تشبیه: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(تغییرمسیر به تشبیه (ابهام‌زدایی))
برچسب‌ها: تغییر مسیر جدید پیوندهای ابهام‌زدایی
 
(۶ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
#تغییر_مسیر [[تشبیه (ابهام‌زدایی)]]
| موضوع مرتبط =
| عنوان مدخل  =
| مداخل مرتبط =
| پرسش مرتبط  =
}}
 
==تشبیه و [[تمثیل]]==
از شیوه‌های مؤثر تشریح و تبیین آموزه‌های پیچیده و دور از دسترس [[فهم]] و [[ذهن]] مخاطب استفاده از [[صنعت]] تشبیه و تمثیل است.
تشبیه امر دشوار به ساده، معقول به محسوس و غایب به [[شاهد]]، چیزی نیست که [[معلم]] چیره‌دست بتواند در جریان [[آموزش]] از آن چشم پوشد.
بسا تشبیه به موقع و تمثیل مناسب و کاربرد به جای آن در اثنای [[کلام]] ذهن و نگاه مخاطب را چنان به عمق مفهوم سخن و لایه‌های پنهان مطلب می‌گشاید که [[انسان]] را از هرگونه توضیح اضافی و اطناب کلام و [[برهان]] و [[استدلال]] [[بی‌نیاز]] می‌‌سازد.
گرچه زبان تمثیل [[ارزش]] برهانی ندارد، اما اهمیت و ارزش اقناعی بسیار دارد.
معمولاً در تمثیل سعی می‌شود که با تکیه بر مشهودات، مظنونات و مقبولات، مخاطب را با شیوهای جذاب و دلپذیر به سوی [[غایت]] مطلوب [[سوق]] دهند.
منابع کهن [[ادبیات]] ما همچون: کلیله و دمنه، مثنوی [[مولوی]]، [[دیوان]] [[سنایی]]، شیخ [[عطار]] و... ارزش و [[جاودانگی]] خود را از آن یافته‌اند که افزون بر مضامین لطیف و بلند و [[زبان شیرین]] و دل‌انگیز، داستان‌های تمثیلی آن به [[ذوق]] و [[طبع]] [[عامه]] [[مردم]] بسی خوش آیند است. [[عقول]] عامه، معمولاً از [[درک]] [[قیاس]] برهانی عاجز است و زبان تمثیل به میل و [[سرشت]] ایشان نزدیک‌تر و تأثیرش بسی بیشتر است، به گونه‌ای که گاه تأثیر یک تمثیل ساده و کوتاه در [[نفوس]] آنان بیش از [[براهین]] و استدلال‌های منطقی است.
[[قرآن کریم]] به منظور تسهیل انتقال مفاهیم [[دینی]] و [[اخلاقی]] به ذهن و [[دل]] مردم از این روش به فراوانی بهره جسته است و بسیاری از معانی دقیق و نکات ظریف را در قالب تمثیل‌هایی ساده و آموزنده و با الفاظی موزون به تصویر کشیده<ref>برای نمونه: تنها به ده مورد زیر اشاره می‌شود:
{{متن قرآن|مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَا يُبْصِرُونَ}} «داستان اینان، چون داستان کسانی است که آتشی برافروزند و همین که دور [[و]] برشان روشن شد، [[خداوند]] روشنایی‌شان را ببرد و آنان را در تاریکی‌ها که چیزی نمی‌بینند رها کند» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۱۷؛ {{متن قرآن|وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِيتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}} «و داستان ([[بخشش]]) کسانی که دارایی‌های خود را در جست‌وجوی [[خشنودی خداوند]] و برای [[استواری]] ([[نیّت]] خالصانۀ) خودشان می‌بخشند، همچون باغساری بر پشته‌واره‌ای است که بارانی تند -و اگر نه بارانی تند،بارانی نرم‌ریز- بدان برسد و میوه‌هایش را دوچندان کند و [[خداوند]] به آنچه انجام می‌دهید بیناست» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۲۶۵. {{متن قرآن|وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذَلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}} «و اگر می‌خواستیم (جایگاه) او را با آن [[آیات]] فرا می‌بردیم اما او به دنیا‌گرایید و از [[هوای نفس]] خود [[پیروی]] کرد؛ ازاین‌رو داستان او چون داستان سگ است که اگر به او بتازی له‌له می‌زند و اگر او را وانهی (باز) له‌له می‌زند؛ این داستان گروهی است که آیات ما را [[دروغ]] شمردند پس این داستان را بازگوی باشد که آنان بیندیشند» [[سوره اعراف]]، آیه ۱۷۶؛ {{متن قرآن|إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَالْأَنْعَامُ حَتَّى إِذَا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلًا أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدًا كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}} «جز این نیست که داستان زندگانی این [[جهان]] مانند آبی است که آن را از [[آسمان]] فرو فرستیم که رستنی (های) [[زمین]]- آنچه [[مردم]] و [[چارپایان]] از آن (ها) می‌خورند- با آن درآمیزد تا چون زمین زیورهای خود را برگیرد و [[آرایش]] یابد و مردم [[گمان]] کنند که بر آن (در بهره‌گیری) [[توانایی]] دارند (ناگهان) «امر» ما شب یا [[روز]] در رسد و آن را چنان درویده بر جای نهیم که گویی [[روز]] پیش هیچ نبوده است؛ بدین‌گونه نشانه‌های خود را برای گروهی که می‌اندیشند روشن می‌داریم» [[سوره یونس]]، [[آیه]] ۲۴. {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ لَا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلَى شَيْءٍ ذَلِكَ هُوَ الضَّلَالُ الْبَعِيدُ}} «حکایت [[کردار]] آنان که به پروردگارشان [[کفر]] ورزیدند چون ([[توده]]) خاکستری است که در روزی بادخیز باد بر آن بوزد؛ از آنچه به چنگ آورده‌اند چیزی در کف ندارند؛ این همان [[گمراهی]] ژرف است» [[سوره ابراهیم]]، آیه ۱۸؛ {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ * تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ * وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ}} «آیا درنیافته‌ای که [[خداوند]] چگونه به کلمه‌ای [[پاک]] مثل می‌زند که همگون درختی پاک است، ریشه‌اش پابرجاست و شاخه‌اش سر بر [[آسمان]] دارد * به [[اذن]] پروردگارش هر دم بر خود را می‌دهد و خداوند مثل‌ها را برای [[مردم]] می‌زند باشد که [[پند]] گیرند * و مثل کلمه‌ای [[پلید]] چون درختی پلید است که از روی [[زمین]] ریشه‌کن شده باشد، آن را هیچ [[پایداری]] نیست» سوره ابراهیم، آیه ۲۴-۲۶. {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}} «داستان کسانی که به جای خداوند سرورانی (به [[پرستش]]) گزیدند مانند آن عنکبوت است که خانه‌ای بنا کرد و اگر می‌دانستند بی‌گمان سست‌ترین [[خانه‌ها]] [[خانه]] عنکبوت است» [[سوره عنکبوت]]، آیه ۴۱؛ {{متن قرآن|كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ}} «همانند مروارید فرو پوشیده» [[سوره واقعه]]، آیه ۲۳. {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}} «داستان آنان که (عمل به) [[تورات]] بر دوش آنها نهاده شد اما زیر بار آن نرفتند همچون داستان درازگوشی است بر او کتابی چند؛ داستان آن گروه که [[آیات خداوند]] را [[دروغ]] شمردند بد (داستانی) است و [[خداوند]] گروه [[ستمگران]] را [[راهنمایی]] نمی‌کند» [[سوره جمعه]]، [[آیه]] ۵؛ {{متن قرآن|يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ * وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ}} «در آن [[روز]] [[مردم]] چون پروانگان پراکنده‌اند * و [[کوه‌ها]] چون پشم رنگارنگ زده‌اند» [[سوره قارعة]]، آیه ۴-۵.</ref> و در آیاتی چند نیز بر اهمیت و [[ضرورت]] استفاده از امثال تأکید کرده است<ref>از جمله نگاه کنید به: {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا}} «و بی‌گمان ما برای مردم در این قرآن از هر مثلی گوناگون آورده‌ایم امّا بیشتر مردم جز سر ناسپاسی ندارند» سوره اسراء، آیه ۸۹؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَكَانَ الْإِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا}} «و بی‌گمان در این قرآن برای مردم از هر مثلی گوناگون آورده‌ایم و آدمی از هر چیزی پرخاشگرتر است» سوره کهف، آیه ۵۴؛ {{متن قرآن|فَأَهْلَكْنَا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشًا وَمَضَى مَثَلُ الْأَوَّلِينَ}} «آنگاه ما زبردست‌تر از اینان را نابود کردیم و داستان پیشینیان (به تکرار) برگذشت» سوره زخرف، آیه ۸؛ {{متن قرآن|وَكُلًّا ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ وَكُلًّا تَبَّرْنَا تَتْبِيرًا}} «و برای همگان مثل‌ها زدیم و همگان را یکسره نابود کردیم» سوره فرقان، آیه ۳۹.</ref>.
 
از شیوه‌هایی که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[سیره آموزشی]] خویش فراوان به کار گرفته است و جایگاهی ویژه در [[ادبیات]] [[نبوی]] دارد، ابداع‌ها و ابتکارهای زیبای آن حضرت در استفاده هنرمندانه از تشبیه و [[تمثیل]]، در بیان [[آموزه‌های اخلاقی]] و [[دینی]] است.
آن حضرت برای نزدیک ساختن مطالب عالی به افق [[فهم]] و [[درک]] مخاطبان به فراوانی از [[صنعت]] تمثیل بهره جسته است.
آنجا که مطلبی به دلیل غموض و ابهام درخور درک [[عوام]] نیست و یا معانی مجرد، در تنگنای ظرف حروف و کلمات نمی‌گنجد<ref>معانی هرگز اندر حرف ناید *** که بحر قلزم اندر ظرف ناید (گلشن راز، بیت ۵۳)</ref>، با بهره‌گیری از [[زیباترین]] تمثیلات، [[مشتاقان]] [[محروم]] را «[[رزق]] معلوم» و [[نیازمندان]] [[تعلیم و تربیت]] را «[[رحیق مختوم]]» می‌‌چشاند.
[[حقیقت]] آن است که دامنۀ این تمثیلات و کثرت و تنوع تشبیهات [[نبوی]] که عموماً متصف به اصالت و اصابت معنا و ایجاز و حسن تشبیه است، چندان وسیع و گسترده است که بررسی آنها تحقیقی مستقل و مجالی جدای از این مقال می‌‌طلبد.
از [[صدر اسلام]] تا عصر حاضر، تلاش‌های معتنابهی در این باره صورت پذیرفته که بر ارباب [[بصیرت]] پوشیده نیست.
«درباره عبدالله پسر [[عمرو بن عاص]] آورده‌اند که یک هزار [[حدیث]]، مشتمل بر هزار [[مَثَل]] از [[رسول خدا]] [[حفظ]] کرده بوده است. حسن بن عبدالله العسکری نیز در کتاب الامثال، هزار حدیث حاوی هزار مَثَل از [[کلام پیامبر]] [[خدا]]{{صل}} نقل کرده است»<ref>حیاة الحیوان الکبری، ج۱، ص۱۴ (الاسد)؛ رامهرمزی، امثال الحدیث، ج۱، ص۹.</ref>.
افزون بر منابعی که بسیاری از کلمات [[رسول اکرم]]{{صل}} را در قالب امثال جاری [[زبان عرب]] به رشته تحریر درآورده‌اند<ref>از جمله: ابوالفضل احمد بن محمد النیسابوری المیدانی در مجمع الامثال، ابو الهلال العسکری در جمهرة الامثال، ابوالقاسم محمود بن عمر الزمخشری در سوائر الامثال، ابوالمحاسن محمد بن علی العبدری در تمثال الامثال و ابوالربیع بن سالم الکلاعی در نکتة الامثال و نفثة السحر الحلال و....</ref>، برخی از ارباب [[معرفت]] در ادوار پیشین به ضبط پاره‌ای از تمثیلات نبوی نیز پرداخته‌اند<ref>مانند: ابومحمد عبدالله بن حیان در الامثال فی الحدیث النبوی و یحیی بن حمزة العلوی الیمنی در کتاب الطراز لاسرار البلاغة و علوم حقائق الاعجاز.</ref>.
اما در این [[مقام]]، تنها به عنوان یکی از جلوه‌ها و ابعاد [[سیره آموزشی رسول خدا]]{{صل}}، این موضوع را بررسی و با توجه به گستردگی چشم‌گیر این حوزه، گلچینی از آن را زینت‌بخش این نوشتار می‌کنیم.
 
از آنجا که مشهودات و [[صور]] [[حسی]]، سهل‌ترین و شناخته شده‌ترین [[مراتب معرفت]] در میان [[مردم]] است، [[پیامبر خدا]]{{صل}} بارها از این پلکان برای ارتقا به [[درک]] مفاهیم نامحسوس بهره جسته است.
زمانی نقش مؤثر [[فریضه]] [[روزه]] را در [[حفظ]] و صیانت از آفاتی که [[سلامت روح]] و روان را [[تهدید]] می‌کند، چون سپر در میدان رزم می‌‌شمارد و در تشبیهی کوتاه و [[بلیغ]] می‌‌فرماید: {{متن حدیث|الصِّيَامُ جُنَّةٌ}}<ref>خصال، ج۱، ص۴۵؛ تهذیب، ج۲، ص۲۴۲؛ صحیح بخاری، ص۳۳۳، ح۱۸۹۴ (کتاب الصوم، باب فضل الصوم)؛ صحیح مسلم، ص۴۸۵، ح۱۶۳- (۱۱۵۱) (کتاب الصیام، باب ۳۰ فضل الصیام).</ref>.
زمانی دیگر، تأثیر نمازهای پنجگانه را در [[تطهیر]] [[دل]] و [[تصفیه]] درون، چون [[نهر]] روان و زلالی می‌داند که [[آدمی]] هر [[روز]]، پنج نوبت، خویشتن را در آن شست‌وشو می‌کند<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۲۱۱؛ امالی، مفید، حس ۱۸۹؛ شرح النهج الحدیدی، ج۱۰، ص۲۰۴؛ مسند احمد بن حنبل، ج۲، ص۴۲۶، ح۹۵۰۱.</ref>.
حضرت در تشبیهی [[بدیع]]، [[الفت]] و [[نفرت]] [[مردم]] را به یکدیگر، که برخاسته از تجانس و تنافر [[روحیات]] ایشان است، چنین به تصویر می‌کشد:
{{متن حدیث|الْأَرْوَاحُ جُنُودٌ مُجَنَّدَةٌ فَمَا تَعَارَفَ مِنْهَا ائْتَلَفَ وَ مَا تَنَاكَرَ مِنْهَا اخْتَلَفَ}}<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۸۰؛ [[مجمع الزوائد]]، ج۱۰، ص۲۷۳.
چنان‌که پیداست در تشبیه بالا نیز مانند {{متن حدیث|الصَّوْمُ جُنَّةٌ}} و بسیاری تشبیهات دیگر حضرت، با حذف ادات تشبیه و وجه شبه آمده است که آن را اصطلاحاً، «تشبیه بلیغ» خوانند.</ref>؛
دل و [[روح]] مردم، چون لشکری [[بسیج]] شده است؛ روح‌های آشنا و هم سنخ به یکدیگر گرایند و روح‌های ناآشنا و ناهمگون با هم [[اختلاف]] یابند.
ایشان گاه نیز از مقایسه و مقارنه میان دو مفهوم بهره می‌‌جست.
«چون زنی به آن حضرت عرضه داشت: مادرم از [[دنیا]] رفته و یک ماه [[روزه]] بر عهده اوست، فرمود: اگر قرضی بر عهده او بود، آن را ادا می‌‌کردی؟
گفت: آری.
 
فرمود: [[حق خداوند]] شایسته‌تر است که ادا شود»<ref>صحیح مسلم، ص۴۸۳، ح۱۱۴۸ (کتاب الصیام - باب ۲۷)؛ مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۲۲۴، ح۱۹۷۰.</ref>.
زمانی که [[پیامبر]]{{صل}} [[احساس]] می‌کرد عمق [[حقیقت]] امری نامحسوس در ظرف فاهمه مخاطب نمی‌گنجد، به مصداق: {{متن حدیث|إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ}}<ref>«ما گروه پیامبران مأموریم که به اندازه خرد مردم با ایشان سخن گوییم». (کافی، ج۱، ص۲۳ و ج۸، ص۲۶۸؛ محاسن برقی، ج۱، ص۱۹۵؛ شرح النهج الحدیدی، ج۱۸، ص۱۸۶؛ سبل الهدی، ج۲، ص۹۴ «با اندک اختلاف در لفظ»).</ref> به [[یاری]] [[ذهن]] او می‌شتافت و آن را در قالب تمثیلی روشن و ساده بیان می‌فرمود، از جمله، در بیان اینکه چگونه [[سرنوشت]] افراد [[جامعه]] با یکدیگر گره خورده و افراد آن از جرایم و [[گناهان]] حتی یک نفر دچار خسارت و آسیب می‌شوند و نیز در بیان [[ضرورت]] و اهمیت [[احساس تکلیف]] [[اجتماعی]] و [[فریضه]] [[نهی از منکر]]، از [[تمثیل]] کوتاه و هنرمندانه زیر بهره جست و فرمود:
شماری از [[مردم]] برای [[سفر]] دریا بر کشتی نشستند و هر کس بر جایگاه خویش قرار گرفت. چون کشتی به میان دریا رسید، یکی از مسافران با تبر به سوراخ کردن زیر پای خویش پرداخت. مسافران فریاد [[اعتراض]] برآوردند که چه می‌‌کنی؟! گفت مرا با کسی کار نیست، تنها جایگاه خود را سوراخ می‌کنم. [[پیامبر]]{{صل}} افزود: در این حالت، اگر او را از این [[رفتار]] بازدارند، [[نجات]] یابند وگرنه جمله هلاک شوند<ref>تنبیه الخواطر، ج۲، ص۶۱۳؛ عیون الاخبار، ج۲، ص۴۰۹؛ البیان و التبیین، ج۲، ص۱۸.</ref>.
[[مصطفی]] صادق الرافعی، نویسنده نام‌آور [[مصری]]، در [[کتاب وحی]] القلم، با ذکر این تمثیل [[نبوی]] و توجه به معنای موسَّع آن می‌گوید:
آیا تبعات زیان‌بار رفتار آن دسته از [[اصحاب]] قلم که با [[شعار]] [[آزادی]] و ادعای [[خیرخواهی]]، با نشتر قلم، در کشتی [[دین و اخلاق]] و [[آداب]] مردم رخنه می‌‌افکنند و آن را محصول دیدگاه اجتماعی خویش می‌‌شمارند و به نام [[مدنیت]] و [[فلسفه]]، هر [[نابخردی]] و بلاهتی را مرتکب می‌‌شوند، کمتر از خسارت سوراخ کردن کشتی است؟!
رخنه در کشتی چون سوراخی در [[زمین]] نیست که این حفره‌ای حقیر است و آن گوری عمیق، بر این اساس، ما جملگی سرنشینان کشتی جامعه‌ایم و قلم در دست برخی نویسندگان چون تیشه و تبر است و نویسنده، خرابکاری است که می‌پندارد با استفاده از [[حق آزادی]] می‌تواند آنچه را بخواهد بنگارد!<ref>وحی القلم، ج۳، ص۷، مقاله «السموّ الروحی الأعظم والجمال الفنی فی البلاغة النبویة».</ref>
 
باری، [[رسول خدا]]{{صل}} در تمثیلی دیگر، با ظرافت و روشنی تمام نشان می‌‌دهد که [[خداوند]] [[رحمان]]، تا چه اندازه [[مشتاق]] [[توبه]] [[بندگان]] [[گنهکار]] است و چقدر انابت و بازگشت ایشان را به راه صلاح و [[فلاح]] خوش می‌دارد.
مسافری در بیابانی خشک و بی‌آب و علف، پس از طی مسافتی دراز، خسته و مانده در [[سایه]] سنگی بیاسود. چون از [[خواب]] برخاست، مرکب خویش را که آب و غذا و بار و بنه‌اش بر آن بود، بر جای خود نیافت. پس به جست‌وجو پرداخت، اما تلاش او برای یافتن مرکبش به جایی نرسید و [[نومید]] و [[سرگردان]] و خسته و پریشان، به گوشه‌ای خزید و با [[غم]] و [[اندوه]] بسیار به [[مرگ]] قریب‌الوقوع خویش در آن بیابان می‌‌اندیشید. او [[غرق]] در [[افکار]] پریشان خود بود که ناگاه با کمال [[حیرت]] و [[شگفتی]] مرکب گم شده خود را در کنار خویشتن یافت. او با [[شادی]] و [[هیجان]] از جای برجست و مهارش را گرفت...<ref>این خبر با الفاظی اندک متفاوت، در بسیاری از منابع فریقین ذکر شده است؛ از جمله: الطرائف، ج۲، ص۳۲۳؛ نهج الحق، ص۳۷۵؛ المحجة البیضاء، ج۷، ص۸؛ صحیح مسلم، ص۱۱۵۸، ح۷ - (۲۷۴۷) (کتاب التوبه، باب اول)؛ مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۸۳، ح۳۶۲۷؛ الجمع بین الصحیحین، ج۲، ص۴۴۰، ح۱۹۴۹؛ نسائی، السنن الکبری، ج۴، ص۴۱۵، ح۷۷۴۱؛ سنن ترمذی، ج۴، ص۶۵۸، ح۲۴۹۸.</ref>.
حضرت با بیان این حکایت تمثیلی فرمود: [[خرسندی]] و [[اشتیاق]] [[پروردگار]] از [[توبه]] و بازگشت [[بندگان]] [[گنهکار]]، بیش از شادی و [[خوشحالی]] این مرد در یافتن مرکب گم شده‌اش در بیابان است!
آیا ترسیم مراتب [[لطف]] و [[عطوفت]] حضرت کردگار به بندگان [[عاصی]] و [[خطاکار]]، با تمثیلی به از این، ممکن است؟!
[[پیامبر خدا]]{{صل}} در تمثیلی دیگر، ارتکاب [[شبهات]] را زمینه‌ساز و مقدمه فرو افتادن در منجلاب [[محرمات]] اعلام کرد.
 
آن حضرت در اجتناب از شبهات و [[حریم]] گرفتن از آن تأکیدی تمام داشت و می‌‌فرمود:
{{متن حدیث|حَلَالٌ بَيِّنٌ وَ حَرَامٌ بَيِّنٌ وَ شُبُهَاتٌ بَيْنَ ذَلِكَ فَمَنْ تَرَكَ الشُّبُهَاتِ نَجَا مِنَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ أَخَذَ بِالشُّبُهَاتِ ارْتَكَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ هَلَكَ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُ}}<ref>کافی، ج۱، ص۶۸؛ من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۱۰؛ التهذیب، ج۶، ص۳۰۲. این حدیث در منابع اهل سنت، به روایتی نسبتاً متفاوت چنین آمده است: {{متن حدیث|حَلَالٌ بَيِّنٌ‌، وَ حَرَامٌ بَيِّنٌ‌، وَ شُبُهَاتٌ بَيْنَ ذَلِكَ‌، مَنْ تَرَكَ مَا اشْتَبَهَ عَلَيْهِ مِنَ الْإِثْمِ‌، كَانَ لِمَا اسْتَبَانَ لَهُ أَتْرَكَ‌، وَ مَنِ اجْتَرَأَ عَلَى مَا شَكَّ فِيهِ‌، أَوْشَكَ أَنْ يُوَاقِعَ الْحَرَامَ‌، وَ إِنَّ لِكُلِّ مَلِكٍ حِمًى، وَ إِنَّ حِمَى اللَّهِ فِي الْأَرْضِ مَعَاصِيهِ}}. (ر.ک: مسند احمد بن حنبل، ج۴، ص۲۷۱؛ مسند الحمیدی، ج۲، ص۴۰۸، ح۹۱۸؛ بیهقی، السنن الکبری، ج۵، ص۳۳۴؛ کنز العمال، ج۳، ص۴۳۴، ح۷۳۱۸ و با اندک اختلاف در لفظ: صحیح بخاری، ص۳۵۹، ح۲۰۵۱ «کتاب البیوع، باب ۲»).</ref>؛
[[حلال]] روشن و [[حرام]] آشکار است و شبهاتی میان آن دو وجود دارد. هر که از [[شبهات]] بپرهیزد از [[محرمات]] برهد و آنکه دست به شبهات گشاید مرتکب محرمات شود و از راهی که نمی‌داند، تن به [[هلاکت]] سپارد.
و در تعبیری دیگر فرمود:
{{متن حدیث|مَنِ اجْتَرَأَ عَلَى الشُّبُهَاتِ يُوشِكُ أَنْ يَقَعَ فِي الْحَرَامِ}}<ref>المحجة البیضاء، ج۶، ص۹۷ و با اندک اختلاف در لفظ: صحیح بخاری، ص۳۵۹، ح۲۰۵۱ (کتاب البیوع، باب ۲)؛ بیهقی، السنن الکبری، ج۵، ص۲۶۴، ح۱۰۱۸۱؛ الترغیب و الترهیب، ج۲، ص۳۵۰.</ref>؛
آن‌که در انجام امور شبهه‌آمیز، [[دلیری]] ورزد، در معرض [[ارتکاب محرمات]] است.
 
به [[یقین]]، این بیان صریح حضرت، در مخاطره‌آمیز بودن «شبهات»، برای ارباب [[خرد]] و [[دیانت]]، حجتی [[قاطع]] محسوب می‌‌شود، اما [[توده]] [[عوام]]، که معرفتشان بیش از آن‌که بر [[عقلانیت]] و [[برهان]] مبتنی باشد، بر مشهودات و [[محسوسات]] متکی است، تمثیلی ساده و روشن را بر سخنان [[متین]] و حکمت‌آمیز [[ارج]] می‌‌نهند؛ ازاین‌رو، [[رسول خدا]]{{صل}} سخن بالا را در قالب تمثیلی کوتاه و ساده نیز چنین بیان فرمود:
{{متن حدیث|مَنْ وَقَعَ فِي الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِي الْحَرَامِ كَالرَّاعِي حَوْلَ الْحِمَى يُوشِكُ أَنْ يَقَعَ فِيهِ...}}<ref>مستدرک الوسائل، ج۱۷، ص۳۲۳؛ عوالی اللآلی، ج۱، ص۸۹؛ المحجة البیضاء، ج۳، ص۲۱۹؛ شرح النهج الحدیدی، ج۱۴، ص۲۳۳؛ صحیح مسلم، ص۷۰۶، ح۱۰۷ - (۱۵۹۹) (کتاب المساقاة، باب ۲۰)؛ سنن ابن ماجه، ج۲، ص۱۳۱۸، ح۳۹۸۴.</ref>.
آن‌که مرتکب شبهات شود در منجلاب محرمات افتد، چنان‌که اگر [[شبان]]، رمه خویش را در حاشیه زمین‌های ممنوع بچراند، در آستانه تعرض بدان قرار گیرد!
باری، نظر به کثرت و تنوع تمثیلاتی که از [[پیامبر خدا]]{{صل}} در موضوع‌های مختلف نقل شده است، به ناچار، اهم آنها را در چند بخش مجزا، به [[اجمال]] بررسی می‌کنیم.<ref>[[احمد کریمیان|کریمیان، احمد]]، [[نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا (کتاب)|نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا]]، ص ۱۴۰.</ref>
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:B1956.JPG|22px]] [[احمد کریمیان|کریمیان، احمد]]، [[نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا (کتاب)|'''نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا''']]
{{پایان منابع}}
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
 
[[رده:تشبیه]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۰۶

تغییرمسیر به: