|
|
| (۱۱۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۹ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{جستار موقت}}
| | #تغییر_مسیر [[اثبات ضرورت نبوت]] |
| {{نبوت}}
| |
| | |
| در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[ضرورت نبوت (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.
| |
| | |
| ==مقدمه==
| |
| از آنجا که هر یک از ما به معارف فرا عادی دسترسی نداریم، نتیجه میگیریم وجود پیامآورانی به عنوان واسطه، امری ضروری است. آیا ما هرگاه اراده کنیم، میتوانیم برای فهم معارف فرا عقلی به منبع الهی مراجعه کنیم؟ خیر. لذا براساس [[حکمت]] الهی، باید رسولانی مبعوث شوند تا راه صحیح و کامل سعادت را در اختیار انسان قرار دهند <ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسانشناسی (کتاب)|انسانشناسی]]، ص ۱۲۴.</ref>. لازمه حکمت الهی، وجود راهی فرا عادی برای هدایت بشر به سعادت است و همچنین لازم است تا افرادی [[معصوم]]، این راه را در اختیار دیگران قرار دهند و در صورت لزوم، مجری احکام الهی باشد. <ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسانشناسی (کتاب)|انسانشناسی]]، ص ۱۴۰ و ۱۴۱.</ref>. بشر از جهات گوناگون به پیامبران الهی نیازمند است، این نیازمندی ها عبارت است از:
| |
| | |
| ==ضرورت نبوت در قرآن==
| |
| {{اصلی|ضرورت نبوت در قرآن}}
| |
| | |
| * قرآن کریم و روایات با بیان کارکردهای [[بعثت]] به این ضرورت پرداختهاند:
| |
| # عبادت خداوند و اجتناب از [[طاغوت]]: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ}}﴾}} <ref>سوره نحل، آیه: ۳۶.</ref>، [[انبیا]]، علاوه بر تشویق مردم به عبادت خداوند و اجتناب از طاغوت و بتهای ساختگی، پرهیز از بت نفس را نیز توصیه میکردند <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۵۱.</ref>. | |
| # حکومت و داوری به حق میان مردم و مخالفت با هوای نفسانی: اولاً، بسیاری از قوانین هستند که عقل بشر، توان درک آنها را ندارد. ثانیاً، چه بسا احکامی که اگر انسان بخواهد از طریق عقل یا تجربه، به آنها پیببرد، گرفتار ضرر جبرانناپذیر گردد؛ مثل احکام روابط جنسی.
| |
| # ایجاد [[عدالت اجتماعی]] توسط مردم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ}}﴾}} <ref>سوره حدید، آیه: ۲۵.</ref> <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۵۲ و ۵۳.</ref>.
| |
| # تعلیم کتاب و دستورهای الهی و آنچه آدمیان نمیدانند و تهذیب آنها: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولاً مِّنكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ}}﴾}} <ref>سوره بقره، آیه: ۱۵۱.</ref> [[پیامبران]] آمدهاند تا از یک سو استعدادهای گسترده آدمیان را در زمینه معرفت و شناخت شکوفا کنند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ...}}﴾}} <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۱۸.</ref>. [[حکمت]]، علم توأم با عمل است و نتیجهاش، تهذیب نفس و خودسازی درونی است <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۵۴.</ref>. برخی آموزههای [[پیامبران]] نیز بدون استمداد از [[وحی]]، دستیافتنی نیست: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ}}﴾}}. یعنی برخی از تعالیم [[انبیا]] چنان است که با تکیه بر حس و تجربه و عقل نمیتوان به آن راه یافت <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۱۹.</ref>.
| |
| # آزادی حقیقی انسان: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}﴾}} <ref>سوره ابراهیم، آیه: ۱.</ref> در دیدگاه اسلامی، نادانی، پیروی از هوا و هوس و سلطه ستمگران و... زنجیری است که آزادی حقیقی انسان را میستاند. [[پیامبران]] در پی آنند که این قفسهای اسارت را بشکنند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتي كانَتْ عَلَيْهِم}}﴾}} <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۲۰.</ref>. زیرا تنها با وجود فطرت نمیتوان از این گمراهیها بیرون آمد <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۵۴.</ref>.
| |
| # اتمامحجت بر مردم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا}}﴾}} <ref>سوره نساء، آیه: ۱۶۵.</ref> اگر [[بعثت|بعثت انبیا]] نبود، بشر هدایت نیافته میتواند در برابر حقتعالی احتجاج کند که چرا با وجود نقص معرفتی، منبع دیگری را در اختیار قرار ندادی <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۵۴.</ref>.
| |
| # زنده کردن آدمیان: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}}﴾}} <ref>سوره انفال، آیه: ۲۴.</ref> تأمین حیات معنوی، با بعثت پیامبران و اطاعت از آنها میسر است <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۵۵.</ref>.
| |
| # امر به معروف و نهی از منکر و بیان احکام الهی: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}} <ref>سوره اعراف، آیه: ۱۵۷.</ref> پیروی از [[رسول|رسول الهی]] و احکام آسمانی، باعث آزادی معنوی و اجتماعی انسان میشود <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۵۵.</ref>.
| |
| # رفع اختلافها: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}﴾}} <ref>سوره اعراف، آیه: ۲۱۳.</ref> [[علامه طباطبائی]] در تفسیر این آیه: انسان بهحسب فطرتش، اجتماعی است، جذب منافع و خودخواهی در اجتماع، باعث اختلاف میگردد لذا نیاز به وضع قوانین است؛ پس اختلاف در دنیا، باعث تشریع دین شد. همچنین، اختلاف در احساسات و ادراکات باعث میشود که هدفها و آرزوها هم مختلف گردند و در نتیجه، اختلاف در افعال و اختلال در نظام اجتماعی پدیدار شود که در اینجا ضرورت تشریع قوانین کلیه، آشکار میگردد <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۵۶-۵۷.</ref>.
| |
| # تذکر و یادآوری: آدمی پارهای دریافتهای فطری و عقلی دارد که هدایتگر او بهسوی حقیقت و نیکیاند اما چهبسا آنها را به فراموشی میسپارند ازاینرو، یکی از اهداف اصلی [[پیامبران]]، یادآوری است {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هَذَا بَلاغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ وَلِيَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}}﴾}} <ref>سوره ابراهیم، آیه: ۵۲.</ref> <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۱۹.</ref>. در نتیجه: خداوند سبحان بر اساس حکمت خود و قابلیتهای انسان در پذیرش دعوت، پیامبران را مبعوث ساخت، تا توحید و یکتاپرستی و امیدواری به آخرت را به انسانها بیاموزند و اختلافها و خصومتهای مردم را رفع سازند و با تبشیر و انذار مردم و تشکیل حکومت دینی و آموزش کتاب و حکمت، بر بندگان اتمامحجت نمایند <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۵۸.</ref>.
| |
| # مبارزه با ظلم و فساد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ * وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ * وَلا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلا تَعْثَوْا فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ}}﴾}} <ref>سوره شعراء، آیه: ۱۸۱-۱۸۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِينَ * إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ}}﴾}} <ref>سوره اعراف، آیه: ۸۰ و ۸۱.</ref>.
| |
| | |
| ==ضرورت نبوت در حدیث==
| |
| {{اصلی|ضرورت نبوت در حدیث}}
| |
| ==ضرورت نبوت در کلام اسلامی==
| |
| {{اصلی|ضرورت نبوت در کلام اسلامی}}
| |
| | |
| ===استدلال به [[قاعده لطف]]===
| |
| دو معنا بر لطف میتوان بیان کرد:
| |
| #لطف محصل، فعلی است که در صورت وقوع آن، انسان مکلف، با اختیار خویش، تکلیفش را انجام میدهد.
| |
| #لطف مقرب، فعلی است که در صورت وقوع برای شخص مکلف، زمینه مساعدی برای اطاعت از خداوند فراهم میآید.
| |
| * متکلمان [[امامیه]] و [[معتزله]] اینچنین استدلال میکنند <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۲۳ و ۲۴.</ref>: [[بعثت|بعثت انبیا]]، به جهت بیان زشتی و زیبایی افعال و احوال قیامت، احسانی است که بندگان را، با حفظ اختیار، به طاعت خدا نزدیک و از معصیت او دور میسازد، پس عقلاً بر خداوند واجب است. لطف، صفت فعلیه خداوند متعال است که انگیزهای در مکلفان ایجاد میکند که یا به تحقق "لطف محصل" و یا به تقرب "لطف مقرب" تکلیف میانجامد. شرایط وجوب لطف این است: اولاً: قدرت بر انجام دادن تکلیف، وابسته به آن لطف نباشد و ثانیاً: لطف، مکلف را به مرز اجبار و سلب اختیار نکشاند. پس [[بعثت|بعثت پیامبران]] برای بیان احکامی که تأکید بر احکام عقلی است، لطف محسوب میشود ولی برای بیان احکامی که عقل به صورت مستقل توان درک آنها را ندارد، مصداق لطف به شمار نمیآید و بعثت پیامبران از باب حکمت الهی، ضرورت پیدا میکند <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۶۰-۶۲.</ref>.[[اشاعره]]، بر اساس انکار حسن و قبح عقلی، به وجوب لطف اعتقاد ندارند.<ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۲۳ و ۲۴.</ref>
| |
| | |
| ===استدلال به [[برهان حکمت]]===
| |
| * متکلمان [[امامیه]] و [[معتزله]] و [[ماتریدیه]] برای اثبات بعثت پیامبران از برهان حکمت بهره بردهاند: یعنی [[نبوت]]، هم حَسَن است و هم واجب؛ زیرا مقصود و غایت حقتعالی از آفرینش انسانها، دریافت مصلحت بوده است هم در احوال معاش و هم در احوال معاد و بیان این حقایق و اعمال نیز از طریق پیامبر الهی میسر است. حاصل اینکه:
| |
| # هدف آفرینش انسان، تکامل اختیاری است. <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۶۳-۶۵.</ref>. انسان براى اين، آفريده شده كه با عبادت و اطاعت خداى متعال، شايستگى دريافت رحمتهايى را پيدا كند كه ويژه انسانهاى كامل است. و اراده حكيمانه الهى اصالتاً به كمال و سعادت انسان، تعلق گرفته است اما از آنجا كه اين كمال و سعادت والا و ارجمند جز از راه انجام دادن افعال اختيارى، حاصل نمىشود مسير زندگى بشر، دو راهه و دو سويه قرار داده شده تا زمينه انتخاب و گزينش براى وى فراهم شود و طبعاً يك راه آن هم بسوى شقاوت و عذاب خواهد بود كه بالتّبع (و نه بالاصاله) مورد اراده الهى واقع مىشود. <ref>[[مصباح یزدی، محمد تقی آموزش عقاید]]، ص ۶۳-۶۵.</ref>.
| |
| # تکامل اختیاری، درگرو افعال اختیاری است. <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۶۳-۶۵.</ref>. مقتضاى حكمت الهى اين است كه ابزار و وسايل لازم براى تحصيل چنين شناختهايى را در اختيار بشر قرار دهد. و گرنه همانند كسى خواهد بود كه مهمانى را به مهمانسرايى دعوت كند ولى محل مهمانسرايش و راه رسيدن به آن را به او نشان ندهد! و بديهى است كه چنين رفتارى خلاف حكمت و موجب نقض غرض است. <ref>[[مصباح یزدی، محمد تقی آموزش عقاید]]، ص ۶۳-۶۵.</ref>.
| |
| #شناختهای عقلی و حسی برای تشخیص راه کمال کافی نیست. <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۶۳-۶۵.</ref>. و اگر راه ديگرى براى رفع اين كمبودها وجود نداشته باشد هدف الهى از آفرينش انسان، تحقق نخواهد يافت.<ref>[[مصباح یزدی، محمد تقی آموزش عقاید]]، ص ۶۳-۶۵.</ref>
| |
| #پس خداوند میبایست راه دیگری برای رساندن انسان به کمال نشان دهد. این "باید"، دستور عقل به خدا نیست بلکه کشف ضرورت بین علت و معلول است <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۶۳-۶۵.</ref>.
| |
| | |
| ===استدلال به [[برهان هدایت]]===
| |
| برهان هدایت، لزوم ارسال [[انبیا]] را اینگونه بیان میدارد:
| |
| | |
| '''الف)''' هر سویی از گستره بیکران خلقت، علاوه بر نظم و سامان، دارای نوعی هدایت و راهنمایی آشکار و پنهان است. به این معنا که خداوند همان موجود هماهنگ و منظم را بهسوی مقصدی روان کرده است. <ref>{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى}}﴾}} سوره طه، آیه: ۵.</ref>
| |
| در هر موجودی، نوعی کشش و برنامه وجود دارد که زندگی آن را از مسیر سنگلاخهای عالم طبیعت و ماده –که عرصه تعارض و تزاحم است- به مقصد معلوم هدایت میکند. اساس اعتبار این هدایت عمومی، مبتنی بر برهانی است که از وجود غرض و هدف در خلقت هر موجودی خبر میدهد. زیرا اگر خداوند موجودات را اینچنین هدایت نکند، چیزی جز عبث و لغو نخواهد بود و انسان نیز هدایتی درخور خود دارد زیرا در آفرینش او نیز غرضی است.
| |
| | |
| '''ب)''' هدایت هر چیزی مناسب با تجهیزات و استعدادهای وجود اوست. انسان حیوانی است که چون صدف، گوهری گرانقدر در خود جای داده است.
| |
| انسان از آن جهت که حیوان است، مانند دیگر حیوانات از اهتدای غریزی برای رشد و کمال حیوانی برخوردار است ولی انسان برخلاف حیوانات، اسیر غرایز خود نیست و با قوه اختیار میتواند به غرایز خود سامان دهد. چنین موجودی البته هدایتی درخور خود میطلبد که با اختیار او تناسب داشته باشد.
| |
| جز [[وحی]]، هر راه دیگری برای رسیدن به چنین سعادت ابدی، بیراهه است.
| |
| البته خداوندی که از آفریدن ابرو و مژه دریغ نورزیده از فرستادن [[پیامبران]] که بقای نوع انسان و نیز سعادت ابدی هر فرد درگرو آن است، دریغ نمیکند <ref>[[معارف اسلامی (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص ۱۹-۲۲.</ref>.
| |
| | |
| ==ضرورت نبوت در فلسفه اسلامی==
| |
| {{اصلی|ضرورت نبوت در فلسفه اسلامی}}
| |
| | |
| ==ضرورت نبوت در عرفان اسلامی==
| |
| {{اصلی|ضرورت نبوت در عرفان اسلامی}}
| |
| | |
| ==ضرورت نخست: نیاز بشر به معارف اعتقادی==
| |
| انسان از وقتی چشم بر این جهان میگشاید و خود و اطرافیان را میبیند و به زمین و آسمان و آنچه در آنهاست مینگرد با پرسشهایی روبرو میشود که پاسخ به آنها، جهانبینی یا نحوه نگرش او به هستی را سامان میدهد و بر آن اساس، جهتگیری فکری و عملی خود را در زندگی، مشخص میکند. از اینرو، دقت و درستی پاسخهای اولیهای که در برابر پرسشهای خود دریافت میکند بسیار حائز اهمیت است. عقل بشر به تنهایی نمیتواند حقایق هستی را درک کند چرا که عقل انسان هم جزئی نگر است و معمولا به خطا می رود و هم اینکه در بسیاری از موارد گرفتار هوی و هوس شده و به راهی غیر از راه ثواب می رود <ref>[[آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص ۱۴ و ۱۵.</ref>. لذا نیازمند علومی است که او را در این راه یاری رساند و اگر معارف وحیانی و آموزههای [[پیامبران|پیامبران الهی]] نبود، بشر نمیتوانست تنها با تکیه بر اندیشههای خود راه به جایی ببرد. برخی از دستاوردهای انبیا در زمینه معرفت و هدایت را [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در خطبه نخست نهج البلاغه به شرح زیر اعلام فرموده است: {{عربی|اندازه=150%|"فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ"}} <ref>[[نهج البلاغه (کتاب)|نهج البلاغه]]، خطبه ۱، ص ۴۳.</ref>. خداوند در میان انسانها فرستادگان خود را برانگیخت و پیدرپی پیامبرانش را به سوی آنان گسیل داشت تا فطرتشان را بیدار کرده و نعمت فراموششده را به یادشان آورند و با ابلاغ پیام الهی حجت را بر آنان تمام کنند و گنجینههای پنهان عقلهایشان را ظاهر و آشکار نمایند. از این فرمایش بلند مولای متقیان میتوان نتیجه گرفت اگر [[پیامبران|پیامبران الهی]] با صبر و کوششهای طاقتفرسا، حقایق ربوبی را برای انسان آشکار نمیکردند و با بیدارسازی فطرت و رهاسازی عقل از یوغ اسارت تمایلات و شهوات، بشر را بر گوهر شریف نفس و کمالهای بیکران فراروی او تذکر نمیدادند، انسانها از رسیدن به معرفت حقیقی باز میماندند و در تاریکی جهل و تخیلات باطل فرو میافتادند.
| |
| | |
| ==ضرورت دوم: نیاز بشر به قانون==
| |
| * انسان در زندگی فردی و اجتماعی و در تعامل با خود، با پروردگار عالم، با طبیعت و با جامعه خویش، همواره با مسائلی روبروست و ناگزیر از رفتارهایی است که آثار و پیامدهایی برای خود وی و یا دیگران در بردارد. اعمال انسان دربردارندۀ سود و زیانهایی است که تأثیر آنها گاه بسیار دامنهدار و عمیق است. افعال، نه تنها در بُعد جسمانی، بلکه در بُعد روحی و روانی انسان نیز به طور گسترده اثر میگذارد. تأثیر فعل انسان در دو بُعد جسمی و روحی، از شخص او آغاز شده و در ادامه به اطرافیان، و سپس به جامعه، و نهایتاً به دیگر جوامع توسعه خواهد یافت. هر اندازه تعداد و موقعیت افراد یا جوامعی که از فعل انسان رنگ میگیرند، بیشتر و بالاتر باشد، این تأثیرات، پیچیدهتر شده، به صورت فزایندهای گسترش مییابد. به غیر از عنصر مکان، عنصر زمان نیز در بررسی آثار و افعال بشر، اهمیت فوق العادهای دارند. تأثیر یک فعل در نسلهای آینده، غیرقابل انکار است. میزان اطلاعات و آگاهی بشر نسبت به آثار و افعالش در نوع تأثیر، حوزه تأثیر، شدت تأثیر و دامنه زمانی تأثیر، بسیار ناقص و آمیخته با اشتباه است و در بعضی از موارد، نظیر روح و روان انسانی، کاملاً با پردهای از ابهام و جهل روبروست. بشر با تمام تجارب و اندوخته دانشمندانش، از تشخیص مصلحت و مفسده افعال بشر در تمام حوزهها و ابعادِ بیان شده، عاجز میباشد. تنها، دستگاه ربوبی است که میتواند مصالح و مفاسد را تشخیص دهد و براساس آن، اوامر و نواهی مناسب سعادت بشر را به صورت قوانین و مقررات فردی و اجتماعی وضع و ابلاغ نماید. [[امام باقر|حضرت باقر]] {{ع}} در پاسخ به این سؤال که چرا خداوند، شراب، مردار، خون و گوشت خوک را حرام نموده است، میفرمایند: {{عربی|اندازه=150%|"إِنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ فَعَلِمَ مَا تَقُومُ بِهِ أَبْدَانُهُمْ وَ مَا يُصْلِحُهُمْ وَ أَبَاحَهُ لَهُمْ وَ عَلِمَ مَا يَضُرُّهُمْ فَنَهَاهُمْ عَنْهُ"}} <ref>[[من لا یحضره الفقیه (کتاب)|من لا یحضره الفقیه]]، ج۳، ص۳۴۵.</ref>. خداوند متعال انسانها را آفرید و نسبت به چیزهایی که بدن ایشان با آنها قوام مییابد و به صلاح ایشان است، آگاهی داشت و لذا آن را برای ایشان حلال و مباح نمود. همچنین به چیزهایی که برای ایشان ضرر دارد، آگاهی داشت و لذا ایشان را از آن موارد نهی فرمود. [[امام رضا|حضرت رضا]] {{ع}} نیز در همین راستا چنین میفرمایند: {{عربی|اندازه=150%|"إِنَّا وَجَدْنَا كُلَّ مَا أَحَلَّ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَفِيهِ صَلَاحُ الْعِبَادِ وَ بَقَاؤُهُمْ وَ لَهُمْ إِلَيْهِ الْحَاجَةُ الَّتِي لَا يَسْتَغْنُونَ عَنْهَا وَ وَجَدْنَا الْمُحَرَّمَ مِنَ الْأَشْيَاءِ لَا حَاجَةَ بِالْعِبَادِ إِلَيْهِ وَ وَجَدْنَاهُ مُفْسِداً دَاعِياً الْفَنَاءَ وَ الْهَلَاك"}} <ref>[[علل الشرایع (کتاب)|علل الشرایع]]، ج۲، ص۵۹۲.</ref>. مییابیم آنچه خداوند متعال حلال کرده است، صلاح و بقای بندگان در آنها بوده است و بقای ایشان وابسته به آن است، و همگی به آن نیاز دارند به گونهای که هیچ وقت از آن بینیاز نمیشوند. در مقابل، مییابیم آنچه را که خداوند حرام کرده است، مواردی است که بندگان به آن محتاج نبوده، و آنها سبب نابودی و هلاک بندگان میشدهاند.
| |
| * از بُعد اجتماعی نیز میتوان بر لزوم قوانین الهی استدلال کرد. انسان موجودی اجتماعی است و برای برآوردن نیازهای خود، به ناچار باید در اجتماع زندگی کند و به تقسیم کار میان اعضای جامعه بپردازد. اما از سوی دیگر، شکلگیری یک جامعه سالم، نیازمند نظم و امنیت است و این مهم تنها از طریق وضع قوانین دقیق که تأمینکننده مسئولیتها و حقوق کلیه افراد باشد، به دست میآید. اما قوانین بشری به دلیل آن که برخاسته از دیدگاه محدود و منافع شخصی و گروهی است، نمیتواند به نیازهای عموم اقشار جامعه پاسخ گوید و در نتیجه اعتماد و آرامش را در میان آحاد اجتماع برقرار سازد. در اینجا نیز تنها با اتکا به قوانین الهی است که میتوان صلح، امنیت و انضباط را به طور حقیقی برقرار ساخت.
| |
| * تا اینجا بر ضرورت وجود قوانین الهی استدلال کردیم ولی باید دید این قوانین را چگونه میتوان به دست آورد. باید توجه داشت هیچ یک از افراد بشر خود، ابزاری ندارند تا با خداوند متعال ارتباط برقرار کند و اوامر و نواهی الهی را دریافت نماید. خداوند متعال در مقام پاسخگویی به این نیاز بشر، به لطف خویش، با فرو فرستادن انبیاء، راه دستیابی به مصالح و مفاسد آنها را فراهم ساخته است. [[امام رضا|حضرت رضا]] {{ع}}، این نیاز بشر و لطف باری تعالی را این گونه بیان میکنند: {{عربی|اندازه=150%|"لَمَّا لَمْ يَكُنْ فِي خَلْقِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ وَ قُوَاهُمْ مَا يَكْمُلُونَ لِمَصَالِحِهِمْ وَ كَانَ الصَّانِعُ مُتَعَالِياً عَنْ أَنْ يُرَى وَ كَانَ ضَعْفُهُمْ وَ عَجْزُهُمْ عَنْ إِدْرَاكِهِ ظَاهِراً لَمْ يَكُنْ بُدٌّ مِنْ رَسُولٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُمْ مَعْصُومٍ يُؤَدِّي إِلَيْهِمْ أَمْرَهُ وَ نَهْيَهُ وَ أَدَبَهُ وَ يَقِفُهُمْ عَلَى مَا يَكُونُ بِهِ إِحْرَازُ مَنَافِعِهِمْ وَ دَفْعُ مَضَارِّهِم"}} <ref> [[عیون اخبار الرضا (کتاب)|عیون اخبار الرضا]]، ج۲، ص۹۹. </ref>. وقتی خداوند در خلقت بشر و قوای ایشان، آنچه را که به وسیله آن مصلحتهای ایشان کامل و تمام شود، قرار نداده است، و از طرف دیگر خداوندِ صانع نیز برتر از آن است که او را مشاهده نمایند و این ضعف و عجز از ادارک در بشر مشهود است، لذا به ناچار بین خداوند و ایشان، رسولی [[معصوم]] لازم است که امر و نهی و برنامه تربیتی خویش را [از جانب خداوند] به ایشان برساند تا آنها به آنچه سبب حصول منافع و دفع ضررها میشود، آگاهی یابند. این مسیر به این دلیل است که خداوند در خلق بشر، چیزی قرار نداده است که به وسیله آن، منافع و ضررها را در نیازهایشان شناسایی نمایند. از منظر [[امام صادق]] {{ع}} نیز آشنایی بشر به مصالح و مفاسد خویش از دلایل نیازمندی به [[انبیا|انبیای الهی]] است. {{عربی|اندازه=150%|"ثَبَتَ أَنَّ لَهُ سُفَرَاءَ فِي خَلْقِهِ وَ عِبَادِهِ يَدُلُّونَهُمْ عَلَى مَصَالِحِهِمْ وَ مَنَافِعِهِمْ وَ مَا بِهِ بَقَاؤُهُمْ وَ فِي تَرْكِهِ فَنَاؤُهُم"}} <ref> [[توحید صدوق (کتاب)|توحید صدوق]]، ص۲۴۹. </ref>. ثابت شد که خداوند سفیرانی در میان خلق و بندگانش دارد که آنها را به آنچه مصلحت و نفع ایشان در آن است راهنمایی میکنند، و آنچه سبب بقای ایشان است و ترک آن سبب هلاکشان میشود، بیان میکنند. <ref> [[آموزش کلام اسلامی (کتاب)| آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۱۴ و ۱۵.</ref>.
| |
| | |
| ==شبهههای ضرورت [[بعثت|بعثت پیامبران]]==
| |
| # '''شبهه نیاز به بعثت''': گروهی گفتهاند: اگر دستاوردهای [[انبیا]] با عقل موافق است پس بیهوده است و یا مخالف با عقل است که قابلپذیرش نمیباشد. '''پاسخ''' این است که عقل نسبت به برخی دستورات انبیا نفیاً و اثباتاً ساکت است <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۹۲.</ref>.
| |
| # '''شبهه نفی ضرورت [[بعثت]]''': [[فخر رازی]] با توجه به استدلال [[ابن سینا]] میگوید: هیچ ملازمهای بین احتجاج مردم به شارع و ضرورت وجود شارع نیست، زیرا لازم نیست هر چیز اصلی برای این عالم تحقق و تحصل یابد. اگر در '''پاسخ''' بگوییم که بین رفع احتجاج مهم و حیاتی انسان و فیض و خیرخواهی و کمالات نامتناهی حقتعالی ضرورت بالقیاس است، صدور کمال، وجوب فلسفی مییابد نه وجوب اخلاقی و اشکال فخر رازی به [[قاعده لطف]] و قاعده اصلی نیز رفع میشود <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۹۲ و ۹۳.</ref>.
| |
| # '''شبهه نظامهای غیردینی''': [[ابن خلدون]] میگوید: در عرض نظام اجتماعی اسلام، نظامهای اجتماعی دیگری است که بدون احتیاج به [[شریعت]] توانمندند. '''پاسخ:''' قانونی سعادت دنیایی بشر را تأمین میکند که به همه ابعاد و جنبههای روحانی و جسمانی، فردی، اجتماعی بشر توجه داشته باشد. ضمانت اجرایی را برای همه مردم تأمین کند. تنظیم و تدوین قوانین دنیایی با این همه ویژگیها به دست انسانهای عادی امکانپذیر نیست لذا بشر هنوز با عقل و احساسات و دهها امر روانی و نفسانی دیگر نتوانسته است در این امور به دیدگاه یگانهای برسد <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۹۴ و ۹۵.</ref>.
| |
| # '''شبهه برهان حکمت الهی''': ازآنجاکه ابزارهای عادی معرفت بشری "عقل و حس و تجربه" برای رسیدن به کمال، کافی نیست پس محتاج به [[وحی]] میباشیم. اما سؤال این است که از کجا معلوم میشود که هدف خداوند حکیم از خلقت انسان، رساندن او به کمال است. '''پاسخ:''' خدا، جامع جمیع کمالات است و حکیمی است که حکمتش علاوه بر هدف فاعلی، هدف فعلی هم دارد و مقصود از هدف فعلی برطرف کردن نقص فعل است. زیرا کمال محض، فیاض کمال است نه نقص، پس خداوند حکیم، خواهان کمال مخلوق است. برفرض که هدف خداوند، کمال انسان باشد، آیا کمال و سعادت انسان منحصراً با [[وحی]] محقق میشود؟ پاسخ: خدا، ابزارهای عمومی مشخصی همچون حس و عقل و وجدان به انسان داده است، ممکن است دهها ابزار دیگر هم باشد ولی به انسان نداده است. اما ابزارهایی که ما داریم برای هدایت کافی نیست. علاوه بر این انسان، به یک سعادت دنیوی نیازمند است که تأمینکننده سعادت اخروی او باشد و این ابزارهای عادی برای شناخت چنین سعادت جامعی کفایت نمیکند.
| |
| * '''شبهه فترت در زمان قبل از پیامبر''': در زمان [[بعثت]] [[پیامبر اکرم|حضرت محمد]] {{صل}} پیامبر دیگری نبوده است و چند نسل باید بگذرد تا پیام او به همه جهانیان برسد؛ پس بخش عظیمی از مردم در این مدت از نیل به سعادت محروم میشوند. اگر بعثت ضرورت دارد، این فترت هدایت چه توجیهی دارد؟
| |
| ** '''پاسخ''': طبق دلایل نقلی – قطعی، خدای سبحان، [[پیامبران]] را برای همه اقوام فرستاده است اما گاهی شخص دیگری، مانع هدایت میگردد. اینگونه گمراهی، آسیبی به براهین ضرورت پیامبران نمیرساند و اینکه عدهای به خاطر منع دیگران از رسیدن به درجات عالیتر بازماندند، بر اصل برهان آسیبی نمیرساند. دیگر اینکه: برهان نگفته که لحظهبهلحظه باید [[پیامبری]] فرستاده شود بلکه دلیل عقلی اثبات میکند که [[بعثت|بعثت انبیا]] ضرورت دارد؛ حال، اگر پیامبر در زمان یا مکان خاصی فرستاده نشد، باید ببینیم چه دلیلی داشته است. از طرفی دیگر از دعوت پیامبر پیشین و عقل و فطرت بهرهمند بودهاند به همان اندازه، مهتدی و سعادتمند هستند <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۹۶-۱۰۱.</ref>.
| |
| | |
| ==منابع==
| |
| {{ستون-شروع|2}}
| |
| * [[پرونده:33456.jpg|22px]] [[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[راه و راهنماشناسی (کتاب)|'''راه و راهنماشناسی''']]؛
| |
| * [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|'''کلام تطبیقی ج۲''']]؛
| |
| * [[پرونده:426310763.jpg|22px]] [[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|'''کلام نوین اسلامی ج۲''']]؛
| |
| * [[پرونده:1233456.jpg|22px]] [[محمد سعیدی مهر|سعیدی مهر، محمد]]، [[آموزش کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|'''آموزش کلام اسلامی ج۲''']]؛
| |
| * [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[محمد سعیدی مهر|سعیدی مهر، محمد]]؛ [[امیر دیوانی|دیوانی، امیر]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|'''معارف اسلامی ج۲''']]؛
| |
| * [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسانشناسی (کتاب)|'''انسانشناسی''']].
| |
| {{پایان}}
| |
| | |
| ==جستارهای وابسته==
| |
| {{پرسشهای وابسته}}
| |
| {{ستون-شروع|3}}
| |
| * [[پیامبر]] ([[نبی]])
| |
| * [[نبوت در قرآن]]
| |
| * [[نبوت در حدیث]]
| |
| * [[نبوت در کلام اسلامی]]
| |
| * [[نبوت در حکمت اسلامی]]
| |
| * [[نبوت در عرفان اسلامی]]
| |
| * [[نبوت در فلسفه دین]]
| |
| * [[نبوت از دیدگاه بروندینی]]
| |
| * [[نبوت مطلق]]
| |
| * [[نبوت مقید]]
| |
| * [[نبوت خاصه]]
| |
| * [[نبوت عامه]]
| |
| * [[نبوت تشريعى]]
| |
| * [[نبوت تبلیغی]]
| |
| * [[شؤون نبوت]]
| |
| * [[کارکردهای نبوت]]
| |
| * [[تکثر نبوت]]
| |
| * [[اهداف نبوت]]
| |
| * [[اثبات نبوت]]
| |
| * [[مقام نبوت]]
| |
| * [[درجه نبوت]]
| |
| * [[فلسفه بعثت]]
| |
| * [[وجوب بعثت]]
| |
| * [[نبوت زن]]
| |
| * [[نبوت مشترکه]]
| |
| * [[اتصال نبوت ها]]
| |
| * [[اجتبای نبوت]]
| |
| * [[ادعای نبوت]]
| |
| * [[انقطاع نبوت]]
| |
| * [[آیات نبوت]]
| |
| * [[احادیث نبوت]]
| |
| * [[بقای نبوت]]
| |
| * [[تجدید نبوت]]
| |
| * [[تعلیم غیبی به غیر نبی]]
| |
| * [[احکام نبوت]]
| |
| * [[خصایص نبوت]]
| |
| * [[ضروریات نبوت]]
| |
| * [[ضرورت نبوت]]
| |
| * [[قدم نبوت]]
| |
| * [[کمال نبوت]]
| |
| * [[ختم نبوت]]
| |
| * [[مدعی نبوت]]
| |
| * [[فعل پیامبر]]
| |
| * [[ويژگی پیامبر]]
| |
| * [[مقامهای پیامبر]]
| |
| * [[نبوت برادران یوسف پیامبر]]
| |
| * [[معجزه]]
| |
| * [[وحی]]
| |
| * [[ولایت]]
| |
| * [[نبوغ عقلی]]
| |
| {{پایان}}
| |
| {{پایان}}
| |
| | |
| ==پرسشهای وابسته==
| |
| {{فهرست پرسشها}}
| |
| {{ستون-شروع|2}}
| |
| | |
| {{پایان}}
| |
| {{پایان}}
| |
| | |
| =='''[[:رده:آثار نبوت|منبعشناسی جامع نبوت]]'''==
| |
| * [[:رده:کتابشناسی کتابهای نبوت|کتابشناسی نبوت]]؛
| |
| * [[:رده:مقالهشناسی مقالههای نبوت|مقالهشناسی نبوت]]؛
| |
| * [[:رده:پایاننامهشناسی پایاننامههای نبوت|پایاننامهشناسی نبوت]].
| |
| | |
| | |
| {{نبوت شناسی}}
| |
| | |
| ==پانویس==
| |
| {{یادآوری پانویس}}
| |
| {{پانویس2}}
| |
| | |
| [[رده:مدخلهای اصلی دانشنامه]]
| |
| [[رده:نبوت]]
| |
| [[رده:رسالت]]
| |