خدامحوری: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۴ بایت حذف‌شده ،  دیروز در ‏۰۹:۱۲
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱۰: خط ۱۰:
[[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر]] این [[آیه]] می‌فرماید: منظور از جمله {{متن قرآن|فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى}} این است که عادی بودن داستان [[بدر]] را [[نفی]] و [[انکار]] نموده و می‌فرماید خیال نکنید استیصال [[کفار]] و [[غلبه]] شما بر ایشان امری عادی و طبیعی بود. چگونه ممکن است چنین باشد و حال آنکه عادتاً و طبیعتاً مردمی اندک و انگشت‌شمار و فاقد تجهیزات [[جنگی]] با یک یا دو رأس اسب و عدد مختصری زره و [[شمشیر]] نمی‌توانند لشکری مجهز به اسبان و [[اسلحه]] و مردان جنگی و آذوقه را تار و مار سازند، چون عدد ایشان چند برابر است و نیروی ایشان قابل مقایسه با نیروی این عده نیست. وسایل غلبه و [[پیروزی]] همه با آنهاست، پس قهراً آنها باید [[پیروز]] شوند. پس این [[خدای سبحان]] بود که به وسیله ملایکه‌ای که نازل فرمود [[مؤمنین]] را [[استوار]] و کفار را مرعوب کرد و با آن سنگ‌ریزه‌ها که [[رسول خدا]]{{صل}} به سمتشان پاشید فراریشان داد، و مؤمنین را بر کشتن و [[اسیر]] گرفتن آنان تمکن داده و بدین وسیله [[کید]] ایشان را خنثی و سر و صدایشان را خفه کرد<ref>محمدحسین طباطبایی، ترجمه المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج۹، ص۴۸.</ref>.
[[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر]] این [[آیه]] می‌فرماید: منظور از جمله {{متن قرآن|فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى}} این است که عادی بودن داستان [[بدر]] را [[نفی]] و [[انکار]] نموده و می‌فرماید خیال نکنید استیصال [[کفار]] و [[غلبه]] شما بر ایشان امری عادی و طبیعی بود. چگونه ممکن است چنین باشد و حال آنکه عادتاً و طبیعتاً مردمی اندک و انگشت‌شمار و فاقد تجهیزات [[جنگی]] با یک یا دو رأس اسب و عدد مختصری زره و [[شمشیر]] نمی‌توانند لشکری مجهز به اسبان و [[اسلحه]] و مردان جنگی و آذوقه را تار و مار سازند، چون عدد ایشان چند برابر است و نیروی ایشان قابل مقایسه با نیروی این عده نیست. وسایل غلبه و [[پیروزی]] همه با آنهاست، پس قهراً آنها باید [[پیروز]] شوند. پس این [[خدای سبحان]] بود که به وسیله ملایکه‌ای که نازل فرمود [[مؤمنین]] را [[استوار]] و کفار را مرعوب کرد و با آن سنگ‌ریزه‌ها که [[رسول خدا]]{{صل}} به سمتشان پاشید فراریشان داد، و مؤمنین را بر کشتن و [[اسیر]] گرفتن آنان تمکن داده و بدین وسیله [[کید]] ایشان را خنثی و سر و صدایشان را خفه کرد<ref>محمدحسین طباطبایی، ترجمه المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج۹، ص۴۸.</ref>.


مورد دیگری را نیز در [[سیره]] [[مبارک]] حضرت می‌یابیم که در موقعیت حساس و خطرناکی چون تعقیب [[مشرکان]] در هنگام [[هجرت]] در [[غار ثور]] با [[یاد خدا]] تسکین یافته و همراه خویش را بدان فراخوانده است. [[قرآن کریم]] این وضعیت [[پیامبر گرامی اسلام]] را چنین توصیف کرده است: {{متن قرآن|إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا}}<ref>«آنگاه که آن دو در [[غار]] بودند همان هنگام که به همراهش می‌گفت: مهراس که [[خداوند]] با ماست و خداوند[[آرامش]] خود را بر او فرو فرستاد و وی را با سپاهی که آنان را نمی‌دیدید [[پشتیبانی]] کرد» [[سوره توبه]]، [[آیه]] ۴۰.</ref>. [[ادب]] [[برتر]] پیامبر گرامی اسلام سبب شده است که همیشه تقدم خداوند را بر خویش رعایت نموده است. در فعالیت سیاسی ـ [[اجتماعی]] مشابهی، [[حضرت موسی]] هنگام مواجهه با [[رود نیل]] و خطر فرا رسیدن [[لشکر]] [[فرعون]]، [[بنی اسرائیل]] را به [[ذکر خدا]] یادآور نموده است: {{متن قرآن|فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ * قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ}}<ref>«و چون دو دسته یکدیگر را دیدند، همراهان موسی گفتند: بی‌گمان ما گرفتار شده‌ایم! * (موسی) گفت: هرگز! به راستی پروردگارم با من است و مرا رهنمایی خواهد کرد» سوره شعراء، آیه ۶۱-۶۲.</ref>. در این موقعیت نیز حضرت موسی خداوند را یاد کرده است، اما تفاوت تعبیر [[پیامبر اسلام]]{{صل}} با تعبیر حضرت موسی در آن است که نام [[مبارک]] خداوند در تعبیر آن حضرت بر خویشتن مقدم شده است.
مورد دیگری را نیز در [[سیره]] [[مبارک]] حضرت می‌یابیم که در موقعیت حساس و خطرناکی چون تعقیب [[مشرکان]] در هنگام [[هجرت]] در [[غار ثور]] با [[یاد خدا]] تسکین یافته و همراه خویش را بدان فراخوانده است. [[قرآن کریم]] این وضعیت [[پیامبر گرامی اسلام]] را چنین توصیف کرده است: {{متن قرآن|إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا}}<ref>«آنگاه که آن دو در غار بودند همان هنگام که به همراهش می‌گفت: مهراس که خداوند با ماست و خداوندآرامش خود را بر او فرو فرستاد و وی را با سپاهی که آنان را نمی‌دیدید پشتیبانی کرد» سوره توبه، آیه ۴۰.</ref>. [[ادب]] [[برتر]] پیامبر گرامی اسلام سبب شده است که همیشه تقدم خداوند را بر خویش رعایت نموده است. در فعالیت سیاسی ـ [[اجتماعی]] مشابهی، [[حضرت موسی]] هنگام مواجهه با [[رود نیل]] و خطر فرا رسیدن [[لشکر]] [[فرعون]]، [[بنی اسرائیل]] را به [[ذکر خدا]] یادآور نموده است: {{متن قرآن|فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ * قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ}}<ref>«و چون دو دسته یکدیگر را دیدند، همراهان موسی گفتند: بی‌گمان ما گرفتار شده‌ایم! * (موسی) گفت: هرگز! به راستی پروردگارم با من است و مرا رهنمایی خواهد کرد» سوره شعراء، آیه ۶۱-۶۲.</ref>. در این موقعیت نیز حضرت موسی خداوند را یاد کرده است، اما تفاوت تعبیر [[پیامبر اسلام]]{{صل}} با تعبیر حضرت موسی در آن است که نام [[مبارک]] خداوند در تعبیر آن حضرت بر خویشتن مقدم شده است.


در قرآن کریم نیز بر اولویت و تقدم خداوند تأکید شده است. در [[سوره حجرات]] که به نام [[سوره]] [[اخلاقی]] [[قرآن]] نیز نام گرفته است، آیه نخست بر رعایت اولویت و تقدم خداوند و [[پیامبر]] او تأکید دارد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند و پیامبرش پیش نیفتید و از خداوند پروا کنید که خداوند شنوایی داناست» سوره حجرات، آیه ۱.</ref>. در آیه دیگری سرّ محوریت خداوند و پیامبر او{{صل}} را دسترسی به [[حیات]] جاویدان دانسته است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی می‌بخشد پاسخ دهید» سوره انفال، آیه ۲۴.</ref>.
در قرآن کریم نیز بر اولویت و تقدم خداوند تأکید شده است. در [[سوره حجرات]] که به نام [[سوره]] [[اخلاقی]] [[قرآن]] نیز نام گرفته است، آیه نخست بر رعایت اولویت و تقدم خداوند و [[پیامبر]] او تأکید دارد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند و پیامبرش پیش نیفتید و از خداوند پروا کنید که خداوند شنوایی داناست» سوره حجرات، آیه ۱.</ref>. در آیه دیگری سرّ محوریت خداوند و پیامبر او{{صل}} را دسترسی به [[حیات]] جاویدان دانسته است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی می‌بخشد پاسخ دهید» سوره انفال، آیه ۲۴.</ref>.


[[سیره]] [[مبارک]] حضرت در تقدیم یاد و [[نام خدا]] و محوریت آن در عرصه [[سیاسی]] - [[اجتماعی]] مورد توجه و تأکید احیاگران معاصر نیز قرار گرفته است. [[امام خمینی]] در تبیین [[سیره نبوی]] با اشاره به نخستین آیات نازل شده بر حضرت در [[سوره علق]]، اظهار داشته‌اند: اگر برای هر دولتی برنامه‌ای است، برنامه [[رسول اکرم]]{{صل}} را می‌شود گفت سوره‌ای که در اول وارد شده است آن برنامه [[رسول]] خداست: {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ...}}<ref>«به نام [[خداوند]] [[بخشنده]] [[بخشاینده]] * بخوان به [[نام پروردگار]] خویش»... سوره علق، [[آیه]] ۱.</ref>. [[خدای تبارک و تعالی]] عالم را با اسم خودش شروع کرده است. بنای عالم با اسم خداست و [[انسان]] که یک عالمی است، عالم صغیر و به حسب واقع کبیر، قرائت، اول تعلیمی که به او می‌شود و اول برنامه‌ای که برای رسول اکرم آمده است این است که: {{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ...}}. شما هم باید با اسم [[رب]] شروع کنید و با اسم رب ختم کنید<ref>صحیفه نور، ج۷، ص۲۲۳.</ref>.<ref>[[غلام رضا بهروز لک|بهروز لک، غلام رضا]]، [[اصول حاکم بر سیره اخلاقی سیاسی پیامبر اسلام (مقاله)|مقاله «اصول حاکم بر سیره اخلاقی سیاسی پیامبر اسلام»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]]، ص۶۶.</ref>
[[سیره]] [[مبارک]] حضرت در تقدیم یاد و [[نام خدا]] و محوریت آن در عرصه [[سیاسی]] - [[اجتماعی]] مورد توجه و تأکید احیاگران معاصر نیز قرار گرفته است. [[امام خمینی]] در تبیین [[سیره نبوی]] با اشاره به نخستین آیات نازل شده بر حضرت در [[سوره علق]]، اظهار داشته‌اند: اگر برای هر دولتی برنامه‌ای است، برنامه [[رسول اکرم]]{{صل}} را می‌شود گفت سوره‌ای که در اول وارد شده است آن برنامه [[رسول]] خداست: {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ...}}<ref>«به نام خداوند بخشنده بخشاینده * بخوان به نام پروردگار خویش»... سوره علق، آیه ۱.</ref>. [[خدای تبارک و تعالی]] عالم را با اسم خودش شروع کرده است. بنای عالم با اسم خداست و [[انسان]] که یک عالمی است، عالم صغیر و به حسب واقع کبیر، قرائت، اول تعلیمی که به او می‌شود و اول برنامه‌ای که برای رسول اکرم آمده است این است که: {{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ...}}. شما هم باید با اسم [[رب]] شروع کنید و با اسم رب ختم کنید<ref>صحیفه نور، ج۷، ص۲۲۳.</ref>.<ref>[[غلام رضا بهروز لک|بهروز لک، غلام رضا]]، [[اصول حاکم بر سیره اخلاقی سیاسی پیامبر اسلام (مقاله)|مقاله «اصول حاکم بر سیره اخلاقی سیاسی پیامبر اسلام»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]]، ص۶۶.</ref>


== پرسش مستقیم ==
== پرسش مستقیم ==
۱۳۰٬۵۵۳

ویرایش