اختیارات ولی فقیه: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۱۰: خط ۱۰:
بررسی اختیارات رهبری، در [[نظام]] [[ولایت فقیه]]، مستلزم پاسخ به چند سؤال است:
بررسی اختیارات رهبری، در [[نظام]] [[ولایت فقیه]]، مستلزم پاسخ به چند سؤال است:
# [[رهبری]] در این نظام چه [[وظایف]] و مسؤولیت‌هایی دارد؟
# [[رهبری]] در این نظام چه [[وظایف]] و مسؤولیت‌هایی دارد؟
#متناسب با [[مسؤولیت‌ها]]، از چه اختیاراتی برخوردار است؟
# متناسب با [[مسؤولیت‌ها]]، از چه اختیاراتی برخوردار است؟
#اختیارات رهبری، محدود است یا مطلق؟ لوازم و پیامدهای هر کدام چیست؟ و آیا ضابطه‌ای بر عملکرد رهبری [[حاکم]] است یا خیر؟
# اختیارات رهبری، محدود است یا مطلق؟ لوازم و پیامدهای هر کدام چیست؟ و آیا ضابطه‌ای بر عملکرد رهبری [[حاکم]] است یا خیر؟


تفصیل پاسخ به سؤالات فوق و در نتیجه تحلیل اختیارات رهبری در ضمن چند مطلب ارائه و مورد دقت قرار می‌گیرد<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۰۵.</ref>.
تفصیل پاسخ به سؤالات فوق و در نتیجه تحلیل اختیارات رهبری در ضمن چند مطلب ارائه و مورد دقت قرار می‌گیرد<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۰۵.</ref>.
خط ۲۱: خط ۲۱:
مسؤولیت‌های [[ولی فقیه]] در این سطح، ناظر به [[منافع]] [[اجتماعی]]، ملی یا منطقه‌ای [[مسلمانان]] نیست، بلکه مربوط به [[سرنوشت]] [[اسلام]] و [[قدرت اسلام]] در [[جهان]] و چگونگی برخورد با [[دشمنان اسلام]] است که در [[قوانین]] اساسی و عادی خاص یک [[کشور]] نمی‌گنجد و همان ادله‌ای که اصل [[ولایت]] و [[سرپرستی]] اجتماعی و [[خاصه]] ولایت فقیه را به [[اثبات]] می‌رساند، این وظایف و مسؤولیت‌های اصلی را تمام می‌کند. رهبری، در این سطح دو [[وظیفه]] محوری را به عهده دارد:
مسؤولیت‌های [[ولی فقیه]] در این سطح، ناظر به [[منافع]] [[اجتماعی]]، ملی یا منطقه‌ای [[مسلمانان]] نیست، بلکه مربوط به [[سرنوشت]] [[اسلام]] و [[قدرت اسلام]] در [[جهان]] و چگونگی برخورد با [[دشمنان اسلام]] است که در [[قوانین]] اساسی و عادی خاص یک [[کشور]] نمی‌گنجد و همان ادله‌ای که اصل [[ولایت]] و [[سرپرستی]] اجتماعی و [[خاصه]] ولایت فقیه را به [[اثبات]] می‌رساند، این وظایف و مسؤولیت‌های اصلی را تمام می‌کند. رهبری، در این سطح دو [[وظیفه]] محوری را به عهده دارد:


====توسعه [[تمدن اسلامی]]====
==== توسعه [[تمدن اسلامی]] ====
رهبری در تداوم [[نهضت]] و راه [[پیامبر عظیم‌الشأن اسلام]]{{صل}}، [[هدف]] عالی خود را [[ابلاغ]] و گسترش [[دین خدا]] و رساندن [[پیام]] آن به همه [[بشریت]] قرار می‌دهد و آنان را [[دعوت به خیر]] و [[صلاح]] و [[سعادت]] می‌کند، برای همه [[بشریت]] دل می‌سوزاند و خواهان [[رستگاری]] و [[هدایت]] تمامی [[انسان‌ها]] است. همان‌طور که [[سرپرستی]] و [[امامت]] [[اجتماعی]] بعد از [[رسول خدا]] و [[ائمه معصومین]]{{عم}} تعطیل شدنی نبود و [[ولایت فقیه]] ادامه بخش همان جریان است، همگانی بودن و [[دعوت]] عام [[اسلام]] از همه انسان‌ها به گام برداشتن در [[صراط مستقیم الهی]] نیز همچنان باقی است؛ از این‌رو یکی از [[وظایف]] اساسی [[ولیّ امر مسلمین]]، گسترش [[دین]] و توسعه دامنه [[عبودیت]] [[الهی]] و دعوت بشریت به [[تسلیم]] در برابر دین [[خداوند]] و رویگردانی از [[آداب]]، [[سنن]] و شیوه‌های غلط و [[گمراه‌کننده]] است<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۰۶.</ref>.
رهبری در تداوم [[نهضت]] و راه [[پیامبر عظیم‌الشأن اسلام]]{{صل}}، [[هدف]] عالی خود را [[ابلاغ]] و گسترش [[دین خدا]] و رساندن [[پیام]] آن به همه [[بشریت]] قرار می‌دهد و آنان را [[دعوت به خیر]] و [[صلاح]] و [[سعادت]] می‌کند، برای همه [[بشریت]] دل می‌سوزاند و خواهان [[رستگاری]] و [[هدایت]] تمامی [[انسان‌ها]] است. همان‌طور که [[سرپرستی]] و [[امامت]] [[اجتماعی]] بعد از [[رسول خدا]] و [[ائمه معصومین]]{{عم}} تعطیل شدنی نبود و [[ولایت فقیه]] ادامه بخش همان جریان است، همگانی بودن و [[دعوت]] عام [[اسلام]] از همه انسان‌ها به گام برداشتن در [[صراط مستقیم الهی]] نیز همچنان باقی است؛ از این‌رو یکی از [[وظایف]] اساسی [[ولیّ امر مسلمین]]، گسترش [[دین]] و توسعه دامنه [[عبودیت]] [[الهی]] و دعوت بشریت به [[تسلیم]] در برابر دین [[خداوند]] و رویگردانی از [[آداب]]، [[سنن]] و شیوه‌های غلط و [[گمراه‌کننده]] است<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۰۶.</ref>.


خط ۳۹: خط ۳۹:
بنابراین [[ایستادگی]] [[نظام اسلامی]] در مقابل استکبار را به روشنی بیان داشته و فرموده‌اند: “این [[نظام]] یکی از بزرگ‌ترین خاصیت‌هایش، [[مقابله با استکبار]] و گسترش قدرت‌های [[مستکبر]] عالم است. نظام اسلامی در مقابل [[زورگویی]] هیچ قدرتی یک لحظه کوتاه نخواهد آمد”<ref>رسالت، ۲۰/۶/۷۶.</ref>. و نیز در جای دیگر [[رسالت]] انقلاب را [[نفی]] نظام سلطه دانسته و می‌فرماید: “انقلاب ما، همچنین [[پیام]] بزرگ خود را [[نفی]] [[سلطه]] در [[جهان]] می‌داند”<ref>کیهان، ۱۲/۷/۷۶.</ref><ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۰۷.</ref>
بنابراین [[ایستادگی]] [[نظام اسلامی]] در مقابل استکبار را به روشنی بیان داشته و فرموده‌اند: “این [[نظام]] یکی از بزرگ‌ترین خاصیت‌هایش، [[مقابله با استکبار]] و گسترش قدرت‌های [[مستکبر]] عالم است. نظام اسلامی در مقابل [[زورگویی]] هیچ قدرتی یک لحظه کوتاه نخواهد آمد”<ref>رسالت، ۲۰/۶/۷۶.</ref>. و نیز در جای دیگر [[رسالت]] انقلاب را [[نفی]] نظام سلطه دانسته و می‌فرماید: “انقلاب ما، همچنین [[پیام]] بزرگ خود را [[نفی]] [[سلطه]] در [[جهان]] می‌داند”<ref>کیهان، ۱۲/۷/۷۶.</ref><ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۰۷.</ref>


===[[وظایف]] [[رهبری]] در چارچوب [[دولت اسلامی]]===
=== [[وظایف]] [[رهبری]] در چارچوب [[دولت اسلامی]] ===
این دسته از وظایف و اختیارات، عمدتاً در داخل چهارچوب و [[ساختار نظام سیاسی]] معنا و مصداق پیدا می‌کند. که در سه عنوان قابل بررسی می‌باشد.
این دسته از وظایف و اختیارات، عمدتاً در داخل چهارچوب و [[ساختار نظام سیاسی]] معنا و مصداق پیدا می‌کند. که در سه عنوان قابل بررسی می‌باشد.


====[[حفظ]] جهت‌گیری [[نظام]]====
==== [[حفظ]] جهت‌گیری [[نظام]] ====
حفظ جهت‌گیری نظام، از اموری است که نقش حیاتی در تداوم نظام و تحقق اهداف و آرمان‌های آن دارد. [[انقلاب‌ها]] و حرکت‌هایی که تشکیل و برپایی آن بر اصول و مبانی نسبتاً صحیحی بنیان گذاشته شده بود؛ اما انحراف‌های جزئی در حرکت آن [[انقلاب]] پیش آمد و از آنجا که هیچ [[مرجع]] حاکمی وجود نداشت که جهت‌گیری‌ها را با اهداف از پیش تعیین شده، منطبق نماید، پس از چندی [[انحرافات]] کلی دامن‌گیر آن [[نهضت]] شده و گاهی نتیجه کار دقیقاً عکس مقاصد آغازین نهضت می‌گردد؛ همچنان‌که در دوره معاصر، نهضت [[مشروطه]]، نهضت ملی شدن [[صنعت]] نفت و [[نهضت اسلامی]] افغانستان را می‌توان از همین موارد دانست.
حفظ جهت‌گیری نظام، از اموری است که نقش حیاتی در تداوم نظام و تحقق اهداف و آرمان‌های آن دارد. [[انقلاب‌ها]] و حرکت‌هایی که تشکیل و برپایی آن بر اصول و مبانی نسبتاً صحیحی بنیان گذاشته شده بود؛ اما انحراف‌های جزئی در حرکت آن [[انقلاب]] پیش آمد و از آنجا که هیچ [[مرجع]] حاکمی وجود نداشت که جهت‌گیری‌ها را با اهداف از پیش تعیین شده، منطبق نماید، پس از چندی [[انحرافات]] کلی دامن‌گیر آن [[نهضت]] شده و گاهی نتیجه کار دقیقاً عکس مقاصد آغازین نهضت می‌گردد؛ همچنان‌که در دوره معاصر، نهضت [[مشروطه]]، نهضت ملی شدن [[صنعت]] نفت و [[نهضت اسلامی]] افغانستان را می‌توان از همین موارد دانست.


جهت‌های کلی نظام عبارتند از: حفظ اسلامیت، مردمی بودن، [[استقلال]] از [[بیگانگان]] و تکیه بر توانمندی‌های خودی، محوریت [[ولایت]] و قانونمندی فعالیت‌ها که به هر [[میزان]]، ابعاد، موضوعات و [[روابط]] مختلف [[نظام اجتماعی]] حول محورهای اصول فوق سامان یابند، به همان میزان، [[قدرت]] و [[توانایی]] [[نظام اسلامی]] در دستیابی به اهداف [[رشد]] و توسعه خود و مقابله با نظام [[استکبار جهانی]] افزایش می‌یابد و عکس آن نیز هرقدر که از نسبت تأثیر این جهت‌گیری‌ها کاسته شود، پراکندگی و ناهماهنگی میان اجرای نظام فاصله انداخته و از قدرت نظام در برخورد با نظام‌های [[کفر]] و [[الحاد]] به شدت می‌کاهد.<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۰۹.</ref>
جهت‌های کلی نظام عبارتند از: حفظ اسلامیت، مردمی بودن، [[استقلال]] از [[بیگانگان]] و تکیه بر توانمندی‌های خودی، محوریت [[ولایت]] و قانونمندی فعالیت‌ها که به هر [[میزان]]، ابعاد، موضوعات و [[روابط]] مختلف [[نظام اجتماعی]] حول محورهای اصول فوق سامان یابند، به همان میزان، [[قدرت]] و [[توانایی]] [[نظام اسلامی]] در دستیابی به اهداف [[رشد]] و توسعه خود و مقابله با نظام [[استکبار جهانی]] افزایش می‌یابد و عکس آن نیز هرقدر که از نسبت تأثیر این جهت‌گیری‌ها کاسته شود، پراکندگی و ناهماهنگی میان اجرای نظام فاصله انداخته و از قدرت نظام در برخورد با نظام‌های [[کفر]] و [[الحاد]] به شدت می‌کاهد.<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۰۹.</ref>


====سیاست‌گذاری‌های کلی نظام====
==== سیاست‌گذاری‌های کلی نظام ====
یک مجموعه بزرگ، به ویژه نظام اجتماعی، دارای بخش‌های عمده و اساسی است که هر کدام نیز به نوبه خود، مجموعه کاملی را تشکیل می‌دهد. [[رهبری]] با تعیین محورهایی که با [[هدف]] مجموعه، هماهنگ باشد، اجزای داخلی را در مسیر هدف اصلی منسجم می‌کند؛ یعنی با سیاستگذاری‌های کلی در بخش‌های مختلف کلی‌ترین خطوط حرکت مجموعه‌های کوچک‌تر را بر اساس اهداف و استراتژی‌های [[نظام]] ترسیم می‌نماید؛ چنانچه [[رهبر معظم انقلاب]] [[حضرت]] [[آیت‌الله]] [[خامنه‌ای]] در آغاز برنامه دوم [[توسعه اقتصادی]] [[اجتماعی]]، دستورالعمل‌هایی به [[دولت]] خدمتگزار [[ابلاغ]] کردند که [[اعمال]] و [[نظارت]] بر [[حسن]] اجرای آنها، برنامه توسعه را با [[اهداف]] [[نظام اسلامی]] هرچه بیشتر نزدیک و هماهنگ می‌کرد و از برخی کاستی‌های برنامه اول که ادامه آنها دور شدن تدریجی از [[آرمان‌ها]] و اصول نظام را به دنبال داشت، جلوگیری می‌نمود. [[قانون اساسی]] این [[مسؤولیت]] را [[پیش‌بینی]] نموده و در اصل یکصد و دهم آن را این‌گونه بیان می‌کند:
یک مجموعه بزرگ، به ویژه نظام اجتماعی، دارای بخش‌های عمده و اساسی است که هر کدام نیز به نوبه خود، مجموعه کاملی را تشکیل می‌دهد. [[رهبری]] با تعیین محورهایی که با [[هدف]] مجموعه، هماهنگ باشد، اجزای داخلی را در مسیر هدف اصلی منسجم می‌کند؛ یعنی با سیاستگذاری‌های کلی در بخش‌های مختلف کلی‌ترین خطوط حرکت مجموعه‌های کوچک‌تر را بر اساس اهداف و استراتژی‌های [[نظام]] ترسیم می‌نماید؛ چنانچه [[رهبر معظم انقلاب]] [[حضرت]] [[آیت‌الله]] [[خامنه‌ای]] در آغاز برنامه دوم [[توسعه اقتصادی]] [[اجتماعی]]، دستورالعمل‌هایی به [[دولت]] خدمتگزار [[ابلاغ]] کردند که [[اعمال]] و [[نظارت]] بر [[حسن]] اجرای آنها، برنامه توسعه را با [[اهداف]] [[نظام اسلامی]] هرچه بیشتر نزدیک و هماهنگ می‌کرد و از برخی کاستی‌های برنامه اول که ادامه آنها دور شدن تدریجی از [[آرمان‌ها]] و اصول نظام را به دنبال داشت، جلوگیری می‌نمود. [[قانون اساسی]] این [[مسؤولیت]] را [[پیش‌بینی]] نموده و در اصل یکصد و دهم آن را این‌گونه بیان می‌کند:
# تعیین سیاست‌های کلی [[نظام جمهوری اسلامی ایران]] پس از [[مشورت]] با [[مجمع]] [[تشخیص مصلحت]] نظام.
# تعیین سیاست‌های کلی [[نظام جمهوری اسلامی ایران]] پس از [[مشورت]] با [[مجمع]] [[تشخیص مصلحت]] نظام.
خط ۵۳: خط ۵۳:
بنابراین [[ولی فقیه]] از طریق طراحی و تعیین خطوط اصلی در کلی‌ترین و فراگیرترین و مؤثرترین بخش‌های نظام، [[هدایت]] و نظارت خود را اعمال می‌کند<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۰۹.</ref>.
بنابراین [[ولی فقیه]] از طریق طراحی و تعیین خطوط اصلی در کلی‌ترین و فراگیرترین و مؤثرترین بخش‌های نظام، [[هدایت]] و نظارت خود را اعمال می‌کند<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۰۹.</ref>.


====تصمیم‌گیری‌های کلان نظام====
==== تصمیم‌گیری‌های کلان نظام ====
پس از تعیین جهت‌ها و مشخص نمودن سیاست‌های کلی در بخش‌های عمده نظام، نوبت به [[انتظام]] و [[تصمیم‌گیری]] در امور مهم نظام می‌رسد. روشن است که هرچند خط‌مشی‌های اصولی نظام، صحیح و به [[حق]] باشند و هر اندازه سیاست‌گذاری‌ها، دقیق و حساب شده تنظیم شوند؛ اما اگر تصمیمات اصولی خوب اتخاذ نشود و مدیرانی که جریان امور به دست آنهاست، اهداف هماهنگی نداشته باشند، هیچ‌گاه نظام به اهداف خود نمی‌رسد؛ از این‌رو ولی فقیه با جهت دادن یا اتخاذ تصمیمات اصولی، همچون [[فرمان]] [[جنگ]] و [[صلح]] و نیز با تعیین، [[نصب]]، [[عزل]] و یا تنفیذ مؤثرترین نیروهای [[مدیریت کلان جامعه]]، بازوان اجرائی هماهنگ و [[قوی]] برای [[نظام سیاسی]] ایجاد می‌نماید.
پس از تعیین جهت‌ها و مشخص نمودن سیاست‌های کلی در بخش‌های عمده نظام، نوبت به [[انتظام]] و [[تصمیم‌گیری]] در امور مهم نظام می‌رسد. روشن است که هرچند خط‌مشی‌های اصولی نظام، صحیح و به [[حق]] باشند و هر اندازه سیاست‌گذاری‌ها، دقیق و حساب شده تنظیم شوند؛ اما اگر تصمیمات اصولی خوب اتخاذ نشود و مدیرانی که جریان امور به دست آنهاست، اهداف هماهنگی نداشته باشند، هیچ‌گاه نظام به اهداف خود نمی‌رسد؛ از این‌رو ولی فقیه با جهت دادن یا اتخاذ تصمیمات اصولی، همچون [[فرمان]] [[جنگ]] و [[صلح]] و نیز با تعیین، [[نصب]]، [[عزل]] و یا تنفیذ مؤثرترین نیروهای [[مدیریت کلان جامعه]]، بازوان اجرائی هماهنگ و [[قوی]] برای [[نظام سیاسی]] ایجاد می‌نماید.


خط ۶۰: خط ۶۰:
# [[فرماندهی]] کل نیروهای مسلح
# [[فرماندهی]] کل نیروهای مسلح
# [[نصب]] و [[عزل]] و قبول استعفای:
# [[نصب]] و [[عزل]] و قبول استعفای:
##فقهای شورای [[نگهبان]]
## فقهای شورای [[نگهبان]]
##عالی‌ترین [[مقام]] [[قوه قضائیه]]
## عالی‌ترین [[مقام]] [[قوه قضائیه]]
## [[رئیس]] سازمان صداوسیما
## [[رئیس]] سازمان صداوسیما
## رئیس ستاد مشترک
## رئیس ستاد مشترک
خط ۷۲: خط ۷۲:
# تعیین نمایندگی‌های [[رهبری]] در قوای مسلح، [[جهاد]] [[سازندگی]] [[کشاورزی]] و ارگان‌های دیگر<ref>قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصول ۱۱۰ و ۱۱۲.</ref><ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۱۰.</ref>
# تعیین نمایندگی‌های [[رهبری]] در قوای مسلح، [[جهاد]] [[سازندگی]] [[کشاورزی]] و ارگان‌های دیگر<ref>قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصول ۱۱۰ و ۱۱۲.</ref><ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۱۰.</ref>


===وظایف رهبری نسبت به [[شهروندان]]===
=== وظایف رهبری نسبت به [[شهروندان]] ===
گرچه آنچه از وظایف رهبری در دو قسمت پیشین بیان شد، می‌تواند با فراگیری که دارد، بازگو‌کننده همه وظایف رهبری باشد؛ اما از نگاهی دیگر<ref>در فرهنگ دینی و زبان اهل‌بیت گفتارهای فراوانی در باب حقوق مردم (رعیت) بر حاکم به چشم می‌خورد که نقطه مقابل آن بیانگر تکالیف و وظایف حاکم نسبت به مردم است.</ref> و با استفاده از مفاد [[متون دینی]]، تکالیفی متوجه رهبری است که برخی از آنها عبارت‌اند از:
گرچه آنچه از وظایف رهبری در دو قسمت پیشین بیان شد، می‌تواند با فراگیری که دارد، بازگو‌کننده همه وظایف رهبری باشد؛ اما از نگاهی دیگر<ref>در فرهنگ دینی و زبان اهل‌بیت گفتارهای فراوانی در باب حقوق مردم (رعیت) بر حاکم به چشم می‌خورد که نقطه مقابل آن بیانگر تکالیف و وظایف حاکم نسبت به مردم است.</ref> و با استفاده از مفاد [[متون دینی]]، تکالیفی متوجه رهبری است که برخی از آنها عبارت‌اند از:
# [[امانتداری]]
# [[امانتداری]]
# [[عدالت‌خواهی]]
# [[عدالت‌خواهی]]
#صدور فرمان بر طبق [[دستورات]] [[خداوند]]. {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ}}<ref>«خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به صاحب آنها باز گردانید و چون میان مردم داوری می‌کنید با دادگری داوری کنید» سوره نساء، آیه ۵۸.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|حق علی الامام أن یحکم بما أنزل الله و ان یؤدی الأمانه...}} <ref>طباطبائی، علامه محمد حسین، تفسیر المیزان، ذیل آیه ۵۸ سوره نساء.</ref>؛ بر [[امام]] فرض است که در میان [[مردم]] بر طبق [[فرمان الهی]]، حکم براند و [[امانت الهی]] را به اهلش برساند.
# صدور فرمان بر طبق [[دستورات]] [[خداوند]]. {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ}}<ref>«خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به صاحب آنها باز گردانید و چون میان مردم داوری می‌کنید با دادگری داوری کنید» سوره نساء، آیه ۵۸.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|حق علی الامام أن یحکم بما أنزل الله و ان یؤدی الأمانه...}} <ref>طباطبائی، علامه محمد حسین، تفسیر المیزان، ذیل آیه ۵۸ سوره نساء.</ref>؛ بر [[امام]] فرض است که در میان [[مردم]] بر طبق [[فرمان الهی]]، حکم براند و [[امانت الهی]] را به اهلش برساند.
# [[پرهیز]] از اختصاص [[بیت‌المال]] به خود
# [[پرهیز]] از اختصاص [[بیت‌المال]] به خود
#پرداخت به موقع و بدون [[تبعیض]] [[حقوق مالی]] [[مردم]]
# پرداخت به موقع و بدون [[تبعیض]] [[حقوق مالی]] [[مردم]]
# [[مشورت]] با مردم
# [[مشورت]] با مردم
#اطلاع‌رسانی (مردم را در جریان امور قرار دهد) [[امام علی]]{{ع}} در “نهج البلاغه” به این [[حقوق]] اشاره دارد و می‌فرماید: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنَّ لَكُمْ عِنْدِي أَلَّا أَحْتَجِزَ دُونَكُمْ‏ سِرّاً إِلَّا فِي‏ حَرْبٍ‏ وَ لَا أَطْوِيَ‏ دُونَكُمْ أَمْراً إِلَّا فِي حُكْمٍ وَ لَا أُؤَخِّرَ لَكُمْ حَقّاً عَنْ مَحَلِّهِ وَ لَا أَقِفَ بِهِ دُونَ مَقْطَعِهِ‏ وَ أَنْ تَكُونُوا عِنْدِي فِي الْحَقِّ سَوَاءً}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۰.</ref>؛ [[آگاه]] باشید که شما [[حق]] دارید که من جز [[اسرار]] [[جنگی]]، رازی را از شما پنهان نکنم و جز [[فرمان الهی]] را بدون مشورت شما انجام ندهم، در پرداخت حق شما کوتاهی ننمایم و در [[زمان]] مناسب، آن را به شما برسانم و با همگی شما به شکل مساوی برخورد نمایم. البته [[تساوی]] مردم در برابر [[زمامدار]] در [[مقام]] پرداخت [[حقوق اجتماعی]] است؛ ولی مسلم است که با خوب و بد یکسان برخورد نمی‌شود؛ چنان‌چه آن [[حضرت]] در جای دیگری می‌فرماید: {{متن حدیث|وَ لَا يَكُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسِي‏ءُ عِنْدَكَ‏ بِمَنْزِلَةٍ سَوَاءٍ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.
# اطلاع‌رسانی (مردم را در جریان امور قرار دهد) [[امام علی]]{{ع}} در “نهج البلاغه” به این [[حقوق]] اشاره دارد و می‌فرماید: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنَّ لَكُمْ عِنْدِي أَلَّا أَحْتَجِزَ دُونَكُمْ‏ سِرّاً إِلَّا فِي‏ حَرْبٍ‏ وَ لَا أَطْوِيَ‏ دُونَكُمْ أَمْراً إِلَّا فِي حُكْمٍ وَ لَا أُؤَخِّرَ لَكُمْ حَقّاً عَنْ مَحَلِّهِ وَ لَا أَقِفَ بِهِ دُونَ مَقْطَعِهِ‏ وَ أَنْ تَكُونُوا عِنْدِي فِي الْحَقِّ سَوَاءً}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۰.</ref>؛ [[آگاه]] باشید که شما [[حق]] دارید که من جز [[اسرار]] [[جنگی]]، رازی را از شما پنهان نکنم و جز [[فرمان الهی]] را بدون مشورت شما انجام ندهم، در پرداخت حق شما کوتاهی ننمایم و در [[زمان]] مناسب، آن را به شما برسانم و با همگی شما به شکل مساوی برخورد نمایم. البته [[تساوی]] مردم در برابر [[زمامدار]] در [[مقام]] پرداخت [[حقوق اجتماعی]] است؛ ولی مسلم است که با خوب و بد یکسان برخورد نمی‌شود؛ چنان‌چه آن [[حضرت]] در جای دیگری می‌فرماید: {{متن حدیث|وَ لَا يَكُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسِي‏ءُ عِنْدَكَ‏ بِمَنْزِلَةٍ سَوَاءٍ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.
#بذل [[رحمت]] و [[رأفت]] بر مردم
# بذل [[رحمت]] و [[رأفت]] بر مردم
#اغماض از خطاها و کوتاهی‌ها
# اغماض از خطاها و کوتاهی‌ها
#جلب [[رضایت]] مردم: [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[عهدنامه مالک اشتر]] می‌فرماید: {{متن حدیث|وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ‏ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ...}} <ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>؛ قلبت را مهیای پذیرش [[لطف]] و رحمت و [[محبت]] به مردم تحت حکومتت قرار ده. و همچنین می‌فرماید: {{متن حدیث|يَفْرُطُ مِنْهُمُ‏ الزَّلَلُ‏ وَ تَعْرِضُ‏ لَهُمُ‏ الْعِلَلُ‏ وَ يُؤْتَى عَلَى أَيْدِيهِمْ فِي الْعَمْدِ وَ الْخَطَإِ فَأَعْطِهِمْ مِنْ عَفْوِكَ وَ صَفْحِكَ مِثْلِ الَّذِي تُحِبُّ وَ تَرْضَى أَنْ يُعْطِيَكَ اللَّهُ مِنْ عَفْوِهِ وَ صَفْحِهِ...}} <ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>؛ همان طور که [[دوست]] داری [[خداوند]] تو را مشمول [[عفو و گذشت]] خودش قرار دهد، تو نیز آنان (مردم) را تا آنجا که مقدور است، مورد [[عفو]] و [[بخشش]] قرار ده؛ زیرا آنها انسانند و از [[لغزش]]، [[تجاوز از حد]]، [[اشتباه]] و [[خطا]] در [[امان]] نیستند.
# جلب [[رضایت]] مردم: [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[عهدنامه مالک اشتر]] می‌فرماید: {{متن حدیث|وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ‏ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ...}} <ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>؛ قلبت را مهیای پذیرش [[لطف]] و رحمت و [[محبت]] به مردم تحت حکومتت قرار ده. و همچنین می‌فرماید: {{متن حدیث|يَفْرُطُ مِنْهُمُ‏ الزَّلَلُ‏ وَ تَعْرِضُ‏ لَهُمُ‏ الْعِلَلُ‏ وَ يُؤْتَى عَلَى أَيْدِيهِمْ فِي الْعَمْدِ وَ الْخَطَإِ فَأَعْطِهِمْ مِنْ عَفْوِكَ وَ صَفْحِكَ مِثْلِ الَّذِي تُحِبُّ وَ تَرْضَى أَنْ يُعْطِيَكَ اللَّهُ مِنْ عَفْوِهِ وَ صَفْحِهِ...}} <ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>؛ همان طور که [[دوست]] داری [[خداوند]] تو را مشمول [[عفو و گذشت]] خودش قرار دهد، تو نیز آنان (مردم) را تا آنجا که مقدور است، مورد [[عفو]] و [[بخشش]] قرار ده؛ زیرا آنها انسانند و از [[لغزش]]، [[تجاوز از حد]]، [[اشتباه]] و [[خطا]] در [[امان]] نیستند.
# [[نصیحت]] و [[خیرخواهی]]
# [[نصیحت]] و [[خیرخواهی]]
# [[آموزش]] مسائل مورد نیاز [[جامعه]]
# [[آموزش]] مسائل مورد نیاز [[جامعه]]
خط ۹۷: خط ۹۷:
ناگفته نماند که چنین مکانیزمی خاص [[جمهوری اسلامی]] و [[نظام حکومتی]] [[دینی]] نیست؛ بلکه [[کلیه]] [[نظام‌های سیاسی]] در مواقع خاص و [[بحرانی]] که روال عادی قانونی [[قدرت]] حل [[مشکلات]] را ندارد، به نوعی تصمیم‌گیری نهایی را به فرد یا گروه خاصی سپرده و [[منتظر]] طی شدن مراحل طبیعی امور نخواهند شد؛ چنانچه در بعضی کشورها شخص [[پادشاه]] یا [[رئیس]] [[جمهور]] و در برخی دیگر، شورای عالی [[امنیت]] یا [[کنگره]] و مجلس و در بعضی کشورها [[نظامیان]] عالی‌رتبه حرف آخر را در تصمیم‌گیری‌های کلان می‌زنند.
ناگفته نماند که چنین مکانیزمی خاص [[جمهوری اسلامی]] و [[نظام حکومتی]] [[دینی]] نیست؛ بلکه [[کلیه]] [[نظام‌های سیاسی]] در مواقع خاص و [[بحرانی]] که روال عادی قانونی [[قدرت]] حل [[مشکلات]] را ندارد، به نوعی تصمیم‌گیری نهایی را به فرد یا گروه خاصی سپرده و [[منتظر]] طی شدن مراحل طبیعی امور نخواهند شد؛ چنانچه در بعضی کشورها شخص [[پادشاه]] یا [[رئیس]] [[جمهور]] و در برخی دیگر، شورای عالی [[امنیت]] یا [[کنگره]] و مجلس و در بعضی کشورها [[نظامیان]] عالی‌رتبه حرف آخر را در تصمیم‌گیری‌های کلان می‌زنند.


امام خمینی فرموده‌اند: “حکومت که شعبه‌ای از [[ولایت مطلقه]] [[رسول الله]]{{صل}} است، یکی از [[احکام اولیه]] [[اسلام]] است و مقدم بر تمام [[احکام]] فرعیه، حتی [[نماز]] و [[روزه]] و [[حج]] است”<ref>صحیفه نور، ۱۶/۱۰/۱۳۶۶.</ref>. و یا با بیانی صریح‌تر فرموده‌اند: “آنچه گفته شده است که شاید مزارعه و مضاربه و امثال آنها با آن اختیارات از بین خواهد رفت، صریحاً عرض می‌کنم که فرضاً چنین باشد. این از [[اختیارات حکومت]] است و بالاتر از آن هم مسائلی است...”<ref>صحیفه نور، ۱۶/۱۰/۱۳۶۶.</ref><ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۱۳.</ref>
امام خمینی فرموده‌اند: “حکومت که شعبه‌ای از [[ولایت مطلقه]] [[رسول الله]]{{صل}} است، یکی از [[احکام اولیه]] [[اسلام]] است و مقدم بر تمام [[احکام]] فرعیه، حتی [[نماز]] و [[روزه]] و [[حج]] است”<ref>صحیفه نور، ۱۶/۱۰/۱۳۶۶.</ref>. و یا با بیانی صریح‌تر فرموده‌اند: “آنچه گفته شده است که شاید مزارعه و مضاربه و امثال آنها با آن اختیارات از بین خواهد رفت، صریحاً عرض می‌کنم که فرضاً چنین باشد. این از [[اختیارات حکومت]] است و بالاتر از آن هم مسائلی است... ”<ref>صحیفه نور، ۱۶/۱۰/۱۳۶۶.</ref><ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۱۳.</ref>


== نتیجه گیری ==
== نتیجه گیری ==
با توجه به آنچه در [[ادله ولایت فقیه]] [[گذشت]]، معلوم می‌شود که در [[زمان غیبت]]، [[مرجع]] [[مردم]] در مسائل گوناگون فردی و [[اجتماعی]]، [[فقیه جامع الشرائط]] است و [[امام]] [[معصوم]]، او را [[حاکم]] بر [[مردم]] قرار داده است. و مطابق فرموده [[امام]] [[معصوم]] سمت‌های سه‌گانه [[افتاء]]، [[قضا]] و [[حکومت]]، [[حق]] [[فقیه جامع الشرائط]] و بلکه [[وظیفه]] اوست. پس در [[زمان غیبت]]، [[فقیه]] به [[نیابت از امام]] در همه مسائل [[شرعی]] [[فتوا]] می‌دهد و در [[نزاع‌ها]]، بین طرفین [[قضاوت]] و [[داوری]] می‌کند و همگان موظفند [[داوری]] او را بپذیرند و براساس آن عمل کنند. همچنین [[قضاوت]] و [[داوری]] می‌کند و همگان موظفند [[داوری]] او را بپذیرند و براساس آن عمل کنند. همچنین در امر [[حکومت]] و [[تدبیر امور]] [[جامعه]]، [[سرپرستی]] [[مردم]] به عهده اوست و از سوی [[امام]]، [[جامعه]] را [[رهبری]] می‌کند و در همه امور که به [[اجتماع]] و [[جامعه اسلامی]] مربوط است، [[حکم]] او [[حکم امام]] است و باید پذیرفته شود<REF>برای مطالعۀ بیشتر ر.ک: [[حکومت اسلامی]]، ص ۲۱۴ به بعد.</REF>.<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۲۱۱-۲۲۰.</ref>
با توجه به آنچه در [[ادله ولایت فقیه]] [[گذشت]]، معلوم می‌شود که در [[زمان غیبت]]، [[مرجع]] [[مردم]] در مسائل گوناگون فردی و [[اجتماعی]]، [[فقیه جامع الشرائط]] است و [[امام]] [[معصوم]]، او را [[حاکم]] بر [[مردم]] قرار داده است. و مطابق فرموده [[امام]] [[معصوم]] سمت‌های سه‌گانه [[افتاء]]، [[قضا]] و [[حکومت]]، [[حق]] [[فقیه جامع الشرائط]] و بلکه [[وظیفه]] اوست. پس در [[زمان غیبت]]، [[فقیه]] به [[نیابت از امام]] در همه مسائل [[شرعی]] [[فتوا]] می‌دهد و در [[نزاع‌ها]]، بین طرفین [[قضاوت]] و [[داوری]] می‌کند و همگان موظفند [[داوری]] او را بپذیرند و براساس آن عمل کنند. همچنین [[قضاوت]] و [[داوری]] می‌کند و همگان موظفند [[داوری]] او را بپذیرند و براساس آن عمل کنند. همچنین در امر [[حکومت]] و [[تدبیر امور]] [[جامعه]]، [[سرپرستی]] [[مردم]] به عهده اوست و از سوی [[امام]]، [[جامعه]] را [[رهبری]] می‌کند و در همه امور که به [[اجتماع]] و [[جامعه اسلامی]] مربوط است، [[حکم]] او [[حکم امام]] است و باید پذیرفته شود<REF>برای مطالعۀ بیشتر ر. ک: [[حکومت اسلامی]]، ص ۲۱۴ به بعد.</REF>.<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۲۱۱-۲۲۰.</ref>


==[[ولایت مطلقه فقیه]]==
== [[ولایت مطلقه فقیه]] ==
دو نظریه در باب [[قلمرو ولایت]] [[فقیه]] وجود دارد، عده‌ای اختیارات او را مطلق می‌دانند یعنی این [[ولایت]] [[مقید]] به قیدی نیست و تنها آن [[میزان]] از اختیارات که به [[امام]] [[معصوم]] اختصاص دارد، از دایره اختیارات ایشان خارج می‌شود و عده‌ای دیگر آن را مقید دانسته‌اند. در باب [[ولایت مطلقه فقیه]] باید دانست که این ولایت براساس ضابطه و ملاک است که برخی از آنها عبارت‌اند از: [[تعهد]] [[قلبی]]؛ تعهد [[ذهنی]]؛ تعهد عملی و [[مصلحت]] توسعه و [[رشد]]<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص۳۲۱.</ref>.
دو نظریه در باب [[قلمرو ولایت]] [[فقیه]] وجود دارد، عده‌ای اختیارات او را مطلق می‌دانند یعنی این [[ولایت]] [[مقید]] به قیدی نیست و تنها آن [[میزان]] از اختیارات که به [[امام]] [[معصوم]] اختصاص دارد، از دایره اختیارات ایشان خارج می‌شود و عده‌ای دیگر آن را مقید دانسته‌اند. در باب [[ولایت مطلقه فقیه]] باید دانست که این ولایت براساس ضابطه و ملاک است که برخی از آنها عبارت‌اند از: [[تعهد]] [[قلبی]]؛ تعهد [[ذهنی]]؛ تعهد عملی و [[مصلحت]] توسعه و [[رشد]]<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص۳۲۱.</ref>.


==پرسش مستقیم==
== پرسش مستقیم ==
* [[اختیارات رهبر نظام اسلامی تا چه اندازه است؟ (پرسش)]]
* [[اختیارات رهبر نظام اسلامی تا چه اندازه است؟ (پرسش)]]
* [[حدود اختیارات ولی فقیه چیست؟ (پرسش)]]
* [[حدود اختیارات ولی فقیه چیست؟ (پرسش)]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش