وسوسه: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۳ بایت حذف‌شده ،  ‏۱ اوت ۲۰۲۲
جز
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۰: خط ۱۰:
==انواع وسوسه==
==انواع وسوسه==
===وسوسه [[شیطان]] و یارانش===
===وسوسه [[شیطان]] و یارانش===
*[[شیطان]] خود قسم یاد کرده که [[آدمی]] را به این دام [[مبتلا]] سازد: {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ * ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ}}<ref>«گفت: پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم * آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت» سوره اعراف، آیه ۱۶-۱۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۹۷.</ref>.
* [[شیطان]] خود قسم یاد کرده که [[آدمی]] را به این دام [[مبتلا]] سازد: {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ * ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ}}<ref>«گفت: پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم * آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت» سوره اعراف، آیه ۱۶-۱۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۹۷.</ref>.
===وسوسه [[نفس]] امّاره و [[تمایلات نفسانی]]===
===وسوسه [[نفس]] امّاره و [[تمایلات نفسانی]]===
*این وسوسه، از آن نخستین، عمومی‌تر و از همین رو خطرناکتر است. باز در [[کتاب الهی]] می‌‌خوانیم: {{متن قرآن|وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ}}<ref>«و من نفس خویش را تبرئه نمی‌کنم که نفس به بدی بسیار فرمان می‌دهد مگر پروردگارم بخشایش آورد؛ به راستی پروردگارم آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره یوسف، آیه ۵۳.</ref>.
*این وسوسه، از آن نخستین، عمومی‌تر و از همین رو خطرناکتر است. باز در [[کتاب الهی]] می‌‌خوانیم: {{متن قرآن|وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ}}<ref>«و من نفس خویش را تبرئه نمی‌کنم که نفس به بدی بسیار فرمان می‌دهد مگر پروردگارم بخشایش آورد؛ به راستی پروردگارم آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره یوسف، آیه ۵۳.</ref>.
*آنچه درباره [[حضرت]] [[یوسف صدّیق]]{{ع}} در این [[کتاب آسمانی]] آمده است، در این زمینه سخت تکان دهنده می‌‌باشد. [[قرآن کریم]] نخست از حرکت [[نفس]] این [[پیامبر]] عظیم‌الشأن [[الهی]] خبر می‌‌دهد: {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ}}<ref>«و بی‌گمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمی‌دید آهنگ او می‌کرد » سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>؛ و آنگاه [[قدرت]] [[اراده]] و [[قوّت]] [[عصمت]] او را به نمایش می‌گذارد: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُنْ مِنَ الْجَاهِلِينَ}}<ref>«(یوسف) گفت: پروردگارا! زندان از آنچه مرا به آن فرا می‌خواند خوش‌تر است و اگر فریبشان را از من نگردانی به آنان می‌گرایم و از نادانان خواهم بود» سوره یوسف، آیه ۳۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۹۸.</ref>.
*آنچه درباره [[حضرت]] [[یوسف صدّیق]]{{ع}} در این [[کتاب آسمانی]] آمده است، در این زمینه سخت تکان دهنده می‌‌باشد. [[قرآن کریم]] نخست از حرکت [[نفس]] این [[پیامبر]] عظیم‌الشأن [[الهی]] خبر می‌‌دهد: {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ}}<ref>«و بی‌گمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمی‌دید آهنگ او می‌کرد» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>؛ و آنگاه [[قدرت]] [[اراده]] و [[قوّت]] [[عصمت]] او را به نمایش می‌گذارد: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُنْ مِنَ الْجَاهِلِينَ}}<ref>«(یوسف) گفت: پروردگارا! زندان از آنچه مرا به آن فرا می‌خواند خوش‌تر است و اگر فریبشان را از من نگردانی به آنان می‌گرایم و از نادانان خواهم بود» سوره یوسف، آیه ۳۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۹۸.</ref>.
===وسوسه [[دوستان]] ناشایست===
===وسوسه [[دوستان]] ناشایست===
*به این [[آیه کریمه]] بنگرید: {{متن قرآن|وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا * يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا * لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنْسَانِ خَذُولًا}}<ref>«و روزی که ستم پیشه، دست خویش (به دندان) می‌گزد؛ می‌گوید: ای کاش راهی با پیامبر در پیش می‌گرفتم! * ای وای! کاش فلانی را به دوستی نمی‌گرفتم! * به راستی او مرا از قرآن پس از آنکه به من رسیده بود گمراه کرد و شیطان آدمی را وا می‌نهد» سوره فرقان، آیه۲۷- ۲۹.</ref>. این [[آیه]]، به خوبی نشان از آن دارد، که چگونه [[دوستان]] ناشایست می‌‌توانند [[آدمی]] را از کمال بازداشته این مسیر را بر او مسدود نمایند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۹۸-۲۹۹.</ref>.
*به این [[آیه کریمه]] بنگرید: {{متن قرآن|وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا * يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا * لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنْسَانِ خَذُولًا}}<ref>«و روزی که ستم پیشه، دست خویش (به دندان) می‌گزد؛ می‌گوید: ای کاش راهی با پیامبر در پیش می‌گرفتم! * ای وای! کاش فلانی را به دوستی نمی‌گرفتم! * به راستی او مرا از قرآن پس از آنکه به من رسیده بود گمراه کرد و شیطان آدمی را وا می‌نهد» سوره فرقان، آیه۲۷- ۲۹.</ref>. این [[آیه]]، به خوبی نشان از آن دارد، که چگونه [[دوستان]] ناشایست می‌‌توانند [[آدمی]] را از کمال بازداشته این مسیر را بر او مسدود نمایند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۹۸-۲۹۹.</ref>.
*این سه نوع وسوسه، گاه [[آشکار]] و بدون واسطه، و گاه بگونه پنهان، به [[آدمی]] روی می‌نهد.  
*این سه نوع وسوسه، گاه [[آشکار]] و بدون واسطه، و گاه بگونه پنهان، به [[آدمی]] روی می‌نهد.  
*توضیح آنکه: اگر کسی به زنی نامحرم نگاه کند و میل او را به خود دریابد، به وسوسه ارتکاب [[حرام]] دچار می‌گردد. نعوذ باللّه منها! -؛ این وسوسه بدون واسطه بوده مستقیماً فرد را مورد [[هجوم]] قرار داده است؛ امّا دردناکتر و خطرناکتر از آن، موردی است که وساوس [[شیطانی]] در قالب‌های خوش‌نما به [[انسان]] روی نهد. [[ترویج]] [[فحشا]] و بی‌عفّتی در قالب ساخت مدارس مختلط- که نمائی از [[ترویج]] [[دانش]] را بهمراه دارد-؛ و اشاعه [[فحشا]] بنام تقویت [[دین]] - همچون برگزاری مجالس موسیقی به عنوان موسیقی [[عرفانی]]، که موجب تعالی [[روح]] [[آدمی]] است!- در این شمار است.  
*توضیح آنکه: اگر کسی به زنی نامحرم نگاه کند و میل او را به خود دریابد، به وسوسه ارتکاب [[حرام]] دچار می‌گردد. نعوذ باللّه منها! -؛ این وسوسه بدون واسطه بوده مستقیماً فرد را مورد [[هجوم]] قرار داده است؛ امّا دردناکتر و خطرناکتر از آن، موردی است که وساوس [[شیطانی]] در قالب‌های خوش‌نما به [[انسان]] روی نهد. [[ترویج]] [[فحشا]] و بی‌عفّتی در قالب ساخت مدارس مختلط- که نمائی از [[ترویج]] [[دانش]] را بهمراه دارد-؛ و اشاعه [[فحشا]] بنام تقویت [[دین]] - همچون برگزاری مجالس موسیقی به عنوان موسیقی [[عرفانی]]، که موجب تعالی [[روح]] [[آدمی]] است!- در این شمار است.  
*[[نفس]] [[آدمی]]، در این حالت [[فریب]] [[شیطان]] را پذیرفته [[گناه]] خود را در قالبی از [[ثواب]] فرو می‌‌پیچد؛ تا نه تنها خود به انجام آن مبادرت ورزد، که دیگران را نیز به آن فراخوانَد. این خطر در تمامی روزگاران، به‌ویژه برای آنان که با نام روشنفکری به ساختارشکنی [[اجتماعی]] می‌‌پردازند، وجود داشته است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۹۹.</ref>.
* [[نفس]] [[آدمی]]، در این حالت [[فریب]] [[شیطان]] را پذیرفته [[گناه]] خود را در قالبی از [[ثواب]] فرو می‌‌پیچد؛ تا نه تنها خود به انجام آن مبادرت ورزد، که دیگران را نیز به آن فراخوانَد. این خطر در تمامی روزگاران، به‌ویژه برای آنان که با نام روشنفکری به ساختارشکنی [[اجتماعی]] می‌‌پردازند، وجود داشته است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۹۹.</ref>.
*سوره "ناس" در این زمینه ندائی جاودان در داده است، تا [[آدمی]] را از این خطر بیاگاهاند، و او را از فروغلطیدن در دام آن باز دارد: {{متن قرآن| بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ إِلَهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ}}<ref>« به نام خداوند بخشنده بخشاینده بگو: به پروردگار آدمیان پناه می‌برم فرمانفرمای آدمیان خدای آدمیان از شرّ آن وسوسه‌گر واپسگریز که در دل‌های آدمیان وسوسه می‌افکند؛ سوره ناس، آیه ۱-۶.</ref>.
*سوره "ناس" در این زمینه ندائی جاودان در داده است، تا [[آدمی]] را از این خطر بیاگاهاند، و او را از فروغلطیدن در دام آن باز دارد: {{متن قرآن| بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ إِلَهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ}}<ref>«به نام خداوند بخشنده بخشاینده بگو: به پروردگار آدمیان پناه می‌برم فرمانفرمای آدمیان خدای آدمیان از شرّ آن وسوسه‌گر واپسگریز که در دل‌های آدمیان وسوسه می‌افکند؛ سوره ناس، آیه ۱-۶.</ref>.
*{{متن قرآن|الْخَنَّاسِ}} صیغه مبالغه از "خَنَس" بمعنی [[نهان]] شدن است؛ این گونه از وسوسه گران را از آن روی خنّاس خوانده‌اند، که وسوسه را در قالبی از امور [[شایسته]] پنهان کرده [[آدمی]] را به آن دچار می‌‌نمایند. پرده سخنان دلکش، پرده [[دانش]] و دانش‌پروری، پرده سخنان عوام [[فریب]] و... در این شمار است. به این معنا، در [[حدیثی]] از [[امام صادق]]{{ع}} اینگونه اشاره شده است: چون این [[آیه]] نازل شد: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«و کسانی که چون (کار) ناشایسته‌ای می‌کنند یا به خویش ستم روا می‌دارند خداوند را به یاد می‌آورند و از گناهان خود آمرزش می‌خواهند- و چه کس جز خداوند گناهان را می‌آمرزد؟- و (آن کسان که) بر آنچه کرده‌اند دانسته پافشاری نمی‌کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۳۵.</ref>، یکی از [[شیاطین]] که وسواس خنّاس نامیده می‌‌شد گفت: من می‌‌توانم مقابله با آن را به عهده گیرم. [[شیطان]] از او پرسید: چگونه چنین می‌کنی؟ وسواس گفت: آنان را [[وعده]] می‌‌دهم و به [[آرزو]] وا می‌‌دارم تا [[گناه]] کنند، و بعد از آنکه [[گناه]] کردند [[استغفار]] را از یاد آنان می‌‌برم. [[شیطان]] هم گفت: تو را به این کار نهادم. و او را تا [[قیامت]] مسؤول مقابله با این [[آیه شریفه]] کرد"<ref>{{متن حدیث| لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ فَقَالَ الْوَسْوَاسُ الْخَنَّاسُ: أَنَا لَهَا. فَقَالَ الْشَّیْطانُ: بِمَا ذَا؟ قَالَ: أَعِدُهُمْ وَ أُمَنِّيهِمْ حَتَّى يُوَاقِعُوا الْخَطِيئَةَ فَإِذَا وَاقَعُوا الْخَطِيئَةَ أَنْسَيْتُهُمُ الِاسْتِغْفَارَ. فَقَالَ أَنْتَ لَهَا فَوَكَّلَهُ بِهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}}؛ الأمالی للصدوق، ص ۳۷۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۰۰-۳۰۱.</ref>.
*{{متن قرآن|الْخَنَّاسِ}} صیغه مبالغه از "خَنَس" بمعنی [[نهان]] شدن است؛ این گونه از وسوسه گران را از آن روی خنّاس خوانده‌اند، که وسوسه را در قالبی از امور [[شایسته]] پنهان کرده [[آدمی]] را به آن دچار می‌‌نمایند. پرده سخنان دلکش، پرده [[دانش]] و دانش‌پروری، پرده سخنان عوام [[فریب]] و... در این شمار است. به این معنا، در [[حدیثی]] از [[امام صادق]]{{ع}} اینگونه اشاره شده است: چون این [[آیه]] نازل شد: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«و کسانی که چون (کار) ناشایسته‌ای می‌کنند یا به خویش ستم روا می‌دارند خداوند را به یاد می‌آورند و از گناهان خود آمرزش می‌خواهند- و چه کس جز خداوند گناهان را می‌آمرزد؟- و (آن کسان که) بر آنچه کرده‌اند دانسته پافشاری نمی‌کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۳۵.</ref>، یکی از [[شیاطین]] که وسواس خنّاس نامیده می‌‌شد گفت: من می‌‌توانم مقابله با آن را به عهده گیرم. [[شیطان]] از او پرسید: چگونه چنین می‌کنی؟ وسواس گفت: آنان را [[وعده]] می‌‌دهم و به [[آرزو]] وا می‌‌دارم تا [[گناه]] کنند، و بعد از آنکه [[گناه]] کردند [[استغفار]] را از یاد آنان می‌‌برم. [[شیطان]] هم گفت: تو را به این کار نهادم. و او را تا [[قیامت]] مسؤول مقابله با این [[آیه شریفه]] کرد"<ref>{{متن حدیث| لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ فَقَالَ الْوَسْوَاسُ الْخَنَّاسُ: أَنَا لَهَا. فَقَالَ الْشَّیْطانُ: بِمَا ذَا؟ قَالَ: أَعِدُهُمْ وَ أُمَنِّيهِمْ حَتَّى يُوَاقِعُوا الْخَطِيئَةَ فَإِذَا وَاقَعُوا الْخَطِيئَةَ أَنْسَيْتُهُمُ الِاسْتِغْفَارَ. فَقَالَ أَنْتَ لَهَا فَوَكَّلَهُ بِهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}}؛ الأمالی للصدوق، ص ۳۷۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۰۰-۳۰۱.</ref>.


خط ۲۸: خط ۲۸:


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل‌ وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
* [[سوء ظن]]
* [[سوء ظن]]
{{پایان مدخل‌ وابسته}}
{{پایان مدخل‌ وابسته}}
خط ۳۵: خط ۳۵:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:مدخل]]
[[رده: وسوسه]]
[[رده: وسوسه]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش