←پرسشهای وابسته
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۳۲۲: | خط ۳۲۲: | ||
در باب [[عصمت علمی]] از [[روایات]] برمیآید که [[انبیا]] و [[امامان]] از همان [[کودکی]] توسط [[روحالقدس]] [[تعلیم]] داده میشوند تا از [[اشتباه]] و [[نسیان]] دور باشند. اگرچه این عصمت علمی، اختیاری نیست، ولی لازمه [[امامت]] و [[نبوت]] است. لذا [[عصمت عملی]] که ملاک [[ارزش]] و [[پاداش]] و [[برتری]] [[معصوم]] بر غیر معصوم است در کودکی هم با [[اختیار]] معصوم [[سازگاری]] دارد و تضادی بین آن دو نیست<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]] ص ۱۲۶.</ref>. | در باب [[عصمت علمی]] از [[روایات]] برمیآید که [[انبیا]] و [[امامان]] از همان [[کودکی]] توسط [[روحالقدس]] [[تعلیم]] داده میشوند تا از [[اشتباه]] و [[نسیان]] دور باشند. اگرچه این عصمت علمی، اختیاری نیست، ولی لازمه [[امامت]] و [[نبوت]] است. لذا [[عصمت عملی]] که ملاک [[ارزش]] و [[پاداش]] و [[برتری]] [[معصوم]] بر غیر معصوم است در کودکی هم با [[اختیار]] معصوم [[سازگاری]] دارد و تضادی بین آن دو نیست<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]] ص ۱۲۶.</ref>. | ||
== ادله منکرین عصمت == | |||
جناب [[احمد امین مصری]] و غیره، به عنوان پیشتازان منکرین [[عصمت]] قلمداد میگردند تا جایی که [[اندیشه]] عصمت را زاییده [[فکر]] [[شیعه]] و [[معتزله]] میدانند و میگویند شیعه به جهت قائل شدن به [[عصمت امامان]] خود و برای توجیه این [[اعتقاد]]، قائل به [[عصمت انبیا]] گردیدهاند<ref>احمدامین، ضحی الاسلام، ج۳، ص۲۶۷-۲۶۸؛ رونالدسن دوایت، عقیدة الشیعه، ص۳۲۸؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۹۳.</ref>. این [[قوم]] به طور کلی عصمت را برای [[انسان]] [[نفی]] میکنند و حتی برای [[انبیا]] هم قائل به عصمت نیستند. آنان برای [[اثبات]] ادعایشان بر [[انکار عصمت]]، سه [[دلیل]] آوردهاند که ذیلاً مورد بررسی قرار میگیرد: | |||
'''ناسازگاری عصمت با ذات و [[طبیعت]] [[بشر]]''': جناب [[احمد امین مصری]] در این باره میگوید: عصمت با طبیعت بشر [[سازگاری]] ندارد، چرا که انسان موجودی برخوردار از [[قوای شهوانی]] و [[نفسانی]] است، هم میل به خوبی در اوست و هم میل به [[بدی]]. بنابراین طبیعت [[آدمی]] با عصمت منافات دارد. از اینرو کمال انسان در عصمت نیست، بلکه کمال آدمی به این است که در عین [[توانایی]] بر انجام [[زشتیها]] در بیشتر مواقع جانب خیر را ترجیح دهد. خلاصه، انسان موجودی بهرهمند از [[امیال]] و [[غرایز]] متضاد است و اگر [[امیال نفسانی]] و [[شهوانی]] را که به بدی و [[زشتی]] [[دعوت]] میکنند از او بگیریم، به معنای آن است که، انسانیتش را از او گرفته، طبیعت [[انسانی]] را به طبیعت دیگری مبدل کرده باشیم<ref>ضحی الاسلام، ج۳، ص۲۳۰ و ۲۹۹؛ من العقیدة الی الثوره، ج۴، ص۱۸۷-۱۹۱.</ref>. | |||
'''در معرض [[خطا]] بودن دائمی بشر''': تمام [[انسانها]] حتی [[انبیاء]] غرایز و قوای شهوانی و غضبی دارند، لذا میبینیم که در طول [[تاریخ]]، انبیاء مورد [[انکار]] و [[اذیت]] و [[آزار]] قرار میگرفتند و [[قرآن]] در همین باره از [[زبان]] [[ملتها]] در طول تاریخ میفرماید: {{متن قرآن|إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا}}<ref>«شما (نیز) جز بشری مانند ما نیستید» سوره ابراهیم، آیه ۱۰.</ref>. لذا غرایز و امیال در تمام انسانها حتی [[پیامبران]] به طور یکسان وجود دارد و دائماً در معرض [[خطا]] و [[گناه]] است<ref>حسن حنفی، من العقیدة الی الثوره، ج۴، ص۱۸۷-۱۹۵؛ حسین یوسفیان و احمد حسین شریفی، پژوهشی در عصمت معصومان، ص۳۸.</ref>. | |||
'''امر به [[توبه در قرآن]] [[کریم]] دلیلی بر گناه دائمی [[انسان]]''': جناب [[ملامحسن کاشانی]] صاحب [[محجة البیضاء]] این [[دلیل]] را چنین بیان میکند که [[قرآن کریم]] در [[سوره نور]] میفرماید: {{متن قرآن|وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا}}<ref>«همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید» سوره نور، آیه ۳۱.</ref>. خطاب قرآن کریم عام است و شامل همه [[بشر]] میگردد، و در میان [[انسانها]]، [[انسانی]] وجود ندارد، مگر اینکه [[شهوت]] او بر عقلش [[سبقت]] دارد. پس [[رجوع]] و [[توبه]] بر هر انسانی ضروری است مثل [[حضرت آدم]]؛ چون [[فرزندان حضرت]] [[آدم]] از آدم [[ابوالبشر]] در [[طبیعت]] و طینت [[برتر]] نیستند، لذا هیچ بشری از گناه جوارهی تهی نیست، و اگر در بعضی از اوقات [[مرتکب گناه]] نمیشود لااقل همّ گناه را در [[قلب]] یا سر دارد، و خالی از [[وسواس]] [[شیطان]]، در [[فراموشی]] و خواطر [[بیگانه]] از ذکر [[الله]] نیست. و اگر دچار وسواس شیطان نشود، لااقل خالی از [[غفلت]] در [[علم]] و [[معرفت به خدا]] و صفات و آثارش نیست. همه این موارد [[نقص]] است و مراد از توبه در قرآن هم رجوع از تمام موارد است که [[نبی مکرم اسلام]] فرمودند: “همانا بر قلب من [[حجاب]] میگیرد تا اینکه در هر [[روز]] و [[شب]] هفتاد بار [[خدا]] را [[استغفار]] میکنم”<ref>{{متن حدیث|إِنَّهُ لَيُغَانُ عَلَى قَلْبِي وَ إِنِّي أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فِي الْيَوْمِ مِائَةَ مَرَّةٍ}}. صحیح مسلم، ج۸، ص۷۲.</ref>. لذا [[خداوند متعال]] پیامبرش را گرامی داشت و در حقش فرمود: {{متن قرآن|لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ}}<ref>«تا خداوند گناه پیشین و پسین تو را بیامرزد» سوره فتح، آیه ۲.</ref><ref>سوره فتح، آیه ۲؛ المحجة البیضاء فی تهذیب الأحیاء، ج۷، ص۱۶-۱۷.</ref>. | |||
جناب غزالی نیز میگوید: در [[سرشت انسان]] [[کینه]]، [[حسد]]، میل به [[دنیا]] و [[فساد]] وجود دارد که [[آدمی]] را به سوی [[قتل]] و [[نفرت]] و [[کینهورزی]] میکشاند. لذا وقتی در [[سلسله]] [[تربیتی]] عالم مینگریم میبینیم که ملائک [[انبیاء]] را [[تربیت]] کردند و انبیاء [[علما]] را و علما هم [[حاکمان]] و [[پادشاهان]] را تحت تربیت قرار دادند و پادشاهان هم صنایع و [[مشاغل]] را برای [[مردم]] ایجاد کردند و [[جامعه]] را به [[نظم]] درآوردند. لکن [[سلاطین]] و پادشاهان که در تحت تربیت علما و انبیاء بودند همیشه بر مردم [[ظلم]] کردند و [[رعب]] و [[وحشت]] را در [[دل]] مردم ایجاد میکردند و به [[زور]] و ظلم، مردم را [[مقهور]] و [[مطیع]] خود مینمودند، لذا هیچ [[انسانی]] نمیتواند [[معصوم]] باشد<ref>ضحی الاسلام، ج۳، ص۲۳۰-۲۷۷؛ امام محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج۴، ص۱۰-۱۱ و ۱۵۶-۱۵۷.</ref>.<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]] ص ۹۵-۹۷.</ref> | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||