←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
ابن منظور در لسان العرب درباره معنای واژه "مهیمن" میگوید: این واژه از "آمن غیرَه من الخوف" یعنی دیگری را از [[ترس]] در [[امان]] قرار داده است، میباشد، و ریشه آن {{عربی|أَأْمَنَ فهو مُؤَمِنٌ}} است که دو همزه دارد، همزه دوم به یاء تبدیل شده چون [[اجتماع]] دو همزه نامطلوب است لذا تبدیل به مؤیمن شد سپس همزه اول به "هاء" تبدیل شد؛ نظیر آنکه در "أَراق" گفتند "هراق"<ref>{{عربی|و هو من آمن غيرَه من الخوف، و أَصله أَأْمَنَ فهو مُؤَأْمِنٌ، بهمزتين، قلبت الهمزة الثانية ياء كراهة اجتماعهما فصار مُؤَيْمِنٌ، ثم صُيِّرت الأُولى هاء كما قالوا هَراق و أَراق}}؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱۳، ص۴۳۶، ذیل واژه «مهیمن».</ref>. | ابن منظور در لسان العرب درباره معنای واژه "مهیمن" میگوید: این واژه از "آمن غیرَه من الخوف" یعنی دیگری را از [[ترس]] در [[امان]] قرار داده است، میباشد، و ریشه آن {{عربی|أَأْمَنَ فهو مُؤَمِنٌ}} است که دو همزه دارد، همزه دوم به یاء تبدیل شده چون [[اجتماع]] دو همزه نامطلوب است لذا تبدیل به مؤیمن شد سپس همزه اول به "هاء" تبدیل شد؛ نظیر آنکه در "أَراق" گفتند "هراق"<ref>{{عربی|و هو من آمن غيرَه من الخوف، و أَصله أَأْمَنَ فهو مُؤَأْمِنٌ، بهمزتين، قلبت الهمزة الثانية ياء كراهة اجتماعهما فصار مُؤَيْمِنٌ، ثم صُيِّرت الأُولى هاء كما قالوا هَراق و أَراق}}؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱۳، ص۴۳۶، ذیل واژه «مهیمن».</ref>. | ||
ابن منظور در همین ارتباط میافزاید: در [[حدیث]] [[عکرمه]] آمده است: علی{{ع}} داناترین [[مردم]] به مهیمنات یعنی قضایا و داوریها بود. از ریشه [[هیمنه]] که به معنای عهدهدارشدن رسیدگی به شیء معین است.... ابن الانباری درباره {{متن قرآن|وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ}} چنین گفت: مهیمن یعنی عهدهدار [[آفرینش]] شیء بودن و این [[بیت]] را آورد: همانا بهترین [[مردم]] بعد از [[پیامبر خدا]] مهیمن او و عهدهدار امور او بعد از اوست که در آشنایی با خوب و بدها [[تالی]] اوست". گفت: معنای آن عهدهدار امور مردم بودن پس از اوست. و گفتهاند: به معنای عهدهدار امور [[آفریدگان]] بودن است<ref>{{عربی|و في حديث عكرمة: كان علي{{ع}} أَعْلَم بالمُهَيمِناتِ أَي القَضايا، من الهَيمنَة و هي القيام على الشيء... قال ابن الأَنباري في قوله:}} {{متن قرآن|وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ}} {{عربی|قال: المُهَيمِنُ | ابن منظور در همین ارتباط میافزاید: در [[حدیث]] [[عکرمه]] آمده است: علی{{ع}} داناترین [[مردم]] به مهیمنات یعنی قضایا و داوریها بود. از ریشه [[هیمنه]] که به معنای عهدهدارشدن رسیدگی به شیء معین است.... ابن الانباری درباره {{متن قرآن|وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ}} چنین گفت: مهیمن یعنی عهدهدار [[آفرینش]] شیء بودن و این [[بیت]] را آورد: همانا بهترین [[مردم]] بعد از [[پیامبر خدا]] مهیمن او و عهدهدار امور او بعد از اوست که در آشنایی با خوب و بدها [[تالی]] اوست". گفت: معنای آن عهدهدار امور مردم بودن پس از اوست. و گفتهاند: به معنای عهدهدار امور [[آفریدگان]] بودن است<ref>{{عربی|و في حديث عكرمة: كان علي{{ع}} أَعْلَم بالمُهَيمِناتِ أَي القَضايا، من الهَيمنَة و هي القيام على الشيء... قال ابن الأَنباري في قوله:}} {{متن قرآن|وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ}} {{عربی|قال: المُهَيمِنُ القائم على خلقه؛ و أَنشد: أَلا إنَّ خير الناسِ بعد نَبِيهِ مُهَيمِنُه التالِيه في العُرْفِ و النُّكرِ قال: معناه القائم على [[الناس]] بعده، و قيل: القائم بأُمور الخلق}}؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱۳، ص۴۳.</ref>. | ||
[[زمخشری]] در [[کشاف]] میگوید: "مهیمن یعنی ناظر بر شیء و نگهدارنده آن، بر وزن مفیعل و از ریشه "[[امن]]" است لکل همزه آن تبدیل به هاء شده است"<ref>{{عربی|المهيمن: الرقيب على كلّ شيء، الحافظ له، مفيعل من الأمن إلّا أنّ همزته قلبت هاء}}؛ زمخشری، الکشاف، ج۴، ص۸۷.</ref>. | [[زمخشری]] در [[کشاف]] میگوید: "مهیمن یعنی ناظر بر شیء و نگهدارنده آن، بر وزن مفیعل و از ریشه "[[امن]]" است لکل همزه آن تبدیل به هاء شده است"<ref>{{عربی|المهيمن: الرقيب على كلّ شيء، الحافظ له، مفيعل من الأمن إلّا أنّ همزته قلبت هاء}}؛ زمخشری، الکشاف، ج۴، ص۸۷.</ref>. | ||