←ضرورت عقلی عصمت
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
{{همچنین ببینید|آیا عصمت برای انبیا و امامان ضرورت دارد؟ (پرسش)}} | {{همچنین ببینید|آیا عصمت برای انبیا و امامان ضرورت دارد؟ (پرسش)}} | ||
عصمت یک [[عمل خارقالعاده]] نیست، بلکه با [[شناخت]] زیربنای عصمت میتوان فهمید عصمت، مقولۀ [[عقلی]] است. عصمت [[عنایت خداوند]] برای عده ای از افراد است که به اوج قلۀ [[معرفت]] و [[تقوا]] رسیده باشند و [[خداوند متعال]] به همین [[دلیل]] به آنها چنین [[عنایت]] کرده که بتوانند [[باطن]] و [[زشتی]] [[گناه]] را ببینند و دیدن چنین زشتیهایی سبب شده است این افراد نه تنها به [[گناه]] نزدیک نشوند بلکه به [[فکر]] [[گناه]] هم نیفتند. مصداق بارز این افراد براساس [[آیات]] و [[روایات]] [[امامان]] معصومند<ref>ر.ک: [[علی قربانی| قربانی، علی]]، [[امامتپژوهی (کتاب)|امامتپژوهی]]، ص۱۶۲. </ref>. | عصمت یک [[عمل خارقالعاده]] نیست، بلکه با [[شناخت]] زیربنای عصمت میتوان فهمید عصمت، مقولۀ [[عقلی]] است. عصمت [[عنایت خداوند]] برای عده ای از افراد است که به اوج قلۀ [[معرفت]] و [[تقوا]] رسیده باشند و [[خداوند متعال]] به همین [[دلیل]] به آنها چنین [[عنایت]] کرده که بتوانند [[باطن]] و [[زشتی]] [[گناه]] را ببینند و دیدن چنین زشتیهایی سبب شده است این افراد نه تنها به [[گناه]] نزدیک نشوند بلکه به [[فکر]] [[گناه]] هم نیفتند. مصداق بارز این افراد براساس [[آیات]] و [[روایات]] [[امامان]] معصومند<ref>ر.ک: [[علی قربانی| قربانی، علی]]، [[امامتپژوهی (کتاب)|امامتپژوهی]]، ص۱۶۲. </ref>. | ||
ضرورت عصمت پیامبران و امامان را میتوان از چند دلیل عقلی شناخت: | |||
اول: اینکه پیامبران و امامان اگر معصوم نباشند، [[تسلسل]]، لازم میآید و تالی که تسلسل باشد، [[باطل]] است؛ پس مقدم که معصوم نبودن است، مثل آن، باطل است. بیان شرطیت عصمت، این است که مقتضی [[وجوب نصب امام]]، امکان خطا در مورد [[رعیت]] است. اگر این مقتضی در حق حجت خدا (پیامبر یا امام) هم ثابت باشد، [[واجب]] است برای او حجت دیگری باشد و این [[سلسله]] تا بینهایت ادامه پیدا کند یا به حجتی که معصوم و [[مصون از خطا]] باشد، منتهی شود که او حجت اصلی خواهد بود. | |||
دوّم: اینکه پیامبران و امامان، [[حافظ شرع]] هستند. پس واجب است که معصوم باشند. اگر جایز الخطا باشند، وثوقی به آنچه که [[خدای تعالی]] ما را به آن [[متعبد]] و [[مکلف]] کرده است باقی نمیماند و این، با [[هدف]] از [[تکلیف]] که [[انقیاد]] به مراد خدای تعالی است، ناسازگار است. | |||
سوم: اینکه اگر از پیامبران و امامان خطا سر زند، [[انکار]] بر [[ضد]] آنان، واجب خواهد بود و این با امر به [[اطاعت]] که در قول [[خدای متعال]]: {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> آمده است متناقض است. | |||
چهارم: اگر از پیامبران و امامان معصیت صادر شود، [[نقض غرض]] از [[نصب الهی]] لازم میآید. تالی، باطل است پس مقدم هم مثل آن است<ref>علامه حلی، کشف المراد، ص۳۶۴-۳۶۵.</ref>. | |||
===ضرورت نقلی عصمت=== | ===ضرورت نقلی عصمت=== | ||