|
برچسب: تغییر هدف تغییرمسیر |
| (۳۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{ویرایش غیرنهایی}}
| | #تغییر_مسیر [[احمد بن اسحاق بن عبدالله اشعری قمی]] |
| {{مهدویت}}
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون [[امام مهدی]]{{ع}} است. "'''امام مهدی'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[امام مهدی در قرآن]] | [[امام مهدی در حدیث]] | [[امام مهدی در کلام اسلامی]]</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[امام مهدی (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
| |
| | |
| '''احمد بن اسحاق قمی''' از افراد مورد اعتماد [[امام عسکری]]{{ع}} و وکلای [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} او بزرگ [[شیعیان]] [[قم]] و از [[اصحاب]] [[امام جواد]]، [[امام هادی]] و [[امام عسکری]]{{عم}} بود<ref>ر. ک: احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ص ۹۱، رقم ۲۲۵؛ شیخ طوسی، رجال الطوسی، ص ۳۷۳، رقم ۵۵۲۶</ref>. او، زمان [[امام عسکری]]{{ع}} به دیدن [[امام مهدی|حضرت صاحب الزّمان]]{{ع}} شرفیاب شد او از وکلای [[حضرت عسکری]]{{ع}} و [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} بود<ref> ر. ک: [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، باب ۴۳، ش ۱۶.</ref>.
| |
| | |
| ==مقدمه==
| |
| *در [[خاندان]] [[امامت]] از [[شأن]] و مرتبه والایی نیز برخوردار بود. [[احمد بن اسحاق]] گوید: بر [[امام عسکری]]{{ع}} وارد شدم و خواستم از [[جانشین]] پس از وی پرسش کنم؛ او آغاز [[سخن]] کرد و فرمود: "ای [[احمد بن اسحاق]]! خدای سبحانه و تعالی از زمان [[حضرت آدم]]{{ع}} [[زمین]] را خالی از [[حجّت]] نگذاشته است و تا [[روز قیامت]] نیز از [[حجّت]] خالی نخواهد گذاشت. به واسطه او بلا را از اهل [[زمین]] دفع میکند و باران میفرستد و برکات [[زمین]] را بیرون میآورد. پرسیدم: ای [[فرزند]] [[رسول خدا]]! [[امام]] و [[جانشین]] پس از شما کیست؟. حضرت شتابان برخاست و داخل خانه شد و سپس برگشت، در حالی که بر شانهاش کودکی سه ساله بود که صورتش مانند ماه شب چهارده میدرخشید. پس فرمود: ای [[احمد بن اسحاق]]! اگر نزد خدای سبحانه و تعالی و حجّتهای او گرامی نبودی، این فرزندم را به تو نمینمودم. او هم نام و هم کنیه [[رسول خدا]]{{صل}} است، کسی است که [[زمین]] را پر از عدل وداد میکند؛ همچنانکه پر از [[ظلم]] و [[جور]] شده باشد. ای [[احمد بن اسحاق]]! مثل او در این امّت، مثل [[خضر]] و [[ذوالقرنین]] است، او غیبتی طولانی خواهد داشت که هیچکس در آن [[نجات]] نمییابد، مگر کسی که خدای سبحانه و تعالی او را در [[اعتقاد]] به [[امامت]] ثابت بدارد و در [[دعا]] به [[تعجیل فرج]] موفّق سازد. پرسیدم: ای مولای من! آیا نشانهای هست که قلبم بدان آرام گیرد؟. آن کودک به زبان عربی فصیح به [[سخن]] درآمد و فرمود: من بقیت اللّه در [[زمین]] [[خدا]] هستم و [[منتقم]] از [[دشمنان]] اویم، ای [[احمد بن اسحاق]]! پس از مشاهده، جستجوی نشانه مکن<ref>{{عربی|"أَنَا بَقِيَّةُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ الْمُنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِهِ فَلَا تَطْلُبْ أَثَراً بَعْدَ عَيْنٍ يَا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاق"}}</ref> شاد و خرّم بیرون آمدم و فردای آن روز نزد [[امام عسکری]]{{ع}} بازگشتم و گفتم: ای [[فرزند]] [[رسول خدا]]! شادی من به واسطه منّتی که بر من نهادید، بسیار است. بفرمایید آن سنّتی که از [[خضر]] و [[ذو القرنین]] دارد چیست؟. فرمود:ای [[احمد]]! [[غیبت طولانی]]. گفتم: ای [[فرزند]] [[رسول خدا]]! آیا [[غیبت]] او به طول خواهد انجامید؟ فرمود: به [[خدا]] سوگند! چنین است. تا به اندازهای که بیشتر معتقدان به او بازگردند و باقی نماند، مگر کسی که خدای سبحانه و تعالی [[عهد]] و [[پیمان]] [[ولایت]] ما را از او گرفته و [[ایمان]] را در دلش نگاشته و با روحی از جانب خود مؤید کرده باشد. ای [[احمد بن اسحاق]]! این امری از [[امر الهی]] و [[رازی]] از رازهای [[خداوند]] و غیبی از [[غیب]] [[پروردگار]] است. آنچه به تو دادم، بگیر و [[پنهان]] کن و از سپاسگزاران باش، تا فردا با ما در علّیین باشی<ref> {{عربی|" إِي وَ رَبِّي حَتَّى يَرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ أَكْثَرُ الْقَائِلِينَ بِهِ وَ لَا يَبْقَى إِلَّا مَنْ أَخَذَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَهْدَهُ لِوَلَايَتِنَا وَ كَتَبَ فِي قَلْبِهِ الْإِيمَانَ وَ أَيَّدَهُ بِرُوحٍ مِنْهُ يَا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ هَذَا أَمْرٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ سِرٌّ مِنْ سِرِّ اللَّهِ وَ غَيْبٌ مِنْ غَيْبِ اللَّهِ فَخُذْ ما آتَيْتُكَ وَ اكْتُمْهُ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ تَكُنْ مَعَنَا غَداً فِي عِلِّيِّينَ"}}؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۸۴، باب ۳۸، ح ۱</ref>
| |
| *[[احمد بن اسحاق]] در یکی از سفرها چون به شهر [[حلوان]] رسید، [[بیمار]] شد و آنجا [[وفات]] یافت. همراهانش او را در کفنی که [[حضرت امام حسن عسکری]]{{ع}} یا [[حسین بن روح]] - بنا به [[اختلاف]] روایات- برایش فرستاده بودند، [[کفن]] کرده و همانجا به خاک سپردند<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۳۷ -۳۹.</ref>.
| |
| ==احمد بن اسحاق قمی در موعودنامه==
| |
| *اسم او "[[احمد بن اسحاق]] بن [[عبد الله]] بن سعد بن مالک احوص [[اشعری]] قمی" و کنیهاش "ابو [[علی]]" است. از شخصیتهای معتبر و [[معتمد]] و موثق [[شیعه]] [[قم]] و رابط میان [[مردم]] [[قم]] و حضرات [[ائمه]] {{عم}} و از [[امام جواد]] و [[امام هادی]] {{عم}} [[حدیث]] [[نقل]] نموده و از خاصان [[امام عسکری]] {{ع}} بوده و حضرت [[امام مهدی|ولی عصر]] {{ع}} را ملاقات کرده است. او مردی جلیل القدر و عظیم الشأن بوده که توسط "[[حسین بن روح]]" -نایب خاص [[امام مهدی|امام عصر]] {{ع}}- جهت رفتن به [[حج]]، از حضرت اجازه گرفت و حضرت در اجازهای که به وی داد از مرگش نیز خبر داد و در بازگشت از [[حج]]، در منزل [[حلوان]] بدرود حیات گفت<ref>بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۲۸۶. </ref>.
| |
| * [[اشعریان]]، خاندانی عربتبار از [[مردم]] [[قم]] بودند که به [[تشیع]] معروف بودند. از میان آنها رجال و [[دانشمندان]] [[شیعی]] فراوانی برخاستهاند. این [[خاندان]] اصلا از اعراب [[قحطانی]] [[یمن]] بودند و چون جدّ اعلای ایشان به نام ادریه، هنگام زادن، سر پرمو داشت به "اشعر" -یعنی پرمو- شهرت یافت و این نام در [[فرزندان]] او ماند. نخستین کسی از اشعریان که به [[آیین]] [[اسلام]] درآمد، مالک بن عامر بود که در [[مدینه]] به حضور [[پیامبر خاتم|پیغمبر]] {{صل}} رسید و در [[اسلام]]، پایگاهی بلند یافت. از [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} روایاتی در [[مدح]] [[نیکان]] آنها آمده است؛ از جمله: "[[خداوند]]، اشعریان را از [[خرد]] و کلان بیامرزد".
| |
| * شمار [[محدثان اشعری]] چندان زیاد بوده که تعداد آنان را بیش از صد تن دانستهاند و بسیاری از ایشان، با حضرات [[ائمه]] {{عم}} در تماس بوده و بیواسطه از آنها [[حدیث]] [[نقل]] میکردهاند؛ چنان که [[دوازده تن]] از [[فرزندان]] [[سعد بن عبد الله اشعری]]، در شمار [[راویان حدیث]] از [[امام صادق]] {{ع}} بودهاند<ref>معارف و معاریف، ج ۲، ص ۲۴۷. </ref>.
| |
| * [[احمد بن اسحاق]] میگوید: به محضر [[امام عسکری|امام حسن عسکری]] {{ع}} مشرف شدم، میخواستم که از ایشان سؤال کنم که [[جانشین]] پس از آن [[امام همام]] {{ع}} کیست؟ بدون اینکه سؤال خود را مطرح کنم، حضرت {{ع}} خود فرمودند: ای [[احمد بن اسحاق]]! [[خداوند]] از زمان [[خلقت]] [[آدم]] {{ع}} تاکنون، [[زمین]] را از [[حجت]] خالی نگذاشته و تا [[قیامت]] نیز چنین خواهد بود تا به واسطه او بلا از اهل [[زمین]] دور مانده و باران نازل شود و [[زمین]] [[برکات]] خود را خارج کند. عرض کردم: ای [[فرزند]] [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]! [[امام]] و [[خلیفه]] بعد از شما کیست؟ آنگاه [[امام عسکری|امام حسن عسکری]] {{ع}} از جا برخاستند و وارد اطاقی شدند و در حالی که پسربچهای را که سه سال بیشتر نداشت در آغوش داشتند، خارج شدند. در حالی که چهره آن طفل چون ماه شب چهارده میدرخشید، فرمودند: ای [[احمد بن اسحاق]]! اگر نبود کرامتی که در نزد [[خدا]] و [[حجج الهی]] داشتی، فرزندم را به تو نشان نمیدادم. او همنام و همکنیه [[پیامبر خاتم|رسول الله]] {{صل}} است و [[زمین]] را آنگاه که از [[ظلم]] و [[جور]] انباشته شده باشد، پر از [[عدل و داد]] میکند. ای [[احمد بن اسحاق]]! او در این [[امت]] مانند [[حضرت خضر]] {{ع}} و [[ذی القرنین]] میباشد. [[خداوند]] او را از دیدهها [[غایب]] میکند و هیچکس غیر از آنها که بر [[عقیده]] به [[امامت]] ثابتند و برای تعجیل در فرجش [[دعا]] میکنند، از مهلکه [[غیبت]] او رهایی نمییابند. عرض کردم: مولا [[جان]]! آیا علامتی هست که قلبم به آن [[اطمینان]] پیدا کند؟ در این هنگام آن پسربچه به زبان عربی فصیح گفت: من [[بقیة الله]] در [[زمین]] هستم و انتقامگیرنده از [[دشمنان]] [[خدا]]، پس بعد از اینکه به عینه مشاهده کردی، علامتی را جستجو مکن! آن روز خوشحال و شاد از محضر [[امام]] {{ع}} خارج شدم. فردا دوباره به حضور [[امام]] {{ع}} شرفیاب شدم و عرض کردم: ای [[فرزند]] [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} بسیار از آنچه به من ارزانی فرمودید، مسرور شدم. اما آن سنّت جاریهای که فرمودید از [[خضر]] {{ع}} و [[ذی القرنین]] در ایشان موجود است، چیست؟ فرمودند: [[غیبت طولانی]] اوست. عرض کردم: مگر [[غیبت]] او باید طولانی شود؟ فرمودند: آری، قسم به [[خدا]] آنقدر طولانی که اکثر آنهایی که قائل به وجود او خواهند بود، از [[عقیده]] خود بازخواهند گشت و جز آنهایی که [[خداوند]] از آنها به [[ولایت]] ما [[پیمان]] گرفته است و [[ایمان]] را در قلبشان تثبیت نموده است و آنها را به روحی از [[ناحیه]] خویش تأیید فرموده، کسی در این [[اعتقاد]] باقی نمیماند. ای [[احمد بن اسحاق]]! این امری است از امر [[خدا]] و سرّی است از [[اسرار]] [[خدا]] و غیبی است از [[غیب]] [[خدا]]. آنچه را که به تو دادم بگیر و [[پنهان]] دار و از شاکرین باش و فردای [[قیامت]] در اعلی علیین در کنار ما باش!<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۳ و ۲۴</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۷۵.</ref>.
| |
| | |
| ==پرسشهای وابسته==
| |
| * [[امام حسن عسکری درباره جانشین بعد از خود چه فرموده است؟ (پرسش)]]
| |
| * [[وکلای امام مهدی چه کسانی هستند؟ (پرسش)]]
| |
| | |
| == جستارهای وابسته ==
| |
| {{:فرهنگنامه مهدویت (نمایه)}}
| |
| | |
| ==منابع==
| |
| * [[پرونده:134491.jpg|22px]] [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|'''فرهنگنامه مهدویت''']].
| |
| * [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']].
| |
| | |
| ==پانویس==
| |
| {{یادآوری پانویس}}
| |
| {{پانویس2}}
| |
| {{امام مهدی}}
| |
| {{یاران امام هادی}}
| |
| {{یاران امام عسکری}}
| |
| {{یاران امام مهدی}}
| |
| | |
| [[رده:امام مهدی]]
| |
| [[رده:احمد بن اسحاق قمی]]
| |
| [[رده:مدخل فرهنگنامه مهدویت]]
| |
| [[رده:مدخل موعودنامه]]
| |
| [[رده:اعلام]]
| |
| [[رده:اتمام لینک داخلی]]
| |