|
|
| (۱۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{خرد}}
| | #تغییر_مسیر [[حضرت سلیمان علیه السلام]] |
| {{امامت}}
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">مدخلهای وابسته به این بحث:</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[حضرت سلیمان در قرآن]] | [[حضرت سلیمان در حدیث]] | [[حضرت سلیمان در نهج البلاغه]] | [[حضرت سلیمان در معارف دعا و زیارات]] | [[حضرت سلیمان در کلام اسلامی]] | [[حضرت سلیمان در اخلاق اسلامی]]</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[حضرت سلیمان (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
| |
| | |
| ==مقدمه==
| |
| *حضرت سلیمان {{ع}} [[فرزند]] و [[جانشین]] [[حضرت داوود]] {{ع}} و از [[انبیای بزرگ]] [[الهی]] در میان [[قوم]] [[بنیاسرائیل]] بود. وی همانند پدرش، علاوه بر [[مقام نبوت]]، [[حکومت]] و [[سلطنت]] نیز داشت. [[خداوند]] در رؤیای شبانه به وی فرمود: "ای [[سلیمان]]! هرچه میخواهی بخواه که به تو عطا میشود." آن [[حضرت]] [[حکمت]] را طلبید. [[خدای تعالی]] [[دولت]] و [[احترام]] را نیز بر آن افزود. [[حکمت]] او چنان در [[مشرق]] [[زمین]] معروف شد که مهتران از جمله ملکه سبأ را به پایتخت او کشاند.
| |
| *[[حضرت داوود]] {{ع}} با کشتن جالوت، [[طاغوت]] زمان خویش، [[حکومت]] را به دست گرفت و حضرت سلیمان {{ع}} را برای [[نبوت]] و [[خلافت]] بعد از خود به [[مردم]] معرفی کرد، ولی آنها به بهانه [[جوان بودن]] [[حضرت سلمان]] {{ع}} از [[اطاعت]] او سر باز زدند. [[حضرت سلمان]] {{ع}} مخفیانه به [[تبلیغ]] [[دین]] پرداخت و پس از مدتی با [[امداد غیبی]] به [[قدرت]] عظیمی دست یافت که همه موجودات در [[خدمت]] او قرار گرفتند. حضرت سلیمان یکی از [[پیامبران الهی]] است که از طرف [[پروردگار]] در این [[دنیا]] دارای [[حکومت]] و [[سلطنت]] بسیار وسیع و با عظمتی بود تا آنجا که چنین سلطنتی برای هیچکس بعد از او پیدا نشد. [[سلیمان]] با قدرتی [[الهی]] [[حکومت]] را در دست گرفت و این سندی شد تا [[مردم]] بدانند که [[خداوند]] میتواند [[اولیا]] و [[پیامبران]] خود را با [[قدرت]] خودش به [[حکومت]] برساند، ولی آن را به [[اختیار]] و [[انتخاب مردم]] واگذارده است، تا آنها را در [[دنیا]] [[آزمایش]] کند. بخشهایی از زندگانی این [[پیامبر بزرگ الهی]] در [[قرآن کریم]] و [[اخبار]] و [[روایات اسلامی]] بازگو شده است.
| |
| *در [[قرآن کریم]]، هفده بار از [[سلیمان]] نام برده شده و آمده است که [[سلیمان]] نام برده شده و آمده است که [[سلیمان]] [[پیامبر]] [[علم]] و [[حکمت]] بود و [[جن]] و انس و پرندگان و حیوانات و باد و حتی شیاطین مسخر و تحت [[فرمان]] او بودند. [[خداوند]] به او منطقالطیر و زبان [[فهم]] حیوانات را ارزانی فرمود و او با هدهد و مورچه سخن میگفت. داستان هدهد و [[سلیمان]] و [[سلیمان]] و مور در [[قرآن]] ذکر شده است. همچنین از [[قضاوت]] خردمندانه او درباره از بین رفتن علفهای تاکستان مردی از [[بنیاسرائیل]] بهوسیله گوسفندان مردی دیگر سخن به میان آمده است. میگویند وی انگشتری داشت که [[اسم اعظم]] بر آن نقش بسته بود و بسیاری از کارها را با آن سامان میبخشید. در [[تاریخ]] و [[ادبیات]] از [[انگشتر سلیمان]] سخنهای زیادی گفته شده است. از دیگر حوادث [[زندگی]] این [[پیامبر]] بزرگ ماجرای او با ملکه سبأ و نیز بنای ساختمان [[بیت المقدس]] است.
| |
| *حضرت سلیمان سرانجام در ۵۵ سالگی در حالیکه بر عصای خود تکیه داده بود و از درون قصر به رژه [[لشکریان]] خود مینگریست [[جان]] به [[جان]] آفرین [[تسلیم]] کرد و مدتی اینچنین پابرجا بود تا اینکه موریانهای عصای وی را جوید و پیکر بیجان [[سلیمان]] نقش بر [[زمین]] شد. او را در [[بیت المقدس]] در کنار پدرش [[داوود]] [[نبی]] به [[خاک]] سپردند.
| |
| *[[سلیمان]] سازنده "[[بیت المقدس]]" و "هیکل –معبد [[بیت المقدس]]" بود. او از اتمام ساختمان [[بیت المقدس]] با گروهی به [[مکه]] رفت و [[حج]] [[خانه خدا]] را انجام داد. [[روایت]] است که [[سلیمان]] با آن [[پادشاهی]] عظیم، در کمال [[زهد]] و بیاعتنایی به [[دنیا]] [[زندگی]] کرد. خوراکش نان جو بود، لباسی از مو میپوشید و شبها را به [[عبادت]] میگذراند و روزها را [[روزه]] میگرفت.
| |
| *[[خداوند]] به حضرت سلیمان {{ع}} نعمتهای فراوان عطا فرمود. [[قرآن کریم]] میفرماید: "باد را به تسخیر [[سلیمان]] درآوردیم." بعضی از دیوها و جنیان نیز در [[اختیار]] او بودند تا از آنها در کارهای دشوار استفاده کند. افزون بر این، [[سلیمان]] زبان پرندگان را میدانست و از نواها و نالههای آنها [[آگاه]] بود. [[سلیمان]] به کمک جنیان، قصری با [[شکوه]] ساخت و آن را مرکز حکمرانی خود قرار داد. مجموعه امکانات و [[توانمندی]] حکومتی حضرت سلیمان بهگونهای بینظیر و چشمگیر بود که به فرموده [[امام علی]] {{ع}} اگر کسی راهی برای زندگانی جاویدان در این [[دنیا]] مییافت و میتوانست با [[مرگ]] [[مبارزه]] کند، این شخص حتما [[سلیمان]] بن [[داوود]] بود، زیرا [[خداوند]] [[حکومت]] بر [[جن]] و انس را همراه [[نبوت]] و [[مقام]] بلند و [[قرب]] و [[منزلت]] [[الهی]] به او عطا کرده بود. [[امام]] {{ع}} در کلامی ضمن سفارش به [[تقوا]] و پندپذیری از [[تاریخ]] به حضرت سلیمان اشاره میکند و میفرماید: ای [[بندگان خدا]]! شما را به پروای از [[خدا]] سفارش میکنم؛ همو که بر شما جامه پوشاند و وسایل زندگیتان را فراهم ساخت. اگر کسی وسیلهای برای همیشه ماندن یا راهی برای دور ساختن [[مرگ]] داشت، همانا [[سلیمان]] بن [[داوود]] بود که [[خداوند]]، همراه [[پیامبری]] و جایگاهی عظیم، [[حکومت]] بر [[جن]] و انسْ را به او داده بود. چون روزیِ مقدّرش را برگفت و مدّتش سرآمد، کمانِ نیستی با تیرهای [[مرگ]]، او را [[هدف]] قرار داد و [[زمین]] از او تهی شد، خانهها خالی و رها ماندند و به [[ارث]] به گروهی دیگر رسیدند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۸۲</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 468- 470.</ref>.
| |
| | |
| == پرسشهای وابسته ==
| |
| | |
| == جستارهای وابسته ==
| |
| | |
| ==منابع==
| |
| * [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
| |
| | |
| ==پانویس==
| |
| {{یادآوری پانویس}}
| |
| {{پانویس2}}
| |
| | |
| [[رده:امام علی]]
| |
| [[رده:حضرت سلیمان]]
| |
| [[رده:مدخل نهج البلاغه]]
| |