جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
درباره [[تاریخ]] [[تولد]] الندیم گزارشی که خود او در فهرست درباره دیدارش با [[ابوبکر بردعی]] از [[فقیهان]] [[خوارج]] در [[سال ۳۴۰ هجری]] به دست داده تا حدودی راهگشاست. با توجه به اطلاعاتی که الندیم از آثار و [[عقاید]] بردعی در این [[دیدار]] گردآوری کرده، میتوان دریافت که وی در هنگام این دیدار، از [[بلوغ]] علمی برخودار بوده است. درباره تحصیلات و استادان الندیم نیز اطلاعات اندکی در دست است. در میان [[مشایخ]] او میتوان از [[سری بن احمد کندی]]، [[ابوعلی بن سوار کاتب]]، [[ابوالحسن علی بن هارون بن علی]]، [[ابوالفتح ابن نحوی]] و [[ابوسعید سیرافی]] نام برد. <ref>الفهرست (الندیم) ۴۵، ۱۵۴، ۱۶۱ ـ ۱۶۲ و ۲۹۵.</ref> [[ابن حجر]] نیز در میان مشایخ وی، [[اسماعیل صفار]] از [[محدثان]] نامدار بغداد را نام برده است. <ref>لسان المیزان ۵ / ۷۲.</ref> | درباره [[تاریخ]] [[تولد]] الندیم گزارشی که خود او در فهرست درباره دیدارش با [[ابوبکر بردعی]] از [[فقیهان]] [[خوارج]] در [[سال ۳۴۰ هجری]] به دست داده تا حدودی راهگشاست. با توجه به اطلاعاتی که الندیم از آثار و [[عقاید]] بردعی در این [[دیدار]] گردآوری کرده، میتوان دریافت که وی در هنگام این دیدار، از [[بلوغ]] علمی برخودار بوده است. درباره تحصیلات و استادان الندیم نیز اطلاعات اندکی در دست است. در میان [[مشایخ]] او میتوان از [[سری بن احمد کندی]]، [[ابوعلی بن سوار کاتب]]، [[ابوالحسن علی بن هارون بن علی]]، [[ابوالفتح ابن نحوی]] و [[ابوسعید سیرافی]] نام برد. <ref>الفهرست (الندیم) ۴۵، ۱۵۴، ۱۶۱ ـ ۱۶۲ و ۲۹۵.</ref> [[ابن حجر]] نیز در میان مشایخ وی، [[اسماعیل صفار]] از [[محدثان]] نامدار بغداد را نام برده است. <ref>لسان المیزان ۵ / ۷۲.</ref> | ||
با دقت در الفهرست میتوان چنین برداشت کرد که الندیم با [[علوم]] گوناگون، آشنایی نسبی داشته و احتمالاً در برخی زمینهها [[صاحب نظر]] بوده است. در مورد [[شغل]] الندیم، یاقوت احتمال داده او ورّاق بوده است<ref>معجم الادبا ۱۸ / ۱۷.</ref> و برخی منابع دیگر، ظاهراً او را [[وراق]] میشناختند. <ref>وفیات الاعیان ۱ / ۵۳.</ref> قراین موجود در الفهرست بر میل او به اعتزال دلالت دارد. نظر به اینکه او از برخی [[امامان شیعه]] و فرزندانشان با عبارت «علیه السلام» یاد کرده و [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} را همچون فردی [[شیعی]] میستاید، میتوان گفت به [[تشیع]] [[گرایش]] داشته است. <ref>الفهرست (الندیم) ۱۹۷، ۲۰۲، ۲۱۴، ۲۷۶ و ۲۸۷.</ref> با دقت در بخش مربوط به [[ابوحنیفه]] در الفهرست میتوان چنین برداشت کرد که الندیم به او و [[مذهب حنفی]] نیز علاقه داشته است؛ چرا که در شرح حال ابوحنیفه، وی را [[مدح]] بلیغی کرده است. <ref>الفهرست (الندیم) ۲۵۵ و ۲۵۶.</ref> رجالنویسان [[اهل سنت]] نیز همواره برگرایش الندیم به تشیع و اعتزال تصریح و گاه از او به [[سختی]] [[انتقاد]] کردهاند. <ref>لسان المیزان ۵ / ۷۲.</ref> وی علاوه بر الفهرست تألیف دیگری به نام «التشبیهات» داشت. <ref> تاریخ الاسلام ۲۷ / ۳۹۸.</ref> [[زمان]] درگذشت الندیم محل [[اختلاف]] است [[صفدی]] آن را ۳۸۰ [[هجری]] نوشته که به نظر میرسد صحیحترین قول همین است <ref>الوافی بالوفیات ۲ / ۱۹۷.</ref><ref> [[فرهنگنامه مؤلفان اسلامی ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه مؤلفان اسلامی]]، ج۲ ص۴۴۳ - ۴۴۴.</ref> | با دقت در الفهرست میتوان چنین برداشت کرد که الندیم با [[علوم]] گوناگون، آشنایی نسبی داشته و احتمالاً در برخی زمینهها [[صاحب نظر]] بوده است. در مورد [[شغل]] الندیم، یاقوت احتمال داده او ورّاق بوده است<ref>معجم الادبا ۱۸ / ۱۷.</ref> و برخی منابع دیگر، ظاهراً او را [[وراق]] میشناختند. <ref>وفیات الاعیان ۱ / ۵۳.</ref> قراین موجود در الفهرست بر میل او به اعتزال دلالت دارد. نظر به اینکه او از برخی [[امامان شیعه]] و فرزندانشان با عبارت «علیه السلام» یاد کرده و [[اهل بیت پیامبر]] {{صل}} را همچون فردی [[شیعی]] میستاید، میتوان گفت به [[تشیع]] [[گرایش]] داشته است. <ref>الفهرست (الندیم) ۱۹۷، ۲۰۲، ۲۱۴، ۲۷۶ و ۲۸۷.</ref> با دقت در بخش مربوط به [[ابوحنیفه]] در الفهرست میتوان چنین برداشت کرد که الندیم به او و [[مذهب حنفی]] نیز علاقه داشته است؛ چرا که در شرح حال ابوحنیفه، وی را [[مدح]] بلیغی کرده است. <ref>الفهرست (الندیم) ۲۵۵ و ۲۵۶.</ref> رجالنویسان [[اهل سنت]] نیز همواره برگرایش الندیم به تشیع و اعتزال تصریح و گاه از او به [[سختی]] [[انتقاد]] کردهاند. <ref>لسان المیزان ۵ / ۷۲.</ref> وی علاوه بر الفهرست تألیف دیگری به نام «التشبیهات» داشت. <ref> تاریخ الاسلام ۲۷ / ۳۹۸.</ref> [[زمان]] درگذشت الندیم محل [[اختلاف]] است [[صفدی]] آن را ۳۸۰ [[هجری]] نوشته که به نظر میرسد صحیحترین قول همین است <ref>الوافی بالوفیات ۲ / ۱۹۷.</ref><ref> [[فرهنگنامه مؤلفان اسلامی ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه مؤلفان اسلامی]]، ج۲ ص۴۴۳ - ۴۴۴.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||