بدون خلاصۀ ویرایش
(←پانویس) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
*در حیات طیّبه انسانی [[برهان]] استوارترین روش در اندیشیدن است، ازاینرو قرآن کریم [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را موظّف میکند تا در مسیر دعوت انسانها به دین خدا در رأس همه راههای ممکن و قابل دفاع از [[برهان]] استفاده کند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ}}﴾}}<ref> مردم را به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز! بیگمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است و او به رهیافتگان داناتر است؛ سوره نحل، آیه: ۱۲۵.</ref>. در این آیه شریفه برای دعوت به دین خدا، سه راه مطرح گردیده تا درخور استعداد افراد و بر حسب نیاز از آنها استفاده شود: حکمت، موعظه حسنه و جدال احسن. حکمت، دست یافتن به حق از راه علم و عقل، موعظه، تذکّر دادن به کار خیر در اموری که قلب در آنها رقت مییابد و جدال، برابری کردن با دیگران بر اساس برتریجویی و غلبه است. از تأمّل در این معانی چنین برمیآید که حکمت حجّتی است که بدون تردید، سستی و ابهام انسان را به حق نایل میکند و موعظه بیانی است که دل را نرم میسازد و جدال حجتی است که با تکیه بر مسلمات برای سست کردن مبانی خصم به کار میرود، بنابراین حکمت و موعظه و جدل مطرح در آیه به ترتیب بر [[برهان]] خطابه و جدل مصطلح در منطق منطبق میشود، جز آنکه خداوند موعظه را به «حسنه» و جدال را به «احسن» مقیّد ساخته است<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۷۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | *در حیات طیّبه انسانی [[برهان]] استوارترین روش در اندیشیدن است، ازاینرو قرآن کریم [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را موظّف میکند تا در مسیر دعوت انسانها به دین خدا در رأس همه راههای ممکن و قابل دفاع از [[برهان]] استفاده کند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ}}﴾}}<ref> مردم را به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز! بیگمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است و او به رهیافتگان داناتر است؛ سوره نحل، آیه: ۱۲۵.</ref>. در این آیه شریفه برای دعوت به دین خدا، سه راه مطرح گردیده تا درخور استعداد افراد و بر حسب نیاز از آنها استفاده شود: حکمت، موعظه حسنه و جدال احسن. حکمت، دست یافتن به حق از راه علم و عقل، موعظه، تذکّر دادن به کار خیر در اموری که قلب در آنها رقت مییابد و جدال، برابری کردن با دیگران بر اساس برتریجویی و غلبه است. از تأمّل در این معانی چنین برمیآید که حکمت حجّتی است که بدون تردید، سستی و ابهام انسان را به حق نایل میکند و موعظه بیانی است که دل را نرم میسازد و جدال حجتی است که با تکیه بر مسلمات برای سست کردن مبانی خصم به کار میرود، بنابراین حکمت و موعظه و جدل مطرح در آیه به ترتیب بر [[برهان]] خطابه و جدل مصطلح در منطق منطبق میشود، جز آنکه خداوند موعظه را به «حسنه» و جدال را به «احسن» مقیّد ساخته است<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۷۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||
*حکمت به امور دیگری نیز تفسیر شده<ref>الکاشف، ج۴، ص۵۶۴؛ مواهب علیّة، ج۲، ص۴۰۳؛ تقریب القرآن الی الاذهان، ج۱۴، ص۱۶۸.</ref> که برخی از این تفسیرها با تفسیر حکمت به [[برهان]] قابل جمع است. برخی آیه یاد شده را همافق با آیه ۱۰۸ سوره یوسف: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ }}﴾}}<ref> بگو: این راه من است که با بینش به سوی خداوند فرا میخوانم، من و (نیز) هر کس که پیرو من است؛ و پاکاکه خداوند است و من از مشرکان نیستم؛ سوره یوسف، آیه: ۱۰۸.</ref>. دانسته و افزودهاند: اینکه خداوند در این آیه به پیامبر فرمان میدهد تا بگوید راه من این است که با بصیرت کامل مردم را به خداوند فرا میخوانم، اشاره به این نکته است که دین اسلام دین حجّت و [[برهان]] است و هرگز نمیخواهد مردم ندانسته به آن بگروند. این دین نظام هستی را با همه اتقان و استحکام فرا روی عقلها مینهد تا در آن بیندیشند و بدین وسیله به صحت دعویهایش یقین کنند<ref>تفسیر مراغی، ج۱۳، ص۵۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | *حکمت به امور دیگری نیز تفسیر شده<ref>الکاشف، ج۴، ص۵۶۴؛ مواهب علیّة، ج۲، ص۴۰۳؛ تقریب القرآن الی الاذهان، ج۱۴، ص۱۶۸.</ref> که برخی از این تفسیرها با تفسیر حکمت به [[برهان]] قابل جمع است. برخی آیه یاد شده را همافق با آیه ۱۰۸ سوره یوسف: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ }}﴾}}<ref> بگو: این راه من است که با بینش به سوی خداوند فرا میخوانم، من و (نیز) هر کس که پیرو من است؛ و پاکاکه خداوند است و من از مشرکان نیستم؛ سوره یوسف، آیه: ۱۰۸.</ref>. دانسته و افزودهاند: اینکه خداوند در این آیه به پیامبر فرمان میدهد تا بگوید راه من این است که با بصیرت کامل مردم را به خداوند فرا میخوانم، اشاره به این نکته است که دین اسلام دین حجّت و [[برهان]] است و هرگز نمیخواهد مردم ندانسته به آن بگروند. این دین نظام هستی را با همه اتقان و استحکام فرا روی عقلها مینهد تا در آن بیندیشند و بدین وسیله به صحت دعویهایش یقین کنند<ref>تفسیر مراغی، ج۱۳، ص۵۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||
*قرآن کریم نه تنها خود [[برهان]] است و به پیامبر فرمان میدهد تا در رأس شیوههای تبلیغی خویش از [[برهان]] استفاده کند، بلکه در مواضع گوناگون و به مناسبتهای مختلف از دیگر مدّعیان [[برهان]] میطلبد و توقّع بیجای قبول هر ادّعایی گرچه بی[[برهان]] باشد را مردود میداند، ازاینرو در برابر ادعای کسانی که بهشت را ویژه یهودیان و مسیحیان میدانند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ }}﴾}}<ref> و گفتند هرگز کسی جز یهودی و مسیحی به بهشت در نمیآید، این آرزوی آنهاست، بگو: اگر راست میگویید هر [[برهان]] دارید بیاورید؛ سوره بقره، آیه: ۱۱۱.</ref> یا در برابر کسانی که غیر خدا را پرستش میکنند پس از اشاره به [[برهان]] تمانع: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ }}﴾}} <ref> اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی میبودند، هر دو تباه میشدند پس پاکا که خداوند است- پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان)- از آنچه وصف میکنند؛ سوره انبیاء، آیه: ۲۱.</ref> به پیامبر میفرماید: به اینان بگو: اگر درباره ادّعای خویش [[برهان]] دارید بیاورید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُّعْرِضُونَ }}﴾}} <ref> یا به جای او خدایانی برگزیدند؟ بگو دلیلتان را بیاورید، این یادکرد همراهان من و یادکرد کسان پیش از من است؛ بلکه بیشتر آنان حق را نمیشناسند بنابراین (از آن) رو گردانند؛ سوره انبیاء، آیه: ۲۴.</ref>؛ و نیز پس از آنکه خود از راه نشانهها و آیات روشن، براهینی محکم بر حقّانیت و استحقاق و لزوم پرستش خدای یکتا اقامه میکند از پیامبر میخواهد تا به مشرکان بگوید: اگر شما نیز راست میگویید [[برهان]] خود را بیاورید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَمَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ }}﴾}} <ref> یا آن کسی که آفرینش را میآغازد سپس آن را باز میگرداند و کسی که از آسمان و زمین به شما روزی میرساند؛ آیا با خداوند، خدایی (دیگر) هست؟ بگو: اگر راست میگویید [[برهان]] ان را بیاورید؛ سوره نمل، آیه: ۶۴.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | *قرآن کریم نه تنها خود [[برهان]] است و به پیامبر فرمان میدهد تا در رأس شیوههای تبلیغی خویش از [[برهان]] استفاده کند، بلکه در مواضع گوناگون و به مناسبتهای مختلف از دیگر مدّعیان [[برهان]] میطلبد و توقّع بیجای قبول هر ادّعایی گرچه بی[[برهان]] باشد را مردود میداند، ازاینرو در برابر ادعای کسانی که بهشت را ویژه یهودیان و مسیحیان میدانند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ }}﴾}}<ref> و گفتند هرگز کسی جز یهودی و مسیحی به بهشت در نمیآید، این آرزوی آنهاست، بگو: اگر راست میگویید هر [[برهان]] دارید بیاورید؛ سوره بقره، آیه: ۱۱۱.</ref> یا در برابر کسانی که غیر خدا را پرستش میکنند پس از اشاره به [[برهان]] تمانع: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ }}﴾}} <ref> اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی میبودند، هر دو تباه میشدند پس پاکا که خداوند است- پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان)- از آنچه وصف میکنند؛ سوره انبیاء، آیه: ۲۱.</ref> به پیامبر میفرماید: به اینان بگو: اگر درباره ادّعای خویش [[برهان]] دارید بیاورید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُّعْرِضُونَ }}﴾}} <ref> یا به جای او خدایانی برگزیدند؟ بگو دلیلتان را بیاورید، این یادکرد همراهان من و یادکرد کسان پیش از من است؛ بلکه بیشتر آنان حق را نمیشناسند بنابراین (از آن) رو گردانند؛ سوره انبیاء، آیه: ۲۴.</ref>؛ و نیز پس از آنکه خود از راه نشانهها و آیات روشن، براهینی محکم بر حقّانیت و استحقاق و لزوم [[پرستش خدای یکتا]] اقامه میکند از پیامبر میخواهد تا به مشرکان بگوید: اگر شما نیز راست میگویید [[برهان]] خود را بیاورید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَمَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ }}﴾}} <ref> یا آن کسی که آفرینش را میآغازد سپس آن را باز میگرداند و کسی که از آسمان و زمین به شما روزی میرساند؛ آیا با خداوند، خدایی (دیگر) هست؟ بگو: اگر راست میگویید [[برهان]] ان را بیاورید؛ سوره نمل، آیه: ۶۴.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||
*افزون بر طلب [[برهان]] در دنیا، در آخرت نیز خداوند از مدعیان دروغین و مشرک [[برهان]] طلب کرده و از آنها میخواهد بر دعویهای باطل خود در دنیا، [[برهان]] بیاورند، آنگاه آنها رسوا گشته، میفهمند که حق با خدا و رسولان اوست و همه بافتههای آنان نابود خواهد شد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَنَزَعْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ }}﴾}} <ref> و از هر امّت گواهی بر میآوریم و میگوییم: [[برهان]] خود را بیاورید آنگاه میدانند که حق با خداوند است و آنچه بر میبافتند از (چشم) آنان ناپدید میگردد؛ سوره قصص، آیه: ۷۵.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | *افزون بر طلب [[برهان]] در دنیا، در آخرت نیز خداوند از مدعیان دروغین و مشرک [[برهان]] طلب کرده و از آنها میخواهد بر دعویهای باطل خود در دنیا، [[برهان]] بیاورند، آنگاه آنها رسوا گشته، میفهمند که حق با خدا و رسولان اوست و همه بافتههای آنان نابود خواهد شد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَنَزَعْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ }}﴾}} <ref> و از هر امّت گواهی بر میآوریم و میگوییم: [[برهان]] خود را بیاورید آنگاه میدانند که حق با خداوند است و آنچه بر میبافتند از (چشم) آنان ناپدید میگردد؛ سوره قصص، آیه: ۷۵.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||
*منطق [[برهان]] طلبی اسلام از محتوای قویّ و غنیّ آن حکایت میکند، زیرا سعی دارد با مخالفان خود نیز برخوردی منطقی داشته باشد. چگونه ممکن است از دیگران [[برهان]] مطالبه کند و خود به آن بیاعتنا باشد؟! آیات قرآن مجید سرشار از استدلهای منطقی و براهین علمی در سطوح مختلف برای مسائل گوناگون است و این درست برخلاف چیزی است که مسیحیت تحریف یافته امروز بر آن تأکید میکند و مذهب را تنها کار «دل» دانسته، «عقل» را از آن بیگانه معرفی میکند، و حتّی تضادّهای عقلی (همچون توحید در تثلیث) را در مذهب میپذیرد و به همین سبب به انواع خرافات اجازه ورود به مذهب میدهد، در حالی که اگر مذهب از عقل و استدلال تهی شود هیچ دلیلی بر حقّانیت آن نیست و آن مذهب و ضدّ آن یکسان خواهد بود. عظمت این برنامه اسلامی (تکیه بر [[برهان]] و دعوت مخالفان به استدلال منطقی) هنگامی آشکارتر میشود که توجّه کنیم اسلام از محیطی آشکار شد که بیشترین محتوای فکری محیط را خرافات بیپایه و مسائل غیر منطقی تشکیلمیداد<ref>نمونه، ج۱۵، ص۵۲۳.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | *منطق [[برهان]] طلبی اسلام از محتوای قویّ و غنیّ آن حکایت میکند، زیرا سعی دارد با مخالفان خود نیز برخوردی منطقی داشته باشد. چگونه ممکن است از دیگران [[برهان]] مطالبه کند و خود به آن بیاعتنا باشد؟! آیات قرآن مجید سرشار از استدلهای منطقی و براهین علمی در سطوح مختلف برای مسائل گوناگون است و این درست برخلاف چیزی است که مسیحیت تحریف یافته امروز بر آن تأکید میکند و مذهب را تنها کار «دل» دانسته، «عقل» را از آن بیگانه معرفی میکند، و حتّی تضادّهای عقلی (همچون توحید در تثلیث) را در مذهب میپذیرد و به همین سبب به انواع خرافات اجازه ورود به مذهب میدهد، در حالی که اگر مذهب از عقل و استدلال تهی شود هیچ دلیلی بر حقّانیت آن نیست و آن مذهب و ضدّ آن یکسان خواهد بود. عظمت این برنامه اسلامی (تکیه بر [[برهان]] و دعوت مخالفان به استدلال منطقی) هنگامی آشکارتر میشود که توجّه کنیم اسلام از محیطی آشکار شد که بیشترین محتوای فکری محیط را خرافات بیپایه و مسائل غیر منطقی تشکیلمیداد<ref>نمونه، ج۱۵، ص۵۲۳.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||