قسم: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۹۶۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۱ اکتبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۲: خط ۲:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[خدا]]، در [[قرآن کریم]]، به اموری چون ذات خود، [[روز قیامت]]، [[فرشتگان]]، ماه، [[خورشید]] و بسیاری چیزهای دیگر [[سوگند]] یاد کرده است. [[هدف]] از این سوگند هم، علاوه بر تأکید بر آن چیز، بیان عظمت و تفهیم [[ارزش]] و [[منزلت]] [[نعمت‌های خداوند]] و تلاش برای [[قرب]] به اوست<ref>تفسیر نمونه، ج۱۸، ص۳۱۶.</ref>. برای مثال، [[نفس انسان]] آن‌چنان ارزشمند است که [[خداوند]] پس از چند بار سوگند خوردن به چیزهای دیگر، به آن پرداخته است<ref>{{متن قرآن|وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا * وَالْقَمَرِ إِذَا تَلاهَا * وَالنَّهَارِ إِذَا جَلاَّهَا * وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا * وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا * وَالأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا * وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا}} «سوگند به خورشید و روشنایی آن * و به ماه چون از پی آن درآید * و به روز چون آن (زمین) را روشن گرداند * و به شب چون آن را فرا پوشاند * و به آسمان و آنکه آن را بنا کرد * و به زمین و آنکه آن را بگسترد * و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت» سوره شمس، آیه ۱-۷.</ref>.
[[امام علی]] {{ع}} با سوگند خوردن به خدای [[کعبه]] بر ارزشمند بودن [[شهادت]] خود، در [[محراب]] [[عبادت]]، تأکید کرد که فرمود: {{متن حدیث|فُزْتُ‏ وَ رَبِ‏ الْكَعْبَةِ}}<ref>مصباح‌الشریعه، ص۱۹.</ref>.<ref>[[علی اکبر شایسته‌نژاد|شایسته‌نژاد، علی اکبر]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «سوگند»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۲۷۴.</ref>
== معناشناسی==
سوگند، به شهادت‌طلبیدن یا [[شاهد]] قراردادن [[خداوند]] بر صحت گفتار کسی است که سوگند یاد می‌کند. سوگند در همه [[ادیان الهی]]، دارای اهمیتی ویژه بوده است. [[اهل]] [[ایمان]]، خداوند را [[حاکم]] مطلق بر کل موجودات می‌دانند، سوگند به نام او را [[محترم]] می‌شمارند و از [[عقوبت]] سوگند [[کذب]]، [[هراس]] دارند. از این‌روی، سوگندِ فرد [[مؤمن]] پذیرفته می‌شود و اگر ثابت شود که سوگند دروغ یاد کرده است، برایش [[مجازات]] تعیین می‌گردد<ref>قانون مجازات جمهوری اسلامی ایران در ماده ۶۴۹ اشعار می‌دارد: «هر کس در دعوای حقوقی یا جزایی که قسم متوجه او شده باشد، سوگند دروغ یاد نماید، به شش ماه تا دو سال حبس محکوم خواهد شد».</ref>.
سوگند، به شهادت‌طلبیدن یا [[شاهد]] قراردادن [[خداوند]] بر صحت گفتار کسی است که سوگند یاد می‌کند. سوگند در همه [[ادیان الهی]]، دارای اهمیتی ویژه بوده است. [[اهل]] [[ایمان]]، خداوند را [[حاکم]] مطلق بر کل موجودات می‌دانند، سوگند به نام او را [[محترم]] می‌شمارند و از [[عقوبت]] سوگند [[کذب]]، [[هراس]] دارند. از این‌روی، سوگندِ فرد [[مؤمن]] پذیرفته می‌شود و اگر ثابت شود که سوگند دروغ یاد کرده است، برایش [[مجازات]] تعیین می‌گردد<ref>قانون مجازات جمهوری اسلامی ایران در ماده ۶۴۹ اشعار می‌دارد: «هر کس در دعوای حقوقی یا جزایی که قسم متوجه او شده باشد، سوگند دروغ یاد نماید، به شش ماه تا دو سال حبس محکوم خواهد شد».</ref>.


== اقسام قسم ==
=== سوگند دادن خدا ===
سوگند دادن خدا، اگر در جهت تأکید بر خواسته‌های مفید و سازنده باشد، امری مطلوب است. [[امام سجاد]] {{ع}}، [[خداوند]] را به نام‌های نهانش سوگند داده و از او خواسته است که وی را از گرمای [[آتش]] فوق [[طاقت]] بشری [[جهنم]] [[حفظ]] کند: «بار خدایا! تو را به نام‌های نهانیت سوگند می‌دهم... که بر این [[جان]] بی‌تاب و این مشت استخوان [[ناتوان]] [[رحمت]] آوری. کسی که طاقت تاب آفتابت را ندارد، چگونه می‌تواند آتش دوزخت را تحمل کند؟ و کسی که تاب بانگ رعد تو را ندارد، چگونه بانگ قهر تو را تحمل کند»<ref>نیاش پنجاهم.</ref>.
همچنین سوگند دادن خداوند به [[پیامبر]] {{صل}} و [[اهل‌بیت]] او، برای درخواست [[امور خیر]]، رواست. امام سجاد {{ع}} در نیایش‌های خود، مکرر خداوند را به [[محمد]] {{صل}} و خاندانش سوگند می‌دهد که او را از درگاه خویش نا [[امید]] نگرداند: {{متن حدیث|فَأَسْأَلُكَ بِكَ وَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِمْ، أَن لَا تَرُدَّنِي‏ خَائِباً}}؛ «تو را به خودت و به محمد و آل محمد{{صل}} سوگند می‌دهم که مرا [[نومید]] باز نگردانی»<ref>نیایش سیزدهم.</ref>.
=== سوگند دادن [[انسان]] ===
در [[نظام]] [[قضایی]] [[اسلام]]، برای حل برخی دعاوی، از سوگند دادن متّهم استفاده می‌شود و این هنگامی است که اگر هیچ راهی برای رد یا [[اثبات]] دعوی باقی نماند، از متهم می‌خواهند، با رعایت [[آداب]] و تشریفاتی، با [[سوگند]] خوردن از [[حق]] خود [[دفاع]] کند. به این کار اصطلاحاً “سوگند دادن” گفته می‌شود.
=== سوگند خوردن [[انسان]] ===
از منظر [[قرآن]] و [[روایات]]، اتکای انسان به سوگند برای تأکید بر اهمیت امور مثبت و سازنده ناروا تلقی نمی‌شود. [[خداوند عزیز]] انسان را به خاطر سوگندهایی که از روی بی‌توجهی یا در حال [[عصبانیت]] و بدون [[فکر]] و [[اراده]] و پرحرفی و [[عجله]] از او سر می‌زند مؤاخذه نمی‌کند<ref>سوره بقره، آیه ۲۲۵؛ سوره مائده، آیه ۸۹؛ تفسیر نور، ج۱، ص۳۵۷.</ref>.
در واقع، اگرچه [[قرآن کریم]] از اینکه ما [[خدا]] را [[هدف]] سوگندهای خود قرار دهیم و به ناحق به او قسم خوریم [[نهی]] کرده است<ref>سوره بقره، آیه ۲۲۴.</ref>. اما در عین حال، در مواردی که کسی سوگندی یاد کند و از عهده تعهدی که کرده است برنیاید و نتواند آن را محقق سازد، برای جبران آن کفّاره پیش‌بینی شده است<ref>سوره مائده، آیه ۸۹.</ref>، یعنی قابل [[بخشش]] است.
همچنین استفاده ابزاری از [[سوگند]] و بازگشت از [[تعهد]] به بهای ناچیز<ref>سوره آل عمران، آیه ۷۷.</ref> و سوگند دروغین و منافقانه<ref>سوره منافقون، آیه ۲.</ref>؛ [[سوگند]] برای تقلب و [[فریب]] [[مردم]]<ref>سوره نحل، آیه ۹۴.</ref> و بالاخره سوگند برای [[نفی]] [[معاد]]<ref>سوره نحل، آیه ۳۸.</ref> به قهر و [[عذاب الهی]] منجر خواهد شد<ref>تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی،... ، تهران، ۱۳۷۴، دارالکتب الاسلامیه؛ تفسیر نور، محسن؛ قرائتی، مؤسسه درس‌هایی از قرآن، تهران، ۱۳۸۳؛ الصحیفة السجادیة، امام زین‌العابدین {{ع}}، نشر الهادی، قم، ۱۴۱۸؛ قرآن حکیم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی، دارالقرآن الکریم، قم، ۱۳۷۳.</ref>.<ref>[[علی اکبر شایسته‌نژاد|شایسته‌نژاد، علی اکبر]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «سوگند»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۲۷۴.</ref>
== نکاتی فقهی ==
قسم دادن، در برخی مقام‌ها حق [[قاضی]] است که به بعضی از این مقام‌ها اشاره می‌شود:
قسم دادن، در برخی مقام‌ها حق [[قاضی]] است که به بعضی از این مقام‌ها اشاره می‌شود:
# هرگاه دو نفر مدعی باشند و هر دو بر ادعای خویش بینه اقامه کنند، با قسم مشکل آن دو حل می‌شود. دو نفر درباره حیوانی به نزد علی{{ع}} [[شکایت]] بردند، در حالی که هر یک بر ادعای خود بینه‌ای داشت. علی{{ع}} آن دو را قسم داد. یکی قسم یاد کرد، اما دیگری از اتیان قسم امتناع کرد. از این‌رو، علی{{ع}} به نفع اتیان‌کننده سوگند، [[حکم]] فرمود<ref>ر.ک: وسائل الشیعه، ج۲۷، باب ۱۲، ابواب کیفیة الحکم، ح۲، ص۲۵۰.</ref>.
# هرگاه دو نفر مدعی باشند و هر دو بر ادعای خویش بینه اقامه کنند، با قسم مشکل آن دو حل می‌شود. دو نفر درباره حیوانی به نزد علی{{ع}} [[شکایت]] بردند، در حالی که هر یک بر ادعای خود بینه‌ای داشت. علی{{ع}} آن دو را قسم داد. یکی قسم یاد کرد، اما دیگری از اتیان قسم امتناع کرد. از این‌رو، علی{{ع}} به نفع اتیان‌کننده سوگند، [[حکم]] فرمود<ref>ر.ک: وسائل الشیعه، ج۲۷، باب ۱۲، ابواب کیفیة الحکم، ح۲، ص۲۵۰.</ref>.
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش