|
|
| (۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| ==اهداف [[پیامبران]] در نگاه حدیث==
| | #تغییرمسیر [[فلسفه بعثت]] |
| '''شأن تعلیمی پیامبران از زبان [[امام رضا]] {{ع}}''': {{عربی|اندازه=150%|"لَمْ يَكُنْ بُدٌّ مِنْ رَسُولٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُمْ ... يَقِفُهُمْ عَلَى مَا يَكُونُ بِهِ إِحْرَازُ مَنَافِعِهِمْ وَ دَفْعُ مَضَارِّهِم..."}}. [[امیرالمؤمنین|امیرمؤمنان علی]] {{ع}}، به اهداف دیگر [[بعثت|بعثت پیامبران الهی]] اشاره فرموده: {{عربی|اندازه=150%|"فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول"}} <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۲۱.</ref>. و در [[کافی (کتاب)|کافی شریف]]، پنج حدیث درباره لزوم بعثت انبیا و حجتهای الهی آمده است <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۵۸.</ref>.
| |
| ===فواید و برکات [[نبوت]]===
| |
| [[خواجه نصیرالدین طوسی]]، ۹ وجه از وجوه حسن بعثت را در کتاب [[تجرید الاعتقاد (کتاب)|تجرید الاعتقاد]] ذکر کرده است:
| |
| #عقل، در حوزه مسائلی که خود بر درک آن تواناست، از سوی [[وحی]] تأیید و تقویت میشود و در حوزهای که راهی به آن ندارد، معارف لازم به انسان ارائه گردد. | |
| #آدمی، همواره احتمال میدهد که فعل او مورد رضایت مولایش نباشد، با ارسال [[پیامبران]]، این ترس رخت بر میبندد <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۱۵.</ref>.
| |
| #عقل، از درک حسن و قبح گروهی از افعال ناتوان است و نیازمند به وحی دارد.
| |
| #عقل بهتنهایی نمیتواند از سود یا زیان بسیاری از امور "مانند خوراکی و دارو" آگاه شود.
| |
| #رفع نیاز بشر به قوانین اصلاحکننده روابط اجتماعی
| |
| #شکوفایی استعدادهای علمی
| |
| #آموزش صنایع و فنون
| |
| #تعلیم حکمت عملی "اخلاق و سیاست"
| |
| #تعلیم واجبات و محرمات شرعی <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۱۶.</ref>.
| |
| وجه اول و پنجم و هشتم پس از تکمیل و بازسازی بهصورت دلایلی بر ضرورت [[بعثت|بعثت پیامبران]] ارائه شدهاند. و وجه چهارم و هفتم از فواید و اهداف اصلی و ذاتی بعثت پیامبران نیستند. بخشی از مهمترین فواید بعثت پیامبران:
| |
| #ارائه عمیقترین اندیشهها در باب شناخت آفریدگار
| |
| # ارائه معارفی ژرف درباره حقیقت انسان
| |
| # عرضه آموزههای بلند درباره جهان هستی
| |
| # ارائه تعالیم حیاتبخش اخلاقی
| |
| # تشریح قوانین و احکام فردی و اجتماعی
| |
| # تحقق الگوهای عینی کمال انسانی
| |
| # بسط عدالت اجتماعی <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۱۷ و ۱۸.</ref>.
| |
| | |
| ==ضرورت کلامی [[بعثت]]==
| |
| [[معتزله]] نظر کردن در [[معجزه]] را واجب عقلی میدانند زیرا قول مدعی معجزه محتمل الصدق است و بر تقدیر صدق و عدم اتباع، ضرر عاید میگردد.
| |
| [[قاعده لطف]]: دو معنا بر لطف:
| |
| #لطف محصل، فعلی است که در صورت وقوع آن، انسان مکلف، با اختیار خویش، تکلیفش را انجام میدهد.
| |
| #لطف مقرب، فعلی است که در صورت وقوع برای شخص مکلف، زمینه مساعدی برای اطاعت از خداوند فراهم میآید.
| |
| [[اشاعره]]، بر اساس انکار حسن و قبح عقلی، به وجوب لطف اعتقاد ندارند، اما متکلمان [[امامیه]] و [[معتزله]] اینچنین استدلال میکنند <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۲۳ و ۲۴.</ref>: [[بعثت|بعثت انبیا]]، به جهت بیان زشتی و زیبایی افعال و احوال قیامت، احسانی است که بندگان را، با حفظ اختیار، به طاعت خدا نزدیک و از معصیت او دور میسازد، پس عقلاً بر خداوند واجب است. لطف، صفت فعلیه خداوند متعال است که انگیزهای در مکلفان ایجاد میکند که یا به تحقق "لطف محصل" و یا به تقرب "لطف مقرب" تکلیف میانجامد. شرایط وجوب لطف این است که اولاً: قدرت بر انجام دادن تکلیف، وابسته به آن لطف نباشد و ثانیاً: لطف، مکلف را به مرز اجبار و سلب اختیار نکشاند. پس [[بعثت|بعثت پیامبران]] برای بیان احکامی که تأکید بر احکام عقلی است، لطف محسوب میشود ولی برای بیان احکامی که عقل بهصورت مستقل توان درک آنها را ندارد، مصداق لطف به شمار نمیآید و بعثت پیامبران از باب حکمت الهی، ضرورت پیدا میکند <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۶۰-۶۲.</ref>.
| |
| | |
| ====[[برهان حکمت]]====
| |
| متکلمان [[امامیه]] و [[معتزله]] و [[ماتریدیه]] برای اثبات بعثت پیامبران از برهان حکمت بهره بردهاند: یعنی [[نبوت]]، هم حَسَن است و هم واجب در حکمت است؛ زیرا مقصود و غایت حقتعالی از آفرینش انسانها، دریافت مصلحت بوده است هم در احوال معاش و هم در احوال معاد که بیان این حقایق و اعمال نیز از طریق پیامبر الهی میسر است. حاصل اینکه:
| |
| # هدف آفرینش انسان، تکامل اختیاری است.
| |
| # تکامل اختیاری، درگرو افعال اختیاری است.
| |
| #شناختهای عقلی و حسی برای تشخیص راه کمال کافی نیست.
| |
| #پس خداوند میبایست راه دیگری برای رساندن انسان به کمال نشان دهد. این "باید"، دستور عقل به خدا نیست بلکه کشف ضرورت بین علت و معلول است <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۶۳-۶۵.</ref>.
| |