(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱:
خط ۱:
==مقدمه==
#تغییر_مسیر [[حادثه افک]]
*[[علی بن ابراهیم قمی]] روایتی از سلسله سندش از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] کرده است که وقتی [[ابراهیم فرزند پیامبر]]{{صل}} [[وفات]] کرد، [[حضرت]] را حزنی شدید در برگرفت. [[عایشه]] گفت: "چرا بر این [[کودک]] میگریی؟ او که فرزندت نبود. او [[فرزند]] [[خادم]] شما جریح بود"<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۹۹ ۔ ۱۰۰؛ شیخ مفید، رسالة حول خبر ماریة، ص۱۶.</ref>. [[رسول الله]]{{صل}} از گفته [[عایشه]] به شدت عصبانی شد، [[علی]]{{ع}} را فرا خواندند و امر به [[قتل]] جریح داد؛ [[علی]]{{ع}} به مشربه امابراهیم رفت. جریح قبطی در حیاط بود. [[حضرت]] در زد، جریح پیش آمد تا در را باز کند، پس چون [[علی]]{{ع}} را با صورت برافروخته دید به عقب برگشت و فرار کرد. [[علی]]{{ع}} در را [[شکست]]، وارد شد و او را تعقیب کرد. جریح از [[ترس]] بر بالای درخت نخلی رفت. هنگامی که بالای درخت خرما رسید، بادی وزید و عورتش نمایان شد؛ معلوم شد که او از آلت [[مردانگی]] بیبهره است. پس [[علی]]{{ع}} برگشت و جریان را به [[رسول خدا]]{{صل}} اطلاع داد. بدین ترتیب [[ماریه]] از این [[اتهام]] تبرئه شد<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۹۹-۱۰۰؛ رسالة حول خبر ماریه، ص۱۷؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۰؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۳، ص۱۹۱۲.</ref>.
*سپس [[آیه]] نازل شد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«کسانی که [به یکی از همسران پیامبر] آن دروغ را (وارد) آوردند دستهای از شمایند؛ آن را شرّی برای خود مپندارید بلکه آن برای شما خیر است؛ هر مردی از آنان را گناهی است که انجام داده است و آنکه بخش بزرگ آن را به گردن گرفته است عذابی سترگ خواهد داشت» سوره نور، آیه ۱۱.</ref><ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۹۹.</ref>.
*شکی نیست که متهم کردن ماریه قبطیه، از مصادیق بارز تهمت زدن به [[زنان]] عفیف بوده است. بر این اساس، [[شیعه]] [[باور]] دارد که [[آیات]] إفک در [[برائت]] [[ماریه]] نازل شده است<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۹۹.</ref>. در مقابل، [[اهل سنت]] [[روایت]] کردهاند که این [[آیات]] درباره [[عایشه]] است که در [[جنگ]] [[بنیالمصطلق]]، [[قبیله]] [[خزاعه]] به او نسبت ناروا دادند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۵۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۶۱۱؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۴، ص۶۵ به بعد.</ref>. ماجرای إفک در اکثر [[منابع اهل سنت]] و تعدادی از منابع [[شیعی]] به همین صورت آمده است. با این [[وصف]]، برخی از [[عالمان]] و [[مفسران شیعه]] از جمله [[علی بن ابراهیم قمی]] یادآور این مطلب هستند و میگویند ماجرای إفک درباره ماریه قبطیه بوده است.
*دیدگاه [[اهل سنت]] درباره [[حدیث]] إفک، برخاسته از [[روایات]] متعددی است که از راههای مختلف، [[نقل]] شده است؛ ولی اشکالات زیادی بر این [[روایات]] وارد است که به بعضی از آنها اشاره میکنیم:
#'''مناقشه در [[سند]] و متن:''' [[سند احادیث]] مورد نظر، مرسل، معلق و یا منقطع است و اگر دارای [[سند]] متصل هم باشد بر اساس [[اهل سنت]] ضعیف است و [[اعتماد]] برآن صحیح نیست؛ در محتوا نیز تناقضات متعدد و غیر قابل جمع وجود دارد.
#'''[[اختلاف]] زمانی [[نزول]] [[آیات]] و قضیه إفک:''' [[آیات]] إفک حدوداً در [[سال هشتم هجری]] نازل شده و حال آنکه ماجرای إفک در سال ششم و یا قبل از آن رخ داده است. [[روایات]] نیز صراحت دارد که [[آیات]] در زمان وقوع إفک نازل شده، پس چگونه ممکن است إفک در سال ششم باشد و [[آیات]] در سال هشتم نازل شود. در نتیجه، نسبت دادن آن به [[عایشه]] دشوار به نظر میآید؛ اما درباره [[ماریه]]، قراین نزدیکتری وجود دارد؛ از جمله:
##[[سال]] و محل و ولادت [[ابراهیم]]، همان سال [[نزول]] [[آیات]] إفک است.
##تمام کتب [[تاریخی]] [[اهل سنت]]، جریان [[تهمت]] به [[ماریه]] را با وجود تفاوتهایی [[نقل]] کردهاند و به این مسئله [[اذعان]] دارند که [[روایت]] "واقدی" قابل مطابقت با [[آیات]] إفک است<ref>جعفر مرتضی العاملی، حدیث الافک، ص۷۲-۱۳۷.</ref>. با وجود این، برخی از [[علما]] این [[شأن نزول]] را از لحاظ مضمون، ضعیف و نااستوار توصیف کرده و نپذیرفتهاند<ref>جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، ص۶۶۵.</ref><ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[ماریه قبطیه (مقاله)|ماریه قبطیه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۲۵۷-۲۵۹.</ref>.