|
|
| (۱۸۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۹ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{خرد}}
| | #تغییر_مسیر [[معاویة بن ابیسفیان]] |
| {{امامت}}
| |
| | |
| ==مقدمه==
| |
| *[[معاویه]]، [[فرزند]] [[ابوسفیان]]، بنیانگذار سلسله [[خلافت]] [[اموی]]، از [[دشمنان]] سرسخت [[امام علی]] {{ع}}، مردی مزور، نیرنگباز، حیلهگر و [[دنیاطلب]] و دارای رذایل [[اخلاقی]] بود. او هرگز در [[دل]] [[ایمان]] نیاورد و در برابر [[اسلام]] آوردن ظاهری پدرش، [[ابوسفیان]]، وی را با اشعاری مورد [[نکوهش]] قرار داد و مایه رسوایی و [[تباهی]] دانست. او برای وصول به اهداف دنیوی از هیچ عملی فروگذار نمیکرد. [[امام علی]] {{ع}} در مورد رفتارهای [[معاویه]] میفرماید: به [[خدا]] [[سوگند]]، [[معاویه]] از من زیرکتر نیست. او [[پیمانشکنی]] میکند و گنهکاری. اگر [[پیمانشکنی]] را ناخوش نمیداشتم، من زیرکترین [[مردم]] میبودم، ولی [[پیمانشکنان]]، گنهکارند و گنهکاران، نافرمان. هر [[پیمانشکنی]] را در [[روز قیامت]] پرچمی است که بدان شناخته شود<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۱</ref>.
| |
| *[[امام علی]] {{ع}} در [[تبیین]] شخصیت، نسبت و پیشینه او، از عبارت "آزادشدگان" و "[[فرزندان]] آزادشدگان" یاد میکند<ref>نک: نهج البلاغه، نامه ۲۸</ref>، یعنی کسانیکه پس از [[فتح مکه]] بهدست [[پیامبر]] مورد [[بخشش]] قرار گرفتند و در شرایطی که باید به [[اسارت]] درمیآمدند و اموالشان به [[غنیمت]] گرفته میشد، با رأفت [[اسلامی]] آزاد شدند. [[معاویه]] همانند پیشینیانش کینهای دیرین از [[بنیهاشم]] در [[دل]] داشت.
| |
| *[[امام علی]] {{ع}} در بیانی از این موضوع که [[نیت]] و علاقه درونی [[معاویه]] از بین بردن همه افراد [[بنیهاشم]] است، پردهبرداری میکند و [[دلیل]] این امر را خاموش کردن [[نور]] [[حق]] میداند. [[معاویه]] در راستای اهداف خود، [[دستور]] به [[جعل حدیث]] در [[سیره]] و [[تاریخ]] میداند. او از طعن و گفتار ناهنجار نسبت به [[رسول خدا]] {{صل}} ابایی نداشت. از اینرو برخی [[شارحان نهج البلاغه]]، مانند [[ابن ابی الحدید]]، او را در زمره [[ملحدان]] بهشمار میآورند.
| |
| ==[[معاویه]] در بیان [[پیامبر اکرم]] {{صل}}==
| |
| *[[پیامبر اکرم]] {{صل}} که بر مبنای [[علم الهی]] از شخصیت و اهداف او [[آگاه]] بود، در فرازهایی از گفتار خویش به معرفی و تشریح شخصیت او پرداخته است. از جمله فرمود وقتی او را دیدید که بر [[منبر]] [[خطبه]] میخواند، گردنش را بزنید. نیز هنگامیکه او را به همراه [[عمروعاص]] مشاهده کرد، فرمود که این دو هرگز برای خیر و [[صلاح]] با هم جمع نمیشوند.
| |
| ==[[معاویه]] در [[دوران خلفا]]==
| |
| *پس از [[رحلت پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[ماجرای سقیفه]]، [[ابوسفیان]] به دستگاه [[خلافت]] متمایل شد. دستگاه [[خلافت]] که از [[قدرت]] و نفوذ او [[آگاهی]] داشتند، برای دفع شر او، صدقاتی که در [[دوران پیامبر]] گرد آورده بود، به او بازگرداندند. از اینرو او به [[همکاری]] با دستگاه [[خلافت]] [[راضی]] شد. [[خلیفه اول]] [[فرزند]] ارشد او، [[یزید]] بن [[ابیسفیان]] را به [[ولایت]] [[دمشق]] [[منصوب]] کرد. بدینسان بنیاد [[خلافت]] [[امویان]] بهدست [[خلیفه اول]] پیریزی شد. در زمان [[خلیفه دوم]] [[یزید]] بن [[ابیسفیان]] درگذشت. [[خلیفه]] بنا بهپیشنهاد [[یزید]]، [[معاویه]] را به [[جانشینی]] او برگزید. [[معاویه]] بر [[شام]] تسلط یافت و با استفاده از سه عامل [[زر و زور]] [[تزویر]]، [[حکومت]] خود را در [[شام]] تثبیت کرد. در این دوران تمام نواحی [[شام]] زیرنظر [[حکومت]] او قرار گرفت. دوران [[خلیفه سوم]]، بهدلیل [[خویشاوندی]] [[خلیفه]] با [[امویان]]، دوران طلایی [[حکومت]] [[معاویه]] بهحساب میآید. در این دوره افزون بر [[دمشق]]، سایر ولایات [[شامات]]، شامل [[سوریه]]، [[فلسطین]]، [[اردن]] و لبنان امروزی در قلمرو حکومتی [[معاویه]] قرار گرفت. او در زمان [[عثمان]]، [[اختیار]] تام یافت. در سایه نیروی [[نظامی]] و برخورداری از درآمدهایی که در اثر [[جنگها]] و [[غنایم]] بهدست آمده بود، [[معاویه]] [[حکومت]] خود را استحکام بخشید. با وجود حمایتهایی که [[خلیفه سوم]] نسبت به او داشت، اما هنگام محاصره خانه او، در حالیکه از [[معاویه]] درخواست کمک کرده بود، از [[حمایت]] و کمک به او خودداری کرد، زیرا کشته شدن [[خلیفه]] را گامی در جهت وصول به آرزوی دیرین خود، یعنی [[خلافت]]، میدانست. پس از [[قتل عثمان]]، همسرش پیراهن خونی او را برای [[معاویه]] فرستاد تا بدین وسیله انگیزه وی در [[فریب]] و تحمیق [[مردم]] شامل جامه عمل بپوشد. [[امام علی]] {{ع}} در نامهای خطاب به او مینویسد که به [[خدا]] قسم [[عثمان]] را کسی جز تو نکشت. نیز در فرازی دیگر مینویسد زمانی به [[یاری]] او میشتافتی که به [[نعمت]] باشد و زمانی او را [[خوار]] میکردی که باز به نفعت باشد.
| |
| ==[[معاویه]] در [[دوران امام علی]] {{ع}}==
| |
| *[[امام علی]] {{ع}} در شروع دوران [[حکومت]] خویش، دست به اصلاحاتی دامنگستر در سطح [[حکومت]] زد. یکی از [[اصلاحات]] مهم [[عزل]] [[کارگزاران]] [[اموی]] و بهکارگیری کارگزارانی بود که صلاحیت لازم را داشته باشند. از اینرو [[معاویه]] با [[امام]] [[بیعت]] نکرد و در تمام دوران [[حکومت امام]]، به کارشکنی و [[مبارزه]] با [[امام]] پرداخت. [[دشمنی]] او با [[امام]] از سویی ریشه در [[دشمنی]] او با [[آیین اسلام]] و مشی عدالتمحور و از دیگر سو، ریشه در کینهای دیرینه از شخص [[امام]] دارد.
| |
| *[[معاویه]] به [[حیلهگری]] و مکر همراه با بیتقوایی و روشهای ضد انسانی با [[امام]] روبهرو شد. نقش او در [[جنگ جمل]] و تحریک خونخواهان [[عثمان]] و تطمیع آنها نقشی بارز بود. [[جنگ صفین]] را نیز بهطور مستقیم، او به راه انداخت که به ماجرای [[حکمیت]] انجامید. نتیجه [[حکمیت]]، پیدایش [[خوارج]] بود که مشکلات عدیدهای برای [[امام]] آفرید و به [[جنگ نهروان]] انجامید. [[معاویه]] همواره با [[مشورت]] مشاور حیلهگر خود، [[عمرو عاص]] علیه [[حکومت امام]] توطئهچینی میکرد. از دیگر سو، [[غفلت]] و [[سستی]] [[مردمان]] در [[یاری امام]]، روزبهروز بر جسارت او میافزود و نیروی [[امام]] رو به ضعف میگذاشت. [[امام]] {{ع}} در فرازهایی [[مردمان]] را نسبت به [[حکومت]] خطرناک [[معاویه]] هشدار میدهد<ref>نک: نهج البلاغه، خطبه ۵۷</ref>؛ نیز خبر از [[ستمگری]] و [[فساد]] آنها میدهد<ref>نک: نهج البلاغه، خطبه ۹۸</ref> و فتنههای آنها را بر [[مردمان]] بازگو میکند<ref>نک: نهج البلاغه، خطبه ۹۳</ref>. سرانجام با [[شهادت امام علی]] {{ع}} که البته ردپای [[معاویه]] نیز در آن وجود دارد، زمینه رؤیای او بر [[خلافت]] [[مسلمانان]] به واقعیت پیوست و او به مدت بیست سال بر مسند [[خلافت]] تکیه زد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 727-729.</ref>.
| |
| | |
| == پرسشهای وابسته ==
| |
| | |
| == جستارهای وابسته ==
| |
| | |
| ==منابع==
| |
| * [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']]؛
| |
| | |
| ==پانویس==
| |
| {{یادآوری پانویس}}
| |
| {{پانویس2}}
| |
| | |
| [[رده:مدخل]]
| |
| [[رده:معاویة بن ابی سفیان]]
| |
| [[رده:مدخل نهج البلاغه]]
| |
| [[رده:اعلام]]
| |