پرش به محتوا

بحث:عرفان: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۹ اوت ۲۰۲۳
جز
جایگزینی متن - 'ef>محمد علی زکریایی|زکریایی' به 'ef>[[محمد علی زکریایی|زکریایی'
(صفحه‌ای تازه حاوی «==مقدمه== *'''عرفان:''' به معنای شناخت است، شناخت حق و خدا و اسماء و صفات او...» ایجاد کرد)
 
جز (جایگزینی متن - 'ef>محمد علی زکریایی|زکریایی' به 'ef>[[محمد علی زکریایی|زکریایی')
 
خط ۱۷: خط ۱۷:
==مقدمه==
==مقدمه==
عرفان درباره [[روابط انسان]] با خودش و با [[جهان]] و با [[خدا]] بحث می‌کند و عمده نظرش دربار روابط انسان با خداست و حال آنکه همه سیستم‌های [[اخلاقی]] ضرورتی نمی‌بینند که درباره روابط انسان با خدا بحث کنند. فقط، سیستم‌های اخلاقی مذهبی این جهت را مورد [[عنایت]] و توجه قرار می‌دهند. لذا از نظر [[عارف]]، [[روح]] [[بشر]] مانند یک گیاه و یا یک [[کودک]] است و کمالش در نمو و رشدی است که طبق [[نظام]] مخصوص باید صورت گیرد، ولی در [[اخلاق]] صرفاً سخن از یک [[سلسله]] [[فضایل]] است از قبل [[راستی]]، [[درستی]]، [[عدالت]]، [[عفت]]، [[احسان]]، [[انصاف]]، [[ایثار]] و غیره که روح باید به آنها مزین و متحلی گردد، از نظر اخلاق [[روح انسان]] مانند خانه‌ای است که باید با یک سلسله زیورها و زینت‌ها و نقاشی‌ها مزین گردد، بدون اینکه ترتیبی در کار باشد که از کجا آغاز شود و به کجا انتها یابد؟ مثلاً از سقف شروع شود یا از دیوارها و از کدام؟ از بالای دیوار یا از پایین؟ در عرفان، برعکس، عناصر اخلاقی مطرح می‌شود. اما به اصطلاح به صورت دیالکتیکی، یعنی متحرک و پویا. عناصر [[روحی]] اخلاقی محدود است به معانی و مفاهیمی که غالباً آنها را می‌شناسند، اما عناصر روحی [[عرفانی]] بسی وسیع‌تر و گسترده‌تر است. در [[سیر و سلوک]] عرفانی از یک سلسله احوال و واردات [[قلبی]] سخن می‌رود که منحصراً به یک “سالک راه” در خلال مجاهدات و طی طریق‌ها دست می‌دهد و [[مردم]] دیگر از این احوال و واردات بی‌خبرند. بخش دیگر عرفان مربوط است به [[تفسیر]] هستی، یعنی تفسیر خدا و جهان و [[انسان]]. عرفان در این بخش مانند [[فلسفه]] است و می‌خواهد هستی را تفسیر نماید، برخلاف بخش اول که مانند اخلاق است و می‌خواهد انسان را [[تغییر]] دهد. همچنان که در بخش اول، با اخلاق تفاوت‌هایی داشت، در این بخش با فلسفه تفاوت‌هایی دارد<ref>خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۱۱۴ و ۶۳۱ و ۶۳۲.</ref>.
عرفان درباره [[روابط انسان]] با خودش و با [[جهان]] و با [[خدا]] بحث می‌کند و عمده نظرش دربار روابط انسان با خداست و حال آنکه همه سیستم‌های [[اخلاقی]] ضرورتی نمی‌بینند که درباره روابط انسان با خدا بحث کنند. فقط، سیستم‌های اخلاقی مذهبی این جهت را مورد [[عنایت]] و توجه قرار می‌دهند. لذا از نظر [[عارف]]، [[روح]] [[بشر]] مانند یک گیاه و یا یک [[کودک]] است و کمالش در نمو و رشدی است که طبق [[نظام]] مخصوص باید صورت گیرد، ولی در [[اخلاق]] صرفاً سخن از یک [[سلسله]] [[فضایل]] است از قبل [[راستی]]، [[درستی]]، [[عدالت]]، [[عفت]]، [[احسان]]، [[انصاف]]، [[ایثار]] و غیره که روح باید به آنها مزین و متحلی گردد، از نظر اخلاق [[روح انسان]] مانند خانه‌ای است که باید با یک سلسله زیورها و زینت‌ها و نقاشی‌ها مزین گردد، بدون اینکه ترتیبی در کار باشد که از کجا آغاز شود و به کجا انتها یابد؟ مثلاً از سقف شروع شود یا از دیوارها و از کدام؟ از بالای دیوار یا از پایین؟ در عرفان، برعکس، عناصر اخلاقی مطرح می‌شود. اما به اصطلاح به صورت دیالکتیکی، یعنی متحرک و پویا. عناصر [[روحی]] اخلاقی محدود است به معانی و مفاهیمی که غالباً آنها را می‌شناسند، اما عناصر روحی [[عرفانی]] بسی وسیع‌تر و گسترده‌تر است. در [[سیر و سلوک]] عرفانی از یک سلسله احوال و واردات [[قلبی]] سخن می‌رود که منحصراً به یک “سالک راه” در خلال مجاهدات و طی طریق‌ها دست می‌دهد و [[مردم]] دیگر از این احوال و واردات بی‌خبرند. بخش دیگر عرفان مربوط است به [[تفسیر]] هستی، یعنی تفسیر خدا و جهان و [[انسان]]. عرفان در این بخش مانند [[فلسفه]] است و می‌خواهد هستی را تفسیر نماید، برخلاف بخش اول که مانند اخلاق است و می‌خواهد انسان را [[تغییر]] دهد. همچنان که در بخش اول، با اخلاق تفاوت‌هایی داشت، در این بخش با فلسفه تفاوت‌هایی دارد<ref>خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۱۱۴ و ۶۳۱ و ۶۳۲.</ref>.
“عرفان” [[وجدان]] است و از حالات [[روح]] و لبّ و [[باطن]] است<ref>مجموعه آثار، ج۷، ص۱۱۴.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۵۳.</ref>
“عرفان” [[وجدان]] است و از حالات [[روح]] و لبّ و [[باطن]] است<ref>مجموعه آثار، ج۷، ص۱۱۴.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۵۳.</ref>


===[[عرفان عملی]]===
===[[عرفان عملی]]===
بخش عملی عرفان عبارت است از آن قسمت که [[روابط]] و [[وظایف]] [[انسان]] را با خودش و با [[جهان]] و با [[خدا]] بیان می‌کند و توضیح می‌دهد. عرفان در این بخش مانند [[اخلاق]] است. یعنی یک “علم” عملی است با تفاوتی که بعداً اشاره خواهیم کرد. این بخش از عرفان [[علم]] “سیر و سلوک” نامیده می‌شود. در این بخش از عرفان توضیح داده می‌شود که “سالک” برای اینکه به قله [[منیع]] [[انسانیت]]، یعنی “توحید” برسد، از کجا باید آغاز کند و چه منازل و مراحلی را باید به ترتیب طی کند و در منازل بین [[راه]] چه احوالی برای او رخ می‌دهد و چه وارداتی بر او وارد می‌شود. و البته همه این منازل و مراحل باید با اشراف و [[مراقبت]] یک [[انسان کامل]] و پخته که قبلاً این راه را طی کرده و از “رسم و راه منزل‌ها” [[آگاه]] است صورت گیرد و اگر [[همت]] انسان کاملی بدرقه راه نباشد خطر [[گمراهی]] است. عرفا از انسان کاملی که ضرورتاً باید همراه “نو سفران” باشد گاهی به “طایر قدس” و گاهی به “خضر” تعبیر می‌کنند.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۵۳.</ref>
بخش عملی عرفان عبارت است از آن قسمت که [[روابط]] و [[وظایف]] [[انسان]] را با خودش و با [[جهان]] و با [[خدا]] بیان می‌کند و توضیح می‌دهد. عرفان در این بخش مانند [[اخلاق]] است. یعنی یک “علم” عملی است با تفاوتی که بعداً اشاره خواهیم کرد. این بخش از عرفان [[علم]] “سیر و سلوک” نامیده می‌شود. در این بخش از عرفان توضیح داده می‌شود که “سالک” برای اینکه به قله [[منیع]] [[انسانیت]]، یعنی “توحید” برسد، از کجا باید آغاز کند و چه منازل و مراحلی را باید به ترتیب طی کند و در منازل بین [[راه]] چه احوالی برای او رخ می‌دهد و چه وارداتی بر او وارد می‌شود. و البته همه این منازل و مراحل باید با اشراف و [[مراقبت]] یک [[انسان کامل]] و پخته که قبلاً این راه را طی کرده و از “رسم و راه منزل‌ها” [[آگاه]] است صورت گیرد و اگر [[همت]] انسان کاملی بدرقه راه نباشد خطر [[گمراهی]] است. عرفا از انسان کاملی که ضرورتاً باید همراه “نو سفران” باشد گاهی به “طایر قدس” و گاهی به “خضر” تعبیر می‌کنند.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۵۳.</ref>


==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس2}}
{{پانویس2}}
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش