] و آفریننده عالم امکان دو خدا یا بیشتر است، لازمه آن تجویز یک استحاله [[عقلی]] است، توضیح اینکه: در [[فلسفه]] ثابت شده که یک معلول تنها میتواند معلول و فعل یک علت مستقل باشد و به بیانی، دو علت مستقل نمیتوانند به صورت مستقل و جدا از یکدیگر هر دو یک معلول را ایجاد کنند، بلکه یا باید دو معلول باشد یا اینکه دو علت به صورت مشترک در ایجاد یک معلول نقش داشته باشند؛ البته در این فرض دو علت مستقل دیگر نمیشوند. | ||
اگر وجود دو خدای | اگر وجود دو خدای قادر مطلق فرض شود، معنای آن این است که دو [[خدا]] میتوانند علت و هستیبخش عالم ممکنات گردند و به عبارت دقیقتر وجود آن دو به عنوان علت تامه برای [[آفرینش]] عالم ممکن مطرح است؛ چراکه علیت و قیومیت آن دو نسبت به ممکنات مساوی و یکسان است، از سوی دیگر ممکنات نقش قابل را دارند و نسبت [[خلق]] آن به هر دو علت یکسان است. | ||
از سوی دیگر در [[فلسفه]] ثابت شده است که مجموعه عالم امکان یک عالم مرتبط به هم است که اصل وجود آنها به دلیل صدور از واجب الوجود با یکدیگر ارتباط ذاتی دارند. بر این اساس اگر عالم امکان معلول و فعل یک خدا باشد اشکال ترجیح بلامرجح لازم میآید، به این معنی که هر دو خدا که به یک [[میزان]] قادر مطلق است، چرا یکی فاعل و علت واقع گردید و دیگری نه؟ اما اگر گفته شود عالم امکان معلول هر دو خداست، اشکال توارد دو عامل بر یک معلول لازم میآید که بطلان آن نیز در فلسفه روشن شده است. | از سوی دیگر در [[فلسفه]] ثابت شده است که مجموعه عالم امکان یک عالم مرتبط به هم است که اصل وجود آنها به دلیل صدور از واجب الوجود با یکدیگر ارتباط ذاتی دارند. بر این اساس اگر عالم امکان معلول و فعل یک خدا باشد اشکال ترجیح بلامرجح لازم میآید، به این معنی که هر دو خدا که به یک [[میزان]] قادر مطلق است، چرا یکی فاعل و علت واقع گردید و دیگری نه؟ اما اگر گفته شود عالم امکان معلول هر دو خداست، اشکال توارد دو عامل بر یک معلول لازم میآید که بطلان آن نیز در فلسفه روشن شده است. | ||
| خط ۹۶: | خط ۹۶: | ||
{{متن قرآن|وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ}}<ref>«و با وی هیچ خدایی نیست که (اگر میبود) در آن صورت هر خدایی آفریده خویش را (با خود) میبرد و بر یکدیگر برتری میجستند» سوره مؤمنون، آیه ۹۱.</ref>. | {{متن قرآن|وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ}}<ref>«و با وی هیچ خدایی نیست که (اگر میبود) در آن صورت هر خدایی آفریده خویش را (با خود) میبرد و بر یکدیگر برتری میجستند» سوره مؤمنون، آیه ۹۱.</ref>. | ||
این آیه شریفه ادامه و متمم استدلال پیشین است. وجه دوم استدلال آیه بر نفی تعدد خدا لازمه [[باطل]] دو خدایی است که آیه در صدد بیان آن است، وجه استدلال روشن است، اگر در عرض خدا، خدایان دیگر همچون الله در اوصاف مثل قادر مطلق وجود داشته باشد، لازمه [[قدرت]] مطلق مقتضی است که قدرتهای دیگر و در عرض هم - که به عنوان رقیب مطرح است - را نابود کرده و بر آنها غالب گردد. در این فرض یا همه خدایان فرضی نابود میشوند که لازمه آن فقدان مطلق [[خدا]] و | این آیه شریفه ادامه و متمم استدلال پیشین است. وجه دوم استدلال آیه بر نفی تعدد خدا لازمه [[باطل]] دو خدایی است که آیه در صدد بیان آن است، وجه استدلال روشن است، اگر در عرض خدا، خدایان دیگر همچون الله در اوصاف مثل قادر مطلق وجود داشته باشد، لازمه [[قدرت]] مطلق مقتضی است که قدرتهای دیگر و در عرض هم - که به عنوان رقیب مطرح است - را نابود کرده و بر آنها غالب گردد. در این فرض یا همه خدایان فرضی نابود میشوند که لازمه آن فقدان مطلق [[خدا]] و واجب الوجود است و این با [[ادله]] [[اثبات]] واجب الوجود سازگار نیست و همچنین وجود [[جهان]] با [[نظام]] خاص و به عبارتی وجود معالیل مختلف بر وجود علت دلالت میکند و این با عدم خدایان تعارض دارد. | ||
فرض دیگر اینکه یک خدا بر خدایان دیگر غالب آید و این اصل [[توحید]] را ثابت میکند و معلوم میکند که خدایان دیگر اصلاً در واقع خدا و واجب الوجود نبودند<ref>ر.ک: ملا نعیما طالقانی، اصل الأصول، مندرج در: منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج۳، ص۵۸۴.</ref>. | فرض دیگر اینکه یک خدا بر خدایان دیگر غالب آید و این اصل [[توحید]] را ثابت میکند و معلوم میکند که خدایان دیگر اصلاً در واقع خدا و واجب الوجود نبودند<ref>ر.ک: ملا نعیما طالقانی، اصل الأصول، مندرج در: منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج۳، ص۵۸۴.</ref>. | ||