|
|
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{ویرایش غیرنهایی}}
| | #تغییر_مسیر [[شهادت امام علی]] |
| {{امامت}}
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون [[امام علی]]{{ع}} است. "'''امام علی'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[امام علی در قرآن]] | [[امام علی در حدیث]] | [[امام علی در کلام اسلامی]]</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[امام علی (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
| |
| | |
| ==شب نوزدهم==
| |
| [[الإرشاد (کتاب)|الإرشاد]]: [[نقل]] شده که [[علی]]{{ع}} آن شب بیدار بود. زیاد بیرون میآمد و به [[آسمان]] نگاه میکرد و میگفت: "به [[خدا]] نه [[دروغ]] گفتهام و نه به من [[دروغ]] گفتهاند. این همان شبی است که به آن وعدهام دادهاند". سپس به رختخواب برمیگشت. چون سپیده زد، کمربندش را بست و بیرون شد، در حالی که میگفت: "کمربندت را برای [[مرگ]] محکم ببند که مرگْ تو را [[دیدار]] خواهد کرد. و از [[مرگ]] نترس و بیتابی مکن آن گاه که بر تو وارد شود". چون به حیاط خانه بیرون شد، مرغابیانْ جلوی او آمدند و به روی او بانگ برآوردند. آنها را دور میکردند. [[حضرت]] فرمود: "مرانیدشان که نوحهگرند!". سپس بیرون رفت و ضربت خورد<ref>الإرشاد، ج ۱، ص ۱۶.</ref>.
| |
| ==سپیدهدم نوزدهم==
| |
| [[تاریخ الطبری (کتاب)|تاریخ الطبری]]- به [[نقل]] از [[محمد بن حنفیه]]-: به [[خدا]] [[سوگند]]، من نیز در آن شبی که [[علی]]{{ع}} در [[مسجد]] بزرگ [[کوفه]] ضربت خورد، [[نماز]] میخواندم، در بین مردان بسیاری از اهل [[شهر]]، که نزدیک طاقنماز میخواندند و همگی در حال [[قیام]] و [[رکوع]] و [[سجود]] بودند و از اول شب تا آخر آن خسته نمیشدند، که [[علی]]{{ع}} برای [[نماز صبح]] خارج شد. ندا میداد: "ای [[مردم]]، [[نماز]]! [[نماز]]!". نمیدانم از زیر آن طاق بیرون آمد و این سخنان را گفت یا نه! چشمم به درخششی افتاد و شنیدم که: [[حکومت]] از آنِ خداست، ای [[علی]]، نه برای تو و نه برای یارانت! شمشیری دیدم و [[شمشیر]] دیگری، و آنگاه شنیدم که [[علی]]{{ع}} میگفت: "این مرد از چنگتان نگریزد!". [[مردم]] از هر سو به طرف او حمله آوردند. چیزی نگذشت که [[ابن ملجم]] دستگیر شد و او را نزد [[علی]]{{ع}} آوردند. من نیز همراه [[مردم]] وارد شدم. شنیدم که [[علی]]{{ع}} میگفت: "[[جان]] در مقابل [[جان]]! اگر من مُردم، او را بکشید، آن گونه که او مرا کشت و اگر زنده ماندم، خودم ببینم چه میکنم"<ref>تاریخ الطبری، ج ۵، ص ۱۴۶.</ref>.
| |
| ==به خدای [[کعبه]]، [[رستگار]] شدم==
| |
| [[امام علی]]{{ع}}- چون [[ابن ملجم]] بر او ضربت زد-: به خدای [[کعبه]] [[سوگند]]، [[رستگار]] شدم!<ref>{{متن حدیث|الإمام علی{{ع}}- لَما ضَرَبَهُ ابنُ مُلجَمٍ-: فُزتُ ورَب الکعبَةِ}} (خصائص الأئمة{{عم}}، ص ۶۳).</ref> چرا [[امام]] {{ع}}، خود را در معرض کشته شدن قرار داد
| |
| | |
| بر پایه متون [[تاریخی]] و [[حدیثی]]- که بخشی از آنها گذشت- بیتردید، [[امام علی]]{{ع}} از [[شهادت]] خود خبر داشت، [[تاریخ]] آن را میدانست و [[قاتل]] خود را نیز میشناخت، و حتی برخی از [[خواص]] آن [[حضرت]] نیز از این جریان مطلع بودند<ref>ر.ک: الإرشاد، ج ۱، ص ۳۲۲.</ref>. از اینرو، این پرسش قابل طرح است که: چرا [[امام]]{{ع}} خود را در معرض کشته شدن قرار داد؟ آیا او [[مکلف]] نبود که از [[قتل]] خود پیشگیری کند، تا [[امت اسلامی]] از [[برکات]] وجود او بیشتر بهره ببرند؟ و آیا رفتن [[امام]]{{ع}} به [[مسجد]] در شبی که میداند [[ترور]] خواهد شد، افکندن [[نفس]] در مهلکه نیست؟ این پرسش درباره سایر [[امامان]] از [[اهل بیت]]{{عم}} نیز وجود دارد که: اگر آنان از چگونگی [[شهادت]] خود خبر داشتند، چرا از آن پیشگیری نمیکردند؟
| |
| | |
| '''مبادی [[علم امام]]'''{{ع}}: پیش از آن که به پاسخ پرسشهای مذکور بپردازیم، لازم است به سؤال دیگری جواب دهیم که: اصولًا [[ائمه]]{{عم}} از کجا میدانستند که چگونه [[شهید]] میشوند؟ پاسخ تفصیلی این پرسش را در کتاب أهل البیت فی الکتاب والسنة تحت عنوان: "مبادی علومهم" آوردهایم و پاسخ اجمالی آن این است که مبادی دانشهای متنوع و گسترده [[اهل بیت]]{{عم}} عبارت است از: [[آموزش]] [[پیامبر اسلام]] (که از طریق [[امام علی]]{{ع}} به همه آنان منتقل شده است)، کتب [[انبیای الهی]]، [[کتاب امام علی]]{{ع}}، [[مصحف فاطمه]]{{س}}، کتاب جَفْر، کتاب [[جامعه]]، و [[الهام]]. و بر اساس متونی که در فصل چهارم همان بخش آوردهایم، [[امامان]] [[اهلبیت]]، از طرقی که بدانها اشارت رفت، آنچه را که میخواستند بدانند، میدانستند.
| |
| چرا [[امام]]{{ع}}، خود را در معرض کشته شدن قرار داد؟ برای توجیه پیشگیری نکردن [[امامان]] از [[شهادت]] خود (با اینکه از آن مطلع بودند)، پاسخهای متعددی ارائه شده است که میتوان گفت اصلیترین آنها بدینشرح است:
| |
| #'''عدم [[علم]] تفصیلی''': پاسخ نخست اینکه هر چند [[اهل بیت]]{{عم}} اجمالًا میدانستند چگونه [[شهید]] میشوند، اما [[علم تفصیلی]] به این موضوع نداشتند، هرچند سبب عدم [[علم تفصیلی]] آنان، عدم خواست آنان باشد. این پاسخ برخلاف ظاهر روایاتی است که دلالت دارد [[ائمه]]{{ع}} به تفصیل از جریان [[شهادت]] خود خبر داشتند و لااقل در مورد شخص [[امام علی]]{{ع}} با آن همه متون [[تاریخی]] و [[حدیثی]] که بخشی از آن ملاحظه شد، این توجیهْ قابل قبول نیست و شگفت از مرحوم [[شیخ مفید]] که میفرماید: "اینکه [[امام]]، به وقت [[شهادت]] خویش [[علم]] داشته باشد، [[حدیثی]] که بر این [[علم]] دلالت کند وجود ندارد"!
| |
| #'''عدم [[علم]] در هنگام تحقق تقدیر الهی''': پاسخ دوم این است که [[امامان]]{{عم}} به تفصیل، جریان [[شهادت]] خود را میدانند؛ اما در هنگامی که طبق تقدیر قطعی [[الهی]] باید [[شهید]] شوند، آن [[علم]] و اطلاع از آنان سلب میگردد. روایتی از [[امام رضا]]{{ع}} [[نقل]] شده که بنا بر یک احتمال میتواند مؤید این پاسخ باشد: [[حسن بن جهم]] گوید: به [[حضرت رضا]]{{ع}} گفتم: [[امیر مؤمنان]]، [[قاتل]] خود و شبی را که در آن به [[شهادت]] میرسد و جایی را که در آن کشته میشود، میدانست و سخن آن [[حضرت]]- وقتی [[صیحه]] اردکها را در خانه شنید- که: "[[صیحه]] کنندگانیاند که در پی آنها نوحهگراناند" و سخن [[ام کلثوم]] به آن [[حضرت]] که: "کاش [[نماز]] را امشب داخل خانه بخوانی و به دیگری [[دستور]] دهی که با [[مردم]] [[نماز]] بخواند" و امتناع آن [[حضرت]]، و ورود و [[خروج]] مکرر او در آن شب بدون [[سلاح]]، در حالی که میدانست [[ابن ملجم]] [[ملعون]] او را با [[شمشیر]] میکشد، همه اینها از دلایلی است که آن [[حضرت]] نمیبایست خود را در معرض قرار میداد. ایشان فرمود: {{متن حدیث|"ذلِک کانَ، ولکنهُ خُیرَ فی تِلک اللیلَةِ لِتَمضِی مَقادیرُ اللهِ عَزوجَلَ"}}<ref>«اینها بود؛ ولی آن حضرت در آن شبْ مخیر شده بود که تقدیر خدای متعال را محقق سازد» الکافی، ج ۱، ص ۲۵۹، ح ۴، بحار الأنوار، ج ۴۲، ص ۲۴۶، ح ۴۷.</ref>. در برخی از نسخههای مصدر این [[حدیث]]، به جای کلمه "خُیر (مخیر شده بود)" "حُیر (متحیر شده بود)" آمده است. بنابراین، احتمال [[سخن امام]]{{ع}}، بهروشنی دلالت دارد که برای [[امام]]{{ع}} در آن لحظه حالتی پیش آمد که تکلیفی برای پیشگیری از [[قتل]] خود نداشت تا [[تقدیر الهی]] جریان یابد.
| |
| #'''[[امام]]{{ع}}، [[مکلف]] است [[شهادت]] را [[انتخاب]] کند''': بیتردید، تقدیر [[شهادت]] برای [[امام]]{{ع}} براساس [[حکمت بالغه الهی]] است و [[مصالح]] ملزمهای دارد که باید تحقق پیدا کند. از اینرو، [[امام]]{{ع}} نه تنها نباید از آن پیشگیری نماید؛ بلکه با اینکه دقیقاً میداند چگونه [[شهید]] میشود، باید [[شهادت]] را [[انتخاب]] کند، و [[انتخاب]] [[شهادت]] با [[علم]] به وقت و چگونگی آن، فضیلتی است که جز [[پیشوایان]] بزرگ [[الهی]] و [[خواص اصحاب]] آنان، آن را برنمیتابند. هر چند ندیدم کسی این پاسخ را ارائه کرده باشد؛ اما بهنظر میرسد که این [[بهترین]] سخن در توجیه پیشگیری نکردن [[امامان اهل بیت]]{{عم}} از [[شهادت]] خود با [[علم]] به چگونگی آن است که با [[دلایل عقلی]] و نقلی<ref>روایتی که از حسن بن جهم از امام رضا{{ع}} نقل شد، بنا بر آن که «لکنه خیر» خوانده شود، میتواند ازمؤیدات این پاسخ باشد.</ref> نیز تأیید میشود. اکنون متن پاسخ [[شیخ مفید]] و [[علامه طباطبایی]] را برای مزید اطلاع پژوهشگران در اینجا میآوریم. | |
| | |
| '''پاسخ [[شیخ مفید]]''': [[علامه مجلسی]] [[روایت]] کرده است که: در کتاب المسائل العُکبَریة از [[شیخ مفید]] سؤال شده است: نزد ما اجماعی است که [[امام]] میداند چه خواهد شد. پس چرا [[امیر مؤمنان]] به [[مسجد]] رفت، با آنکه میدانست کشته میشود و [[قاتل]] و زمان کشته شدن را هم میدانست؟ و چرا [[حسین بن علی]]{{عم}} به [[کوفه]] رفت، با آنکه میدانست آنان یاریاش نمیکنند و او در این سفر کشته میشود؟ و چرا وقتی محاصرهاش کردند و میدانست که [[آب]] را به روی او بستهاند و اگر چند ذراع [[زمین]] را حفر کند، [[آب]] میجوشد، ولی [[زمین]] را نکند و به ضرر خویش [[کمک]] کرد تا از [[تشنگی]] [[جان]] باخت؟ و چرا [[امام حسن]]{{ع}} با [[معاویه]] قرار داد بست و [[حکومت]] را به او سپرد، با آنکه میدانست او [[پیمان]] میشکند و به [[عهد]] خود وفا نمیکند و [[شیعیان]] پدرش را میکشد؟
| |
| | |
| [[شیخ مفید]] جواب داد: اما پاسخ اینکه "[[امام]] میداند چه پیش خواهد آمد"، [[اجماع]] ما بر خلاف آن است و چنین سخنی مورد [[اجماع]] [[شیعه]] نیست. [[اجماع]] [[شیعه]] بر این است که [[امام]]، [[حکم]] هر چه را پیش آید، میداند، نه آنکه به خودِ پیشامدها [[دانا]] باشد و به نحو تفصیل و جزئی بر آنها [[آگاه]] باشد. این نکته، اصلی را که همه آن سؤالها را بر آن [[استوار]] کرده، ساقط میکند. منعی نمیبینیم که [[امام]]، با [[آگاهی]] یافتن از طریق [[خدای تعالی]] بعضی از حوادث را بداند؛ ولی این سخن که او همه آنچه را خواهد شد، میداند، به این اطلاق، قبول نداریم و گویندهاش را بر صواب نمیدانیم، چرا که ادعایی بدون [[دلیل]] است. سخن اینکه [[امیر مؤمنان]]، [[قاتل]] و زمان شهادتش را میدانست، خبرهای متعددی آمده که او فی الجمله میدانست که کشته خواهد شد و نیز قاتلش را به طور مشخص میشناخت، اما اینکه زمان شهادتش را بداند، دلیلی بر آن نیست و اگر هم باشد، لازمهاش آن نخواهد بود که اعتراضکنندگان میپندارند. بعید نیست که [[خداوند]] متعالْ او را [[متعبد]] ساخته بوده است که بر شهادتْ [[صبر]] کند و آماده [[مرگ]] باشد، تا بدین وسیله او را به درجات والایی برساند که جز با [[شهادت]] نمیرسد و نیز میدانست که با این کار، [[اطاعت خدا]] میکند؛ اطاعتی که اگر به جز آن هم [[مکلف]] میشد، آن را رد نمیکرد و [[امیر مؤمنان]] با این کار، خود را به [[هلاکت]] نیفکنده و بر کشته شدن خود [[کمک]] نکرده است، [[کمک]] کردنی که نزد [[خردمندان]] [[ناپسند]] است. اما "[[علم]] [[امام حسین]]{{ع}} به اینکه [[کوفیان]] یاریاش نمیکنند"، ما [[یقین]] به این نداریم، چون نه [[دلیل عقلی]] برای آن هست، نه چیزی شنیده شده است. اگر هم [[علم]] به آن داشت، پاسخش همان پاسخی است که در مورد [[علم]] [[امیر مؤمنان]]{{ع}} به زمان شهادتش و قاتلش گفتم.
| |
| | |
| اما این ادعای او که ما ([[شیعیان]]) میگوییم: "[[حسین]]{{ع}} جای [[آب]] را میدانست و میتوانست [[آب]] تهیه کند"، ما چنین نمیگوییم و در هیچ روایتی هم چنین نیامده است. بهعلاوه، آبطلبیدن و تلاش [[امام]]{{ع}} برای تهیه [[آب]]، برخلاف آن [[حکم]] میکند و اگر ثابت شود که او بر جای [[آب]] [[آگاه]] بود، باز هم عقلًا [[ممنوع]] نیست که وی [[متعبد]] و [[مکلف]] به ترک تلاش برای آبطلبیدن بوده است، از آن رو که جلوگیری شده بود، همانگونه که درباره [[امیر مؤمنان]] یاد کردیم، جز آنکه ظاهر حال، برخلاف آن است، آنسان که پیشتر گفتیم. سخن درباره [[علم امام]] [[حسن]]{{ع}} به سرانجامِ سپردن [[حکومت]] به [[معاویه]]، برخلاف آناست که گذشت. در [[روایت]] است که او به فرجام کار [[آگاه]] بود و [[شاهد]] حال هم [[گواه]] آن است، جز آنکه وی با آن کار، جلوی شتاب در کشته شدن خود و [[تسلیم]] شدن یارانش را به [[معاویه]] گرفت و لطفی در آن بود که وی تا زمان وفاتش زنده بماند و لطفی برای [[باقی]] ماندن بسیاری از [[پیروان]]، [[خانواده]] و فرزندانش بود، و نیز دفع فسادی در [[دین]] که میتوانست از فسادی که با [[آتشبس]] او پدید آمد، بسی بزرگتر باشد و او داناتر بود که چه کرده است، به همان [[دلیل]] که یاد کردیم و جهات آن را بیان کردیم.
| |
| | |
| [[علامه مجلسی]] میافزاید: [[سید مهنا بن سنان]] نیز همین سؤال را از [[علامه حلی]] در مورد [[امیر مؤمنان]] پرسید. وی جواب داد که: احتمال دارد او را از وقوع [[شهادت]] در آن شب خبر داده بودند؛ ولی نمیدانست در چه وقتی از آن شب یا در کجا کشته میشود و پاسخ دیگر اینکه [[تکلیف]] حضرتش با [[تکلیف]] ما متفاوت است. پس جایز است که [[خون]] [[شریف]] خود را در راه [[خدای متعال]] نثار کند، همان گونه که بر [[مجاهد]]، [[واجب]] است [[پایداری]] کند، هر چند مقاومتش به [[شهادت]] بینجامد.
| |
| | |
| ''' پاسخ [[علامه]] طباطبایی''': [[علامه]] [[سید محمد حسین طباطبایی]]- [[رضوان]] [[الله]] تعالی علیه- در این باره میفرماید: [[امام]]{{ع}} به حقایق [[جهان هستی]]، در هرگونه شرایطی وجود داشته باشند، به [[اذن]] [[خدا]] واقف است، اعم از آنها که تحت [[حس]] قرار دارند و آنها که بیرون از دایره حساند، مانند موجودات آسمانی و حوادث گذشته و وقایع [[آینده]]. [[دلیل]] این مطلب، از راه [[نقل]]، [[روایات]] متواتری است که در [[جوامع]] [[حدیث]] [[شیعه]] مانند کتاب [[الکافی]] و [[بصائر الدرجات]] و کتب [[صدوق]] و کتاب بحار الأنوار و غیر آنها ضبط شده است. به موجب این [[روایات]] که به حد و حصر نمیآیند، امام {{ع}} از راه [[موهبت الهی]] و نه از راه اکتساب، به همه چیز واقف و از همه چیز [[آگاه]] است و هر چه را بخواهد به [[اذن]] [[خدا]]، به ادنی توجهی میداند...
| |
| | |
| نکتهای که باید به سوی آن عطف توجه کرد، این است که اینگونه [[علم موهبتی]] به موجب [[ادله عقلی]] و [[نقلی]] که آن را اثبات میکند، قابل هیچگونه تخلف نیست و تغیر نمیپذیرد و سر مویی به [[خطا]] نمیرود و به اصطلاح، [[علم]] است به آنچه در [[لوح]] محفوظْ ثبت شده و [[آگاهی]] است از آنچه قضای حتمی خداوندی به آن تعلق گرفته است. همچنین لازمه این مطلب این است که هیچگونه تکلیفی به متعلق اینگونه [[علم]] (از آن جهت که متعلق اینگونه [[علم]] و حتمیالوقوع است) تعلق نمیگیرد و همچنین قصد وطلبی از [[انسان]] با او ارتباط پیدا نمیکند؛ زیرا [[تکلیف]]، همواره از راه امکان به فعل تعلق میگیرد و از راه اینکه فعل و ترکش هر دو در [[اختیار]] مکلفاند، فعل یا ترک خواسته میشود؛ و اما از جهت ضروری الوقوع و متعلق قضای حتمی بودن آن، محال است مورد [[تکلیف]] قرار گیرد. مثلًا صحیح است [[خدا]] به [[بنده]] خود بفرماید: فلان کاری که فعل و ترک آن برای تو ممکن است و در [[اختیار]] توست، بکن؛ ولی محال است بفرماید: فلان کاری را که به موجب [[مشیت]] [[تکوینی]] و قضای حتمی من البته تحقق خواهد یافت و برو برگرد ندارد، بکن یا مکن؛ زیرا چنین امر و نهیای لغو و بیاثر است.
| |
| | |
| همچنین [[انسان]] میتواند امری را که امکان شدن و نشدن دارد، [[اراده]] کرده، برای خود مقصد و [[هدف]] قرار دهد و برای تحقق دادن آن به تلاش و کوشش بپردازد؛ ولی هرگز نمیتواند امری را که به طور [[یقین]] (بیتغیر وتخلف) و به طور قضای حتمی شدنی است، [[اراده]] کند و آن را مقصد خود قرار داده، تعقیب کند؛ زیرا [[اراده]] و عدم [[اراده]] و قصد و عدم قصد [[انسان]]، کمترین تأثیری در امری که به هر حال شدنی است و از آن جهت که شدنی است، ندارد.
| |
| | |
| از این بیان روشن میشود که:
| |
| #این [[علم موهبتی]] [[امام]]{{ع}} اثری در [[اعمال]] او و ارتباطی با "[[تکالیف]] خاص" او ندارد و اصولًا هر امر مفروض، از آن جهت که متعلق قضای حتمی و حتمیالوقوع است، متعلق امر یا [[نهی]] یا [[اراده]] و قصد انسانی نمیشود. آری. متعلق قضای حتمی و [[مشیت]] [[قاطع]] [[حق تعالی]] همان [[رضا]] به [[قضای الهی]] است، چنانکه [[سیدالشهدا]]{{ع}} در آخرین ساعت [[زندگی]] درمیان [[خاک]] و [[خون]] میگفت: "[[راضی]] به تقدیر تو و [[تسلیم]] [[فرمان]] توام، که معبودی جز تو نیست" و همچنین در خطبهای که هنگام بیرون آمدن از [[مکه]] خواند، فرمود: "[[رضای خدا]]، رضای ما [[خاندان]] است".
| |
| #حتمی بودن فعل [[انسان]] از نظر تعلق [[قضای الهی]] منافاتی با اختیاری بودن آن از نظر فعالیت اختیاری [[انسان]] ندارد؛ زیرا قضای آسمانی به فعل (با همه چگونگیهای آن) تعلق گرفته است، نه به مطلق فعل. مثلًا [[خداوند]] خواسته است که [[انسان]] فلان فعل اختیاری را به [[اختیار]] خود انجام دهد و در این صورت، تحقق خارجی این فعل اختیاری از آن جهت که متعلق خواست خداست، حتمی و غیرقابل اجتناب است و در عین حالْ اختیاری است و نسبت به [[انسان]]، صفت امکان دارد.
| |
| #اینکه [[ظواهر]] [[اعمال]] [[امام]]{{ع}} را که قابل تطبیق به [[علل]] و اسباب ظاهری است، نباید [[دلیل]] نداشتن این [[علم موهبتی]] و [[شاهد]] [[جهل]] به واقع گرفت، مانند اینکه گفته شود: اگر [[سیدالشهدا]]{{ع}} [[علم]] به واقع داشت، چرا مُسلم را به نمایندگی خود به [[کوفه]] فرستاد؟ چرا توسط صیداوی [[نامه]] به [[اهل کوفه]] نوشت؟ چرا خود از [[مکه]] رهسپار [[کوفه]] شد؟ چرا خود را به [[هلاکت]] انداخت و حال آنکه [[خدا]] میفرماید: "وَلَا تُلْقُواْ بِأَیدِیکمْ إِلَی التهْلُکةِ<ref>بقره، آیه ۱۹۵.</ref>؛ خود را به دست خود به [[هلاکت]] نیفکنید"؟<ref>بررسیهای اسلامی، ص ۱۶۷- ۱۷۰.</ref><ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۵۸۶-۵۹۶.</ref>.
| |
| | |
| ==جستارهای وابسته ==
| |
| {{مدخل امام علی}}
| |
| == پرسشهای وابسته ==
| |
| | |
| ==منابع==
| |
| * [[پرونده:13681148.jpg|22px]] [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|'''گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین''']].
| |
| | |
| ==پانویس==
| |
| {{یادآوری پانویس}}
| |
| {{پانویس2}}
| |
| {{امام علی}}
| |
| | |
| [[رده:مدخل]]
| |
| [[رده:امام علی]]
| |
| [[رده:ترور امام علی]]
| |
| [[رده:مدخل گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]
| |
| [[رده:اتمام لینک داخلی]]
| |