اباصلت هروی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(تغییرمسیر به ابوصلت هروی)
برچسب: تغییر مسیر جدید
 
(۴۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
#تغییر_مسیر [[ابوصلت هروی]]
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[اباصلت هروی در حدیث]] | [[اباصلت هروی در تاریخ اسلامی]] | [[اباصلت هروی در معارف و سیره رضوی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[اباصلت هروی (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
 
==مقدمه==
از [[راویان]] و [[یاران خاص]] [[امام رضا]]{{ع}}. [[منابع تاریخی]] نام و [[نسب]] وی را [[عبدالسلام بن صالح بن سلیمان بن ایوب]]<ref>تاریخ الموصل، ج۲، ص۲۶؛ النجوم الزاهرة، ج۲، ص۲۸۷.</ref> بن [[میسره]]<ref>تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۴۷.</ref> گفته و اغلب وی را هروی دانسته‌اند<ref>تاریخ الموصل، ج۲، ص۲۶؛ تاریخ أصبهان، ج۱، ص۱۷۴؛ تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۴۷؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۱۳۵.</ref>، هر چند برخی از آنها نیز او را بلخی خوانده‌اند<ref>طبقات المحدثین بأصبهان، ج۳، ص۲۴۵.</ref>. با اینکه منابع وی را هروی یا بلخی یعنی منسوب به هرات یا بلخ دانسته‌اند، [[راز]] انتسابش به این [[شهرها]] به [[درستی]] مشخص نیست که آیا وی در یکی از این دو [[سرزمین]] ولادت یافته یا مدتی در این بلاد [[زندگی]] کرده است. البته برخی بر اساس روایتی ولادتش را [[مدینه]] دانسته‌اند<ref>اختیار معرفة الرجال، ج۲، ص۸۷۲.</ref>. در هر صورت، اطلاعات روشنی در این باره دیده نمی‌شود و از این رو نمی‌توان با [[قاطعیت]] در این باب اظهار نظر کرد. برخی گفته‌اند که [[خاندان]] وی از [[موالی]] [[عبدالرحمن بن سمره قریشی]] بوده است<ref>تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۴۷.</ref> و از آنجا که مطابق [[تواریخ]]، [[عبدالرحمن بن سمره]] در [[عصر عثمان]] و [[معاویه]] مدتی طولانی را به [[فتح]] بلادی چون بلخ، کابل، سیستان و... مشغول بوده است و بسیاری از ساکنان این مناطق به واسطه [[لشکرکشی]] وی به [[اسلام]] [[تشرف]] یافتند<ref>تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۹۴؛ بهجة النفوس و الأسرار، ج۱، ص۳۱۰.</ref>، می‌توان پذیرفت که اجداد [[اباصلت]] نیز در یکی از نواحی [[خراسان]] بزرگ به وساطت ابن‌سمره [[مسلمان]] شده و از این رو از موالی وی به شمار آمده باشند. البته با توجه به گستردگی [[معانی مولی]]، می‌توان وجوه دیگری از قبیل هم‌پیمان بودن را برای این انتساب بیان کرد که البته قائلانی نیز دارد<ref>«مزارات خراسان»، نامه آستان قدس، ص۵۹.</ref>. اما اگر [[رأی]] نخست را که بیشتر با قرائن هماهنگ است بپذیریم این [[پرسش]] پیش می‌آید که پس از [[اسلام آوردن]] خاندان اباصلت، ایشان در کجا زیسته‌اند؟ [[ابن سمره]] در اصل از اهالی [[حجاز]] است و پس از [[رحلت رسول اکرم]]{{صل}} به [[عراق]] [[مهاجرت]] کرده و در [[بصره]] ساکن شده است<ref>تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۹۴.</ref>.
 
درباره [[زمان]] ولادت [[اباصلت]] نیز اطلاع دقیقی در دست نیست. برخی منابع متأخر بر اساس گفته خود وی که از سی سال شاگردی خویش نزد [[سفیان بن عیینه]] از سنین [[کودکی]] سخن گفته<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۱۱، ص۴۴۸.</ref>، با [[احتساب]] [[سال]] [[مرگ]] [[ابن عیینه]]، یعنی [[سال ۱۹۶ ق]]، به این نتیجه رسیده‌اند که [[تولد]] وی در حدود [[سال ۱۶۰ ق]] بوده است<ref>دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۵، ص۶۱۳.</ref>.
اباصلت برای شنیدن [[حدیث]] به شهرهای بسیاری [[سفر]] کرده است<ref>تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۴۷.</ref> و طبعاً غیر از ابن عُیَیْنه، محضر برخی دیگر از [[مشایخ]] [[اهل حدیث]] را نیز [[درک]] کرده است که از جمله ایشان می‌توان به [[حماد بن زید]] [[بصری]]، [[مالک]] بن [[انس]] قرشی، [[محمد]] بن خازم تمیمی، مشهور به ابا [[معاویه]]، [[عبدالرزاق بن همام یمانی صنعانی]] و [[شریک بن عبدالله نخعی]] اشاره کرد<ref>تاریخ الموصل، ج۲، ص۲۶؛ تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۴۷.</ref>. وی محضر این بزرگان را در شهرهای [[کوفه]]، بصره، [[یمن]]، [[مکه]] و [[مدینه]] درک کرده است<ref>تاریخ الموصل، ج۲، ص۲۶.</ref>. از سخنان اباصلت و درگیری‌های وی با [[فرقه‌ها]] و نحله‌های [[کلامی]] گوناگون می‌توان این مطلب را دریافت که وی علاوه بر آشنایی با [[علم حدیث]]، [[شناخت]] قابل توجهی نیز از [[دانش]] [[کلام]] و [[علم ملل و نحل]] داشته است. وی به شدت مورد توجه [[مأمون]] بود و با نظر وی در جلسات [[مناظره]] با جماعاتی از [[اهل]] کلام حاضر می‌شد<ref>تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۴۸-۴۹.</ref>.
 
از وی نقل شده است: من شخصی به دانشمندی [[علی بن موسی]]{{ع}} ندیده‌ام و نیز هیچ عالمی را ندیده‌ام که با ایشان [[ملاقات]] کند و به [[برتری]] دانش [[امام]] بر خود و دیگر [[علما]] [[شهادت]] ندهد<ref>إعلام الوری، ص۳۲۸.</ref>. وی به نقل از [[امام رضا]]{{ع}} آورده است: [[دانشمندان]] بسیاری در مدینه بودند و من در [[روضه]] [[رسول خدا]]{{صل}} می‌نشستم. و چون یکی از ایشان در مسأله‌ای در می‌ماند، متوجه من می‌شدند و مسأله خود را با من مطرح می‌کردند و پاسخ [[پرسش]] خود را می‌یافتند<ref>إعلام الوری، ص۳۲۸.</ref>. 
روشن نیست [[اباصلت]] در کجا و چه مدت با [[امام]] [[مصاحبت]] داشته و شاگردی آن [[حضرت]] را کرده است. از برخی منابع استفاده می‌شود اباصلت با امام به [[حج]] رفته و از ایشان دعایی را که در موقف حج قرائت می‌کرد، نقل کرده است<ref>تاریخ بغداد، ج۱۹، ص۱۳۹.</ref>.
 
اباصلت به قصد [[جهاد]] به [[مأمون]] می‌پیوندد و پس از مدتی [[فضل]] و [[دانش]] وی بر [[خلیفه عباسی]] آشکار می‌شود و در زمره علمای مورد توجه وی قرار می‌گیرد<ref>تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۴۸-۴۹.</ref>. اباصلت، در [[سفر]] امام به [[مرو]]، از [[نیشابور]] و به روایتی در منزلی پیش‌تر از آن<ref>الأمالی، طوسی، ص۵۸۹؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۸، ص۳۶۶.</ref> با ایشان همراه بوده و به ضبط سخنان آن حضرت اهتمام ویژه داشته است<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۳۴؛ التوحید، ص۲۴.</ref>. او علاوه بر [[نقل روایات]] آن حضرت، از کراماتی که در مسیر حرکت امام دیده سخن به میان آورده است، مثل جاری شدن آب از [[زمین]] خشک در قریه حمراء که به نقل وی در کتب [[روایی]] موجود است<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۳۶-۱۳۷؛ حلیة الأبرار، ج۴، ص۴۸۵.</ref>.
اباصلت یکی از ناقلان [[حدیث مشهور]] به سلسلة الذهب در نیشابور، بلکه یکی از معدود کسانی است که با جزئیات به نقل آن پرداخته است. وی می‌گوید: وقتی امام از نیشابور حرکت کرد، من با وی همراه بودم که در مربعه، جمعی از [[اهل]] دانش از آن حضرت خواستند تا [[حدیثی]] از پدرش [رسول خدا{{صل}}] برای آنان نقل کند. او نیز چنین کرد<ref>التوحید، ص۲۵؛ عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۳۴.</ref>. هروی پس از آن تا [[زمان]] [[شهادت امام]] همواره ملازم و همراه ایشان بود و در مجالس [[مناظره]] و گفت‌و‌گو با [[دانشمندان]] فرق و نحل مختلف و [[همنشینی]] با اصناف مختلف، [[شاهد]] بیانات آن [[حضرت]] بود و گزارش‌های دقیقی را از این مجالس فراهم آورد. وی از جمله پرسش‌هایی را که [[مأمون]] از آن حضرت درباره مسائل مختلف داشته، نقل کرده است<ref>التوحید، ص۳۲۰، ۳۴۱، ۳۵۳.</ref>. یکی از اموری که در [[ارتباط]] [[امام]] با [[مردم]] موجب [[شگفتی]] [[اباصلت]] می‌شده و موجب شده تا وی از ایشان در این باب [[پرسش]] کند، [[تسلط]] امام بر زبان‌های گوناگون بود<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۲۸.</ref>. هیچ کس مانند وی چنان ملازم و [[معتمد]] امام نبوده که بتواند دایره [[دانش]] و [[بینش]] ایشان را دریابد و این موجب شده که وی از [[اصحاب خاص]] [[امام رضا]]{{ع}} شود و نفیس‌ترین و دقیق‌ترین [[روایات]] را از ایشان نقل کند. نزدیکی وی به امام موجب شده که وی را از [[خادمان]] ایشان بدانند<ref>الکاشف، ج۱، ص۶۵۲.</ref>.
اباصلت علاوه بر دانش، [[ثروت]] بسیاری نیز داشت که آن را در [[راه]] دانش و [[دانشمندان]] صرف می‌کرد<ref>تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۵۱.</ref>.
 
اباصلت، فارغ از نزدیکی به امام رضا{{ع}}، به دیگر [[ائمه معصوم]]{{عم}} نیز علاقه و ارادت فراوان داشته، روایات [[فضائل]] آنان را نقل کرده و سخنان بسیاری در [[تکریم]] و [[تعظیم]] ایشان گفته است. یکی از روایاتی که بسیار نقل کرده، [[روایت]] مشهور {{متن حدیث|أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ‏ وَ عَلِيٌّ‏ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ مَدِينَةَ فَلْيَأْتِ الْبَابِ}} منقول از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است. وی به حدی به نقل این روایت اهتمام می‌ورزیده که برخی به وی [[تهمت]] زده‌اند که این روایت از مجعولات شخص او است<ref>تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۴۹-۵۱.</ref>.
 
برخی از روایاتی که اباصلت نقل کرده است بیانگر [[عصمت اهل بیت]]{{عم}}<ref>الأمالی، طوسی، ص۵۱۶.</ref> و [[برتری]] مطلق ایشان نسبت به دیگر [[انسان‌ها]]<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۳۰۶-۳۰۷؛ معانی الأخبار، ص۱۲۴.</ref> و [[وصایت]] [[بلافصل]] [[امام علی]]{{ع}} پس از [[رسول خدا]]{{صل}} و [[رستگاری]] و [[نجات]] [[خلق]] به واسطه [[پیروی]] از ایشان<ref>الأمالی، صدوق، ص۱۸۴-۱۸۵؛ البدایة و النهایة، ج۷، ص۳۶۰.</ref> و برتری ایشان نسبت به سه [[خلیفه نخست]] و فضائل خاصشان<ref>تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۴۵؛ شرح الأخبار، ج۱، ص۴۵۱.</ref> است. بر اساس [[روایات]] منقول از [[اباصلت]]، [[امامت]] مختص [[دوازده نفر]] از [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} است که از ناحیه [[رسول خدا]] به امامت [[منصوب]] می‌گردند. این [[امامان]] یگانه عصر خودند و احدی در [[دانش]] و [[بینش]] به [[مقام]] ایشان نائل نمی‌شود<ref>الأمالی، صدوق، ص۱۶۹؛ عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۳۹-۱۴۰.</ref>. جماعتی که بیش از همه در منقولات وی مورد نقد و طعن‌اند، [[بنی‌امیه]] و [[آل]] ابوسفیان‌اند. از وی نقل شده که سگ آل [[ابی‌طالب]] از جمیع بنی‌امیه بهتر است<ref>تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۵۲.</ref>. روایات منقول از وی از میان [[خلفا]] بیش از همه از [[عثمان]] [[انتقاد]] می‌کند و [[دنیا دوستی]] وی و اطرافیانش را به همراه ایجاد بدعت‌های تازه در [[دین]] و نیز بی‌حرمتی به اکابر [[صحابه]]، از عمده‌ترین نقاط [[ضعف]] [[خلافت]] وی می‌داند<ref>الأمالی، طوسی، ص۷۲۷-۷۲۸.</ref>.
 
بیشتر [[دانشمندان]] اباصلت را از [[شیعیان]] [[امامیه]] و از [[یاران خاص]] [[امام هشتم]] دانسته‌اند<ref>اختیار معرفة الرجال، ص۶۱۶؛ روضة المتقین، ج۱۴، ص۳۷۹؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۱۵۱؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۱، ص۱۹.</ref>. اکثر علمای [[عامه]] نیز وی را [[شیعه]] دانسته و گاه به وی به دلیل [[باورهای شیعی]] و نقل برخی روایات ناظر به [[اعتقادات]] ایشان توهین کرده<ref>کتاب الضعفاء الکبیر، ص۸۲۴؛ میزان الاعتدال، ج۲، ص۶۱۶؛ سیر أعلام النبلاء، ج۱۱، ص۴۴۶؛ لسان المیزان، ج۷، ص۲۸۷.</ref> و از پذیرش روایات وی [[پرهیز]] کرده‌اند<ref>الجرح و التعدیل، ج۶، ص۴۸؛ الکامل فی الضعفاء، ج۵، ص۳۳۱.</ref>. البته در میان علمای [[شیعی]]، [[شیخ طوسی]] اباصلت را بر [[مذهب عامه]] می‌داند<ref>رجال الطوسی، ص۳۶۰.</ref>. این در حالی است که شیخ طوسی در الأمالی روایاتی را از اباصلت نقل کرده که موضع و مضمونی شیعی دارد. این احتمال وجود دارد که چنان که خویی اظهار داشته، شیخ در کتاب رجالی خود دچار [[سهو]] القلم شده باشد<ref>معجم رجال الحدیث، ج۱۱، ص۱۹.</ref>، هر چند تکرار ادعای شیخ توسط ابن‌داود<ref>کتاب الرجال، ابن داود، ص۲۵۷، ۲۹۲.</ref> چنین توجیهی را بر نمی‌تابد. البته تفرشی اختلاط وی با عامه و [[نقل احادیث]] آنان را موجب [[اشتباه]] احوال وی و زمینه‌ساز چنین داوری‌هایی دانسته است<ref>نقد الرجال، ج۳، ص۶۰-۶۱.</ref>.
 
در [[نقلی]] که در منابع به تفصیل ذکر شده، [[امام]] تمام جزئیات [[شهادت]] خود و عامل و سبب آن را برای [[اباصلت]] بیان می‌کند. پس از [[حضور امام]] جواد{{ع}} برای [[کفن]] و [[دفن]] [[پدر]] بزرگوارشان نیز اباصلت تنها کسی است که با ایشان بر [[بدن]] [[امام رضا]]{{ع}} [[نماز]] می‌گزارد<ref>الأمالی، صدوق، ص۶۶۱؛ عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۴۲؛ تاریخ ألفی، ج۲، ص۱۴۶۸.</ref>. اباصلت از شب [[شهادت امام رضا]]{{ع}} روایاتی را نقل کرده است<ref>الأمالی، صدوق، ص۶۶۱.</ref> و مسلم است که این دو [[امام همام]] وی را [[محرم اسرار]] خود می‌دانسته‌اند که اجازه حضور وی را داده‌اند. در منابع نیز کتابی با نام [[وفات]] [[الرضا]]{{ع}} به وی منتسب است<ref>رجال النجاشی، ص۲۴۵.</ref> پس از شهادت امام رضا{{ع}}، [[مأمون]] اباصلت را در مورد برخی [[اسرار]] امام بازجویی کرد و وی اظهار داشت که آنها را فراموش کرده است و بدین جهت به مدت یک سال [[زندانی]] شد. او که از زندانی بودن به تنگ آمده بود [[متوسل]] به [[اهل بیت]]{{عم}} گردید و [[امام جواد]]{{ع}} موجبات [[رهایی]] وی را از [[زندان]] فراهم آورد<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۴۴-۲۴۵؛ کشف الغمة، ج۲، ص۳۳۱-۳۳۲.</ref>. اوج مناظرات وی با قائلان به [[خلق]] [[قرآن]] بوده است. وی با [[بشر بن غیاث مریسی]] که یکی از طرفداران این نظریه بود در مجلس مأمون [[مناظره]] کرد و اشکالات دیدگاه وی را به وی متذکر شد و او را در [[جدل]] مغلوب کرد<ref>تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۴۹.</ref>. اباصلت به نقل از [[ائمه معصوم]]{{عم}} و حتی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌گوید که در [[ایمان]] هم [[باور]] و هم عمل و هم [[اقرار زبانی]] اهمیت دارد و چنان که [[مرجئه]] پنداشته‌اند، ایمان صرف باور و منفصل از عمل نیست<ref>الخصال، ص۱۷۸؛ عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۲۲۶.</ref>.
 
اباصلت را فردی [[پارسا]]<ref>تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۴۸.</ref> و [[متعبد]] توصیف کرده<ref>فیض القدیر، ج۵، ص۴۵۳.</ref> و گفته‌اند مکرر به [[زیارت]] [[خانه خدا]] می‌رفت<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۱۱، ص۴۴۸.</ref>. درباره جایگاه [[روایی]] وی در میان [[دانشمندان]] [[اختلاف]] نظر وجود دارد. برخی از علمای [[عامه]] وی را [[تضعیف]] کرده‌اند<ref>تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۵۲.</ref>، اما بیشتر دانشمندان عامه و [[خاصه]] به توثیق وی تصریح کرده‌اند و [[حدیث]] او را قابل [[اعتماد]] دانسته‌اند<ref>تاریخ أسماء الثقات، ص۱۵۶؛ رجال النجاشی، ص۲۴۵؛ تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۵۰. </ref>. کسانی که وی را تضعیف کرده‌اند عمدتاً به روایاتی که در بردارنده مواضعی [[شیعی]] است اشاره کرده‌اند و در برخی موارد به [[صراحت]] [[تشیع]] وی را علت [[ضعف]] وی دانسته‌اند<ref>تاریخ أسماء الثقات، ص۱۵۶؛ تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۵۰.</ref>. علمای عامه که از تشیع [[اباصلت]] [[خشنود]] نبوده‌اند، با اینکه دانشمندان [[اهل سنت]] [[روایات]] اندکی از اباصلت نقل کرده‌اند وی از بسیاری از اهل سنت [[روایت]] نقل کرده و [[شاگردان]] بسیاری از این [[جماعت]] داشته و او را [[ثقه]] می‌دانسته‌اند. برای مثال، در [[صحاح سته]] تنها یک روایت و آن هم در باب [[ایمان]] از وی نقل شده است<ref>سنن ابن ماجة، ج۱، ص۲۵-۲۶.</ref>. اباصلت در [[سال ۲۳۶ ق]] از [[دنیا]] رفت<ref>تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۵۲؛ النجوم الزاهرة، ج۲، ص۲۸۷.</ref>.<ref>منابع: اختیار معرفة الرجال، محمد بن حسن معروف به شیخ طوسی (۴۶۰ق)، تحقیق: حسن مصطفوی، مشهاد، دانشگاه فردوسی، ۱۳۴۸ش؛ إعلام الوری بأعلام الهدی، فضل بن حسن معروف به طبرسی (۵۴۸ق)، تهران، دار الکتب الإسلامیة، سوم، ۱۳۹۰ق، الأمالی، محمد بن حسن معروف به شیخ طوسی (۴۶۰ق)، تحقیق: مؤسسة البعثة، قم، دار الثقافة، اول، ۱۴۱۴ق، الأمالی، محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تحقیق و نشر: مؤسسة البعثة، تهران، اول، ۱۴۱۷ق؛ البدایة و النهایة، اسماعیل بن عمر معروف به ابن کثیر (۷۷۴ق)، بیروت، دار الفکر، ۱۹۸۶م؛ بهجة النفوس و الأسرار فی تاریخ دار هجرة النبی المختار، عبدالله بن عبدالملک مرجانی (۷۷۰ق)، تحقیق: محمد عبدالوهاب فضل، بیروت، دار الغرب الإسلامی، اول، ۲۰۰۲م؛ تاریخ أسماء الثقات ممن نقل عنهم العلم، عمر بن احمد معروف به ابن شاهین (۳۸۵ق)، تحقیق: صبحی سامرایی، تونس، الدار السلفیة، ۱۴۰۴ق؛ تاریخ أصبهان ذکر أخبار أصبهان)، احمد بن عبدالله معروف به ابونعیم اصفهانی (۴۳۰ق)، تحقیق: سید حسن کسروی، بیروت، دار الکتب العلمیة، اول، ۱۴۱۰ق؛ تاریخ ألفی، احمد بن نصرالله تتوی (۹۹۶ق) - أصف خان قزوینی (۱۰۲۱ق)، تصحیح: غلامرضا طباطبایی مجد، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، اول، ۱۳۸۲ش؛ تاریخ الموصل، یزید بن محمد از دی (۳۳۴ق)، تحقیق: احمد عبدالله محمود، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۷ق، تاریخ بغداد أو مدینة السلام، احمد بن علی معروف به خطیب بغدادی (۴۶۳ق)، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، اول، ۱۴۱۷ق؛ تاریخ مدینة دمشق، علی بن حسن معروف به ابن عساکر (۵۷۱ق)، تحقیق: علی شیری، بیروت، دار الفکر، اول، ۱۴۱۵ق؛ تنقیح المقال فی علم الرجال، عبدالله بن محمدحسن مامقانی (۱۳۵۱ق)، تهران، نشر جهان، بیتا؛ التوحید، محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تحقیق: سیدهاشم حسینی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، اول، ۱۳۹۸ق؛ الجرح و التعدیل، عبدالرحمن بن محمد رازی معروف به ابن ابی حاتم (۳۲۷ق)، حیدرآباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیة، اول، ۱۳۷۱ق؛ حلیة الأبرار فی أحوال محمد و آله الأطهار، سیدهاشم بن سلیمان حسینی بحرانی (۱۱۰۷ق)، تحقیق: غلامرضا مولانا بروجردی، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، اول، ۱۴۱۱ق، الخصال، محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تصحیح و تعلیق: علی اکبر غفاری، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، اول، ۱۴۰۳ق؛ دائرة المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر: سید محمد کاظم موسوی بجنوردی (معاصر)، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۵ش؛ رجال الطوسی، محمد بن حسن معروف به شیخ طوسی (۴۶۰ق)، تحقیق: جواد قیومی اصفهانی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، اول، ۱۴۱۵ق؛ رجال النجاشی، احمد بن علی معروف به نجاشی (۴۵۰ق)، تحقیق: سیدموسی شبیری زنجانی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ششم، ۱۳۶۵ ش؛ روضة المتقین فی شرح من لایحضره الفقیه، محمدتقی بن مقصودعلی مجلسی، (۱۰۷۰ق)، تحقیق: حسین موسوی کرمانی - علی پناه اشتهاردی، قم، بنیاد فرهنگ اسلامی کوشانپور، دوم، ۱۴۰۶ق؛ سنن ابن ماجة، محمد بن یزید قزوینی معروف به ابن ماجه (۲۷۳ق)، تحقیق: محمد فؤاد عبدالباقی، دار الفکر، ۱۴۲۱ق؛ سیر أعلام النبلاء، محمد بن احمد معروف به ذهبی (۷۴۸ق)، تحقیق: شعیب ارنؤوط، بیروت، مؤسسة الرسالة، نهم، ۱۴۱۳ق؛ شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار البیان، نعمان بن محمد مغربی معروف به قاضی نعمان (۳۶۳ق)، تحقیق: محمد حسینی جلالی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، اول، ۱۴۰۹ق، طبقات المحدثین بأصبهان و الواردین علیها، عبدالله بن محمد معروف به ابوالشیخ اصفهانی (۳۶۹ق)، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۷ق، عیون أخبار الرضا، محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تحقیق: سیدمهدی لاجوردی، تهران، نشر جهان، اول، ۱۳۷۸ق، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، محمد عبد الرؤوف مناوی (۱۰۳۱ق)، تصحیح: احمد عبدالسلام، بیروت، دار الکتب العلمیة، اول، ۱۴۱۵ق، الکاشف فی معرفة من له روایة فی الکتب الستة، محمد بن احمد معروف به ذهبی (۷۴۸ق)، تحقیق: محمد عوامة، جده، دار القبلة للثقافة الإسلامیة - مؤسسة علوم القرآن، اول، ۱۴۱۳ق؛ الکامل فی الضعفاء، عبدالله بن عدی جرجانی (۳۶۵ق)، تحقیق: یحیی مختار غزاوی، بیروت، دار الفکر، سوم، ۱۴۰۹ق؛ کتاب الرجال، حسن بن علی معروف به ابن داود حلی (۷۴۰ق)، تحقیق: سید محمد صادق بحر العلوم، قم، منشورات الرضی، ۱۳۹۲ق، کتاب الضعفاء الکبیر، محمد بن عمرو عقیلی (۳۲۲ق)، تحقیق: حمید سلفی، ریاض، دار الصمیعی، اول، ۱۴۲۰ق؛ کشف الغمة فی معرفة الأئمة الها، علی بن عیسی اربلی (۶۹۲ق)، تحقیق: سیدهاشم رسولی محلاتی، تبریز، بنی هاشمی، اول، ۱۳۸۱ق؛ لسان المیزان، احمد بن علی معروف به ابن حجر عسقلانی (۸۵۲ق)، بیروت، مؤسسة الأعلمی، دوم، ۱۳۹۰ق؛ «مزارات خراسان»، کاظم مدیر شانه چی، نامه آستان قدس، شماره ۱۵، شهریور ۱۳۴۲ش؛ معانی الأخبار، محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تصحیح و تعلیق: علی اکبر غفاری، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، اول، ۱۴۰۳ق؛ معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، سید ابوالقاسم بن علی اکبر موسوی خویی (۱۴۱۳ق)، قم، مرکز نشر الثقافة الإسلامیة، پنجم، ۱۴۱۳ق؛ میزان الاعتدال فی نقد الرجال، محمد بن احمد معروف به ذهبی (۷۴۸ق)، تحقیق: علی محمد بجاوی، بیروت، دار المعرفة، اول، ۱۳۸۲ق، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، یوسف بن تغری بردی (۸۷۴ق)، قاهره، وزارة الثقافة و الإرشاد القومی، بی تا، نقد الرجال، سیدمصطفی بن حسین حسینی تفرشی (۱۰۱۵ق)، تحقیق و نشر: مؤسسة آل البیت علی لإحیاء التراث، قم، اول، ۱۴۱۸ق.</ref>.<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[اباصلت هروی - کمپانی زارع (مقاله)|مقاله «اباصلت هروی»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام رضا]]، ص ۱۵.</ref>
 
== جستارهای وابسته ==
 
==منابع==
# [[پرونده: 1100514.jpg|22px]] [[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[اباصلت هروی - کمپانی زارع (مقاله)|مقاله «اباصلت هروی»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه امام رضا''']]
 
==پانویس==
{{پانویس2}}
 
[[رده:اباصلت هروی]]
[[رده:مدخل]]
[[رده:اعلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۵:۳۳

تغییرمسیر به: