برهان در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۵: خط ۲۵:


==گستره [[برهان]]==
==گستره [[برهان]]==
*[[برهان]]در منطق قرآن، به خصوص گفتار واضح و سخن روشنی که یقینی و ملاک رسیدن به واقع است محدود نمی‌گردد، بلکه با توجّه به موارد استعمال آن می‌توان مطلق چیزهای روشن و واضحی را که حقّانیت امری را به طور یقین ثابت می‌کنند و جای هیچ‌گونه تردیدی باقی نمی‌گذارند [[برهان]] شمرد؛ خواه آن چیزها از سنخ قضایای ذهنی و گفتارهای منطقی باشند که در بیشتر موارد چنین است یا از قبیل موجودات عینی و حقایق خارجی، چنان‌که مثلا خدای سبحان در داستان [[حضرت موسی]]{{ع}} و بعثت وی پس از فرمان انداختن عصا و تبدیل آن به اژدها به موسی فرمود: دست خود را به گریبانت ببر و بیرون آور تا بدون هیچ عیب و مرضی چون ماه تابان سفید و روشن گردد، آنگاه با اشاره به اژدها شدن عصا و سفیدی و روشنی دست افزود: این دو نشانه دو [[برهان]] هستند که تو را در ایفای رسالتی که به سوی فرعون و پیروان فاسق وی داری کمک می‌کنند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ }}﴾}} <ref> دو [[برهان]] از پروردگار تو برای فرعون و سرکردگان اوست، بی‌گمان آنان قومی نافرمانند؛ سوره قصص، آیه: ۳۲.</ref>. در آیه ۱۷۴ سوره نساء نیز بنابر بعضی از تفاسیر [[برهان]] بر امری عینی و موجودی خارجی اطلاق شده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا }}﴾}} <ref> ای مردم! به راستی [[برهان]]  از سوی پروردگارتان برای شما آمده است و نوری آشکار برای شما فرو فرستاده‌ایم؛ سوره نساء، آیه: ۱۷۴.</ref>. برخی از مفسران به طور قطع و برخی دیگر به صورت احتمال گفته‌اند: مراد از [[برهان]] در این آیه شخص [[رسول اللّه]]{{صل}} است که وجودش یگانه [[برهان]] و دلیل قاطعی بر حقانیّت پروردگار عالم است<ref>دائرة‌الفرائد، ج۳، ص۱۶۵؛ المیزان، ج۵‌، ص‌۱۵۲.</ref>. البته محتمل است مراد از [[برهان]] در آیه خود قرآن باشد که بزرگ‌ترین معجزه [[پیامبر]]{{صل}} و اساسی‌ترین [[برهان]] بر حقّانیت وی است<ref>دائرة‌الفرائد، ج‌۳، ص‌۱۶۵.</ref>. در آیه ۲۴ سوره یوسف نیز بر اساس برخی احتمال‌ها [[برهان]] بر امری جز گفتار منطقی اطلاق شده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ  }}﴾}} <ref> و بی‌گمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر [[برهان]] پروردگار خویش را نمی‌دید آهنگ او می‌کرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود؛ سوره یوسف، آیه: ۲۴.</ref>. در بیان مراد از [[برهان]] در این آیه آرایی مطرح شده است که عمده آنها عبارت است از<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>:
*[[برهان]] در منطق قرآن، به خصوص گفتار واضح و سخن روشنی که یقینی و ملاک رسیدن به واقع است محدود نمی‌گردد، بلکه با توجّه به موارد استعمال آن می‌توان مطلق چیزهای روشن و واضحی را که حقّانیت امری را به طور یقین ثابت می‌کنند و جای هیچ‌گونه تردیدی باقی نمی‌گذارند [[برهان]] شمرد؛ خواه آن چیزها از سنخ قضایای ذهنی و گفتارهای منطقی باشند که در بیشتر موارد چنین است یا از قبیل موجودات عینی و حقایق خارجی، چنان‌که مثلا خدای سبحان در داستان [[حضرت موسی]]{{ع}} و بعثت وی پس از فرمان انداختن عصا و تبدیل آن به اژدها به موسی فرمود: دست خود را به گریبانت ببر و بیرون آور تا بدون هیچ عیب و مرضی چون ماه تابان سفید و روشن گردد، آنگاه با اشاره به اژدها شدن عصا و سفیدی و روشنی دست افزود: این دو نشانه دو [[برهان]] هستند که تو را در ایفای رسالتی که به سوی فرعون و پیروان فاسق وی داری کمک می‌کنند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ }}﴾}} <ref> دو [[برهان]] از پروردگار تو برای فرعون و سرکردگان اوست، بی‌گمان آنان قومی نافرمانند؛ سوره قصص، آیه: ۳۲.</ref>. در آیه ۱۷۴ سوره نساء نیز بنابر بعضی از تفاسیر [[برهان]] بر امری عینی و موجودی خارجی اطلاق شده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا }}﴾}} <ref> ای مردم! به راستی [[برهان]]  از سوی پروردگارتان برای شما آمده است و نوری آشکار برای شما فرو فرستاده‌ایم؛ سوره نساء، آیه: ۱۷۴.</ref>. برخی از مفسران به طور قطع و برخی دیگر به صورت احتمال گفته‌اند: مراد از [[برهان]] در این آیه شخص [[رسول اللّه]]{{صل}} است که وجودش یگانه [[برهان]] و دلیل قاطعی بر حقانیّت پروردگار عالم است<ref>دائرة‌الفرائد، ج۳، ص۱۶۵؛ المیزان، ج۵‌، ص‌۱۵۲.</ref>. البته محتمل است مراد از [[برهان]] در آیه خود قرآن باشد که بزرگ‌ترین معجزه [[پیامبر]]{{صل}} و اساسی‌ترین [[برهان]] بر حقّانیت وی است<ref>دائرة‌الفرائد، ج‌۳، ص‌۱۶۵.</ref>. در آیه ۲۴ سوره یوسف نیز بر اساس برخی احتمال‌ها [[برهان]] بر امری جز گفتار منطقی اطلاق شده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ  }}﴾}} <ref> و بی‌گمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر [[برهان]] پروردگار خویش را نمی‌دید آهنگ او می‌کرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود؛ سوره یوسف، آیه: ۲۴.</ref>. در بیان مراد از [[برهان]] در این آیه آرایی مطرح شده است که عمده آنها عبارت است از<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>:
#علم به حرمت زنا و عقوبت آن<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۳۰، ۱۳۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
#علم به حرمت زنا و عقوبت آن<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۳۰، ۱۳۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
# قبح زنا و بدفرجامی زناکار<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۳۰، ۱۳۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
# قبح زنا و بدفرجامی زناکار<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۳۰، ۱۳۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
خط ۳۶: خط ۳۶:
#نور عصمت الهی و لمعه نبوّت یوسفی<ref>مواهب علیّه، ج‌۲، ص‌۲۳۷؛ منهج‌الصادقین، ج‌۵‌، ص‌۳۱.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
#نور عصمت الهی و لمعه نبوّت یوسفی<ref>مواهب علیّه، ج‌۲، ص‌۲۳۷؛ منهج‌الصادقین، ج‌۵‌، ص‌۳۱.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
*بر پایه روایتی از [[امام زین‌ العابدین]]{{ع}} زلیخا هنگام گرفتار کردن یوسف، در خلوت به طرف بت خویش رفت و پارچه‌ای بر آن افکند و در پاسخ یوسف که از راز آن کار پرسید گفت: از بت خود شرم می‌کنم که ما را تنها در این مکان ببیند. یوسف به وی گفت: تو از چیزی که نمی‌بیند و نمی‌فهمد شرم داری؛ ولی من از خدای خود که انسان را آفریده و به او بیان و سخن آموخته شرم نداشته باشم؟<ref>ال[[برهان]]  ج‌۳، ص‌۱۶۹.</ref>. مضمون این روایت از طرق عامّه از علی‌بن ابی‌طالب(علیه السلام)نیز نقل شده است<ref>الدرالمنثور، ج‌۴، ص‌۵۲۴‌.</ref>. امثال این گونه روایات که به جهت ضمایم آنها با علوّ شأن انبیا و عصمت آنان ناسازگار است مجعول بوده، یا بر اثر اینکه از اخبار آحاد است قابل اعتماد نیست، افزون بر اینکه نمی‌توان آنچه را در روایت یاد شده آمده است [[برهان]] ربّ دیدن یوسف خواند. آری ممکن است همزمان با کاری که زلیخا در برابر بت‌خود انجام داد حقایقی از ملکوت بر یوسف کشف شده<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۲۹‌ـ‌۱۳۰.</ref>. و مراد از [[برهان]] ربّ یوسف همین کشف باشد؛ نه آنچه وی همزمان آن را از زلیخا مشاهده کرده است<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
*بر پایه روایتی از [[امام زین‌ العابدین]]{{ع}} زلیخا هنگام گرفتار کردن یوسف، در خلوت به طرف بت خویش رفت و پارچه‌ای بر آن افکند و در پاسخ یوسف که از راز آن کار پرسید گفت: از بت خود شرم می‌کنم که ما را تنها در این مکان ببیند. یوسف به وی گفت: تو از چیزی که نمی‌بیند و نمی‌فهمد شرم داری؛ ولی من از خدای خود که انسان را آفریده و به او بیان و سخن آموخته شرم نداشته باشم؟<ref>ال[[برهان]]  ج‌۳، ص‌۱۶۹.</ref>. مضمون این روایت از طرق عامّه از علی‌بن ابی‌طالب(علیه السلام)نیز نقل شده است<ref>الدرالمنثور، ج‌۴، ص‌۵۲۴‌.</ref>. امثال این گونه روایات که به جهت ضمایم آنها با علوّ شأن انبیا و عصمت آنان ناسازگار است مجعول بوده، یا بر اثر اینکه از اخبار آحاد است قابل اعتماد نیست، افزون بر اینکه نمی‌توان آنچه را در روایت یاد شده آمده است [[برهان]] ربّ دیدن یوسف خواند. آری ممکن است همزمان با کاری که زلیخا در برابر بت‌خود انجام داد حقایقی از ملکوت بر یوسف کشف شده<ref>المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۲۹‌ـ‌۱۳۰.</ref>. و مراد از [[برهان]] ربّ یوسف همین کشف باشد؛ نه آنچه وی همزمان آن را از زلیخا مشاهده کرده است<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
==دعوت به دین با [[برهان]] و مطالبه آن از مدعیان==
==دعوت به دین با [[برهان]] و مطالبه آن از مدعیان==
*در حیات طیّبه انسانی [[برهان]] استوارترین روش در اندیشیدن است، ازاین‌رو قرآن کریم [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را موظّف می‌کند تا در مسیر دعوت انسان‌ها به دین خدا در رأس همه راههای ممکن و قابل دفاع از [[برهان]] استفاده کند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ}}﴾}}<ref> مردم را  به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز! بی‌گمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است و او به رهیافتگان داناتر است؛ سوره نحل، آیه: ۱۲۵.</ref>. در این آیه شریفه برای دعوت به دین خدا، سه راه مطرح گردیده تا درخور استعداد افراد و بر حسب نیاز از آنها استفاده شود: حکمت، موعظه حسنه و جدال احسن. حکمت، دست یافتن به حق از راه علم و عقل، موعظه، تذکّر دادن به کار خیر در اموری که قلب در آنها رقت می‌یابد و جدال، برابری کردن با دیگران بر اساس برتری‌جویی و غلبه است. از تأمّل در این معانی چنین برمی‌آید که حکمت حجّتی است که بدون تردید، سستی و ابهام انسان را به حق نایل می‌کند و موعظه بیانی است که دل را نرم می‌سازد و جدال حجتی است که با تکیه بر مسلمات برای سست کردن مبانی خصم به کار می‌رود، بنابراین حکمت و موعظه و جدل مطرح در آیه به ترتیب بر [[برهان]]  خطابه و جدل مصطلح در منطق منطبق می‌شود، جز آنکه خداوند موعظه را به «حسنه» و جدال را به «احسن» مقیّد ساخته است<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
*در حیات طیّبه انسانی [[برهان]] استوارترین روش در اندیشیدن است، ازاین‌رو قرآن کریم [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را موظّف می‌کند تا در مسیر دعوت انسان‌ها به دین خدا در رأس همه راههای ممکن و قابل دفاع از [[برهان]] استفاده کند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ}}﴾}}<ref> مردم را  به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز! بی‌گمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است و او به رهیافتگان داناتر است؛ سوره نحل، آیه: ۱۲۵.</ref>. در این آیه شریفه برای دعوت به دین خدا، سه راه مطرح گردیده تا درخور استعداد افراد و بر حسب نیاز از آنها استفاده شود: حکمت، موعظه حسنه و جدال احسن. حکمت، دست یافتن به حق از راه علم و عقل، موعظه، تذکّر دادن به کار خیر در اموری که قلب در آنها رقت می‌یابد و جدال، برابری کردن با دیگران بر اساس برتری‌جویی و غلبه است. از تأمّل در این معانی چنین برمی‌آید که حکمت حجّتی است که بدون تردید، سستی و ابهام انسان را به حق نایل می‌کند و موعظه بیانی است که دل را نرم می‌سازد و جدال حجتی است که با تکیه بر مسلمات برای سست کردن مبانی خصم به کار می‌رود، بنابراین حکمت و موعظه و جدل مطرح در آیه به ترتیب بر [[برهان]]  خطابه و جدل مصطلح در منطق منطبق می‌شود، جز آنکه خداوند موعظه را به «حسنه» و جدال را به «احسن» مقیّد ساخته است<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>.
۱۱۵٬۲۸۷

ویرایش