|
برچسبها: تغییر مسیر جدید ویرایش مبدأ ۲۰۱۷ |
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{خرد}}
| | #تغییر_مسیر [[دشمنی]] |
| {{امامت}}
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">مدخلهای وابسته به این بحث:</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[دشمن در قرآن]] | [[دشمن در حدیث]] | [[دشمن در نهج البلاغه]] | [[دشمن در معارف دعا و زیارات]] | [[دشمن در کلام اسلامی]] | [[دشمن در اخلاق اسلامی]]</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[دشمن (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
| |
| | |
| ==مقدمه==
| |
| *دشمن در [[زبان فارسی]] بهمعنای بدخواه، بدنفس، بددل و زشتطبع است و بهکسی اطلاق میشود که عداوت پیشه کند و به شخص دیگر بهعمد ضرر رساند. واژه دشمن در زبان [[عرب]] از واژه "عَدو" گرفته شده است که بهمعنای [[تجاوز]] کردن از کاری است که نباید از آن کار [[تجاوز]] کرد. [[فرهنگ]] [[دین]] برای [[راهنمایی]] [[انسانها]] از خطرات پیشرو، [[دشمنان]] [[انسانها]] را به آنها معرفی کرده است. این [[دشمنشناسی]] بهطور کلی در دو دسته طبقهبندی میشود:
| |
| *'''دسته نخست'''، دشمن ظاهری هستند، یعنی دشمنانی که به [[دلایل]] و انگیزههای مختلف اعم از [[فکری]]، [[سیاسی]]، موقعیتهای [[اجتماعی]] و... به [[دشمنی]] با [[آدمی]] میپردازند، مانند [[دشمنی]] [[کافران]] و [[منافقان]] با [[مؤمنان]]. گاه این [[دشمنی]] ریشه در انگیزههای جمعی دارد که به اقدامات قومی قبیلهای یا در سطح بالاتر به جنگهای داخلی و ملی یا بینالمللی میانجامد.
| |
| *'''دوم'''، دشمن [[پنهان]]. این دشمن عبارت است از برخی [[صفات ناپسند]] که در [[آدمی]] ایجاد میشود، رشد میکند و مانع [[سعادت]] [[آدمی]] خواهد شد. [[امام]] {{ع}} از این صفات تعبیر به دشمن میکند؛ صفاتی چون [[دنیاطلبی]]، آرزوگرایی و...
| |
| ==[[شناخت]] دشمن==
| |
| *معیار اصلی [[شناخت]] و حضور دشمن در عرصه زندگی، [[دشمنی]] با [[خدا]]، [[پیامبر اکرم]] و [[اهل بیت]] {{عم}} است. [[امام]] {{ع}} میفرماید: آنکه ما را [[یاری]] دهد و [[دوست]] بدارد، سزاوار است که [[منتظر]] [[رحمت]] خداوندی باشد و دشمن ما و آنکه [[کینه]] ما را به [[دل]] دارد، در [[انتظار]] [[قهر]] [[خداوند]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۸</ref>. در فرازی دیگر، [[دوست]] و دشمن [[پیامبر اکرم]] {{صل}} را اینگونه معرفی میکند:[[دوست]] [[محمد]] {{صل}} کسی است که [[خدا]] را [[اطاعت]] کند، هر چند به نسبت از او دور باشد و دشمن [[محمد]] {{صل}} کسی است که [[خدا]] را [[اطاعت]] نکند، هرچند خویشاوند نزدیک او بُوَد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۹۲</ref>.
| |
| [[دوستی]] با [[خدا]] دلیلی بر [[تکامل]] [[ایمان]] است<ref>غررالحکم / ۸۵۲</ref>. در عرصه [[دشمنی]] با [[مردمان]]، [[ابلیس]] بر دیگران پیشی گرفته و نخستین موجودی است که به [[دشمنی]] با نوع [[انسان]] برخاسته است. او دشمن [[خدا]] و پیشوای متعصبها و سرسلسله متکبّران است؛ [[دشمنی]] که به [[عزت]] و جلال [[خداوند]] قسم یاد کرده تا [[انسانها]] را [[گمراه]] سازد و بر این امر، بنا بر [[حکمت]] و [[مشیّت الهی]] مهلت یافته است. [[امام]] {{ع}} این دشمن [[آشکار]] را به [[مردمان]] معرفی میکند و میفرماید: [[بندگان خدا]]، از دشمن [[خدا]] بهراسید که شمایان را به درد خود [[مبتلا]] و با اغوا و فراخواندنش، شما را به [[هلاکت]] رسانَد و با سوارهنظام و پیادگان خویش بر شما بتازد. [[سوگند]] به جانم که او تیر هلاک و شر بر کمان نهاده و چلّه آن را به نهایت کشیده و از جایگاهی نزدیک و دقیق شما را [[هدف]] قرار داده و همو گفته است: "پروردگارا، بهخاطر آنکه مرا اغوا کردی، بیگمان کردار ناپسند بندگانت را که روی [[زمین]] هستند، در نظرشان میآرایم و حتماً همگان را [[گمراه]] خواهم ساخت"<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۳۴</ref>.
| |
| *از دیگر نشانههای [[دشمنی]] با [[خداوند]] [[نفاق]] است، زیرا [[پیامبر اکرم]] به [[علی]] {{ع}} فرمود: فرد با [[ایمان]] تو را دشمن نگیرد و فرد [[منافق]] تو را [[دوست]] نگیرد. [[امام علی]] {{ع}} با اشاره به [[کلام پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمود: اگر با این شمشیرم بر فرق [[مؤمن]] زنم که مرا دشمن دارد، هرگز نخواهد داشت و نیز اگر همه [[دنیا]] را به کام [[منافق]] ریزم که مرا [[دوست]] بدارد، نپذیرد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۰</ref>.
| |
| افزون بر این، [[امام]] {{ع}} در مواردی، مصادیقی از [[دشمنی]] را برمیشمرد، از جمله: [[مردمان]] دشمن نادانستههای خود هستند<ref>نهج البلاغه، حکمتهای ۱۶۳ و ۴۳۰</ref>؛ ستمکاری که دیگران از او در [[امان]] نیستند<ref>غررالحکم، ۱</ref>؛ شخص وقیح و بیشرمی که در [[گناه]] بیباک و جری است<ref>غررالحکم، ۲۱۹</ref>؛ فرد متملّق و چاپلوس<ref>غررالحکم، ۲۱۹</ref>؛ سخنچین و عیبجوی دیگران که در برابر [[آدمی]] زشت را زیبا جلوه میدهد<ref>غررالحکم، ۲ / ۵۸۶</ref>؛ عالمانی که [[علم]] را برای بهدست آوردن [[دنیا]] برگفتند، لذا [[خدا]] آنان را دشمن گرفت و آنها نزد [[خدا]] خوار شدند<ref>غررالحکم، ۲</ref>؛ کسی که بیملاحظه مقابل [[آدمی]] بایستند<ref>غررالحکم، ۶۴۵</ref>. در فرازی نیز، [[دشمنان]] [[آدمی]] را اینگونه معرفی میکند: [[دشمنان]] [[آدمی]] سه کساند: دشمن او و دشمن [[دوست]] او و [[دوست]] دشمن او<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۸۷</ref>.
| |
| | |
| ==[[دشمنان امام علی]] {{ع}} و انگیزههای آنها==
| |
| *[[امام علی]] {{ع}} در دوران [[حکومت]] خویش با سه گروه از [[دشمنان]] روبهرو شد:
| |
| :#دستهای، [[اصحاب]] زر؛ اینان [[پیمانشکنان]] [[دنیاطلبی]] بودند که ابتدا با ایشان [[بیعت]] کردند، اما آنگاه که آروزهای مادی خویش را بر باد رفته دیدند، با [[امام]] به [[مخالفت]] برخاستند و [[جنگ جمل]] را به ایشان تحمیل کردند.
| |
| :#دسته دوم، [[اصحاب]] زر و [[زور]] و تزویر بودند که هدفشان تسلط بر مملکت [[اسلامی]] و بهرممندی از مواهب [[حکومت]] بود. آنها نیز در برابر [[امام]] [[طغیان]] کردند و [[جنگ صفین]] را به ایشن تحمیل کردند.
| |
| :#دسته سوم، افراد متعصب، متحجّر و خشکمغز، که از [[دین]]، تنها رنگ و بویی را برگرفته بودند. آنان نیز در برابر [[امام]] به [[دشمنی]] برخاستند و [[جنگ نهروان]] را به ایشان تحمیل کردند.
| |
| *اگر به صفات این سه دسته نیک بیندیشیم، پنج عامل زر و [[زور]] و تزویر و [[نفاق]] و [[تعصب]] را مهمترین انگیزههای دشمنیها با [[امام]] {{ع}} درمییابیم.
| |
| *[[امام]] {{ع}} در مقابله با [[دشمنان]] خویش پس از آنکه از [[اصلاح]] آنها [[ناامید]] شد، لحظهای کوتاهی و [[سستی]] نورزید؛ نه تنها در دوران [[خلافت]] که در دوران حیات [[پیامبر اکرم]] {{صل}} نیز در مقابل [[کفار]] و [[منافقان]] با شدت و غلظت مقابله میکرد و لحظهای فتور و [[سستی]] به خود راه نمیداد، چنانکه خود آن [[حضرت]] {{ع}} میفرماید: در [[جهاد]] با دشمن به جد درایستاده بودیم، تا مردی از ما و مردی از دشمنانتان مردانه پنجه درمیافکندند تا کدام یک دیگری را شرنگ [[مرگ]] چشاند. گاه ما بودیم که جام [[مرگ]] از دست دشمن میگرفتیم و گاه دشمن بود که از دست ما جام [[مرگ]] میگرفت. چون [[خداوند]] [[صداقت]] ما را در [[پیکار]] دید، دشمن ما را خوار و زبون ساخت و ما را [[پیروزی]] داد تا [[اسلام]] استقرار یافت<ref>نهج البلاغه، خطبه ۵۵</ref>.
| |
| ==دشمن [[پنهان]] [[آدمی]]==
| |
| *[[فرهنگ دینی]] برخی [[صفات نکوهیده]] را عواملی اساسی در اغفال [[آدمی]] و بازدارنده رشد و [[سعادت]] او برمیشمرد؛ صفاتی چون: [[آرزو]] که دشمن [[عقل]] است<ref>غررالحکم، ۱/۱۳</ref>؛ نادرستی که ضدّ و دشمن درستی است<ref>غررالحکم، ۱۴</ref>؛ بیخبری که دشمن [[بیداری]] و [[دوراندیشی]] است<ref>غررالحکم، ۳۵</ref>؛ [[خشم]] و [[غضب]] که دشمن [[آدمی]] است<ref>غررالحکم، ۴۸</ref>؛ [[خودپسندی]] که دشمن درستی و سبب [[تباهی]] [[خرد]] است<ref>غررالحکم، ۴۹</ref>؛ [[هواپرستی]]<ref>همان، ۶۶</ref>؛ [[بخل]] که دشمن تمام خوبیها و مرکز تمام زشتیها و [[بدیها]] و فرومایگیهاست<ref>غررالحکم، ۱۰۴</ref>؛ غصب و [[شهوت]] که سختترین [[دشمنان]] هستند<ref>غررالحکم، ۲۰۳</ref>؛ [[دنیاطلبی]] و گرایش به [[دنیا]] که از مهمترین [[دشمنان]] [[آدمی]] در مسیر زندگی است<ref>غررالحکم، ۲۰۴</ref>.
| |
| *[[امام علی]] {{ع}} میفرماید: اگر [[بنده]] [[خدا]] مدت [[عمر]] و سرانجام خود را بنگرد، [[آرزو]] و [[غرور]] را دشمن دارد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۲۸</ref>. [[امام]] {{ع}} [[دنیا]] و [[آخرت]] را بهمثابه دو دشمن و دو راه گوناگون، چون طریق [[مشرق]] و [[مغرب]] یاد میکند. هر که [[دنیا]] را [[دوست]] بدارد، [[آخرت]] را دشمن خواهد داشت<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۰۰</ref>؛ شکمپرستی دشمن [[انسان]] است، زیرا برای پر کردن این شکم است که [[انسان]] کارهای [[حرام]] را مرتکب میشود<ref>غرر الحکم ۱/۳۴۳</ref> [[هوای نفس]] که موجب [[هلاکت]] [[آدمی]] است<ref>غرر الحکم، ۲/۷۲۷</ref>؛ پرهیز از خیرخواهی پنددهنده نیکخواه که دشمن درون [[آدمی]]<ref>نفس</ref> را به [[طغیان]] وامیدارد<ref>غرر الحکم، ۶۷۵</ref>.
| |
| *اما یکی از مهمترین موضوعهایی که [[امام]] {{ع}} به آن اشاره دارد، این است که گاهی [[انسان]] از درون با خویش [[دشمنی]] میورزد. [[امام]] نشانههایی را برمیشمرد تا [[انسانها]] در شرایطی متوجه این موضوع بشوند. از جمله این [[نشانهها]] آنکه: هرگاه دیدی که [[خداوند سبحان]] تو را از ذکر و یاد خودش دور ساخته البتّه تو را دشمن میدارد<ref>غررالحکم، ۳۱۳</ref>. [[نفس]] [[آدمی]] [[چاپلوسی]] میکنند و بهمثابه یک [[منافق]] در برابر [[انسان]] تظاهر میکند تا شخص را بقریبد. [[امام]] [[آدمی]] را متوجه این اغواگر درونی میکند و [[همکاری]] آن را با بزرگترین اغواگر بیرونی، [[ابلیس]]، به یاد میآورد. افزون بر این، [[آدمی]] ناخواسته نسبت به آنچه نمیداند بدبین است و آن را دشمن میدارد. از اینرو [[انسانها]] در مواردی [[نعمتهای الهی]] را نشناختهاند و [[شکرگزار]] آن نیستند. این امر، خود، [[دشمنی]] با [[خدا]] تلقی میشود و موجب از بین رفتن نعمتهای [[خداوند]] است. [[امام]] {{ع}} فرمود: دشمن نعمتهای [[خداوند سبحان]] نباشید و کفران [[نعمت]] نکنید<ref>غررالحکم، ۸۰۴</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 394- 397.</ref>.
| |
| | |
| == پرسشهای وابسته ==
| |
| | |
| == جستارهای وابسته ==
| |
| | |
| ==منابع==
| |
| * [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]؛
| |
| | |
| ==پانویس==
| |
| {{یادآوری پانویس}}
| |
| {{پانویس2}}
| |
| | |
| [[رده:امام علی]]
| |
| [[رده:دشمن]]
| |
| [[رده:مدخل نهج البلاغه]]
| |