زن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:


== پیشینه ==
== پیشینه ==
[[تاریخ]] [[جوامع بشری]] نشان می‌دهد زن در بسیاری از جامعه‌های نخستین جایگاه و منزلتی نداشت و دارای [[ارزش انسانی]] و [[استقلال]] وجودی نبود و اندک [[ارزش]] او نیز به دلیل تداوم نسل، خدمت به مردان و برطرف‌کردن نیازهای جنسی و [[عاطفی]] آنان بوده است<ref>لوبون، تمدن اسلام و عرب، ۵۰۷–۵۲۲؛ دورانت، تاریخ تمدن، ۱/۴۸–۵۴.</ref>. در غرب باستان، زن دارای [[کرامت]] و [[شخصیت]] [[انسانی]] مستقلی نبود و نه تنها مالک چیزی نمی‌شد<ref>نوری، یحیی، حقوق زن دراسلام و جهان، ۱۱–۱۲.</ref> بلکه خود نیز [[ملک]] مرد به حساب می‌آمد. در یونان باستان نیز زنان را هبه، [[اجاره]] یا [[خرید و فروش]] می‌کردند و [[زندگی]] و [[مرگ]] آنان به خواست مرد وابسته بود<ref>دورانت، تاریخ تمدن، ۱/۴۹–۵۲.</ref>. در [[دین یهود]] مردان بر زنان چیره بودند و زن انسانی معرفی می‌شد که برای خدمت به [[مرد]] [[آفریده]] شده‌ است<ref>کتاب مقدس، تورات، سفر پیدایش، ب۳، ۱–۱۶.</ref>؛ از این‌رو نزد [[یهودیان]] خرید و فروش زن امر نکوهیده‌ای نبود.<ref>کتاب مقدس، تورات، خروج، ب۱۵، ۲۲.</ref> این روند در صدر [[مسیحیت]] [[تغییر]] اندکی کرد؛ اما [[دین مسیحیت]] محدودیت‌های دیگری برای زن ایجاد کرد<ref>کونگ، زن در مسیحیت، ۳۶–۳۷.</ref>. مسیحیت، [[آفرینش]] زن را برای مرد و زن را تابع شوهر می‌داند<ref>کتاب مقدس، انجیل، نامه اول پولس، ۳، ۷، ۸ و ۹.</ref>؛ زن در همه جوانب پایین‌تر از مرد است و به مردان توصیه می‌شود از زنان اجتناب کنند<ref>کونگ، زن در مسیحیت، ۵۵–۵۷.</ref>.
[[تاریخ]] [[جوامع بشری]] نشان می‌دهد زن در بسیاری از جامعه‌های نخستین جایگاه و منزلتی نداشت و دارای ارزش انسانی و [[استقلال]] وجودی نبود و اندک [[ارزش]] او نیز به دلیل تداوم نسل، خدمت به مردان و برطرف‌کردن نیازهای جنسی و [[عاطفی]] آنان بوده است<ref>لوبون، تمدن اسلام و عرب، ۵۰۷–۵۲۲؛ دورانت، تاریخ تمدن، ۱/۴۸–۵۴.</ref>. در غرب باستان، زن دارای [[کرامت]] و [[شخصیت]] [[انسانی]] مستقلی نبود و نه تنها مالک چیزی نمی‌شد<ref>نوری، یحیی، حقوق زن دراسلام و جهان، ۱۱–۱۲.</ref> بلکه خود نیز [[ملک]] مرد به حساب می‌آمد. در یونان باستان نیز زنان را هبه، [[اجاره]] یا [[خرید و فروش]] می‌کردند و [[زندگی]] و [[مرگ]] آنان به خواست مرد وابسته بود<ref>دورانت، تاریخ تمدن، ۱/۴۹–۵۲.</ref>. در [[دین یهود]] مردان بر زنان چیره بودند و زن انسانی معرفی می‌شد که برای خدمت به [[مرد]] [[آفریده]] شده‌ است<ref>کتاب مقدس، تورات، سفر پیدایش، ب۳، ۱–۱۶.</ref>؛ از این‌رو نزد [[یهودیان]] خرید و فروش زن امر نکوهیده‌ای نبود.<ref>کتاب مقدس، تورات، خروج، ب۱۵، ۲۲.</ref> این روند در صدر [[مسیحیت]] [[تغییر]] اندکی کرد؛ اما [[دین مسیحیت]] محدودیت‌های دیگری برای زن ایجاد کرد<ref>کونگ، زن در مسیحیت، ۳۶–۳۷.</ref>. مسیحیت، [[آفرینش]] زن را برای مرد و زن را تابع شوهر می‌داند<ref>کتاب مقدس، انجیل، نامه اول پولس، ۳، ۷، ۸ و ۹.</ref>؛ زن در همه جوانب پایین‌تر از مرد است و به مردان توصیه می‌شود از زنان اجتناب کنند<ref>کونگ، زن در مسیحیت، ۵۵–۵۷.</ref>.


در اروپای قرون وسطا زن بازیچه مرد بود و به [[اعتقاد]] [[کلیسای کاتولیک]]، به استثنای [[حضرت مریم]]{{ع}}، [[روح]] [[زنان]] حالت بین [[انسان]] و حیوان دارد<ref>علویقی، زن در آئینه تاریخ، ۳۷.</ref>. پس از قرن‌ها خفقان شدید دربارۀ زنان، حامیان [[حقوق زن]] در اروپا تصمیم گرفتند فاصله بسیار زیاد میان زن و مرد را بردارند. در [[قرن]] هفدهم طرفداران [[آزادی]] زنان، [[شعار]] کسب [[حق]] [[تحصیل علم]] و [[آموزش]] سر دادند که این تلاش‌ها در نهایت پس از [[انقلاب]] فرانسه (۱۷۸۹م) به شکل‌گیری [[نهضت]] زنان انجامید<ref>حکیم‌پور، حقوق زن در کشاکش سنت و تجدد، ۳۶۴–۳۶۵.</ref>. در پایان قرن نوزدهم، دولت‌های اروپایی نهضت احیای [[حقوق زنان]] را برپا کردند<ref>دورانت؛ لذات فلسفه، ۱۴۸–۱۵۴.</ref>؛ نهضتی که ادعای [[رهایی]] زن از محجوریت و اعطای حق [[مالکیت]] و [[تصرف در اموال]] و [[حقوق]] مساوی با مرد را داشت<ref>میشل، جنبش اجتماعی زنان، ۷۳–۷۶.</ref>.
در اروپای قرون وسطا زن بازیچه مرد بود و به [[اعتقاد]] کلیسای کاتولیک، به استثنای [[حضرت مریم]]{{ع}}، [[روح]] [[زنان]] حالت بین [[انسان]] و حیوان دارد<ref>علویقی، زن در آئینه تاریخ، ۳۷.</ref>. پس از قرن‌ها خفقان شدید دربارۀ زنان، حامیان [[حقوق زن]] در اروپا تصمیم گرفتند فاصله بسیار زیاد میان زن و مرد را بردارند. در [[قرن]] هفدهم طرفداران [[آزادی]] زنان، [[شعار]] کسب [[حق]] [[تحصیل علم]] و [[آموزش]] سر دادند که این تلاش‌ها در نهایت پس از [[انقلاب]] فرانسه (۱۷۸۹م) به شکل‌گیری [[نهضت]] زنان انجامید<ref>حکیم‌پور، حقوق زن در کشاکش سنت و تجدد، ۳۶۴–۳۶۵.</ref>. در پایان قرن نوزدهم، دولت‌های اروپایی نهضت احیای حقوق زنان را برپا کردند<ref>دورانت؛ لذات فلسفه، ۱۴۸–۱۵۴.</ref>؛ نهضتی که ادعای [[رهایی]] زن از محجوریت و اعطای حق [[مالکیت]] و تصرف در اموال و [[حقوق]] مساوی با مرد را داشت<ref>میشل، جنبش اجتماعی زنان، ۷۳–۷۶.</ref>.


در جزیرةالعرب پیش از [[اسلام]]، [[زنان]] از بسیاری [[حقوق اجتماعی]] و فردی از جمله از [[حق]] [[ارث]] [[محروم]] بودند<ref>طباطبایی، المیزان، ۲/۲۶۷–۲۶۸؛ ۱۲/۲۷۶–۲۷۷ و ۲۰/۲۱۴.</ref>، فرزند دختر مایه ننگ و سرافکندگی [[خانواده]] محسوب می‌شد<ref>باهنر و هاشمی رفسنجانی، جهان در عصر بعثت، ۱۵.</ref> و به تعبیر [[قرآن کریم]] هنگامی که پدری از تولد دخترش با خبر می‌شد از شدت [[ناراحتی]] رخسارش سیاه می‌شد و به این می‌اندیشید که آیا با [[ذلت]]، دختر را نگه دارد یا اینکه او را زنده به [[گور]] کند<ref>نحل، ۵۸–۵۹.</ref>.
در جزیرةالعرب پیش از [[اسلام]]، [[زنان]] از بسیاری [[حقوق اجتماعی]] و فردی از جمله از [[حق]] [[ارث]] [[محروم]] بودند<ref>طباطبایی، المیزان، ۲/۲۶۷–۲۶۸؛ ۱۲/۲۷۶–۲۷۷ و ۲۰/۲۱۴.</ref>، فرزند دختر مایه ننگ و سرافکندگی [[خانواده]] محسوب می‌شد<ref>باهنر و هاشمی رفسنجانی، جهان در عصر بعثت، ۱۵.</ref> و به تعبیر [[قرآن کریم]] هنگامی که پدری از تولد دخترش با خبر می‌شد از شدت [[ناراحتی]] رخسارش سیاه می‌شد و به این می‌اندیشید که آیا با [[ذلت]]، دختر را نگه دارد یا اینکه او را زنده به [[گور]] کند<ref>نحل، ۵۸–۵۹.</ref>.


با وجود بهتر بودن شرایط [[اجتماعی]] زن در ایران باستان، از دید متون پهلوی، نگاه [[دین زرتشت]] به زن به عنوان مظهر [[شیطانی]] و [[گناه]] و مهم‌ترین [[فلسفه وجودی]]ِ وی زایش مرد است<ref>جعفری و دیگران، زن در هستی‌شناسی زرتشتی، ۱۰۵–۱۲۲.</ref>، زن در عمل در مقابل مرد در [[مقام]] ثانوی قرار داشت<ref>ویسهوفر، ایران باستان، ۲۲۴.</ref>. در ایران پس از اسلام نیز با همه تأکیدات قرآن کریم و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دربارۀ جایگاه زن، با گذشت [[زمان]] بسیاری از ایرانیانِ تازه مسلمان‌ شده، [[آموزه‌های دینی]] را به فراموشی سپردند و [[حقوقی]] که زنان در صدر اسلام داشتند، به مرور از آنان سلب شد و در دوره‌های گوناگون [[تاریخ]] ایران به دلیل شرایط اجتماعی و جغرافیایی، زنان حضور اجتماعی کم‌رنگی داشتند<ref>معماریانی و دشتی، زن در دوره خوارزمشاهیان، ۱۲۶؛ ناجی‌راد، موانع مشارکت زنان در فعالیتهای سیاسی، ۲۰۰.</ref>. در دوران [[صفویه]] با وجود [[مراقبت]] بر جدا بودن حریم زنان و مردان،<ref>راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۳/۷۰۳؛ تقوی و موسوی، بررسی حضور اجتماعی زنان، ۸۵.</ref> نشانه‌های متعددی از حضور [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] زنان در پشت پرده حریم خصوصی آنان در دست است<ref>فلسفی، زندگانی شاه‌عباس اول، ۳۰/۵۴؛ دنیاری، وضعیت اجتماعی زنان در دوره صفوی، ۲۵.</ref>.<ref>[[فرشته مقوم|مقوم، فرشته]]، [[زن - مقوم (مقاله)| مقاله «زن»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۵۱ – ۶۰.</ref>
با وجود بهتر بودن شرایط [[اجتماعی]] زن در ایران باستان، از دید متون پهلوی، نگاه [[دین زرتشت]] به زن به عنوان مظهر [[شیطانی]] و [[گناه]] و مهم‌ترین فلسفه وجودی وی زایش مرد است<ref>جعفری و دیگران، زن در هستی‌شناسی زرتشتی، ۱۰۵–۱۲۲.</ref>، زن در عمل در مقابل مرد در [[مقام]] ثانوی قرار داشت<ref>ویسهوفر، ایران باستان، ۲۲۴.</ref>. در ایران پس از اسلام نیز با همه تأکیدات قرآن کریم و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دربارۀ جایگاه زن، با گذشت [[زمان]] بسیاری از ایرانیانِ تازه مسلمان‌ شده، [[آموزه‌های دینی]] را به فراموشی سپردند و [[حقوقی]] که زنان در صدر اسلام داشتند، به مرور از آنان سلب شد و در دوره‌های گوناگون [[تاریخ]] ایران به دلیل شرایط اجتماعی و جغرافیایی، زنان حضور اجتماعی کم‌رنگی داشتند<ref>معماریانی و دشتی، زن در دوره خوارزمشاهیان، ۱۲۶؛ ناجی‌راد، موانع مشارکت زنان در فعالیتهای سیاسی، ۲۰۰.</ref>. در دوران [[صفویه]] با وجود [[مراقبت]] بر جدا بودن حریم زنان و مردان،<ref>راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۳/۷۰۳؛ تقوی و موسوی، بررسی حضور اجتماعی زنان، ۸۵.</ref> نشانه‌های متعددی از حضور [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] زنان در پشت پرده حریم خصوصی آنان در دست است<ref>فلسفی، زندگانی شاه‌عباس اول، ۳۰/۵۴؛ دنیاری، وضعیت اجتماعی زنان در دوره صفوی، ۲۵.</ref>.<ref>[[فرشته مقوم|مقوم، فرشته]]، [[زن - مقوم (مقاله)| مقاله «زن»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۵۱ – ۶۰.</ref>


== [[جایگاه زن]] در [[اسلام]] ==
== [[جایگاه زن]] در [[اسلام]] ==
بر اساس [[آیات قرآن کریم]]، زن و مرد از نظر گوهر هستی و [[حقیقت]] وجودی، یکسان‌اند و ملاک [[برتری]] آنان نه جنسشان، بلکه تقواست<ref>سوره نساء، آیه ۱۲۴؛ سوره نحل، آیه ۹۷.</ref>، [[اسلام]] زن را در رسیدن به کمال [[معنوی]] برابر دانسته و [[آزار]] او را نکوهش کرده<ref>سوره نور، آیه ۳۳؛ سوره احزاب، آیه ۳۵.</ref> و برای آنان [[حق]] [[بیعت]] قائل شده‌ است<ref>سوره ممتحنه، آیه ۱۲.</ref>. [[قرآن کریم]] از [[ظلم و ستم]] به [[زنان]] و زنده به‌گور کردن [[دختران]] جلوگیری کرد و به آنان [[احترام]] گذاشت، آنان را صاحب [[ارث]] دانست<ref>سوره نساء، آیه ۱۱ و ۱۲.</ref> و [[حجاب]] را برای مصونیت آنان از نامحرمان [[واجب]] برشمرد<ref>سوره نور، آیه ۳۱.</ref>.
بر اساس [[آیات قرآن کریم]]، زن و مرد از نظر گوهر هستی و [[حقیقت]] وجودی، یکسان‌اند و ملاک [[برتری]] آنان نه جنسشان، بلکه تقواست<ref>سوره نساء، آیه ۱۲۴؛ سوره نحل، آیه ۹۷.</ref>، [[اسلام]] زن را در رسیدن به کمال [[معنوی]] برابر دانسته و [[آزار]] او را نکوهش کرده<ref>سوره نور، آیه ۳۳؛ سوره احزاب، آیه ۳۵.</ref> و برای آنان [[حق]] [[بیعت]] قائل شده‌ است<ref>سوره ممتحنه، آیه ۱۲.</ref>. [[قرآن کریم]] از [[ظلم و ستم]] به [[زنان]] و زنده به‌گور کردن [[دختران]] جلوگیری کرد و به آنان [[احترام]] گذاشت، آنان را صاحب [[ارث]] دانست<ref>سوره نساء، آیه ۱۱ و ۱۲.</ref> و [[حجاب]] را برای مصونیت آنان از نامحرمان [[واجب]] برشمرد<ref>سوره نور، آیه ۳۱.</ref>.


[[پیامبر اکرم]]{{صل}} دختران را بهترین [[فرزندان]] [[انسان]] شمرد<ref>نوری، میرزاحسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ۱۵/۱۱۴–۱۱۶.</ref> و زنان توانستند در صدر اسلام در صحنه‌های مختلف [[فرهنگی]] و [[اجتماعی]] از جمله در بیعت با [[پیامبر]]{{صل}} در [[عقبه]] و [[بیعت رضوان]]<ref>ابن‌عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ۴/۱۷۷۶ و ۱۹۴۸؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۸/۱–۲.</ref>، در [[هجرت به حبشه]]<ref>ابن‌کثیر، البدایة و النهایه، ۳/۶۶.</ref>، در [[هجرت به مدینه]]<ref>آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، ۱۸۲–۱۸۳.</ref> و حتی در [[جهاد با دشمن]]<ref>ابن‌عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ۴/۱۹۴۷.</ref>، همراه با دیگر [[مسلمانان]] حاضر شوند. [[امامان معصوم]]{{ع}} نیز همواره برای زنان احترام قائل بودند. [[امام‌ صادق]]{{ع}} بیشترین [[خیر و خوبی]] را در وجود [[بانوان]] دانسته‌است<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ۲۰/۲۴.</ref>. در مجموع اسلام، [[مقام]] و موقعیت [[انسانی]] زن را [[تکریم]] کرد و زمینه [[رشد]] و تعالی او را فراهم کرد و زنان از [[شخصیت حقوقی]]، اجتماعی و [[سیاسی]] نسبتاً متمایز از گذشته برخوردار شدند<ref>لوبون، تمدن اسلام و عرب، ۵۱۲–۵۱۷.</ref> و زنانی چون [[فاطمه زهرا]]{{س}} و [[زینب کبری]]{{س}} در مقام انسان‌هایی دارای [[شأن]] و [[منزلت]] کامل، می‌توانند مدارج کمال را طی و در بنای [[جامعه اسلامی]] نقش مهمی ایفا کنند<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۲/۲۷۴–۲۷۵ و ۱۴/۶۰.</ref>.<ref>[[فرشته مقوم|مقوم، فرشته]]، [[زن - مقوم (مقاله)| مقاله «زن»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۵۱ ـ ۶۰.</ref>
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} دختران را بهترین [[فرزندان]] [[انسان]] شمرد<ref>نوری، میرزاحسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ۱۵/۱۱۴–۱۱۶.</ref> و زنان توانستند در صدر اسلام در صحنه‌های مختلف [[فرهنگی]] و [[اجتماعی]] از جمله در بیعت با [[پیامبر]]{{صل}} در [[عقبه]] و [[بیعت رضوان]]<ref>ابن‌عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ۴/۱۷۷۶ و ۱۹۴۸؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۸/۱–۲.</ref>، در [[هجرت به حبشه]]<ref>ابن‌کثیر، البدایة و النهایه، ۳/۶۶.</ref>، در [[هجرت به مدینه]]<ref>آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، ۱۸۲–۱۸۳.</ref> و حتی در [[جهاد با دشمن]]<ref>ابن‌عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ۴/۱۹۴۷.</ref>، همراه با دیگر [[مسلمانان]] حاضر شوند. [[امامان معصوم]]{{ع}} نیز همواره برای زنان احترام قائل بودند. [[امام‌ صادق]]{{ع}} بیشترین [[خیر و خوبی]] را در وجود [[بانوان]] دانسته‌است<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ۲۰/۲۴.</ref>. در مجموع اسلام، [[مقام]] و موقعیت [[انسانی]] زن را [[تکریم]] کرد و زمینه [[رشد]] و تعالی او را فراهم کرد و زنان از شخصیت حقوقی، اجتماعی و [[سیاسی]] نسبتاً متمایز از گذشته برخوردار شدند<ref>لوبون، تمدن اسلام و عرب، ۵۱۲–۵۱۷.</ref> و زنانی چون [[فاطمه زهرا]]{{س}} و [[زینب کبری]]{{س}} در مقام انسان‌هایی دارای [[شأن]] و [[منزلت]] کامل، می‌توانند مدارج کمال را طی و در بنای [[جامعه اسلامی]] نقش مهمی ایفا کنند<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۲/۲۷۴–۲۷۵ و ۱۴/۶۰.</ref>.<ref>[[فرشته مقوم|مقوم، فرشته]]، [[زن - مقوم (مقاله)| مقاله «زن»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۵۱ ـ ۶۰.</ref>


== ارزش‌مندی زنان در اسلام ==
== ارزش‌مندی زنان در اسلام ==
خط ۴۹: خط ۴۹:
البته باید خاطر نشان نمود که این حضورها با رعایت شئونات کمالی زنان صورت می‌گرفته است. خانمی از [[پیغمبر]] سؤال کرد: اگر زنی پوششی نداشته باشد که خود را بپوشاند آیا مانعی ندارد که از [[منزل]] بیرون بیاید و در [[امور خیر]] [[اسلامی]] شرکت کند؟! [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: نه، نمی‌تواند بدون [[پوشش]] بیرون بیاید، باید دوستش او را از لباس‌های خود بپوشاند. آنگاه در کارهای خیر و در [[دعوت]] [[مؤمنان]] حاضر گردد<ref>صحیح بخاری، ج۳، ص۱۸۶.</ref>.
البته باید خاطر نشان نمود که این حضورها با رعایت شئونات کمالی زنان صورت می‌گرفته است. خانمی از [[پیغمبر]] سؤال کرد: اگر زنی پوششی نداشته باشد که خود را بپوشاند آیا مانعی ندارد که از [[منزل]] بیرون بیاید و در [[امور خیر]] [[اسلامی]] شرکت کند؟! [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: نه، نمی‌تواند بدون [[پوشش]] بیرون بیاید، باید دوستش او را از لباس‌های خود بپوشاند. آنگاه در کارهای خیر و در [[دعوت]] [[مؤمنان]] حاضر گردد<ref>صحیح بخاری، ج۳، ص۱۸۶.</ref>.


[[شجاعت]] زنان در [[غزوات پیامبر]] چیزی نیست که در [[تاریخ]] مخفی مانده باشد؛ زیرا [[تاریخ اسلام]] سرشار است از رشادت‌ها و ایثارگری‌های [[بانوان]]، سرگذشت نسیبه (ام [[عامر]]) بسیار شنیدنی است: در [[جنگ احد]] برای آب رسانی در معرکه حضور یافته بود، [[لشکر اسلام]] [[پیروز]] شده بود، ناگاه ورق برگشت (به خاطر [[سهل‌انگاری]] [[مسلمانان]]) [[پیروزی]] به [[شکست]] مبدل شد با حمله غافلگیرانه [[خالد]] خیلی‌ها فرار کردند<ref>فروغ ابدیت، ج۲، ص۴۶۷؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص٣۸۹.</ref>. ولی نسیبه مثل شیر غرش می‌کرد و مدام از [[پیامبر]] [[دفاع]] می‌کرد، و چون شمع دور وجود پیامبر می‌گردید<ref>سیره ابن هشام، ج۳، ص۴۵.</ref>. پیامبر در [[حق]] او [[دعا]] کردند، که [[خدا]] او را در [[بهشت]] ملازم حضرتش قرار دهد<ref>{{متن حدیث| اللّهُمَّ اجعَلهُم رُفَقائي فِي الجَنَّةِ}}.</ref>. منظره دفاع جانانه این زن [[شجاع]] از پیامبر آن چنان بود که حیرت‌آور بود؛ زیرا با [[شمشیر]] بر [[دشمن]] حمله می‌کرد، [[دشمنی]] که پسرش را مجروح ساخته بود و با ضربه‌ای محکم به ساق پایش، وی را نقش بر [[زمین]] ساخت! پیامبر از این همه جسارت به [[خنده]] افتاد، به طوری که دندان‌های عقب ایشان آشکار شد {{متن حدیث|فَضَحِكَ حَتَّى بَدَتْ نَوَاجِذُهُ}} در صورتی که خنده‌های پیامبر از حد [[تبسم]] [[تجاوز]] نمی‌کرد<ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۷۷.</ref>. پیامبر در [[تمجید]] این بانوی فداکار فرمودند: [[مقام]] نسیبه در [[احد]]، بالاتر بود از مقام فلانی و فلانی<ref>{{متن حدیث| لمقام نسیبة بِنْتِ کعب الیوم خیر مِنْ فُلَانٍ وَ فُلَانٍ}}</ref>.
[[شجاعت]] زنان در [[غزوات پیامبر]] چیزی نیست که در [[تاریخ]] مخفی مانده باشد؛ زیرا تاریخ اسلام سرشار است از رشادت‌ها و ایثارگری‌های [[بانوان]]، سرگذشت نسیبه (ام [[عامر]]) بسیار شنیدنی است: در [[جنگ احد]] برای آب رسانی در معرکه حضور یافته بود، لشکر اسلام [[پیروز]] شده بود، ناگاه ورق برگشت (به خاطر [[سهل‌انگاری]] [[مسلمانان]]) [[پیروزی]] به [[شکست]] مبدل شد با حمله غافلگیرانه [[خالد]] خیلی‌ها فرار کردند<ref>فروغ ابدیت، ج۲، ص۴۶۷؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص٣۸۹.</ref>. ولی نسیبه مثل شیر غرش می‌کرد و مدام از [[پیامبر]] [[دفاع]] می‌کرد، و چون شمع دور وجود پیامبر می‌گردید<ref>سیره ابن هشام، ج۳، ص۴۵.</ref>. پیامبر در [[حق]] او [[دعا]] کردند، که [[خدا]] او را در [[بهشت]] ملازم حضرتش قرار دهد<ref>{{متن حدیث| اللّهُمَّ اجعَلهُم رُفَقائي فِي الجَنَّةِ}}.</ref>. منظره دفاع جانانه این زن [[شجاع]] از پیامبر آن چنان بود که حیرت‌آور بود؛ زیرا با [[شمشیر]] بر [[دشمن]] حمله می‌کرد، [[دشمنی]] که پسرش را مجروح ساخته بود و با ضربه‌ای محکم به ساق پایش، وی را نقش بر [[زمین]] ساخت! پیامبر از این همه جسارت به [[خنده]] افتاد، به طوری که دندان‌های عقب ایشان آشکار شد {{متن حدیث|فَضَحِكَ حَتَّى بَدَتْ نَوَاجِذُهُ}} در صورتی که خنده‌های پیامبر از حد [[تبسم]] [[تجاوز]] نمی‌کرد<ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۷۷.</ref>. پیامبر در [[تمجید]] این بانوی فداکار فرمودند: [[مقام]] نسیبه در [[احد]]، بالاتر بود از مقام فلانی و فلانی<ref>{{متن حدیث| لمقام نسیبة بِنْتِ کعب الیوم خیر مِنْ فُلَانٍ وَ فُلَانٍ}}</ref>.


[[پایداری]] خانمی دیگر به نام حمنه (حمن) خواهر [[عبدالله بن جحش]]، خواهر [[زینب]] [[همسر پیامبر]] را ببینید! خدمت پیامبر {{صل}} می‌رسید، در حالی که دایی و [[برادر]] و شوهرش در احد [[شهید]] شده بودند، پیامبر {{صل}} فرمودند: ای حمنه! این را به حساب خدا بگذار {{عربی|"احتسبی هذا على الله"}} کنایه از این که کسی از تو کشته شده. حمنه با [[قلبی]] آرام و خاطری جمع گفت: چه کسی را ای [[رسول خدا]]؟ فرمود: دایی‌ات [[حمزه]] را! دایی‌ام حمزه را؟! مگر او را کشته‌اند؟! فرمود: آری. حمنه با [[اندوه]] فراوان و آه سردی گفت: {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}. بار دوم [[پیامبر]] فرمودند: باز هم به حساب [[خدا]] بگذار! عرض کرد که را؟ فرمود: برادرت عبدالله را<ref>عبدالله جحش در یک قبر با حمزه دفن شد (سیره ابن هشام، ج۳، ص۶۰).</ref>! حمنه، پس از [[استرجاع]] گفت: خدای رحمتش کند، [[شهادت]] گوارایش<ref>{{عربی|... و هنيئاً له الشهادة}}.</ref>. برای بار سوم فرمود: به شمار آر! گفت که را؟ فرمود: شوهرت مصعب را! بی‌اختیار گریست و قطره‌های [[اشک]] بر گونه‌های مقاومش فرو ریخت، با [[قلبی]] آکنده از [[حزن]] و [[اندوه]] برای شوهرش [[دعا]] کرد و خود را به [[رضای خدا]] [[تسلیم]] نمود<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۷۴؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۸۸.</ref>.
[[پایداری]] خانمی دیگر به نام حمنه (حمن) خواهر [[عبدالله بن جحش]]، خواهر [[زینب]] [[همسر پیامبر]] را ببینید! خدمت پیامبر {{صل}} می‌رسید، در حالی که دایی و [[برادر]] و شوهرش در احد [[شهید]] شده بودند، پیامبر {{صل}} فرمودند: ای حمنه! این را به حساب خدا بگذار {{عربی|"احتسبی هذا على الله"}} کنایه از این که کسی از تو کشته شده. حمنه با [[قلبی]] آرام و خاطری جمع گفت: چه کسی را ای [[رسول خدا]]؟ فرمود: دایی‌ات [[حمزه]] را! دایی‌ام حمزه را؟! مگر او را کشته‌اند؟! فرمود: آری. حمنه با [[اندوه]] فراوان و آه سردی گفت: {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}. بار دوم [[پیامبر]] فرمودند: باز هم به حساب [[خدا]] بگذار! عرض کرد که را؟ فرمود: برادرت عبدالله را<ref>عبدالله جحش در یک قبر با حمزه دفن شد (سیره ابن هشام، ج۳، ص۶۰).</ref>! حمنه، پس از [[استرجاع]] گفت: خدای رحمتش کند، [[شهادت]] گوارایش<ref>{{عربی|... و هنيئاً له الشهادة}}.</ref>. برای بار سوم فرمود: به شمار آر! گفت که را؟ فرمود: شوهرت مصعب را! بی‌اختیار گریست و قطره‌های [[اشک]] بر گونه‌های مقاومش فرو ریخت، با [[قلبی]] آکنده از [[حزن]] و [[اندوه]] برای شوهرش [[دعا]] کرد و خود را به [[رضای خدا]] [[تسلیم]] نمود<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۷۴؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۸۸.</ref>.
خط ۶۳: خط ۶۳:
[[پیامبر اسلام]] {{صل}} به این زنان فرمودند: برای شما هم مکانی مثل مردانتان در [[بهشت]] است<ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۸۸.</ref>.
[[پیامبر اسلام]] {{صل}} به این زنان فرمودند: برای شما هم مکانی مثل مردانتان در [[بهشت]] است<ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۸۸.</ref>.


با ذکر این مقدمه نسبتاً طولانی روشن است که [[زنان]] در طول [[تاریخ اسلام]] در پرتو حمایت‌های همه جانبه [[اسلام]] عزیز نه تنها نقش بیدارکننده، تأییدکننده و آرام‎کننده مردان فداکار و [[مجاهد]] را داشته‌اند، بلکه خود با حضور آگاهانه جایگاه اصلی خود را در [[تاریخ]] به [[اثبات]] رسانیده‌اند<ref>[[ملیحه خادری|خادری، ملیحه]]، [[زنان در نهضت عاشورا (مقاله)|مقاله «زنان در نهضت عاشورا»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۹ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۹]]، ص ۱۵.</ref>.
با ذکر این مقدمه نسبتاً طولانی روشن است که [[زنان]] در طول تاریخ اسلام در پرتو حمایت‌های همه جانبه [[اسلام]] عزیز نه تنها نقش بیدارکننده، تأییدکننده و آرام‎کننده مردان فداکار و [[مجاهد]] را داشته‌اند، بلکه خود با حضور آگاهانه جایگاه اصلی خود را در [[تاریخ]] به [[اثبات]] رسانیده‌اند<ref>[[ملیحه خادری|خادری، ملیحه]]، [[زنان در نهضت عاشورا (مقاله)|مقاله «زنان در نهضت عاشورا»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۹ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۹]]، ص ۱۵.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۳۱٬۴۸۹

ویرایش