(۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱:
خط ۱:
{{خرد}}
#تغییر_مسیر [[هاشم بن عتبة بن ابی وقاص]]
{{امامت}}
==مقدمه==
*'''هاشم بن عتبه'''، مکنا به ابوعمرو، از [[مردان نیک]] و [[جنگاوری]] [[شجاع]]، [[صحابی پیامبر]] و در زمره [[یاران خاص امام علی]] {{ع}} بود. او در جریان [[فتح مکه]] [[اسلام]] آورد. در [[جنگ]] یرموک به درجه [[جانبازی]] از [[ناحیه]] چشم نایل شد. در [[نبرد]] قادسیه نیز حضوری مؤثر داشت. پس از [[عثمان]]، [[ابوموسی اشعری]] را به [[بیعت با امام]]، بهعنوان بهترینِ [[امت]]، [[دعوت]] کرد. چون [[ابوموسی]] از این موضوع رفت، خود، دستش را روی دست دیگر گذاشت و تمثیلوار با [[امام]] [[بیعت]] کرد و شعری به این مضمون سرود: "با [[علی]] [[بیعت]] میکنم و به کسی اهمیت نمیدهم، از [[حاکم]] [[اشعری]] نمیترسم. با [[علی]] [[بیعت]] میکنم، زیرا میدانم که [[خدا]] و پیامبرش را [[خشنود]] میسازم." از اینرو در زمان [[خلافت امام علی]] {{ع}} به او پیوست و همواره در [[خدمت]] [[امام]] {{ع}} قرار گرفت. او در [[جنگ جمل]] و [[صفین]] در رکاب [[امام علی]] {{ع}} حضور داشت. خطابههای رسای او در [[مناقب]] [[امام علی]] {{ع}} و [[افشاگری]] [[سیرت]] ناپسند [[امویان]] در [[تاریخ]] ضبط است ([[ابن ابی الحدید]]). او در [[جنگ صفین]] [[فرماندهی سپاه]] [[پیادهنظام]] [[بصره]] را بر عهده داشت.
از او [[نقل]] است که در جریان [[صفین]] خطاب به [[امام]] میگوید: "ای [[امیرمؤمنان]]، ما را بهسوی این [[قوم]] حرکت بده که [[کتاب خدا]] را کنار نهادند و با [[مردم]] مخالف رضای [[خدا]] عمل کردند. [[حرام]] [[خدا]] را [[حلال]] و [[حلال]] او را [[حرام]] کردند. [[شیطان]] بر آنها مسلط شد... تو ای [[امیرمؤمنان]] نزدیکترین [[خویشاوند]] [[پیامبری]] و سابقهدارترین [[مردم]] در [[اسلام]]. آنها نیز همانند ما میدانند. اما آنها نگون بختاند و [[هوای نفس]] بر آنها چیره شده است. دستان ما در [[اطاعت]] تو گشوده شده و دلهای ما به [[خیرخواهی]] تو گشاده و جانهای ما برای [[یاری]] تو در برابر [[دشمنان]]، شادمان است. به [[خدا]] [[سوگند]]، [[دوست]] ندارم هر آنچه در [[زمین]] و [[آسمان]] نهفته، از آنِ من باشد، اما با دشمنت [[دوستی]] گزینم یا با دوستت [[دشمنی]] ورزم."
*هاشم بن عتبه در [[نبرد صفین]] به [[شهادت]] رسید. [[امام علی]] {{ع}} به [[درایت]] و [[شجاعت]] او [[ایمان]] داشت. هنگامی که [[محمد بن ابیبکر]] به [[شهادت]] رسید، فرمود: نظرم این بود که زمام [[مصر]] را به دست هاشم بن عُتبه بسپارم و اگر چنین کرده بودم، [[مصر]] سقوط نمیکرد و به آنها فرصت ترکتازی نمیداد. البته [[محمد بن ابیبکر]] را [[سرزنش]] نمیکنم، که او را [[دوست]] میداشتم و دستپروردم بود<ref>نهج البلاغه، خطبه ۶۸</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 895-896.</ref>.