تفسیر انتظار امام مهدی به احتراز یا اکتفا به وظایف فردی چه پیامی دارد؟ آیا این برداشت صحیح است؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
جز (جایگزینی متن - ' ]]' به ' [[') |
جز (جایگزینی متن - 'نادرست' به 'نادرست') |
||
| خط ۹۷: | خط ۹۷: | ||
::::::عوامل گوناگونی سبب پیدایش این نظریه شده است. به صورت اجمالی به [[تبیین]] برخی از آنها میپردازیم: | ::::::عوامل گوناگونی سبب پیدایش این نظریه شده است. به صورت اجمالی به [[تبیین]] برخی از آنها میپردازیم: | ||
:::::#[[تحریف]] [[معنای انتظار]]: مفهوم واقعی [[انتظار]]، مسئولیتساز و تکلیفآفرین است. [[منتظران حقیقی]] همواره مزاحم طبقه [[حاکم]] بودند؛ از این روی دستهای نامرئی طبقه [[حاکم]] برای حفظ [[موقعیت]] خود کوشیدند تا [[انتظار]] معنای واقعی خود را از دست بدهد و [[منتظران]] نیز چنین کردند. درباره [[تحریف]] [[آموزههای دینی]] انگیزههای [[سیاسی]] همیشه دخالت داشته است؛ و [[حاکمان]] اندیشههایی را که موجب براندازی و تضعیف حکومتشان میشد، [[تحریف]] میکردند. | :::::#[[تحریف]] [[معنای انتظار]]: مفهوم واقعی [[انتظار]]، مسئولیتساز و تکلیفآفرین است. [[منتظران حقیقی]] همواره مزاحم طبقه [[حاکم]] بودند؛ از این روی دستهای نامرئی طبقه [[حاکم]] برای حفظ [[موقعیت]] خود کوشیدند تا [[انتظار]] معنای واقعی خود را از دست بدهد و [[منتظران]] نیز چنین کردند. درباره [[تحریف]] [[آموزههای دینی]] انگیزههای [[سیاسی]] همیشه دخالت داشته است؛ و [[حاکمان]] اندیشههایی را که موجب براندازی و تضعیف حکومتشان میشد، [[تحریف]] میکردند. | ||
:::::#برداشت ناصواب از [[روایات]]: یکی از عوامل پیدایش این نظریه، برداشتهای غلط و | :::::#برداشت ناصواب از [[روایات]]: یکی از عوامل پیدایش این نظریه، برداشتهای غلط و نادرست از روایاتی است که از [[ظهور]] [[حضرت]] خبر میدهند. در این [[روایات]] آمده است که [[ظهور امام زمان]]{{ع}} هنگامی است که [[جهان]] پر از [[ظلم و جور]] گردد. برخی از این [[احادیث]] نتیجه گرفتهاند که وجود [[ظلم و ستم]] [[پیش از ظهور]]، یک امر قهری و طبیعی است و مقدمه [[ظهور]] و [[فرج]] است؛ بنابراین، نمیتوان با مقدمه [[ظهور]] [[مبارزه]] کرد و از [[امر به معروف و نهی از منکر]] که [[اصل مسلّم]] [[اسلام]] است، سخن گفت. | ||
::::::*'''نقد و بررسی''' | ::::::*'''نقد و بررسی''' | ||
::::::'''الف) معارض با [[آیات قرآن کریم]]:''' حـمایت از [[مظلوم]] در مقابل [[ظالم]]، یک [[اصل مسلّم]] و مهم [[اسلامی]] است. [[اسلام]] به [[مسلمانان]] اجازه نمیدهد که در برابر [[ظلم]] مستکبرین به ستمدیدگان [[جهان]] بیتفاوت باشند، و این یکی از ارزشمندترین [[دستورات]] [[اسلامی]] است. [[قرآن]] میفرماید: « چرا در [[راه خدا]] و در راه مردان و [[زنان]] و کودکانی که (به دست [[ستمگران]]) تضعیف شدهاند [[پیکار]] نمیکنید؟، همان افراد (ستمدیدهای) که میگویند خدایا ما را از این [[شهر]] ([[مکه]]) که اهلش ستمگرند بیرون ببر و برای ما از طرف خود [[سرپرست]] قرار بده. و از برای ما از طرف خود [[یار]] و یاوری تعیین فرما»<ref>نسا/ 75..</ref>. [[علامه طباطبایی]] میگوید: « [[آیه شریفه]] به [[مردم]] میفرماید اگر [[ایمان]] به خدایتان ضعیف است، حد اقل [[غیرت]] و [[تعصب]] که دارید، و همین [[غیرت]] و [[تعصب]] اقتضا میکند از جای برخیزید و [[شر]] [[دشمن]] را از سر یک مشت [[زن]] و بچه و مردان ضعیف کوتاه کنید.آری [[اسلام]] هر چند که هر سبب و نسبی را در برابر [[ایمان]] هیچ و پوچ دانسته، لیکن در عین حال همین هیچ و پوچ را در ظرف [[ایمان]] معتبر شمرده، بنا بر این بر هر فرد [[مسلمان]] [[واجب]] است که به خاطر [[برادران]] مسلمانش که سبب [[ایمان]] بین وی و آنان [[برادری]] برقرار ساخته، و نیز به خاطر [[برادران]] تنی و سایر خویشاوندانش از [[زن]] و مرد و ذراری- در صورتی که [[مسلمان]] باشند- [[فداکاری]] کند، و [[غیرت]] به خرج دهد، که اگر چین کند [[مستضعفین]] از [[خویشاوندان]] خود را [[نجات]] دهد»<ref>.[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، [[تفسیر المیزان ج۴ (کتاب)|تفسیر المیزان]]، ج۴، ص۶۷۲.</ref>. از دیدگاه [[تفسیر]] نمونه: «... چرا شما در [[راه خدا]] و در راه مردان و [[زنان]] و [[کودکان]] [[مظلوم]] و بیدفاعی که در چنگال [[ستمگران]] گرفتار شدهاند [[مبارزه]] نمیکنید آیا [[عواطف]] انسانی شما اجازه میدهد که خاموش باشید و این صحنههای رقت بار را تماشا کنید»<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[تفسیر نمونه ج۴ (کتاب)|تفسیر نمونه]]، ج۴، ص۱۰. </ref>. بنابراین نظریه [[انتظار]] [[مذهب احتراز]]، [[منتظران]] و [[جامعه منتظر]] را به [[بیتفاوتی]] فرا میخواند که با [[آیات قرآن]] و [[اصل مسلّم]] [[دینی]] که [[یاری]] و [[کمک]] به [[مظلومان]] است در [[تعارض]] و تضاد میباشد. | ::::::'''الف) معارض با [[آیات قرآن کریم]]:''' حـمایت از [[مظلوم]] در مقابل [[ظالم]]، یک [[اصل مسلّم]] و مهم [[اسلامی]] است. [[اسلام]] به [[مسلمانان]] اجازه نمیدهد که در برابر [[ظلم]] مستکبرین به ستمدیدگان [[جهان]] بیتفاوت باشند، و این یکی از ارزشمندترین [[دستورات]] [[اسلامی]] است. [[قرآن]] میفرماید: « چرا در [[راه خدا]] و در راه مردان و [[زنان]] و کودکانی که (به دست [[ستمگران]]) تضعیف شدهاند [[پیکار]] نمیکنید؟، همان افراد (ستمدیدهای) که میگویند خدایا ما را از این [[شهر]] ([[مکه]]) که اهلش ستمگرند بیرون ببر و برای ما از طرف خود [[سرپرست]] قرار بده. و از برای ما از طرف خود [[یار]] و یاوری تعیین فرما»<ref>نسا/ 75..</ref>. [[علامه طباطبایی]] میگوید: « [[آیه شریفه]] به [[مردم]] میفرماید اگر [[ایمان]] به خدایتان ضعیف است، حد اقل [[غیرت]] و [[تعصب]] که دارید، و همین [[غیرت]] و [[تعصب]] اقتضا میکند از جای برخیزید و [[شر]] [[دشمن]] را از سر یک مشت [[زن]] و بچه و مردان ضعیف کوتاه کنید.آری [[اسلام]] هر چند که هر سبب و نسبی را در برابر [[ایمان]] هیچ و پوچ دانسته، لیکن در عین حال همین هیچ و پوچ را در ظرف [[ایمان]] معتبر شمرده، بنا بر این بر هر فرد [[مسلمان]] [[واجب]] است که به خاطر [[برادران]] مسلمانش که سبب [[ایمان]] بین وی و آنان [[برادری]] برقرار ساخته، و نیز به خاطر [[برادران]] تنی و سایر خویشاوندانش از [[زن]] و مرد و ذراری- در صورتی که [[مسلمان]] باشند- [[فداکاری]] کند، و [[غیرت]] به خرج دهد، که اگر چین کند [[مستضعفین]] از [[خویشاوندان]] خود را [[نجات]] دهد»<ref>.[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، [[تفسیر المیزان ج۴ (کتاب)|تفسیر المیزان]]، ج۴، ص۶۷۲.</ref>. از دیدگاه [[تفسیر]] نمونه: «... چرا شما در [[راه خدا]] و در راه مردان و [[زنان]] و [[کودکان]] [[مظلوم]] و بیدفاعی که در چنگال [[ستمگران]] گرفتار شدهاند [[مبارزه]] نمیکنید آیا [[عواطف]] انسانی شما اجازه میدهد که خاموش باشید و این صحنههای رقت بار را تماشا کنید»<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[تفسیر نمونه ج۴ (کتاب)|تفسیر نمونه]]، ج۴، ص۱۰. </ref>. بنابراین نظریه [[انتظار]] [[مذهب احتراز]]، [[منتظران]] و [[جامعه منتظر]] را به [[بیتفاوتی]] فرا میخواند که با [[آیات قرآن]] و [[اصل مسلّم]] [[دینی]] که [[یاری]] و [[کمک]] به [[مظلومان]] است در [[تعارض]] و تضاد میباشد. | ||
| خط ۱۸۲: | خط ۱۸۲: | ||
[[پرونده:1130809.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[علی قائمی]]]] | [[پرونده:1130809.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[علی قائمی]]]] | ||
::::::آقای دکتر '''[[علی قائمی]]'''، در کتاب ''«[[نگاهی به مسأله انتظار (کتاب)|نگاهی به مسأله انتظار]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::آقای دکتر '''[[علی قائمی]]'''، در کتاب ''«[[نگاهی به مسأله انتظار (کتاب)|نگاهی به مسأله انتظار]]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::::«[[برداشتهای نادرست از انتظار]] برداشتها و اصالتها را از [[انسان]] سلب میکند و نیرومندترین عامل حرکت را به رکود و جمود مبدل میسازد. اینکه [[منتظر]] باشیم که [[امام]] خود بیاید و [[کارها]] را سر و سامان دهد بدون اینکه ما در برابرش مسئولیتی داشته باشیم [[فکری]] خطرناک و اندیشهای | ::::::«[[برداشتهای نادرست از انتظار]] برداشتها و اصالتها را از [[انسان]] سلب میکند و نیرومندترین عامل حرکت را به رکود و جمود مبدل میسازد. اینکه [[منتظر]] باشیم که [[امام]] خود بیاید و [[کارها]] را سر و سامان دهد بدون اینکه ما در برابرش مسئولیتی داشته باشیم [[فکری]] خطرناک و اندیشهای نادرست است. وای بر حال جامعهای که این چنین بیندیشند. | ||
::::::اندیشههای منحط در این طریقند که در [[انجام وظیفه]] [[تنبلی]] وکوتاهی کنند. بدین نظر در جنبه [[انتظار]] بعد منفی آن را گرفته و خود را بدان سرگرم میکنند. آنان از مشی [[انتظار]] قاعد بودن، امضای وضع موجود را دریافتهاند در حالی که واقعیت خلاف آن است و چنین برداشتی نوعی [[تحریف]] و حتی ساخته دست [[دشمنان]] برای بهرهگیریهای [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] است. [[انتظار]] نه تنها [[آرامش]] موقت نیست بلکه اعتراضی دائمی علیه بیعدالتیهاست و نه تنها تسلی دادن نیست بلکه برافروختن و تحریک کردن برای احقاق [[حق]] و ابطال [[باطل]] است. | ::::::اندیشههای منحط در این طریقند که در [[انجام وظیفه]] [[تنبلی]] وکوتاهی کنند. بدین نظر در جنبه [[انتظار]] بعد منفی آن را گرفته و خود را بدان سرگرم میکنند. آنان از مشی [[انتظار]] قاعد بودن، امضای وضع موجود را دریافتهاند در حالی که واقعیت خلاف آن است و چنین برداشتی نوعی [[تحریف]] و حتی ساخته دست [[دشمنان]] برای بهرهگیریهای [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] است. [[انتظار]] نه تنها [[آرامش]] موقت نیست بلکه اعتراضی دائمی علیه بیعدالتیهاست و نه تنها تسلی دادن نیست بلکه برافروختن و تحریک کردن برای احقاق [[حق]] و ابطال [[باطل]] است. | ||
::::::[[انتظار]] پذیرش نوعی [[انقلاب]]، تحول و [[تکامل]]، هدفداری و معنیداری است. موجبی برای [[دفاع]] جاودانه از [[هدف]] و مسلک است. سرمایهای روحی برای [[تکامل]] و تعالی و حفظ جنبههای انسانی و ایدئولوژیکی است. [[انتظار]] عامل تحرک است اسلحهای [[قوی]] و بران علیه [[روح]] مردگی است. [[نجات]] از اعتذال و کنارهگیری است. موجد تحول است، بر این اساس انتظاری خلاف چنین جهت از آن بیعرضهها و بیشخصیتهاست»<ref>[[علی قائمی|قائمی، علی]]، [[نگاهی به مسأله انتظار (کتاب)|نگاهی به مسأله انتظار]]، ص30-34.</ref>. | ::::::[[انتظار]] پذیرش نوعی [[انقلاب]]، تحول و [[تکامل]]، هدفداری و معنیداری است. موجبی برای [[دفاع]] جاودانه از [[هدف]] و مسلک است. سرمایهای روحی برای [[تکامل]] و تعالی و حفظ جنبههای انسانی و ایدئولوژیکی است. [[انتظار]] عامل تحرک است اسلحهای [[قوی]] و بران علیه [[روح]] مردگی است. [[نجات]] از اعتذال و کنارهگیری است. موجد تحول است، بر این اساس انتظاری خلاف چنین جهت از آن بیعرضهها و بیشخصیتهاست»<ref>[[علی قائمی|قائمی، علی]]، [[نگاهی به مسأله انتظار (کتاب)|نگاهی به مسأله انتظار]]، ص30-34.</ref>. | ||