الهی بودن وحی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴۴: خط ۴۴:
===شواهد و مدعیات کلی===
===شواهد و مدعیات کلی===
*'''یکم. دخالت نداشتن [[پیامبر]] در متن قرآن:''' آیاتی که قرآن کریم را از جانب خداوند متعال می‌داند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكيمٍ عَليمٍ}}﴾}} <ref>و بی‌گمان قرآن را از نزد فرزانه‌ای دانا به تو می‌آموزند؛ سوره نمل، آیه:۶.</ref> و [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} هیچ نقشی در متن [[وحی]] و تجدید نظر در آن ندارند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ }}﴾}}<ref> بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بی‌گمان من اگر با پروردگارم نافرمانی کنم از عذاب روزی سترگ می‌هراسم؛ سوره یونس، آیه:۱۵.</ref>. تنها خداوند می‌تواند در آیات قرآن تصرف کند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ}}﴾}} و سنت الهی به تغییرناپذیری آیات قرآن تعلق گرفته<ref>[[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۲ و ۲۲۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ }}﴾}} <ref>هیچ دگرگون کننده‌ای برای سخنان وی نیست؛ سوره انعام، آیه:۱۱۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ًإِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ‏}}﴾}}<ref>بی‌گمان ما خود قرآن را فرو فرستاده‌ایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود؛ سوره حجر، آیه:۹.</ref> بسیاری از مستشرقان می‌گویند: محمد، قرآن را بیان و اسلوب خاص خود القا کرد و سپس آن را به خدایش نسبت داد. وی در این مسیر، از فراست و عمق تأملاتش بهره جسته و با ضمیمه کردن برخی اخبار غیبی و حقایق علمی، قرآن موجود را عرضه کرد. [[یوسف دره العداد]] به پیامبر نسبت می‌دهد، بعضی آیات را به آیاتی دیگر تبدیل کرد. و پیروان او متوجه این تغییر شده و مرتد شدند و هجرت به مدینه به همین دلیل بود.
*'''یکم. دخالت نداشتن [[پیامبر]] در متن قرآن:''' آیاتی که قرآن کریم را از جانب خداوند متعال می‌داند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكيمٍ عَليمٍ}}﴾}} <ref>و بی‌گمان قرآن را از نزد فرزانه‌ای دانا به تو می‌آموزند؛ سوره نمل، آیه:۶.</ref> و [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} هیچ نقشی در متن [[وحی]] و تجدید نظر در آن ندارند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ }}﴾}}<ref> بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بی‌گمان من اگر با پروردگارم نافرمانی کنم از عذاب روزی سترگ می‌هراسم؛ سوره یونس، آیه:۱۵.</ref>. تنها خداوند می‌تواند در آیات قرآن تصرف کند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ}}﴾}} و سنت الهی به تغییرناپذیری آیات قرآن تعلق گرفته<ref>[[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۲ و ۲۲۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ }}﴾}} <ref>هیچ دگرگون کننده‌ای برای سخنان وی نیست؛ سوره انعام، آیه:۱۱۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ًإِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ‏}}﴾}}<ref>بی‌گمان ما خود قرآن را فرو فرستاده‌ایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود؛ سوره حجر، آیه:۹.</ref> بسیاری از مستشرقان می‌گویند: محمد، قرآن را بیان و اسلوب خاص خود القا کرد و سپس آن را به خدایش نسبت داد. وی در این مسیر، از فراست و عمق تأملاتش بهره جسته و با ضمیمه کردن برخی اخبار غیبی و حقایق علمی، قرآن موجود را عرضه کرد. [[یوسف دره العداد]] به پیامبر نسبت می‌دهد، بعضی آیات را به آیاتی دیگر تبدیل کرد. و پیروان او متوجه این تغییر شده و مرتد شدند و هجرت به مدینه به همین دلیل بود.
*مخالفان [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} قرآن را از جانب افرادی مانند [[بلعام نصرانی]] یا [[سلمان فارسی]] می‌دانستند. خداوند متعال می‌فرماید {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ}}﴾}} <ref>و خوب می‌دانیم که آنان می‌گویند: جز این نیست که بشری به او آموزش می‌دهد؛ (چنین نیست، زیرا) زبان آن کس که (قرآن را) به او می‌بندند غیر عربی «1» است و این (قرآن به) زبان عربی روشنی است؛ سوره نحل، آیه:۱۰۳.</ref><ref>[[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]،  [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۴ و ۲۲۵.</ref>.
*مخالفان [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} قرآن را از جانب افرادی مانند [[بلعام نصرانی]] یا [[سلمان فارسی]] می‌دانستند. خداوند متعال می‌فرماید {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ}}﴾}} <ref>و خوب می‌دانیم که آنان می‌گویند: جز این نیست که بشری به او آموزش می‌دهد؛ (چنین نیست، زیرا) زبان آن کس که (قرآن را) به او می‌بندند غیر عربی است و این (قرآن به) زبان عربی روشنی است؛ سوره نحل، آیه:۱۰۳.</ref><ref>[[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]،  [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۴ و ۲۲۵.</ref>.
*قرآن کریم دو پاسخ به این اشکال داده:  
*قرآن کریم دو پاسخ به این اشکال داده:  
# نمی‌شود [[پیامبر]] الفاظ قرآن را از آن شخص عجم گرفته باشد. زیرا آیات قرآن فصیح و در حد اعجاز است.
# نمی‌شود [[پیامبر]] الفاظ قرآن را از آن شخص عجم گرفته باشد. زیرا آیات قرآن فصیح و در حد اعجاز است.
خط ۵۴: خط ۵۴:
'''پنجم. سیره شخصی [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} و قرآن:''' اگر این قرآن از جانب خود [[پیامبر]] باشد باید جریانات مهم زندگی شخصی [[پیامبر]] در قرآن آمده باشد چنانچه در انجیل مطالب فراوانی درباره زندگی شخصی [[حضرت عیسی]] {{ع}} یافت می‌شود<ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۸ و ۲۲۹.</ref>.
'''پنجم. سیره شخصی [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} و قرآن:''' اگر این قرآن از جانب خود [[پیامبر]] باشد باید جریانات مهم زندگی شخصی [[پیامبر]] در قرآن آمده باشد چنانچه در انجیل مطالب فراوانی درباره زندگی شخصی [[حضرت عیسی]] {{ع}} یافت می‌شود<ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۸ و ۲۲۹.</ref>.
'''ششم. تأخیر [[وحی]]:'''اگر [[پیامبر خاتم|پیامبر]] از جانب خود می‌توانست به‌ راحتی و خود به‌ خود حکمی را بیان کند پس چرا در برخی موارد، مدتی طولانی، [[وحی]] بر [[پیامبر]] قطع می‌شد؛ به‌ گونه‌ای که ناراحتی آن حضرت نمایان می‌شد. مانند جریان "مخلفون"، "[[صلح حدیبیه]]" و "حکم ظهار" که با استفاده از تاریخ و شأن نزول آن نشان می‌دهد [[وحی]] تأخیر داشته و [[پیامبر]] از تأخیر آن نگران بوده است.
'''ششم. تأخیر [[وحی]]:'''اگر [[پیامبر خاتم|پیامبر]] از جانب خود می‌توانست به‌ راحتی و خود به‌ خود حکمی را بیان کند پس چرا در برخی موارد، مدتی طولانی، [[وحی]] بر [[پیامبر]] قطع می‌شد؛ به‌ گونه‌ای که ناراحتی آن حضرت نمایان می‌شد. مانند جریان "مخلفون"، "[[صلح حدیبیه]]" و "حکم ظهار" که با استفاده از تاریخ و شأن نزول آن نشان می‌دهد [[وحی]] تأخیر داشته و [[پیامبر]] از تأخیر آن نگران بوده است.
'''هفتم. اگر قرآن از جانب پیامبر باشد خطاب به خود نامعقول است:''' در حالی که واژه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُل‏}}﴾}} حدود ۲۳۲ بار در قرآن به کار رفته. یعنی وظیفه [[پیامبر]] گفتن مطالب قرآن و آیات به مردم است <ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۳۰ و ۲۳۱.</ref>.  
'''هفتم. اگر قرآن از جانب پیامبر باشد خطاب به خود نامعقول است:''' در حالی که واژه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُل‏}}﴾}} حدود ۲۳۲ بار در قرآن به کار رفته. یعنی وظیفه [[پیامبر]] گفتن مطالب قرآن و آیات به مردم است <ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۳۰ و ۲۳۱.</ref>.


===شواهد الهی بودن الفاظ قرآن===
===شواهد الهی بودن الفاظ قرآن===
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش