←پرسشهای وابسته
(←منابع) |
|||
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
پس از [[امام حسین]] {{ع}} خدمت [[امام سجاد]] {{ع}} رسیدم و به قدری پیر شده بودم که رعشه بر اندامم مستولی شده بود و صد و سیزده سال داشتم. آن حضرت در رکوع و سجود بود و به من توجّهی نداشت. از دریافت نشانه [[امامت]] ناامید شدم. آن حضرت با انگشت سبابه خود به من اشاره کرد و به اشاره او جوانیام برگشت. گفتم: ای آقای من! از دنیا چه اندازه گذشته و چه اندازه مانده است؟ فرمود «نسبت به آنچه گذشته است، آری و آنچه مانده است نه. یعنی ما به گذشته علم داریم؛ اما آینده از [[غیب]] است که غیر خدا آن را نمیداند و یا مصلحت نیست بگویم». آنگاه به من فرمود: «آنچه با خود داری بیاور». من آن سنگ را به حضرت دادم و حضرت مهر بر آن زد. پس از گذشت زمانی، به حضور [[امام باقر]] {{ع}} آمدم، ان حضرت نیز بر آن سنگ، مهر زد. بعد از او نزد [[امام صادق]] {{ع}} آمدم و آن جناب نیز آن را مهر کرد. پس از طی شدن سالها به حضور [[امام کاظم]] {{ع}} شرفیاب شدم، ان بزرگوار نیز بر آن مهر زد و بعد از او خدمت [[حضرت رضا]] {{ع}} رسیدم، مهر آن حضرت نیز بر آن نقش بست. حبابه پس از آن، نُه ماه زنده بود<ref>کافی، ج ۱، ص ۳۴۶؛ تنقیح المقال، ج ۳، ص ۷۵؛ چشماندازی به حکومت مهدی {{ع}}، نجم الدین طبسی، ص ۷۴.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص ۲۶۶.</ref>. | پس از [[امام حسین]] {{ع}} خدمت [[امام سجاد]] {{ع}} رسیدم و به قدری پیر شده بودم که رعشه بر اندامم مستولی شده بود و صد و سیزده سال داشتم. آن حضرت در رکوع و سجود بود و به من توجّهی نداشت. از دریافت نشانه [[امامت]] ناامید شدم. آن حضرت با انگشت سبابه خود به من اشاره کرد و به اشاره او جوانیام برگشت. گفتم: ای آقای من! از دنیا چه اندازه گذشته و چه اندازه مانده است؟ فرمود «نسبت به آنچه گذشته است، آری و آنچه مانده است نه. یعنی ما به گذشته علم داریم؛ اما آینده از [[غیب]] است که غیر خدا آن را نمیداند و یا مصلحت نیست بگویم». آنگاه به من فرمود: «آنچه با خود داری بیاور». من آن سنگ را به حضرت دادم و حضرت مهر بر آن زد. پس از گذشت زمانی، به حضور [[امام باقر]] {{ع}} آمدم، ان حضرت نیز بر آن سنگ، مهر زد. بعد از او نزد [[امام صادق]] {{ع}} آمدم و آن جناب نیز آن را مهر کرد. پس از طی شدن سالها به حضور [[امام کاظم]] {{ع}} شرفیاب شدم، ان بزرگوار نیز بر آن مهر زد و بعد از او خدمت [[حضرت رضا]] {{ع}} رسیدم، مهر آن حضرت نیز بر آن نقش بست. حبابه پس از آن، نُه ماه زنده بود<ref>کافی، ج ۱، ص ۳۴۶؛ تنقیح المقال، ج ۳، ص ۷۵؛ چشماندازی به حکومت مهدی {{ع}}، نجم الدین طبسی، ص ۷۴.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص ۲۶۶.</ref>. | ||
==حبابه والبیه== | |||
حبابه والبیه، دختر [[جعفر اسدی]] مکنی به امندی که از [[راویان]] [[احادیث امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} بود<ref>ر.ک: من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۲۹۸.</ref>، [[رجالشناسان شیعه]] نام و [[کنیه]] او را ذیل [[راویان امام حسن]] تا [[امام محمد باقر]]{{عم}} نیز آوردهاند<ref>ر.ک: رجال برقی، ص۶۲؛ اختیار معرفة الرجال، ص۱۱۴-۱۱۵؛ رجال طوسی، ص۹۴، ۱۵۱؛ رجال ابن داوود، ص۲۲۳.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۲۱۸.</ref> | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||