حق انتخاب کردن: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85...» ایجاد کرد)
 
(تغییرمسیر به انتخاب در حقوق اسلامی)
برچسب: تغییر مسیر جدید
 
(۱۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
#تغییر_مسیر [[انتخاب در حقوق اسلامی]]
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[حق انتخاب کردن در قرآن]] - [[حق انتخاب کردن در حدیث]] - [[حق انتخاب کردن در تاریخ اسلامی]] - [[حق انتخاب کردن درفقه سیاسی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[حق انتخاب کردن (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
 
==مقدمه==
در دنیای امروز یکی از [[حقوقی]] که بسیار بر آن تأکید شده است، [[حق]] [[انتخاب]] و [[آزادی]] انتخاب کردن از سوی [[شهروندان]] است. در این آزادی، [[مردم]] صرفاً افرادی تابع و پیرو نیستند، بلکه می‌توانند فعالانه در [[امور سیاسی]] [[جامعه]] نقش [[بازی]] کنند و [[سرنوشت]] خود را به دستان خویش رقم زنند. برخی این نوع آزادی را در تعریف [[آزادی سیاسی]] بیان کرده‌اند؛ به این گونه که آزادی سیاسی، یعنی اینکه فرد بتواند در [[زندگی سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[کشور]] خود از [[راه]] انتخاب [[زمامداران]] و [[مقامات]] [[سیاسی]] شرکت جوید و به [[تصدی]] [[مشاغل]] عمومی و سیاسی و اجتماعی کشور نایل آمده یا در مجامع، آزادانه، [[عقاید]] و [[افکار]] خود را به نحو مقتضی ابراز کند<ref>ر.ک: منوچهر طباطبایی مؤتمنی، آزادی‌های عمومی و حقوق بشر، ص۹۶.</ref>؛ همچنین برخی دیگر نیز بر این باورند که آزادی سیاسی، قسمتی از [[حقوق]] افراد است که به موجب آن، می‌توانند [[حق حاکمیت]] داشته باشند، خواه به طور مستقیم و خواه از طریق انتخاب [[نمایندگان]]<ref>محمد جعفر جعفری لنگرودی، ترمینولوژی حقوق، ص۳۱.</ref>.
 
امروزه بر [[قطعی]] بودن اموری چون دارابودن حق [[رأی]] و تصدی [[منصب]] سیاسی، بهره‌مندی از [[برابری]] در مقابل [[قانون]] و [[استحقاق]] بهره‌برداری از مزایا و خدمات مختلف [[حکومتی]] تأکید می‌شود، طبیعی است که شهروندبودن، مستلزم داشتن تعهداتی مانند [[پیروی]] از قانون، [[پرداخت مالیات]] و [[دفاع]] از کشور نیز می‌باشد<ref>استفان کاستلز و الیستر دیویدسون، مهاجرت و شهروندی، ص۳۶.</ref>. انتخاب‌گری ویژگی خاص [[انسان]] است. کسی نباید این حق را از انسان بگیرد و [[جوامع]] مردم‌سالار، [[دین]] دار و غیردین‌دار، امروزه همه ادعا دارند ساختار جامعه خود را به گونه‌ای طراحی کرده‌اند که شهروندانشان می‌توانند حق انتخاب خود را عملیاتی سازند و ویژگی بنیادین جوامع استبدادی آن است که این حق از شهروندان گرفته شده است و افراد مجبورند در جامعه‌ای بسته و خفقان‌آلود، حقوق خود را نادیده انگارند و تنها در [[خدمت]] [[اراده]] و [[اختیار]] فرد یا افراد [[خودکامه]] باشند. در راستای همین اندیشه‌های پس از رنسانس، منتسکیو بر این [[باور]] بود که [[آزادی]] عبارت است از اینکه [[شهروندان]] [[اختیار]] داشته باشند کسی را که خودشان به او اختیارهایی داده‌اند، به محض اینکه خواست از آن اختیار [[سوء]] استفاده کند و [[جابر]] و [[ظالم]] شود، او را [[خلع]] کنند<ref>منتسکیو، روح القوانین، ص۲۹۲.</ref>.
 
[[انسان]]، هم دارای [[فطرت]] فردی است و هم فطرت [[اجتماعی]]. طبعاً مباحث [[اندیشه سیاسی]] و بحث [[آزادی سیاسی]]، با فطرت اجتماعی انسان سروکار دارد، هرچند بعد اجتماعی انسان از [[ساحت]] فردی آن جدا نیست، انسان با آزادی سیاسی خود، [[حق]] [[انتخاب]] مسیر [[جامعه]] خویش را می‌یابد و می‌تواند [[سرنوشت]] جامعه‌اش را خود بنگارد. در [[سرشت انسان]]، [[آزادی‌خواهی]]، [[عدالت‌طلبی]]، آرمان‌خواهی و جویندگی برای [[جامعه مطلوب]]، وجود دارد. تجلی این مفاهیم در فطرت اجتماعی انسان است. فطرتی که به انسان [[حرّیت]] می‌دهد، او را به [[عصیان]] در برابر تحمیلات اجتماعی توانا می‌سازد تا جایی که فرد می‌تواند جامعه خودش را عوض کند و به رغم جریان جامعه، در [[جهت]] خلاف آن حرکت کند و مسیر جامعه را شدیدتر یا کندتر سازد؛ حتی می‌تواند مسیر جامعه و [[تاریخ]] را متوقف یا عوض کند<ref>ر.ک: مرتضی مطهری، فطرت، ص۲۳۱؛ ر.ک: مرتضی مطهری، جامعه و تاریخ، ص۳۲۰.</ref>.
 
با همه تفاوت‌های بنیادین که اندیشه سیاسی [[اسلامی]] با آنچه در [[اندیشه غرب]] مطرح شده است، در اصل این حق مشترک هستند. در [[آیات قرآن کریم]] نیز انسان می‌تواند بنیادی‌ترین نرم افزار [[فکری]] خود را که [[دین]] باشد، برگزیند که [[اجبار]] در [[اندیشه]]، [[ایمان]] و [[امور قلبی]] و درونی [[راه]] ندارد<ref>ر.ک: سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۳۴۳.</ref>. [[خداوند]] یکی از مهم‌ترین [[حقوق انسان]]، یعنی انتخاب دین را به او واگذار کرده است؛ البته این امر به معنای آن نیست که [[کلام الهی]]، [[کفر]] را [[تأیید]] کرده باشد، بلکه صحبت از آن است که آنان را نمی‌توان اجبار کرد تا [[آیین اسلام]] را بپذیرند باری از آنجا که [[راه]] و [[چاه]] از هم تمییز داده شده، طبیعی است که [[انسان]] باید راه و مسیر [[الهی]] را برگزیند؛ اما این به معنای [[اجبار]] نیست؛ لذا [[خداوند]] در برابر [[لجاجت]] [[کافران]] می‌فرماید: {{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ * لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ * وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ * وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ * وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ * لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ}}<ref>«بگو: ای کافران! * آنچه شما می‌پرستید، نمی‌پرستم * و شما پرستشگران پرستیده من نیستید * و من (نیز) پرستشگر پرستیده شما نیستم * و شما پرستشگران پرستیده من نیستید * دین شما از شما و دین من از من» سوره کافرون، آیه ۱-۶.</ref>.
 
وقتی انسان در [[باورها]] و [[اعتقادات]] خویش [[آزاد]] است که یکی از نخستین آزادی‌های او به شمار می‌رود. باوری که همه نرم‌افزار [[ذهن]] و [[ضمیر انسان]] را [[تسخیر]] می‌کند، به طریق اولی در عرصه [[زندگی سیاسی]]- [[اجتماعی]] این [[آزادی]] را دارد و کسی نمی‌تواند آن [[قدرت]] [[انتخاب]] را از انسان برباید. حال اگر این توان گزینش‌گری در انسان وجود دارد، [[آزادی بیان]] و [[دعوت]] و [[اندیشه]] نیز آزاد است.
 
با توجه به [[منطق]] [[قرآن کریم]]، می‌دانیم که محصور و محدود کردن [[شهروندان]]، منکر و بر خلاف [[حقوقی]] است که خداوند برای [[انسان‌ها]] قرار داده است، این امر از مظاهر [[اغلال]] و زنجیرهایی به شمار می‌رود که [[انبیای الهی]] برای بازکردن آنها از پای [[مردم]]، [[مبعوث]] شده‌اند. این منکر همواره از سوی [[طاغوت‌ها]] انجام می‌شود، آن گونه که [[پیغمبران]] الهی را [[محبوس]] و آزادی آنان را سلب می‌کردند. [[فرعون]] [[حضرت موسی]]{{ع}} را [[تهدید]] به [[زندان]] می‌کند: {{متن قرآن|قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ}}<ref>«(فرعون) گفت: اگر خدایی جز من بگزینی تو را زندانی خواهم کرد» سوره شعراء، آیه ۲۹.</ref>.
 
در داستان [[حضرت یوسف]]{{ع}} نیز [[ملکه]] او را به [[حبس]] و [[خوار]] شدن تهدید می‌کند: {{متن قرآن|وَلَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُونًا مِنَ الصَّاغِرِينَ}}<ref>«و اگر آنچه به او فرمان می‌دهم انجام ندهد بی‌گمان به زندان افکنده می‌شود و از خوارشدگان خواهد بود» سوره یوسف، آیه ۳۲.</ref>.
 
[[ملکه]] همانند همه مستبدان می‌گوید [[حضرت یوسف]]{{ع}} یا باید خواسته ناحق او را بپذیرد، یا آنکه به [[زندان]] خواهد افتاد و [[خوار]] خواهد شد؛ قدرت‌هایی که حتی پس از آشکاری [[حقیقت]] مسئله نیز [[حقوق انسان‌ها]] را زیر پا می‌گذارند: {{متن قرآن|ثُمَّ بَدَا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا رَأَوُا الْآيَاتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ}}<ref>«آنگاه، پس از آنکه آن نشانه‌ها را دیدند بر آن شدند که او را تا زمانی زندانی کنند» سوره یوسف، آیه ۳۵.</ref>.
 
پس یکی از کارهایی که [[طاغوت‌ها]] انجام می‌دهند، عدم رعایت [[حق]] [[انتخاب]] و سلب [[آزادی]] [[مردم]] است؛ در حالی که [[انسان]]، در [[رفتار]] [[سیاسی]] خود [[آزاد]] است و کسی نباید آن را محدود سازد و به انجام عملی مجبور کند. انسان، حق و [[اختیار]] دارد، پس در انتخاب‌گری آزاد است به ویژه در عرصه [[اجتماعی]] – سیاسی.<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]]، ص ۱۴۳.</ref>
 
== جستارهای وابسته ==
 
==منابع==
# [[پرونده: 1100733.jpg|22px]] [[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|'''آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم''']]
 
==پانویس==
{{پانویس}}
 
[[رده:حق انتخاب کردن]]
[[رده:مدخل]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۶ ژانویهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۲:۰۸