بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
==الهی بودن متن قرآن== | ==الهی بودن متن قرآن== | ||
*علوم مسلمانان آیات قرآن را در لفظ و معنا از خداوند حکیم و علیم میدانند اگر این کلمات از خداوند نمیبود چرا آن را کلام خدا مینامیدند؟ <ref>[[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۰۹-۲۱۱.</ref>. | *علوم مسلمانان آیات قرآن را در لفظ و معنا از خداوند حکیم و علیم میدانند اگر این کلمات از خداوند نمیبود چرا آن را کلام خدا مینامیدند؟ <ref>[[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۰۹-۲۱۱.</ref>. | ||
*آنچه در وحیانیت متن و ساختار قرآن کریم اهمیت دارد، اثبات الهی بودن الفاظ، ترکیب آیات قرآن کریم، همراه با معانی و محتوای آنهاست نه وحیانیت نظم آیات و سورههای قرآن. | *آنچه در وحیانیت متن و ساختار قرآن کریم اهمیت دارد، اثبات الهی بودن الفاظ، ترکیب آیات قرآن کریم، همراه با معانی و محتوای آنهاست نه وحیانیت نظم آیات و سورههای قرآن. | ||
*[[امام صادق]] {{ع}} میفرمایند: "پایان یک سوره با نزول{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}﴾}} به منزله ابتدای سورهای دیگر شناخته میشد". در موارد فراوانی نیز [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}} با اشاره [[جبرئیل]] دستور میداد فلان آیه را در فلان موضع قرار دهند. عدهای نظم و ترتیب سورههای قران را توقیفی و برخی آن را بر اساس اجتهاد صحابه میدانند. | *[[امام صادق]] {{ع}} میفرمایند: "پایان یک سوره با نزول{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}﴾}} به منزله ابتدای سورهای دیگر شناخته میشد". در موارد فراوانی نیز [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}} با اشاره [[جبرئیل]] دستور میداد فلان آیه را در فلان موضع قرار دهند. عدهای نظم و ترتیب سورههای قران را توقیفی و برخی آن را بر اساس اجتهاد صحابه میدانند. | ||
*[[سیوطی]] چند دیدگاه را مطرح میکند:لفظ و معنا هر دو از جانب خدا باشد، یا اینکه [[پیامبر]] معانی را در قالب الفاظ عرب درآورده و یا جبرئیل به این الفاظ تعبیر کرده است <ref>[[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۱۲ و ۲۱۳.</ref>. مسلمانان الفاظ و پوشاندن لباس لفظ به معنا و مفاهیم و چگونگی ترکیب و نظم این الفاظ را از خداوند متعال میدانند. | *[[سیوطی]] چند دیدگاه را مطرح میکند:لفظ و معنا هر دو از جانب خدا باشد، یا اینکه [[پیامبر]] معانی را در قالب الفاظ عرب درآورده و یا جبرئیل به این الفاظ تعبیر کرده است <ref>[[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۱۲ و ۲۱۳.</ref>. مسلمانان الفاظ و پوشاندن لباس لفظ به معنا و مفاهیم و چگونگی ترکیب و نظم این الفاظ را از خداوند متعال میدانند. | ||
==آثار و نتایج الهی و یگانه بودن مصدر آیات== | ==آثار و نتایج الهی و یگانه بودن مصدر آیات== | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
*هدایتگری؛ | *هدایتگری؛ | ||
*یگانگی مصدر [[وحی]]. | *یگانگی مصدر [[وحی]]. | ||
*برای یگانگی مصدر [[وحی]] یک سری دلایل اصلی وجود دارد و یک سری شواهد و قرائنی درون دینی که برای مسلمین مفید است<ref>[[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۱۴ و ۲۱۵.</ref>. | *برای یگانگی مصدر [[وحی]] یک سری دلایل اصلی وجود دارد و یک سری شواهد و قرائنی درون دینی که برای مسلمین مفید است<ref>[[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۱۴ و ۲۱۵.</ref>. | ||
==دلایل== | ==دلایل== | ||
===نخست: [[معجزه]] بودن قرآن و تحدی=== | ===نخست: [[معجزه]] بودن قرآن و تحدی=== | ||
*از همان آغاز نزول قرآن افرادی تصمیم گرفتند مانند آن را بیاورند که شکست خوردند و به دلیل شگفتی بیش از حد قرآن کریم آن را "[[سحر]]" نامیدند. | *از همان آغاز نزول قرآن افرادی تصمیم گرفتند مانند آن را بیاورند که شکست خوردند و به دلیل شگفتی بیش از حد قرآن کریم آن را "[[سحر]]" نامیدند. | ||
| خط ۲۹: | خط ۲۸: | ||
===دوم: امی بودن [[پیامبر]]{{صل}}=== | ===دوم: امی بودن [[پیامبر]]{{صل}}=== | ||
*یکی از نکات روشن زندگی [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] از نظر تاریخی و نقلی درس ناخواندگی آن حضرت است و به طور کلی عرب آن زمان مردمی بیسواد و افراد باسوادشان انگشتشمار بودند. حتی خاورشناسان مثل "ویل دورانت" و "گوستاولوبون" و... به درس ناخواندگی [[پیامبر]] اعتراف کردهاند<ref>[[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۱۶-۲۱۹.</ref>. | *یکی از نکات روشن زندگی [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] از نظر تاریخی و نقلی درس ناخواندگی آن حضرت است و به طور کلی عرب آن زمان مردمی بیسواد و افراد باسوادشان انگشتشمار بودند. حتی خاورشناسان مثل "[[ویل دورانت]]" و "[[گوستاولوبون]]" و... به درس ناخواندگی [[پیامبر]] اعتراف کردهاند<ref>[[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۱۶-۲۱۹.</ref>. | ||
*درباره مفهوم "امی" چند دیدگاه وجود دارد: | *درباره مفهوم "امی" چند دیدگاه وجود دارد: | ||
*نه مینویسد و نه میخواند؛ | *نه مینویسد و نه میخواند؛ | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۴: | ||
*منسوب به ام به معنای مادر است؛ یعنی مانند طفلی که از مادر زاییده شده و نوشتن را نمیداند؛ | *منسوب به ام به معنای مادر است؛ یعنی مانند طفلی که از مادر زاییده شده و نوشتن را نمیداند؛ | ||
*منسوب به ام القری است. | *منسوب به ام القری است. | ||
*روایتی از [[ابن عباس]]: {{عربی|اندازه=150%|"کانَ نَبِيُّکم {{صل}} أُمِّيّاً لَا يَكْتُب وَ لا یَقرَأ"}} در آیهای دیگر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمينِكَ إِذاً لاَرْتابَ الْمُبْطِلُونَ}}﴾}}<ref>و تو پیش از آن (قرآن) نه کتابی میخواندی و نه به دست خویش آن را مینوشتی که آنگاه، تباهاندیشان، بدگمان میشدند؛ سوره عنکبوت، آیه:۴۸</ref> در تفسیر آیه گفته شده: "معنای آیه چنین است: ای [[پیامبر]]! تو خواندن و نوشتن نمیدانستی و عرب نیز تو را با این ویژگی میشناسند؛ چرا که با آنها معاشرت داشتهای در این صورت تردیدی به خود راه نمیدهند که قرآن از جانب خداوند است"<ref>[[علامه طباطبایی]]، المیزان، ج۱۶، ص:۱۴۴. </ref><ref>[[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۱.</ref>. | *روایتی از [[ابن عباس]]: {{عربی|اندازه=150%|"کانَ نَبِيُّکم {{صل}} أُمِّيّاً لَا يَكْتُب وَ لا یَقرَأ"}} در آیهای دیگر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمينِكَ إِذاً لاَرْتابَ الْمُبْطِلُونَ}}﴾}}<ref>و تو پیش از آن (قرآن) نه کتابی میخواندی و نه به دست خویش آن را مینوشتی که آنگاه، تباهاندیشان، بدگمان میشدند؛ سوره عنکبوت، آیه:۴۸</ref> در تفسیر آیه گفته شده: "معنای آیه چنین است: ای [[پیامبر]]! تو خواندن و نوشتن نمیدانستی و عرب نیز تو را با این ویژگی میشناسند؛ چرا که با آنها معاشرت داشتهای در این صورت تردیدی به خود راه نمیدهند که قرآن از جانب خداوند است"<ref>[[علامه طباطبایی]]، المیزان، ج۱۶، ص:۱۴۴. </ref><ref>[[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۱.</ref>. | ||
===سوم: تفاوت سخنان [[پیامبر]] و قرآن=== | ===سوم: تفاوت سخنان [[پیامبر]] و قرآن=== | ||
*در مقایسه سخنان [[پیامبر اکرم|رسول خدا]]{{صل}} با آیات قرآن درمییابیم میان این دو تفاوت وجود دارد <ref> [[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۰ و ۲۲۱.</ref>. اگر آیات قرآن هم از خود [[پیامبر]] میبود باید دارای سیاق و اسلوب باشد و هر دو از اعجاز برخوردار باشند. افزون بر آن روایات ساختگی نشان میدهد، همانندسازی در روایات آن حضرت ممکن است و حال آنکه چنین چیزی در مورد قرآن امکان ندارد. | *در مقایسه سخنان [[پیامبر اکرم|رسول خدا]]{{صل}} با آیات قرآن درمییابیم میان این دو تفاوت وجود دارد <ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۰ و ۲۲۱.</ref>. اگر آیات قرآن هم از خود [[پیامبر]] میبود باید دارای سیاق و اسلوب باشد و هر دو از اعجاز برخوردار باشند. افزون بر آن روایات ساختگی نشان میدهد، همانندسازی در روایات آن حضرت ممکن است و حال آنکه چنین چیزی در مورد قرآن امکان ندارد. | ||
== | ==شواهد و قرینهها== | ||
*آیات و روایات فراوانی برای [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} نقشی جز اخذ وحی و ابلاغ آن قائل نیستند. | *آیات و روایات فراوانی برای [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} نقشی جز اخذ [[وحی]] و ابلاغ آن قائل نیستند. | ||
=== | ===شواهد و مدعیات کلی=== | ||
*'''یکم. دخالت نداشتن [[پیامبر]] در متن قرآن''' آیاتی که قرآن کریم را از جانب خداوند متعال میداند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكيمٍ عَليمٍ}}﴾}} <ref>و بیگمان قرآن را از نزد فرزانهای دانا به تو میآموزند؛ سوره نمل، آیه:۶.</ref> و [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} هیچ نقشی در متن [[وحی]] و تجدید نظر در آن ندارند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ }}﴾}}<ref> بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم؛ بیگمان من اگر با پروردگارم نافرمانی کنم از عذاب روزی سترگ میهراسم؛ سوره یونس، آیه:۱۵.</ref>. تنها خداوند میتواند در آیات قرآن تصرف کند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ}}﴾}} و سنت الهی به تغییرناپذیری آیات قرآن تعلق گرفته<ref>[[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۲ و ۲۲۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ }}﴾}} <ref>هیچ دگرگون کنندهای برای سخنان وی نیست؛ سوره انعام، آیه:۱۱۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ًإِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ}}﴾}}<ref>بیگمان ما خود قرآن را فرو فرستادهایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود؛ سوره حجر، آیه:۹.</ref> بسیاری از مستشرقان میگویند: محمد، قرآن را بیان و اسلوب خاص خود القا کرد و سپس آن را به خدایش نسبت داد. وی در این مسیر، از فراست و عمق تأملاتش بهره جسته و با ضمیمه کردن برخی اخبار غیبی و حقایق علمی، قرآن موجود را عرضه کرد. [[یوسف دره العداد]] به پیامبر نسبت میدهد، بعضی آیات را به آیاتی دیگر تبدیل کرد. و پیروان او متوجه این تغییر شده و مرتد شدند و هجرت به مدینه به همین دلیل بود. | *'''یکم. دخالت نداشتن [[پیامبر]] در متن قرآن:''' آیاتی که قرآن کریم را از جانب خداوند متعال میداند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكيمٍ عَليمٍ}}﴾}} <ref>و بیگمان قرآن را از نزد فرزانهای دانا به تو میآموزند؛ سوره نمل، آیه:۶.</ref> و [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} هیچ نقشی در متن [[وحی]] و تجدید نظر در آن ندارند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ }}﴾}}<ref> بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم؛ بیگمان من اگر با پروردگارم نافرمانی کنم از عذاب روزی سترگ میهراسم؛ سوره یونس، آیه:۱۵.</ref>. تنها خداوند میتواند در آیات قرآن تصرف کند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ}}﴾}} و سنت الهی به تغییرناپذیری آیات قرآن تعلق گرفته<ref>[[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۲ و ۲۲۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ }}﴾}} <ref>هیچ دگرگون کنندهای برای سخنان وی نیست؛ سوره انعام، آیه:۱۱۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ًإِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ}}﴾}}<ref>بیگمان ما خود قرآن را فرو فرستادهایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود؛ سوره حجر، آیه:۹.</ref> بسیاری از مستشرقان میگویند: محمد، قرآن را بیان و اسلوب خاص خود القا کرد و سپس آن را به خدایش نسبت داد. وی در این مسیر، از فراست و عمق تأملاتش بهره جسته و با ضمیمه کردن برخی اخبار غیبی و حقایق علمی، قرآن موجود را عرضه کرد. [[یوسف دره العداد]] به پیامبر نسبت میدهد، بعضی آیات را به آیاتی دیگر تبدیل کرد. و پیروان او متوجه این تغییر شده و مرتد شدند و هجرت به مدینه به همین دلیل بود. | ||
*مخالفان [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} قرآن را از جانب افرادی مانند [[بلعام نصرانی]] یا [[سلمان فارسی]] میدانستند. خداوند متعال میفرماید {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ}}﴾}} <ref>و خوب میدانیم که آنان میگویند: جز این نیست که بشری به او آموزش میدهد؛ (چنین نیست، زیرا) زبان آن کس که (قرآن را) به او میبندند غیر عربی «1» است و این (قرآن به) زبان عربی روشنی است؛ سوره نحل، آیه:۱۰۳.</ref><ref>[[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۴ و ۲۲۵.</ref>. | *مخالفان [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} قرآن را از جانب افرادی مانند [[بلعام نصرانی]] یا [[سلمان فارسی]] میدانستند. خداوند متعال میفرماید {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ}}﴾}} <ref>و خوب میدانیم که آنان میگویند: جز این نیست که بشری به او آموزش میدهد؛ (چنین نیست، زیرا) زبان آن کس که (قرآن را) به او میبندند غیر عربی «1» است و این (قرآن به) زبان عربی روشنی است؛ سوره نحل، آیه:۱۰۳.</ref><ref>[[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۴ و ۲۲۵.</ref>. | ||
*قرآن کریم دو پاسخ به این اشکال داده: | *قرآن کریم دو پاسخ به این اشکال داده: | ||
# نمیشود [[پیامبر]] الفاظ قرآن را از آن شخص عجم گرفته باشد. زیرا آیات قرآن فصیح و در حد اعجاز است. | |||
#اگر معانی این آیات از جانب آن شخص باشد و [[پیامبر]] آنها را در قالب الفاظ ریخته، پاسخ این است، مطالب آیات قرآن پر از معارف حقیقی است که [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} با جان و دل به آنها ایمان دارد. چگونه چنین شخصی به خداوند دروغ میبندد{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ }}﴾}}<ref> تنها کسانی که به آیات خداوند ایمان ندارند دروغ میبافند و همانانند که دروغگویند؛ سوره نحل، آیه:۱۰۵.</ref><ref>[[علامه طباطبایی]]، المیزان، ج۱۸، ص:۳۴۸.</ref><ref>[[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۶.</ref>. | |||
'''دوم. توبیخها و سرزنشها''' | '''دوم. توبیخها و سرزنشها:''' در برخی موارد آن حضرت تصمیم بر کاری گرفتهاند؛ اما خداوند او را نهی نموده یا توبیخ میکند. مثل اجازه [[پیامبر]] به عدهای برای بازگشت از جهاد که آیه نازل شده {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْكاذِبينَ}}﴾}}<ref>خداوند از تو در گذراد! چرا پیشتر از آنکه راستگویان بر تو آشکار گردند و دروغگویان را بشناسی به آنان اجازه دادی؟؛ سوره توبه، آیه:۴۳.</ref>. یعنی نباید پیامبر به افراد دروغگو و منافق اجازه ترک جهاد دهد. | ||
'''سوم. پیامبر مفسر قرآن، نه مصدر قرآن:'''از آیات قرآن استفاده میشود [[پیامبر]] گیرنده [[وحی]]، مفسر و معلم آیات قرآن است {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِم}}﴾}<ref>و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی؛ سوره نحل؛ آیه:۴۴.</ref><ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۳۶ و ۲۳۷.</ref>. | |||
مثل اجازه پیامبر به عدهای برای بازگشت از جهاد که آیه نازل شده {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْكاذِبينَ}}﴾}}. | *[[پیامبر]] فرستادهای است که آیات خدا را باید به طور کامل و صحیح به مردم برساند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَاعْلَمُوا أَنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبينُ}}﴾}}<ref>بدانید که تنها پیامرسانی روشن بر عهده فرستاده ماست؛ سوره مائده، آیه:۹۲.</ref><ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۳۶ و ۲۳۷.</ref>. | ||
یعنی نباید پیامبر به افراد دروغگو و منافق اجازه ترک جهاد دهد. | '''چهارم. اعتراف سخنسرایان عرب:'''سخنوران و فصحایی که به فکر مقابله با قرآن بودند به دلیل شگفتی بیش از حد قرآن کریم آن را "[[سحر]]" نامیدند. مانند "[[ولید بن مغیره]]" که اعتراف کرد کلام [[پیامبر|محمد]] کلامی است که بر همه کلامها برتری دارد. این اعتراف از جانب مخالفان سرسخت دین اسلام، بهترین دلیل است. | ||
'''پنجم. سیره شخصی [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} و قرآن:''' اگر این قرآن از جانب خود [[پیامبر]] باشد باید جریانات مهم زندگی شخصی [[پیامبر]] در قرآن آمده باشد چنانچه در انجیل مطالب فراوانی درباره زندگی شخصی [[حضرت عیسی]] {{ع}} یافت میشود<ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۸ و ۲۲۹.</ref>. | |||
'''سوم. پیامبر مفسر قرآن، نه مصدر قرآن''' | '''ششم. تأخیر [[وحی]]:'''اگر [[پیامبر خاتم|پیامبر]] از جانب خود میتوانست به راحتی و خود به خود حکمی را بیان کند پس چرا در برخی موارد، مدتی طولانی، [[وحی]] بر [[پیامبر]] قطع میشد؛ به گونهای که ناراحتی آن حضرت نمایان میشد. مانند جریان "مخلفون"، "[[صلح حدیبیه]]" و "حکم ظهار" که با استفاده از تاریخ و شأن نزول آن نشان میدهد [[وحی]] تأخیر داشته و [[پیامبر]] از تأخیر آن نگران بوده است. | ||
'''هفتم. اگر قرآن از جانب پیامبر باشد خطاب به خود نامعقول است:''' در حالی که واژه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُل}}﴾}} حدود ۲۳۲ بار در قرآن به کار رفته. یعنی وظیفه [[پیامبر]] گفتن مطالب قرآن و آیات به مردم است <ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۳۰ و ۲۳۱.</ref>. | |||
از آیات قرآن استفاده میشود [[پیامبر]] گیرنده | |||
پیامبر فرستادهای است که آیات خدا را باید به طور کامل و صحیح به مردم برساند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَاعْلَمُوا أَنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبينُ}}﴾}}. | |||
'''چهارم. اعتراف سخنسرایان عرب''' | |||
سخنوران و فصحایی که به فکر مقابله با قرآن بودند به دلیل شگفتی بیش از حد قرآن کریم آن را "[[سحر]]" نامیدند. | |||
مانند "[[ولید بن مغیره]]" که اعتراف کرد کلام محمد کلامی است که بر همه کلامها برتری دارد. | |||
این اعتراف از جانب مخالفان سرسخت دین اسلام، بهترین دلیل است. | |||
'''پنجم. سیره شخصی [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} و قرآن''' | |||
اگر این قرآن از جانب خود پیامبر باشد باید جریانات مهم زندگی شخصی پیامبر در قرآن آمده باشد چنانچه در انجیل مطالب فراوانی درباره زندگی شخصی [[حضرت عیسی]] {{ع}} یافت میشود <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۸ و ۲۲۹.</ref>. | |||
'''ششم. تأخیر وحی''' | |||
اگر [[پیامبر خاتم|پیامبر]] از جانب خود میتوانست به راحتی و خود به خود حکمی را بیان کند پس چرا در برخی موارد، مدتی طولانی، وحی بر پیامبر قطع میشد؛ به گونهای که ناراحتی آن حضرت نمایان میشد. | |||
مانند جریان "مخلفون"، "[[صلح حدیبیه]]" و "حکم ظهار" که با استفاده از تاریخ و شأن نزول آن نشان میدهد وحی تأخیر داشته و پیامبر از تأخیر آن نگران بوده است. | |||
'''هفتم. اگر قرآن از جانب پیامبر باشد خطاب به خود نامعقول است''' | |||
در حالی که واژه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُل}}﴾}}حدود ۲۳۲ بار در قرآن به کار رفته. | |||
یعنی وظیفه | |||
''' | ===شواهد الهی بودن الفاظ قرآن=== | ||
*اوصاف قرآن و تعابیر و واژههایی درباره متن قرآن نشان میدهد، الفاظ قرآن از جانب خداوند متعال است: | |||
#'''اعجاز در فصاحت و بلاغت:''' همه دانشمندان مهمترین بُعد اعجاز قرآن را در فصاحت و بلاغت و ترکیب خاص واژههای آن میدانند. | |||
#'''عربی بودن:''' {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}﴾}}<ref>ما آن را قرآنی عربی فرو فرستادهایم باشد که خرد ورزد؛ سوره یوسف، آیه:۲.</ref>. این آیات با صراحت بیان میدارند قرآن به صورت عربی نازل شده است و قریب به اتفاق ارباب لغت و مفسران تعبیر به "عربی" را به معنای زبان و لغت عرب دانستهاند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}﴾}}<ref>به راستی ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم باشد که خرد ورزید؛ سوره زخرف، آیه:۳.</ref>. دو چیز در حفظ و ضبط آیات الهی دخالت دارد: | |||
*الف) اگر فقط معانی الفاظ [[وحی]] میشد آن اسرار حفظ نمیشد. | |||
*ب) اگر به زبان عربی نازل نمیشد آن اسرار بر عقول مردم مخفی میماند<ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۳۲-۲۳۴.</ref>. | |||
#'''قرائت''': {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَه * فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ}}﴾}}<ref>گردآوری و خواندن آن با ماست. پس چون بخوانیمش، از خواندن آن پیروی کن؛ سوره قیامت، آیه:۱۷ - ۱۸.</ref> واژه "قرء" در اصل به معنای جمع کردن و نیز جمع کردن حروف و کلمات است که محور اصلی آن حروف و کلمات و تلفظ به آنهاست یعنی لفظ و معنا با هم بر [[پیامبر خاتم|پیامبر]] نازل شده. | |||
#'''تلاوت''': تلاوت نیز به معنای پیروی کردن و خواندن کلمهای بعد از کلمه دیگر، همراه با فهم و تعقل و معرفت است. قرآن کریم میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|تِلْكَ آياتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَيْكَ بِالْحَقِّ}}﴾}}<ref>اینها آیات خداوند است که آن را به درستی بر تو میخوانیم؛ سوره بقره، آیه:۲۵۲.</ref>. یعنی خداوند آیات قرآن را کلمه به کلمه بر پیامبر خوانده است <ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۳۴ و ۲۳۵.</ref>. | |||
#'''ترتیل''': بیان کردن سخنی منظم، پایدار و همراه با فاصله را ترتیل میگویند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ رَتَّلْناهُ تَرْتيلاً}}﴾}}<ref>بسیار آرام خواندیم؛ سوره فرقان، آیه:۳۲.</ref>. [[پیامبر]] در معنای ترتیل فرمود: حروف و کلمات آنرا به روشنی ادا کن؛ نه همچون ذرات شن آن را پراکنده نما و نه مانند شعر آن را پشت سر هم بخوان. پس اساس ترتیل گفتاری روشن و گویاست که بدون لفظ، امکان ندارد. | |||
#'''کلام الهی''': برخی از اوصاف قرآن کریم مثل "کلام الله" نشان میدهد آیات قرآن به صورت کلمات و تعبیراتی از جانب خداوند متعال آمدهاند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ}}﴾}}<ref>و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست به او پناه ده تا کلام خداوند را بشنود سپس او را به پناهگاه وی برسان؛ این بدان روست که اینان گروهی نادانند؛ سوره توبه، آیه:۶.</ref>. [[امام رضا]] {{ع}} درباره قرآن فرمود: {{عربی|اندازه=150%|"هُوَ كَلَامُ اللَّهِ "}} <ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۳۶ و ۲۳۷.</ref>. | |||
#'''کتاب''': "کتاب" واژهای است به معنای نوشته شده که لفظ در او دخالت کامل دارد و نوشتار بدون لفظ ممکن نیست. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ}}﴾}}<ref>و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز؛ سوره نحل؛ آیه:۸۹.</ref> | |||
==بررسی مصادر ادعایی [[وحی]]== | |||
*پیش از این به اثبات رسید خداوند تنها مصدر قرآن است. و بحث از مصدر [[وحی]] پایه و اساس اعتبار و ارزش قرآن است. | |||
* | *[[یوسف دره الحداد]] تورات و انجیل را در کنار خداوند متعال از مصادر قرآن میداند<ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۳۸ و ۲۳۹.</ref>. | ||
کفار و مشرکان با تعبیرهای مختلف سعی کردهاند وحیانیت قرآن را زیر سؤال ببرند مانند: | ==اجمالی از شبهات عصر [[رسالت]]== | ||
*افترا: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا إِنْ هَذا إِلاَّ إِفْكٌ افْتَراهُ وَ أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ}}﴾}} | *مشرکان میگفتند آیات قرآن از خداوند متعال نیست و [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} قرآن را از افراد آگاه به کتب پیشین گرفته است. یا معانی قرآن از خداوند است؛ ولی الفاظ از [[پیامبر]]. | ||
*اساطیر: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ قالُوا أَساطيرُ الْأَوَّلينَ اكْتَتَبَها}}﴾}} | *افراد سخنور و فصیح ابتدا اتهام [[سحر]] به قرآن زندند. سپس اعتراف کردند که نه کلام بشر است و نه کلام جن. | ||
*سحر: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| | *کفار و مشرکان با تعبیرهای مختلف سعی کردهاند وحیانیت قرآن را زیر سؤال ببرند مانند: | ||
خداوند بسیار کوتاه به این اتهامات پاسخ داده، در آغاز بیاساس بودن شبهه را مطرح نموده که {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| | *'''افترا:''' {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا إِنْ هَذا إِلاَّ إِفْكٌ افْتَراهُ وَ أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ}}﴾}}<ref>و کافران گفتند: این (قرآن) جز دروغی نیست که (پیامبر) خود بر ساخته است؛ سوره فرقان، آیه:۴.</ref>. | ||
در پاسخ اتهام [[سحر]] نیز میفرماید: "من اگر دروغگویم خود گرفتار عذاب میشوم" جز وحی الهی از چیزی پیروی نمیکنم". | *'''اساطیر:''' {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ قالُوا أَساطيرُ الْأَوَّلينَ اكْتَتَبَها}}﴾}}<ref>و گفتند: افسانههای پیشینیان است که رونویس کرده است؛ سوره فرقان، آیه:۵.</ref>. | ||
*'''سحر:''' {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبينٌ}}﴾}} <ref>این جز جادویی آشکار نیست؛ سوره انعام، آیه:۷.</ref>. | |||
*خداوند بسیار کوتاه به این اتهامات پاسخ داده، در آغاز بیاساس بودن شبهه را مطرح نموده که {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَقَدْ جاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً}}﴾}} <ref>پس به راستی ستم و دروغی (بزرگ) را (پیش) آوردند؛ سوره فرقان، آیه:۴</ref><ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۴۰ و ۲۴۱.</ref>. | |||
*در پاسخ اتهام [[سحر]] نیز میفرماید: "من اگر دروغگویم خود گرفتار عذاب میشوم" جز [[وحی]] الهی از چیزی پیروی نمیکنم"<ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۴۰ و ۲۴۱.</ref>. | |||